X
تبلیغات
گروه آموزشی علوم تجربی ناحیه 2 کرج

گروه آموزشی علوم تجربی ناحیه 2 کرج

آموزشی

تدریس نیرو

نيرو

به كشش و رانش اجسام نيرو نيرو

به كشش و رانش اجسام نيرو مي گوييم. گاهي جسمي را از پايين به بالا مي بريم يا آن را به طرف خود مي كشيم و يا از خود مي رانيم در اين عمل ما به جسم نيرو وارد كرده ايم. نيرو مي تواند عامل حركت يا توقف يك جسم شود و گاهي جهت حركت جسم را تغيير مي دهد. حتي مي تواند شكل جسم را عوض كند. به عبارت ديگر نيرو تأثير دو جسم بر يكديگر است كه ممكن است ناشي از تماس دو جسم باشد و يا دو جسم از راه دور بر يكديگر نيرو وارد كنند.

 تماس دو جسم مانند خرد كردن يك گچ زير پا. نزديك كردن قطب هاي آهنربا به يك جسم آهني وارد كردن نيرو بدون تماس و از راه دور است. نيرور را با وسيله اي به نام نيروسنج اندازه گيري مي كنند و يكاي اندازه گيري نيرو در SI نيوتن مي باشد كه با حرف Nنشان داده مي شود.

انواع نيرو :

گرانش  تكيه گاه  اصطكاك  الكتريكي  مغناطيسي

 

نيروي گرانش:

جرم مقدار ماده تشكيل دهنده هر جسم است. جرم يك جسم به ما مي گويد كه چه مقدار از آن جسم وجود دارد اگر دو قوطي كاملاً يكسان داشته باشيم كه در يكي سنگ ريخته باشيم و ديگري خالي باشد، براي كشيدن اين قوطي ها نيروي متفاوتي به كار مي بريم در اين حالت مي گوييم قوطي تمايلي به حركت ندارد به اين بي ميلي به حركت و تمايل به حفظ حالت قبلي اينرسي مي گويند. معمولاً اين نيرو آنقدر كوچك است كه آن را حس نمي كنيم اين نيرو در جرم هاي بزرگ مثل زمين بسيار بزرگ است شما به سمت زمين جذب مي شويد و زمين هم به سمت شما جذب مي شود. اگر به هوا بپريد شما و زمين همديگر را با نيروي مساوي جذب مي كنيد اما زمين به سبب جرم بيشتري كه دارد نسبت به حركت بي ميل تر است بنابراين به نظر مي رسد زمين به طرف شما كشيده نمي شود. به مقدار نيرويي كه جسم را به سوي زمين مي كشد وزن آن جسم مي گويند.

نيروي گرانش به جرم و فاصله اجسام بستگي دارد هر چه جرم دو جسم بيشتر و فاصله بين آنها كمتر باشد، نيروي گرانش بين آنها بيشتر است. پس اگر از سطح زمين بالا برويم، نيروي گرانش كمتر مي شود. در خارج از جو اجسام بي وزن مي شوند. ولي با اين وجود داراي جرم مي باشند.

نكته: زمين به جسمي به جرم 1 كيلوگرم نيرويي برابر 8/9 نيوتن وارد مي كند بنابراين وزن اين جسم 8/9 نيوتن است.

مركز جرم:

در هر جسمي نقطه اي وجود دارد كه مي توان تصور كرد كه همه ي جرم جسم در آن نقطه قرار دارد. محل قرارگيري اين نقطه بر پايداري جسم اثر مي گذارد. اگر جسم شكل هندسي منظمي داشته باشد مركز جرم جسم در مركز هندسي آن قرار دارد مثلاً مركز جرم يك كره در مركز آن قرار دارد.

مركز جرم برخي اجسام در خارج آنها است مثلاً مركز جرم بومرنگ در داخلش نيست شما نمي توانيد بومرنگ را در يك نقطه بر روي تكيه گاهي قرار دهيد اما بومرنگ به گونه اي عمل مي كند كه گويي تمام جرم آن در يك نقطه متمركز شده هنگامي كه بومرنگ مي چرخد در واقع به دور مركز جرمش گردش مي كند.

نيروي عمودي تكيه گاه:

جسمي را در نظر بگيريد كه روي سطح ميزي به حال سكون است در اين حالت نيروي وزن جسم آن را به سوي پايين مي كشد چون جسم ساكن است جمع نيروي وارد به آن صفر است در نتيجه بايد نيرويي برابر وزن جسم، اما در خلاف جهت به آن وارد شود اين نيرو توسط ميز به جسم وارد مي شود كه نيروي تكيه گاه نام دارد.

وقتي جسمي مثل يك كشتي روي سطح آب قرار مي گيرد باعث فرو رفتن سطح آب مي شود. ولي سطح آب مانع فرورفتن كشتي مي شود، زيرا نيرويي به آن به طرف بالا وارد مي كند. به نيروي تكيه گاهي كه مايع به اجسام وارد مي كند نيروي ارشميدس مي گويند.

هنگامي كه به درون وان حمام مي رويد، سطح آب افزايش مي يابد شما مقداري از آب را جابجا مي كنيد. حجم آب جابجا شده به اندازه حجم شماست در اين حالت وزن شما كمتر از زماني است كه در خارج آب قرار داريد اگر مقدار  آب جابجا شده را وزن كنيد در مي يابيد وزن آن با وزن كاهش يافته شده برابر است.

هر مايع يا گاز ديگري (هر سيالي) به همين گونه رفتار مي كند.

نيروي اصطكاك:

در تجربه ها ديده ايد كه اگر جسم سنگيني را روي سطح افقي ساكن باشد، براي به حركت درآوردن آن بايد نيروي بزرگي به آن وارد كنيد و اگر نيروي كوچكي به آن وارد كنيد جسم حركت نمي كند يا اگر دست از كشيدن يا هل دادن جسم متحرك بكشيد، سرعت جسم كم مي شود و پس از مدتي مي ايستد. با توجه به اينكه نيرو عامل تغيير است، در تمام موارد ياد شده بايد نيرويي در خلاف جهت حركت به جسم وارد شده باشد اين نيرو اصطكاك نام دارد. نيروي اصطكاك در دو حالت وجود دارد:

1- جسم نسبت به سطحي كه بر آن قرار دارد، كشيده شده ولي ساكن است اين حالت نيروي اصطكاك را ايستايي مي گويند.

2-   جسم نسبت به سطحي كه بر آن قرار دارد، در حركت باشد در اين اين حالت نيروي اصطكاك را جنبشي گوييم.

براي اندازه گيري اصطكاك جسم را با سرعت ثابت به وسيله نيروسنج بر روي سطح مي كشيم در اين حالت عددي كه نيروسنج نشان مي دهد نيروي اصطكاك است.

نيروي الكتريكي:

نيروهاي ربايش و رانش كه بارهاي الكتريكي بر هم وارد مي كنند را نيروي الكتريكي مي گويند در اثر اين نيروهاست كه موهاي شما به شانه پلاستيكي مي چسبد.

در مورد بارهاي الكتريكي مي توان گفت كه بارهاي هم نام يكديگر را دفع و بر هم نيروي رانش وارد مي كنند و بارهاي ناهم نام يكديگر را جذب و بر هم نيروي ربايش وارد مي كنند.

هنگامي كه ميله پلاستيكي و پارچه پشمي را به يكديگر مالش مي دهيم، تعدادي از الكترونها از يك جسم جدا شده وارد جسم ديگر مي شوند. در حالي كه قبل از مالش هر يك از دو جسم، داراي مقدار مساوي پروتون (در هسته) و الكترون (به دور هسته) هستند. به علت مالش دادن دو جسم، توازن الكتروني هر دو به هم مي خورد. جسمي كه الكترون از دست داده، مقدار پروتون هايش بيشتر از الكترون هايش مي شود در نتيجه داراي بار الكتريكي مثبت مي گردد. جسم دوم كه الكترون دريافت كرده است مقدار الكترون هايش بيشتر از پروتون هايش شده و بار الكتركي آن منفي مي شود. بنابراين در هنگام مالش دو جسم با هم بار الكتريكي بوجود نمي آيد بلكه با انتقال الكترون از يك جسم به جسم ديگر، بار الكتريكي جابجا مي شود.

نيروي مغناطيسي:

نيروي مغناطيسي نيرويي است كه بر مواد مغناطيسي (آهن، نيكل، كبالت) و جريان هاي الكتريكي (مثلاً در موتورهاي الكتريكي) اثر مي كند.

در هر آهن ربا دو قطب وجود دارد كه يكي قطب N (شمال) و ديگري قطب S (جنوب) مي باشد. اثر قطب هاي آهن ربا بر يكديگر مانند اثر بارهاي الكتريكي بر يكديگر است. يعني قطب هاي هم نام يكديگر را مي رانند و قطب هاي نا همنام يكديگر را مي ربايند. اساس كار قطب نما، موتورهاي الكتريكي، ژنراتورها و ترانسفورماتورها، نيروي معناطيسي مي باشد. در درهاي يخچال، جامدادي و .... از خاصيت مغناطيسي استفاده مي شود.

نكته 1: جهت نيروي مغناطيسي به هر جهت مي تواند باشد.                             

نكته2: دو آهنربا حتي در خلاء بر يكديگر نيرو وارد مي كنند. زمين نيز خود يك آهنرباي عظيم است.

مي گوييم. گاهي جسمي را از پايين به بالا مي بريم يا آن را به طرف خود مي كشيم و يا از خود مي رانيم در اين عمل ما به جسم نيرو وارد كرده ايم. نيرو مي تواند عامل حركت يا توقف يك جسم شود و گاهي جهت حركت جسم را تغيير مي دهد. حتي مي تواند شكل جسم را عوض كند. به عبارت ديگر نيرو تأثير دو جسم بر يكديگر است كه ممكن است ناشي از تماس دو جسم باشد و يا دو جسم از راه دور بر يكديگر نيرو وارد كنند.

 تماس دو جسم مانند خرد كردن يك گچ زير پا. نزديك كردن قطب هاي آهنربا به يك جسم آهني وارد كردن نيرو بدون تماس و از راه دور است. نيرور را با وسيله اي به نام نيروسنج اندازه گيري مي كنند و يكاي اندازه گيري نيرو در SI نيوتن مي باشد كه با حرف Nنشان داده مي شود.

انواع نيرو :

گرانش  تكيه گاه  اصطكاك  الكتريكي  مغناطيسي

 

نيروي گرانش:

جرم مقدار ماده تشكيل دهنده هر جسم است. جرم يك جسم به ما مي گويد كه چه مقدار از آن جسم وجود دارد اگر دو قوطي كاملاً يكسان داشته باشيم كه در يكي سنگ ريخته باشيم و ديگري خالي باشد، براي كشيدن اين قوطي ها نيروي متفاوتي به كار مي بريم در اين حالت مي گوييم قوطي تمايلي به حركت ندارد به اين بي ميلي به حركت و تمايل به حفظ حالت قبلي اينرسي مي گويند. معمولاً اين نيرو آنقدر كوچك است كه آن را حس نمي كنيم اين نيرو در جرم هاي بزرگ مثل زمين بسيار بزرگ است شما به سمت زمين جذب مي شويد و زمين هم به سمت شما جذب مي شود. اگر به هوا بپريد شما و زمين همديگر را با نيروي مساوي جذب مي كنيد اما زمين به سبب جرم بيشتري كه دارد نسبت به حركت بي ميل تر است بنابراين به نظر مي رسد زمين به طرف شما كشيده نمي شود. به مقدار نيرويي كه جسم را به سوي زمين مي كشد وزن آن جسم مي گويند.

نيروي گرانش به جرم و فاصله اجسام بستگي دارد هر چه جرم دو جسم بيشتر و فاصله بين آنها كمتر باشد، نيروي گرانش بين آنها بيشتر است. پس اگر از سطح زمين بالا برويم، نيروي گرانش كمتر مي شود. در خارج از جو اجسام بي وزن مي شوند. ولي با اين وجود داراي جرم مي باشند.

نكته: زمين به جسمي به جرم 1 كيلوگرم نيرويي برابر 8/9 نيوتن وارد مي كند بنابراين وزن اين جسم 8/9 نيوتن است.

مركز جرم:

در هر جسمي نقطه اي وجود دارد كه مي توان تصور كرد كه همه ي جرم جسم در آن نقطه قرار دارد. محل قرارگيري اين نقطه بر پايداري جسم اثر مي گذارد. اگر جسم شكل هندسي منظمي داشته باشد مركز جرم جسم در مركز هندسي آن قرار دارد مثلاً مركز جرم يك كره در مركز آن قرار دارد.

مركز جرم برخي اجسام در خارج آنها است مثلاً مركز جرم بومرنگ در داخلش نيست شما نمي توانيد بومرنگ را در يك نقطه بر روي تكيه گاهي قرار دهيد اما بومرنگ به گونه اي عمل مي كند كه گويي تمام جرم آن در يك نقطه متمركز شده هنگامي كه بومرنگ مي چرخد در واقع به دور مركز جرمش گردش مي كند.

نيروي عمودي تكيه گاه:

جسمي را در نظر بگيريد كه روي سطح ميزي به حال سكون است در اين حالت نيروي وزن جسم آن را به سوي پايين مي كشد چون جسم ساكن است جمع نيروي وارد به آن صفر است در نتيجه بايد نيرويي برابر وزن جسم، اما در خلاف جهت به آن وارد شود اين نيرو توسط ميز به جسم وارد مي شود كه نيروي تكيه گاه نام دارد.

وقتي جسمي مثل يك كشتي روي سطح آب قرار مي گيرد باعث فرو رفتن سطح آب مي شود. ولي سطح آب مانع فرورفتن كشتي مي شود، زيرا نيرويي به آن به طرف بالا وارد مي كند. به نيروي تكيه گاهي كه مايع به اجسام وارد مي كند نيروي ارشميدس مي گويند.

هنگامي كه به درون وان حمام مي رويد، سطح آب افزايش مي يابد شما مقداري از آب را جابجا مي كنيد. حجم آب جابجا شده به اندازه حجم شماست در اين حالت وزن شما كمتر از زماني است كه در خارج آب قرار داريد اگر مقدار  آب جابجا شده را وزن كنيد در مي يابيد وزن آن با وزن كاهش يافته شده برابر است.

هر مايع يا گاز ديگري (هر سيالي) به همين گونه رفتار مي كند.

نيروي اصطكاك:

در تجربه ها ديده ايد كه اگر جسم سنگيني را روي سطح افقي ساكن باشد، براي به حركت درآوردن آن بايد نيروي بزرگي به آن وارد كنيد و اگر نيروي كوچكي به آن وارد كنيد جسم حركت نمي كند يا اگر دست از كشيدن يا هل دادن جسم متحرك بكشيد، سرعت جسم كم مي شود و پس از مدتي مي ايستد. با توجه به اينكه نيرو عامل تغيير است، در تمام موارد ياد شده بايد نيرويي در خلاف جهت حركت به جسم وارد شده باشد اين نيرو اصطكاك نام دارد. نيروي اصطكاك در دو حالت وجود دارد:

1- جسم نسبت به سطحي كه بر آن قرار دارد، كشيده شده ولي ساكن است اين حالت نيروي اصطكاك را ايستايي مي گويند.

2-   جسم نسبت به سطحي كه بر آن قرار دارد، در حركت باشد در اين اين حالت نيروي اصطكاك را جنبشي گوييم.

براي اندازه گيري اصطكاك جسم را با سرعت ثابت به وسيله نيروسنج بر روي سطح مي كشيم در اين حالت عددي كه نيروسنج نشان مي دهد نيروي اصطكاك است.

نيروي الكتريكي:

نيروهاي ربايش و رانش كه بارهاي الكتريكي بر هم وارد مي كنند را نيروي الكتريكي مي گويند در اثر اين نيروهاست كه موهاي شما به شانه پلاستيكي مي چسبد.

در مورد بارهاي الكتريكي مي توان گفت كه بارهاي هم نام يكديگر را دفع و بر هم نيروي رانش وارد مي كنند و بارهاي ناهم نام يكديگر را جذب و بر هم نيروي ربايش وارد مي كنند.

هنگامي كه ميله پلاستيكي و پارچه پشمي را به يكديگر مالش مي دهيم، تعدادي از الكترونها از يك جسم جدا شده وارد جسم ديگر مي شوند. در حالي كه قبل از مالش هر يك از دو جسم، داراي مقدار مساوي پروتون (در هسته) و الكترون (به دور هسته) هستند. به علت مالش دادن دو جسم، توازن الكتروني هر دو به هم مي خورد. جسمي كه الكترون از دست داده، مقدار پروتون هايش بيشتر از الكترون هايش مي شود در نتيجه داراي بار الكتريكي مثبت مي گردد. جسم دوم كه الكترون دريافت كرده است مقدار الكترون هايش بيشتر از پروتون هايش شده و بار الكتركي آن منفي مي شود. بنابراين در هنگام مالش دو جسم با هم بار الكتريكي بوجود نمي آيد بلكه با انتقال الكترون از يك جسم به جسم ديگر، بار الكتريكي جابجا مي شود.

نيروي مغناطيسي:

نيروي مغناطيسي نيرويي است كه بر مواد مغناطيسي (آهن، نيكل، كبالت) و جريان هاي الكتريكي (مثلاً در موتورهاي الكتريكي) اثر مي كند.

در هر آهن ربا دو قطب وجود دارد كه يكي قطب N (شمال) و ديگري قطب S (جنوب) مي باشد. اثر قطب هاي آهن ربا بر يكديگر مانند اثر بارهاي الكتريكي بر يكديگر است. يعني قطب هاي هم نام يكديگر را مي رانند و قطب هاي نا همنام يكديگر را مي ربايند. اساس كار قطب نما، موتورهاي الكتريكي، ژنراتورها و ترانسفورماتورها، نيروي معناطيسي مي باشد. در درهاي يخچال، جامدادي و .... از خاصيت مغناطيسي استفاده مي شود.

نكته 1: جهت نيروي مغناطيسي به هر جهت مي تواند باشد.                             

نكته2: دو آهنربا حتي در خلاء بر يكديگر نيرو وارد مي كنند. زمين نيز خود يك آهنرباي عظيم است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 9:47  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

چند داستان زیبا

زندگی همین است!

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:
50
گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.

اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.

حق با توست... حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید! دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری. زندگی همین است

ارزش واقعی

ارزش واقعی

قصاب با ديدن سگي که به طرف مغازه اش نزديک مي شد حرکتي کرد که دورش کند اما کاغذي را در دهان سگ ديد .کاغذ را گرفت.روي کاغذ نوشته بود" لطفا دوازده تاسوسيس و يه ران گوشت بدين" . ده دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه اي گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کيسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفي وقت بستن مغازه بود تعطيل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ در خيابان حرکت کرد تا به محل خط کشي رسيد . با حوصله ايستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خيابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ايستگاه اتوبوس رسيد نگاهي به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد وايستاد .قصاب متحير از حرکت سگ منتظر ماند .

اتوبوس امد, سگ جلوي اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ايستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدي امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالي که دهانش از حيرت باز بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بيرون را تماشا مي کرد .پس از چند خيابان سگ روي پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ايستاد و سگ با کيسه پياده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خيابان حرکت کرد تا به خانه اي رسيد .گوشت را روي پله گذاشت و کمي عقب رفت و خودش را به در کوبيد .اينکار را بازم تکرار کرد اما کسي در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روي ديداري باريک پريد و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پايين پريد و به پشت در برگشت.

مردي در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبيه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزديک شد و داد زد :چه کار مي کني ديوانه؟ اين سگ يه نابغه است.اين باهوش ترين سگي هست که من تا بحال ديدم.

مرد نگاهي به قصاب کرد و گقت:تو به اين ميگي باهوش ؟اين دومين بار تو اين هفته است که اين احمق کليدش را فراموش مي کنه !!!

نتيجه اخلاقي :

اول اينکه مردم هرگز از چيزهايي که دارند راضي نخواهند بود.

و دوم اينکه چيزي که شما انرا بي ارزش مي دانيد بطور قطع براي کساني ديگر ارزشمند و غنيمت است .

سوم اينکه بدانيم دنيا پر از اين تناقضات است.

پس سعي کنيم ارزش واقعي هر چيزي را درک کنيم و مهمتر اينکه قدر داشته هاي مان را بدانيم

شکست خوردن را یاد بگیریم

شکست لازمه

وقتي همه چيز به آن طور که مي‌خواهيم پيش مي‌رود ما هم با حداکثر توان‌مان تلاش مي‌کنيم. اما بعد از اينکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پيدا مي‌شود نااميد شده و دست از تلاش کردن بر مي‌داريم، با وجود اينکه توان انجام آن را داريم.

-
ميمون‌هايي که «ترسيدن» را ياد گرفتند: ميمون‌هايي که از مار نمي‌ترسيدند را در کنار مار‌ها قرار دادند. در همين حين صداهاي بلند و وحشتناکي هم از بلندگو‌ها پخش کردند. با اين کار ميمون‌هايي که از مار‌ها نمي‌ترسيدند «ياد گرفتند» که از مار بترسند. نتيجه عجيب تر اين آزمايش اين بود که حتي ميمون‌هاي ديگري که هم که از مار‌ها نمي‌ترسيدند با ديدن ترس ساير ميمون‌ها آن‌ها هم از مار‌ها ترسيدند.

نتيجه: ما از بعضي از چيزها مي‌ترسيم، چون آن‌ها را با چيز‌هاي ديگري در ذهن‌مان به يکديگر مرتبط مي‌کنيم. مثلآ يک کودک بعد از شنيدن صداي ترسناک محکم بسته شدن درب در تاريکي از تاريکي خواهد ترسيد.

-
قورباغه‌هايي که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفي پر از آب جوش انداختند، آنها خيلي سريع از آب جوش به بيرون پريدند و خودشان را نجات دادند. وقتي همين قورباغه‌ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملي به همان سرعت نشان دهند.

نتيجه: ما مي‌توانيم تغييرات ناگهاني را بفهميم و متقابلا عکس‌العمل نشان دهيم اما وقتي اين تغييرات در درازمدت انجام مي‌شوند وقتي متوجه مي‌شويم که ديگر خيلي دير است. يادمان باشد، نه عادت‌هاي بد يک شبه وجود کسي را فرا مي‌گيرد و نه کسي يک شبه فرد ديگري مي‌شود، همه چيز پله پله انجام مي‌شود. مهم اين است که گرم شدن آب را احساس کنيد.

-
موش‌هاي شناگري که غرق شدند: اين بار تعدادي موش‌هاي صحرايي که بعضي آنها مي‌توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از اينکه آنها را در آب بياندازند با کلک اين باور غلط را در موش‌ها به وجود آوردند که آنها گير افتاده اند. خيلي از موش‌ها تنها پس از چند دقيقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمي‌توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر مي‌کردند گير کرده اند نااميد شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

نتيجه: وقتي همه چيز به آن طور که مي‌خواهيم پيش مي‌رود ما هم با حداکثر توان مان تلاش مي‌کنيم. اما بعد از اينکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پيدا مي‌شود نااميد شده و دست از تلاش کردن بر مي‌داريم، با وجود اينکه توان انجام آن را داريم.

-
سگ‌هايي که ياد گرفتند تلاش نکنند: تعدادي سگ در اتاقي قرار گرفتند که زمين آن مي‌توانست  دکمه اي روي ديوار اتاق بود که با فشرده شدن جريان را قطع مي‌کرد. وقتي شوک وارد شد سگ‌ها بالا و پايين پريدند تا بالاخره يکي از سگ‌ها دکمه را زد و جريان قطع شد. سگ‌ها ياد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشايند قطع مي‌شود.

روي نصف گروه اول سگ‌ها همين آزمايش دوباره تکرار شد اما اين بار دراتاق ديگري که دکمه اي الکي داشت و با زدن آن هيچ اتفاقي نمي‌افتاد و جريان همچنان ادامه داشت. بعد از اين مراحل سگ‌هايي که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با کليد سالم) بازگردانده شدند و آزمايش تکرار شد. اين بار هيچ کدام شان حتي سعي نکردند که دکمه را فشار دهند.

نتيجه: هيچ کس با ناميدي به دنيا نمي‌آيد، بلکه ما بعد از اينکه چند بار شکست مي‌خوريم «شکست خوردن» را ياد مي‌گيريم و حتي به خودمان زحمت تلاش کردن نمي‌دهيم. اگر به مشکلي برخورده ايد، مهم نيست دفعه چندم است که زمين خورده ايد، باز هم بلند شويد و براي حل آن تلاش کنيد. ممکن است کليد سالم باشد، فقط فشارش دهيد!

! .

دوست دارید بعد از مرگ درباره شما چی بگن

سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد...
یک سوال!!!

_
الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانکارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن از کنار جنازه راه می رن در مورد شما چی بگن؟...


اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین پزشکان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده ام.

دومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارم.

سومی گفت : دوست دارم بگن : نگاه کن داره تکون می خوره مثل اینکه زنده است!

 

نبوغ صنعتی

در يك شركت بزرگ ژاپني كه توليد وسايل آرايشي را برعهده داشت ، يك مورد به ياد ماندني اتفاق افتاد:
شكايتي از سوي يكي مشتريان به كمپاني رسيد . او اظهار داشته بود كه هنگام خريد يك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطي خالي است . بلافاصله با تاكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد كارخانه اين مشكل بررسي ، و دستور صادر شد كه خط بسته بندي اصلاح گردد و قسمت فني و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت پيشگيري از تكرار چنين مسئله اي اتخاذ نمايد . مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين ارائه دادند : مونيتورينگ خط بسته بندي با اشعه ايكس بزودي سيستم مذكور خريداري شده و با تلاش شبانه روزي گروه مهندسين ، دستگاه توليد اشعه ايكس و مانيتورهائي با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهيز گرديد . سپس دو نفر اپراتور نيز جهت كنترل دائمي پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند تا از عبور احتمالي قوطيهاي خالي جلوگيري نمايند. نكته جالب توجه در اين بود كه درست همزمان با اين ماجرا ، مشكلي مشابه نيز در يكي از كارگاههاي كوچك توليدي پيش آمده بود اما آنجا يك كارمند معمولي و غير متخصص آنرا به شيوه اي بسيار ساده تر و كم خرجتر حل كرد
تعبيه يك دستگاه پنكه در مسير خط بسته بندي تا قوطی خالی را باد ببرد

نتیجه اخلاقی
هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛

شگرد اقتصادی ملا نصرالدین

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و

 

دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.
«
اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 20:29  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

باور

باور 

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد .او یک اکواریم ساخت و با قرار دادن  یک دیوار شیشه ای  در وسط آکواریم آن را به دو بخش  تقسیم کرد.در یک بخش  ، ماهی بزرگی قرار داشت و در بخش  دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ماهی بزرگ تر بود .ماهی کوچک فقط غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمی داد . او برای شکار ماهی کوچک  بارها و بارها به سویش حمله برد، ولی هر بار به دیوار نامریی که وجود داشت برخورد می کرد. همان  دیوار شیشه ای  که او را از غذای مورد  علاقه اش  جدا می کرد .÷س از مدتی ، ماهی بزرگ از حمه  و یورش  به ماهی کوچک دست برداشت .او  باور کرده بود  که رفتن  به آن سوی آکواریم  و شکار ماهی کوچک ، امری محال  و غیر ممکن است .در پایان  دانشمند شیشه  وسط آکواریم  را برداشت  و راه ماهی بزرگ  را باز گذاشت .ولی  دیگر هیچگاه ماهی بزرگ به ماهی  کوچک  حمله  نکرد و به آن سوی  آکواریم  نیز نرفت !

دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت ، اما ماهی بزرگ در ذهنش  دیواری  ساخته بود  که از دیوار  واقعی  سخت تر و بلندتر می نمود و آن دیوار ، دیوار بلند باور خود بود !

باوری که از جنس محدودیت !  باوری به وجود  دیواری  بلند  و غیرقابل عبور ! باوری  از ناتوانی خویش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 19:58  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

فکر بکر

فکر بکر


پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .
تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .
پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .
من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.
من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر

پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
"پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . "

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران fbi و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار ، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .
نتيجه اخلاقي :
هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد .
مانع ذهن است نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 19:46  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

تعیین عمر اشیاء

 (Determine the life of objects) : تعیین عمر اشیا  
در یک حفاری تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان 5 هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از 2 هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شیء یا اجساد و بقایای موجودات زنده متعلق به چه زمانی هستند. تاریخ سنجی به وسیله کربن 14 یک روش رایج و مطمئن برای تعیین قدمت بقایای موجودات زنده است ، با این شرط که حداکثر 50 هزار سال عمر داشته باشند.این روش فقط درخصوص اشیایی به کار می رود که یا خود زمانی زنده بوده اند مانند استخوان ، بقایای گیاهان و بقایای اجساد حیوانات و انسان ها و یا این که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباسهای پنبه ای یا کتانی ، وسایل چوبی و غیره.
کربن 14 چگونه ساخته می شود؟
اشعه کیهانی هر روز و به مقدار زیاد به اتمسفر زمین می رسد. برای مثال در هر ساعت نیم میلیون تابش کیهانی به هر فرد می تابد. این اشعه کیهانی با اتمهای اتمسفر برخورد می کند و تابشهای ثانویه را به صورت نوترون های پر انرژی به وجود می آورد. این نوترون های پرانرژی با اتمهای نیتروژن برخورد می کنند. پس از برخورد نوترون با نیتروژن14 (7پروتون و 7نوترون) این اتمها به اتمهای کربن 14(6پروتون و 8نوترون) به اضافه اتمهای هیدروژن (یک پروتون و یک نوترون) تبدیل می شوند.کربن 14 رادیواکتیو است با نیمه عمری حدود 5700 سال. (نیمه عمر مدت زمانی است که نصف اتمهای یک ماده رادیواکتیو به دلیل تابش غیرفعال می شوند)

کربن 14 در موجودات زنده
اتمهای کربن 14 که بر اثر تابش کیهانی به وجود آمده اند با اتمهای اکسیژن ترکیب شده و گاز دی اکسیدکربن می دهند. گیاهان این گاز را جذب کرده و بر اثر پدیده فتوسنتز کربن 14 در فیبر گیاهان وارد می شود.حیوانات و انسان ها این گیاهان را می خورند و کربن 14وارد بدن آنها می شود. نسبت کربن 14 به کربن معمولی (کربن)12 در هوا و بدن موجودات زنده در تمام زمانها تقریبا ثابت بوده و هست. تقریبا در هر تریلیون اتم کربن یک اتم ، اتم کربن 14است.کربن 14واپاشی می کند. ولی همیشه تا زمانی که موجود زنده است ، به دلیل تبادل با محیط بیرون اتمهای واپاشیده شده با اتمهای جدید کربن 14جایگزین می شوند و این نسبت تقریبا ثابت می ماند.

تعیین تاریخ یک فسیل
به محض این که یک موجود زنده می میرد، دریافت کربن آن از محیط قطع می شود. نسبت کربن 12 به کربن 14 در لحظه مرگ موجود با مقدار استاندارد آن در بدن بقیه موجودات زنده برابر است ؛ ولی پس از مرگ کربن 14 واپاشیده شده و با هیچ کربن 14 جدیدی جایگزین نمی شود.کربن 14 بتدریج و با سرعت بسیار کم از بین می رود در حالی که مقدار کربن 12 ثابت است.با به دست آوردن نسبت کربن 12 به کربن 14 در نمونه مورد بررسی و مقایسه آن با مقدار استاندارد این نسبت در موجودات زنده می توان قرنی را که این موجود در آن می زیسته است ، با دقت بسیار خوبی محاسبه کرد.

چون نیمه عمر کربن 14، 5700 سال است تعیین عمر اجسام با استفاده از کربن 14 فقط در مواردی معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به 60هزار سال قبل باشد. پس از این مدت مقدار کربن 14 بسیار ناچیز می شود. البته قوانین کربن 14 برای سایر ایزوتوپ ها هم معتبر است.مواد دیگری هم وجود دارند که هم به صورت رادیواکتیو هم غیرفعال در طبیعت وجود دارند و نسبت آنها هم مقدار ثابتی است از طرفی نیمه عمر طولانی تری هم دارند.مثلا پتاسیم ماده ای است که دو ایزوتوپ فعال و غیرفعال آن در بدن موجودات زنده به طور طبیعی یافت می شود. نیمه عمر پتاسیم 40، 103 میلیون سال است. البته روش تاریخ سنجی رادیواکتیو در آینده قابل استفاده نیست. تمام موجوداتی که بعد از 1940 مرده اند، به دلیل فعالیت های هسته ای بمبهای اتمی ، رآکتورهای هسته ای و آزمایش های هسته ای در فضای باز دچار تغییرات هسته ای شده اند و در آینده تشخیص درصد رادیواکتیویته طبیعی در این موجودات از رادیواکتیویته حاصل از این فعالیت های هسته ای مشکل خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:27  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

تغییر دنیا

تغيير دنيا

بر سر گور كشيشی در كليسای وست مينستر نوشته شده است:

كودک كه بودم می‌خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلی بزرگ است ، من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگی كه حتی شهرم را نيز بزرگ ديدم ، تصميم گرفتم خانواده‌ام را متحول كنم . اينک كه در آستانه‌ی مرگ هستم می‌فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد می‌توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:26  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

دانش آموزان چگونه به درس علاقه مند می شوند؟

دانش‌آموزان چگونه به درس و مدرسه علاقه‌مند می‌شوند؟

مقــدّمه:  

تا زمانی که به چیزی احساس نیاز نشود فرد برای رسیدن به آن تلاش نمی‌کند. اگر فردی نتواند در زندگی چیزهای مهم را تشخیص دهد و آن‌ها را نشناسد، نباید امید زیادی به بهبود زندگی و رفاه او داشته باشیم. اگر فرد نداند چه چیزی برایش اهمیت دارد و چه باید انجام دهد، به هدف‌های خود نخواهد رسید. باید کوشید تا چیزهایی را که دانش‌آموز در زندگی به آنها علاقه دارد شناسایی کرد. عده‌ای از روانشناسان رفتـــار انسان را متأثر از احساسات او می‌انگارند. یعنی احســـــاسات انسان ایجاد کننده‌ی رفتار او است؛ به عبارت دیگر احساســات ، طرز فکرها ، اعتقــادات و ادراکات انســان بوجود ‌آورنده رفتارند. از نظر تربیتی نیز این عقیده بسیار اهمیت دارد. اگر دانش‌آموزی احساس کند که معلمش او را دوست دارد ، رفتارش نسبت به آن معلم دوستانه خواهد بود و به درس آن معلم نیز علاقه‌مند خواهد شد؛ در مقابل اگر احساس کند که معلم او را دوست ندارد ، احتمالا نسبت به درس آن معلم نیز علاقه‌ای نخواهد داشت. بنابراین باید کوشید تا چیزهایی را که دانش‌آموز در زندگی به آن‌ها علاقه دارد شناسایی نموده و کار کردن با دانش‌آموز را از چیزهای دوست داشتنی آغاز کرد.

شناسایی خود یا خویشتن پنداری:

خویشتن پنداری عامل بسیار مهمی در ایجاد نوع رفتار است. افرادی که خویشتن پنداری مثبتی دارند رفتارشان اجتماع پسندتر از افرادی است که خویشتن پنداری آن‌ها منفی است. خویشتن‌پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره خود دارد. این عقیده و پندار به تمام جوانب خود یعنی جنبه‌های جسمانی ، اجتماعی ، عقلانی و روانی فرد مربوط می‌شود. تصور انسان درباره هر یک از عوامل رفتار معین و مشخص است. به عنوان مثال یک نمونه از مواردی که تأثیر خویشتن پنداری دانش‌آموزان را در وضع تحصیلی آنان نشان می‌دهد این است که دانشمندی در ضمن مشاوره با دانش‌آموزان عقب افتاده طی سالیان متمادی به این نتیجه رسیده است که یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت تحصیلی این عده ، عقیده و پنداری است که آنها درباره خود دارند. به عبارت دیگر تعداد زیادی از این دانش‌آموزان اصولا معتقدند که قادر به خواندن نیستند. آزمایشات پزشکی نشان می‌دهد که این عده دارای هیچ گونه نقص بینایی ، عقلانی ، شنوایی یا گویایی نیستند و از نظر جسمی سالم هستند. این دانشمند پس از مشاوره با این شاگردان نتیجه می‌گیرد که فقط خویشتن پنداری منفی شاگردان باعث عقب افتادگی تحصیلی آن‌ها شده است. نتیجه آن که خویشتن پنداری تأثیر مهمی در نحوه پیشرفت دانش‌آموزان و رفتار آن‌ها دارد.

دانشمندی به نام « کویر اسمیت » معتقد است خویشتن پنداری بر اثر روابط بین عوامل زیر تعیین می‌شود

الف- پندار والدین درباره فرد:

سال‌های اولیه کودکی عامل بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک به شمار می‌رود. در چنین سال‌هایی والدین نقش بسیار مهمی در ایجاد نوع شخصیت کودک ایفا می‌کنند. کودک اولین الگوهای رفتاری خود را در محیط خانواده از والدین خود تقلید می‌کند. تربیت صحیح کودک در سال‌های اولیه که به سال‌های سازندگی معروفند اهمیت خاصی دارد. به گونه‌ای که رفتار والدین با کودک در سال‌های اولیه زندگی اثرات خاصی در نحوه رفتار و تکوین شخصیت کودک به جا می‌گذارد. والدین می‌توانند کودک را در خلال این سال‌ها به استقلال یا وابستگی ، به عطوفت یا خشونت تشویق کنند.

ب- تصور و پندار دوستان و همبازی ها درباره فرد:

به موازات رشد کودکان با مشاهده بازی آن‌ها می‌توان دریافت که کودکان سعی دارند همواره نقش دوستان صمیمی خود را تقلید کنند. کودک می‌خواهد مثل دوست صمیمیش لباس بپوشد ، حرف بزند و عمل کند. تقلید نقش امری طبیعی است و در تکوین شخصیت کودک مؤثر است. از سوی دیگر کودکان در انتخاب نوع دوستان تشخیص کافی و دقت لازم را ندارند و احتمالا دوستانی انتخاب خواهند کرد که یا از لحاظ سنی متفاوتند و یا از نظر رفتاری با هم مغایرت دارند. در این مورد معمولا والدین به طور مستقیم در این امر اساسی و حیاتی دخالت کنند و کودک را در صورت لزوم در انتخاب دوست راهنمایی کنند.

ج- تصور و پندار معلمان درباره فرد:

در سن معینی که کودک پا به کودکستان و یا دبستان می‌گذارد تجربه جدیدی را در زندگی آغاز می‌کند. آشنایی شاگرد با معلمان و رابطه‌ای که بین معلم و دانش‌آموز ایجاد می‌گردد عامل مهمی در شکل‌گیری شخصیت و نحوه خویشتن پنداری دانش‌آموز به شمار می‌آید. معلمان علاقه‌مند با رفتار انسانی خود دانش‌‌آموزانی با صفات انسانی و علاقه‌مند در مدرسه به وجود می‌آورند. در حالی که معلمان بی علاقه و وقت‌گذران که به روابط انسانی بی‌توجه‌اند ، دانش‌آموزانی افسرده و گریزان از مدرسه تربیت می‌کنند. اعتقاد و پندار معلم درباره نوع رفتار دانش‌آموز و توانایی‌های او و نحوه استفاده از این عوامل می‌تواند شخصیت دانش‌آموز را در مسیر خاصی پرورش دهد. معلمی که دانش‌آموز را در مدرسه با کلماتی نظیر تنبل ، بی عرضه و بیچاره نامگذاری می‌کند، نباید از دانش‌آموز توقع داشته باشد كه فرد علاقه‌مند و منطقی‌ای شود.

د- تصور و پندار فرد درباره خود:

تصور و پندار درباره خصوصیات جسمانی ، عقلانی ، اجتماعی و روانی بخشی از شکل‌گیری خویشتن پنداری فرد را تشکیل می‌دهد. افرادی که نسبت به هم‌سن‌هایشان کوتاه‌تر یا بلندتر هستند یا کسانی که عقب‌افتادگی ذهنی دارند ، احتمالا رفتارشان با افراد عادی متفاوت خواهد بود.

ه- توجه به زمان حال:

عامل مهم دیگری که در تعلیم و تربیت برای کشف معنی و مفهوم مشخصی باید مورد مورد توجه قرار گیرد ، تأکید بر زمان حال است. اگر بپذیریم که احساس باعث ایجاد رفتار است ، از آن جایی که احساس در زمان حال به انسان دست می‌دهد باید رفتار کنونی فرد را مورد بررسی قرار دهیم. این عقیده دریچه‌های امید تازه‌ای را در تعلیم و تربیت بر روی والدین و دانش‌آموزان می‌گشاید. در اکثر اوقات چشم‌پوشی از شکست‌های گذشته ، دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا در زمان حال برای کسب موفقیت مجدّانه کوشش کنند. از سوی دیگر تأکید بیش از حد بر عوامل گذشته عذر و بهانه‌ای برای دانش‌آموز فراهم می‌کند و به او امکان می‌دهد که به سادگی تمام شکست‌های آینده خود را به گذشته‌اش نسبت دهد و برای بهبود وضع تلاش و فعالیتی نکند.

و- فراهم آوردن امکانات و فرصت برای کشف معنی و خودیابی:

عامل مهمی که در نظام کنونی تعلیم و تربیت کمتر مورد توجه قرار گرفته ، دادن امکان و فرصت به دانش‌آموزان برای کشف معنی از آموخته‌هاست. در مدارس مطالب بسیار سریع و بدون صرف وقت به دانش‌آموزان ارایه می‌شود. هنوز موضوعی را دانش‌آموز درک نکرده و مفهومی از آن برای خود به وجود نیاورده ، مطلب جدیدی به او ارایه می‌شود و دانش‌آموز مجبور می‌شود بدون کم و کاست محتوا را عیناً فرا گیرد. در غیر این صورت مردود خواهد شد. چنین روشی از همان کلاس اول ابتدایی یعنی هم زمان با آغاز آموزش رسمی در مورد دانش‌آموز اجرا می‌گردد. به دانش‌آموز آموخته می‌شود که آن چه که معلم و کتاب می‌گوید صحیح است وباید عیناً همان را فرا گیرد. در این حالت به احساسات ، عقاید و ارزش‌های انسانی دانش‌آموز به عنوان یک فرد متفکر توجهی نمی‌شود. دانش آموز در مدارس نحوه سازگاری و ابراز احساسات را فرا نمی‌گیرد و فقط به محتوای کتاب‌ها بها می‌دهد. می‌توان مدل تربیتی موجود را مدل طبی نامگذاری کرد. زیرا در چنین نظام تربیتی‌ای معلم همه چیز را می‌داند و دانش‌آموز هیچ چیز نمی‌داند. ممکن است این عقیده درباره تعدادی از دانش‌آموزان و معلومات دانش‌آموز صحیح باشد ولی درباره برداشت شخصی و کاربرد مطالب صادق نیست. عامل دیگری که موجب می‌شود دانش‌آموزان شتاب‌زده و بدون تفکر به حفظ اطلاعات و داده‌ها بپردازند نحوه ارزشیابی است. متأسفانه نمره هدف نهایی تعلیم و تربیت شده است. در این روش به وسیله نمره دادن به دانش‌آموزان آموخته می‌شود که فقط اصول و حقایق را فرا گیرند. در عین حال به دانش‌آموزان می‌آموزند که هیچ چیز ارزش ندارد مگر این که بتوان برای آن نمره‌ای در نظر گرفت. از همه مهمتر آن که دانش‌آموزان به حفظ کردن مطالب تشویق می‌شوند نتیجه آن که مطالب از نفر معلم به نفر دانش‌آموز و از نفر دانش‌آموز به روی ورقه امتحانی منتقل و سپس برای ابد فراموش می‌شود. بنابراین نحوه مرسوم ارزشیـــــابی کاملا محدود کننده و بی ثمر است و قوه تخیل و تفکر را در دانش‌آموزان از بین می‌برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:25  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

روش مطالعه متمرکز

روش مطالعه متمرکز

حواس پرتی چيست؟

قبل از آنكه به توضيح روش مطالعه متمركز بپردازيم ، لازم است ابتدا حواس‌پرتی را تعريف کنيم. شايد شما تا به حال خيلی به « حواس‌پرتی » فکر کرده باشيد و بارها از خود پرسيده باشيد که چرا گاهی به هنگام مطالعه حواس آدم پرت می‌شود؟ ما نمی‌دانيم که شما برای اين سؤال خود چه جوابی پيدا کرده‌ايد ، اما پاسخ صحيح اين پرسش را به شما می‌گوييم : «حواس‌پرتی چيزی نيست جز تمايل ذاتی ذهن به درگيری و فعاليت

ذهن شما همواره می‌خواهد درگير و مشغول باشد. بنابراين اگر آنچه که اکنون انجام می‌دهيد در شما درگيری و مشغوليت ذهنی ايجاد کند ، فکر شما ديگر لزومی احساس نمی‌کند که به جای ديگر برود و در آنجا درگير شود؛ اما اگر در انجام اين کار درگيری ذهنی ايجاد نشود ، ذهن شما شتابان به جايی می‌رود که خود را در آنجا مشغول کند و اين همان حواس‌پرتی است. برای روشنتر شدن موضوع يک مثال می‌زنيم : وقتی دوستتان با شما صحبت می‌کند ، اگر بتواند با بيان خود در شما مشغوليت ذهنی و توجه و علاقه‌مندی ايجاد کند ، شما با تمرکز فراوان به تمام حرفهايش گوش می‌دهيد؛ اما اگر نتواند چنين تأثيری در شما بگذارد چون ذهن شما درگير نمی‌شود به سرعت فکر ديگری به ذهنتان راه می‌يابد و شما در حالی که به مخاطب خود خيره شده‌ايد ، داريد به چيز ديگری فکر می‌کنيد؛ چيزی که در شما درگيری ذهنی ايجاد می‌کند.

ذهن شما مدام به فعاليت نيازمند است و اين نيازمندی را هنگامی که شما مشغول مطالعه کردن هستيد ، هم دارد. بنابراين اگر آنچه که می‌خوانيد ، در شما درگيری ذهنی ايجاد کند ، شما مشتاق و متمرکز پيش می‌رويد؛ در غير اين صورت چشمتان خطوط را دنبال می‌کند و ذهنتان در جايی ديگر مشغول می‌شود؛ به عبارت ديگر حواستان پرت می‌شود.

راه چاره

پيش از هر چيز بايد به خاطر داشته باشيد که اين شما هستيد که بايد ذهن خود را با موضوع مطالعه درگير کنيد. معمولا سبک نوشتاری کتاب تلاش می‌کند که در شما درگيری ذهنی ايجاد کند اما عمده کار با خود شماست. ما اکنون می‌خواهيم روش مطالعه متمرکز را به شما آموزش دهيم ، تا درگيری ذهنی شما پايدار بماند. می‌خواهيم ذهن شما با جمله جمله کتاب درگير شود. می‌خواهيم که شما يک مطالعه کننده فعال باشيد. روشهای سنتی مطالعه که شما پيش از اين داشته ايد ، شما را از يک مطالعه متمرکز باز می‌دارد و باعث می‌شود که حواس شما مدام پرت شود.

: روش مطالعه‌ی متمركز شامل مراحل زير می‌باشد

1- تند خواندن

2- مطالعه اوليه

3- سؤال کردن

4- نوشتن

5- تداعی نوشته‌ها

 

1- تند خواندن :

 راننده‌ای را در نظر بگيريد که با سرعت بسيار کمی مثلا 20 کيلومتر در ساعت در حرکت است. وقتی سرعت اين راننده تا اين حد کم است ، ديگر به توجه و تمرکز فوق‌العاده‌ای نياز ندارد و چون ذهن درگير نمی‌شود ، مدام در جايی ديگر مشغول می‌شود. راننده می‌تواند از داشبورد چيزی بردارد ، شيشه را پاک کند ، به مناظر بيرون نگاه کند و حتی غرق در تخيل شود. اما وقتی سرعت زياد شد ، خود به خود درگيری ذهنی بيشتر می‌شود و ذهن بيشتر به رانندگی متمرکز می‌شود و راننده ديگر فرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و يا مشغوليتهای ذهنی ديگری داشته باشد. اساسا ذهن چنان درگير است که تمايلی برای درگير شدن در جای ديگر ندارد. در مطالعه هم دقيقا همين حالت وجود دارد. وقتی شما به بهانه بهتر فهميدن بسيار کند پيش می‌رويد و کلمه به کلمه می‌خوانيد ، درگيری ذهنی مطلوبی را ايجاد نمی‌کنيد و ذهن شما که از اين ساکن بودن کلافه می‌شود ، خود را در جايی ديگر مشغول می‌کند و حواستان پرت می‌شود.

ما نمی‌گوييم آنقدر تند بخوانيد که هيچ چيز نفهميد ، بلکه می‌گوييم سرعت مطالعه خود را تا آنجا افزايش دهيد که يک درگيری ذهنی مطلوب ايجاد شود. در اين سرعت ، ذهن متمرکز است. می‌بينيد که اگر کمی غفلت کنيد سانحه‌ای رخ می‌دهد. حتی اگر بتوانيد سرعت مطالعه خود را به دو برابر افزايش دهيد بسيار عالی است چرا که هم در وقت خود صرفه‌جويی نموده‌ايد و هم با درگيری ذهنی و تمرکز بيشتری خوانده‌ايد. تا می‌توانيد سرعت مطالعه خود را افزايش دهيد و سريعتر از آنچه که قبلا می‌خوانده‌ايد ، بخوانيد. البته خوب می‌دانيد که اين سرعت ، نسبی است و در متون مختلف مانند رمان ، ادبيات ، شيمی ، فيزيک و . . . متفاوت است. مسلما شما متون ساده‌تر را با سرعت بيشتر می‌خوانيد. ما می‌گوييم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلی خود بيشتر کنيد. يکی ديگر از فوايد تند خواندن ، درک بهتر جملات است؛ به عبارت ديگر وقتی شما آرام و لغت به لغت موضوعی را مطالعه می‌كنيد ، درک ذهنی کمتری داريد چرا که ذهن با مفاهيم سر و کار دارد نه با کلمات. يادتان باشد كه « مفهوم » هميشه در يک عبارت است نه يک واژه. وقتی شما کلمه شير را می‌خوانيد ذهن نمی‌داند منظور شير گاو است يا شير جنگل يا شير آب. اما وقتی جمله‌ی « شير آب را بستم. » سريعا خوانده می‌شود ، درک بهتر و سريعتری حاصل می‌شود.

2- مطالعه اوليه

مطالعه اوليه همان گرفتن اطلاعات ابتدايی است. در مطالعه‌ی اوليه قصد شما کنجکاو کردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است. در مطالعه اوليه شما متن را خط به خط نمی‌خوانيد بلکه نگاهی گذرا به متن می‌انداريد و يک سری مفاهيم اوليه را از متن می‌گيريد که مثلا متن حول و حوش چه موضوعی است. پس از آن بايد به خود رجوع کنيد و ببينيد که خودتان از پيش چه اطلاعاتی درباره موضوع داريد و يا اين که از قبل ، از کسی چيزی در اين باره شنيده يا مطالعه کرده‌ايد. اطلاعات اوليه خودتان را به اطلاعات اوليه کتاب ، در اين بررسی اجمالی بيافزاييد.

3- سؤال کردن

يادتان باشد که پيش از مطالعه ، با يکی دو سؤال ، ذهن خود را هدفدار کنيد. وقتی می‌گوييم هنگام مطالعه مدام از خودتان سؤال کنيد ، منظورمان اين است که پيش از مطالعه ، در حين مطالعه و پس از آن می‌توانيد از خود بپرسيد. شما معمولا برای طرح سؤالات از خود ، يک سری سؤالات حافظه‌ای کم ارزش می‌پرسيد. مثلا « ابوعلی سينا کی متولد شد؟ » ، « جنگ جهانی دوم در چه تاريخی شروع شد؟ » ، « هيماليا کجاست؟ » و سؤالاتی از اين قبيل. اين سؤالات معمول ، کم ارزش‌ترين سؤالاتی است که شما می‌توانيد از خود بپرسيد.

در کتاب « روشهای مطالعه » نوشته‌ی « کی پی بالدريج » (ترجمه دکتر علی اکبر سيف) به طرح سؤالات هفتگانه « گانيه » اشاره شده است. اين سؤالات هفت نوع می‌باشد. طرح اين سؤالات بسيار ارزشمند و مفيد است و فوق‌العاده در ايجاد تمرکز حواس مؤثر است. ما در زير به اختصار اين سؤالات هفتگانه را توضيح می‌دهيم .

* سؤالات هفتگانه :

سؤالات حافظه‌ای 1-  

اين سؤالات کم اثرترين و کم اهميت‌ترين سؤالات هستند. اين نوع سؤالات صرفا با يادآوری اطلاعات سر و کار دارد. مانند : کشورهای همسايه ايران کدامند؟ ابوعلی سينا در چه تاريخی متولد شده است؟ جنگ جهانی اول در چه تاريخی رخ داد؟ و ...

2- سؤالات ترجمه‌ای

اين نوع ســؤالات ، قوی‌تر و بهتر از سؤالات حافظــــه‌ای هستند. اين ســـؤالات تا حــــدی شبيــــه بــه « زبان گردانی » هستند که قبلا درباره آنها صحبت کرديم. سؤالات ترجمه‌ای يعنی بيان يک مفهوم پيچيده يا يک مطلب دشوار به زبان ساده‌تر ؛ مانند اين که : گشتاور به زبان ساده يعنی چه؟ ، فرمول انشتين به زبان من چه می‌شود؟ افزايش شعاع مولکولی را نسبت به افزايش عدد اتمی روی نمودار چگونه می‌توان نشان داد؟

سؤالات تفسيری 3-

اين سؤالات را سؤالات رابطه‌ای هم می‌گويند (چون به کشف و درک روابط ميان دو مفهوم می‌پردازد). اين رابطه می‌تواند تشابه يا تفاوت باشد. اين سؤالات از سؤالات ترجمه‌ای کمی بهترند؛ سؤالاتی مانند : « تفاوت دندانهای گوشتخواران با گياهخواران چيست؟ » ، « حافظه از نظر ساختار و عملکرد ، چه وجه تشابهی با کامپيوتر دارد؟ » و . . . از نوع سؤالات تفسيري هستند.

سؤالات کاربردی 4-

جالب‌ترين نوع سؤالات هستند. اين سؤالات همان طور که از نامشان بر می‌آيد می‌خواهند مطالب علمی را به مسائل روزمره ربط دهند و آنها را در عمل بسنجند. مثلا « چگونه می‌توان از اصطکاک ناشی از کشش اجسام روی زمين كم كرد؟ » ، « تشويق ، بلافاصله پس از يک عمل خوب ، چه نقشی در شکل گيری شخصيت کودک دارد؟ » و . . .

5- سؤالات تحليلی

اين سؤالات از چهار نوع بالا بهترند و سؤالات منطقی و استدلالی نيز خوانده می‌شوند. در اين نوع از سؤالات ما قدمهای منطقی يک شخص يا تغيير و تحول يک شی‌ء يا وضعيت را از نقطه شروع تا پايان بررسی می‌کنيم. مثلا « آنتونی رابينز (روان شناس مشهور امروز) چگونه با ناکاميها ، زندگی خود را دگرگون کرد؟ » يا « هواپيما چگونه به وجود آمد؟ » و . . .

6- سؤالات ترکيبی

اين سؤالات که از سؤالات تحليلی قوی‌ترند ، به سؤالات خلاق معروفند. در اين سؤالات ، شما با پهلوی هم قرار دادن اطلاعات و ايده‌ها و انديشه‌های قبلی ، به طرح انديشه‌های نو دست می‌زنيد و آن را به سؤال می‌گذاريد. مثلا « تناسب جمعيت و مسکن را در20 سال آينده ايران چگونه پيش بينی می‌کنيد؟ » يا « چه ماده‌ای را می‌توان به چای افزود تا نوشيدنی خوش طعمتری شود؟ » و . . .

7- سؤالات ارزش نگاری

اين سؤالات قوی‌ترين سؤالات است. در اين سؤالات ، ما درباره مؤلف ، نويسنده ، مترجم ، و متن کتاب داوری می‌کنيم و نظر خودمان و روش خودمان را با نظر و روش آنها مقايسه می‌کنيم. مثلا از خود می‌پرسيم از بين رمانهای رومن رولان ، نويسنده فرانسوی (جان شيفته ، ژان کريستف ، زندگی تولستوی ، زندگی بتهوون و . . .) کدام اثر ، شخصيت خود رومن رولان را نشان می‌دهد؟

بايد توجه داشته باشيد که اين سؤالات را خواننده طرح می‌کند و از خود سؤال می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد و هرچه سؤال قويتر مطرح می‌شود ، تمرکز و علاقه بيشتری هم ايجاد می‌شود. براين نکته تأکيد می‌کنيم که خودتان بايد سؤال طرح کنيد نه اين که به چند سؤال مطرح شده در کتاب پاسخ دهيد. وقتی که خود شما سؤال طرح می‌کنيد ، بيشتر به پاسخگويی علاقمند می‌شويد. البته به سؤالات کتاب هم فکر کنيد و به دنبال پاسخگويی به آنها هم باشيد اما حتما با توجه به متن ، اطلاعات قبلی ، نظر و ايده‌ی خود سؤالات ديگری را هم مطرح کنيد.

4- نوشتن

هنگام مطالعه هميشه قلم و کاغذی در دست داشته باشيد. چه آنچه که می‌خوانيد رمان باشد ، چه شعر ، چه مطالعه‌ی آزاد و چه کتاب درسی (اعم از حفظ کردنی يا فهميدنی). در يک مطالعه فعال و پويا کمتر چيزی می‌تواند به اندازه قلمی که در دست داريد ، ذهن شما را درگير و متمرکز کند. اين قلم مهمترين ابزار شماست. با آن همه چيز را يادداشت می‌کنيد. اگر رمان می‌خوانيد همين طور که جلو می‌رويد در حاشيه کتاب و يا در کاغذی ديگر با نويسنده درگير شويد. اگر جايی برايتان خيلی جالب بود در حاشيه بنويسيد : "چه جالب" ؛ اگر برايتان تعجب‌آور بود علامت تعجب بگذاريد. اگر برايتان سؤال برانگيز بود حتی می‌توانيد در حاشيه ، سؤال خود را مطرح کنيد و حتی در جايی نظرتان را اعلام کنيد. نظرتان را با نظر نويسنده مقايسه کنيد. يک مطالعه کننده فعال با قلم خود مدام با نويسنده درگير می‌شود و عقايد و عواطف خود را - خواه موافق خواه مخالف - به شکلی با نوشتن اعلام می‌کند. خودتان را ملزم کنيد که با نوشتن ، نظر خود را بگوييد.

اين گونه ذهن شما همواره متمرکز می‌ماند ، چون ملزم است در هر لحظه عاطفه و انديشه خود را بيان کند. اگر کتاب ، کتاب درسی شماست و از نکات مهم کتاب يادداشت برمی‌داريد ، بهتر است اين يادداشتها در برگه‌ای جدا نوشته شود. برای آن که به اهميت يادداشت‌برداری پی ببريد ، اينک فوايد آن را برای شما توضيح می‌دهيم.

* فوايد يادداشت برداری :

الف) ايجاد خلأ ذهنی :

تا خلأ نباشد ، جذب صورت نمی‌گيرد و هر خلأ هميشه جذبی نيز به دنبال دارد. تا خالی نشويد نمی‌توانيد به درون بکشيد. اولين و مهمترين فايده يادداشت برداری ، ايجاد خلأ ذهنی است. آنچه را که از کتاب و نويسنده فرا می‌گيريد ، با نوشتن بيرون بريزيد تا براي جذب مطالب بعدی آماده شويد. در روان شناسی مطالعه و يادگيری ، يکی از موانع يادگيری "منع قبلی" است. منع قبلی يعنی اين که مطالبی که شما قبلا آموخته‌ايد ، از تمرکز شما بر مطالب اخير و فراگيری اين مطالب ممانعت به عمل می‌آورند. مثلا وقتی قرار است که شما ده نکته را به ترتيب فرا بگيريد ، معمولا نکات اوليه و ابتدايی چنان ذهن شما را به خود مشغول می‌کنند که يادگيری مطالب بعدی و انتهايی دشوارتر می‌شود. شما خودتان حتما اين موضوع را تجربه کرده‌ايد.

شما در دقايق اوليه مطالعه متوجه می‌شويد که به تدريج تمرکز حواستان کمتر می‌شود و بيشتر دچار حواس‌پرتی می‌شويد. علت آن است که همان مطلب اوليه مانع تمرکز بر مطالب بعدی می‌شوند. برای اين که منع قبلی ايجاد نشود ، بهترين و مؤثرترين راه ، همين يادداشت برداری است. با يادداشت‌برداری است که مطالب قبلی از ذهن شما بر روی کاغذ تخليه می‌شوند و اين خلأ ذهنی ايجاد شده ، فراگيری مطلب بعدی را آسانتر می‌کند.

ب) تحريک حافظه حرکتی

وقتی که می‌نويسيد ، دست و قلم شما حرکت می‌کند. بنابراين نه تنها حافظه حسی و چشمی شما بلکه حافظه حرکتی شما نيز فعال می‌شود و مطالب را بهتر به خاطر می‌سپاريد. حال آن که وقتی يادداشت برنمی‌داريد و صرفا می‌خوانيد ، فقط حافظه حسی شما فعال است که مسلما بازدهی شما در اين حالت کمتر است.

پ) از بين رفتن وسواس ذهنی

وقتی که يک سری مطالب را پشت سر هم و دنبال هم می‌خوانيد و مجبوريد همه آنها را به خاطر بسپاريد ، ذهن شما وسواس پيدا می‌کند : "مبادا مطالب قبل را فراموش کنم؟" و در نتيجه به جای آن که به نکات جديد و تازه‌ای که می‌خوانيد توجه داشته باشد ، به مرور دانسته‌های قبلی مشغول می‌شود تا خيالش راحت شود که آن نکات فراموش نشده‌اند.

نوشتن هر مطلب پس از فراگيری ، ذهن شما را آسوده می‌کند. خيال شما راحت است که اين مطلب جايی نوشته شده و فراموش نمی‌گردد و به اين ترتيب شما با همان تمرکز اولين لحظات به مطالعه خود ادامه می‌دهيد.

ت) تأکيد بر درک و فهم مطلب

توجه داشته باشيد که منظور ما از نوشتن اين نيست که به کتاب نگاه کنيد و رونويسی کنيد بلکه می‌گوييم هر چه را که فرا گرفتيد و فهميديد به زبان خودتان روی کاغذ بياوريد. حتما بعد از آن که جمله‌ای را فهميديد خلاصه‌ی آن را بنويسيد (آن هم نه به صورت جملات طولانی و متنی کلی ، بلکه به صورت اشاره‌ای و کوتاه و مختصر). مثلا شما می‌خوانيد : « برای آن که يک دستگاه و يا جسمی به جرم m در حال تعادل قرار گيرد بايد دو شرط برقرار باشد : اول آن که برآيند نيروهای وارد بر آن دستگاه يا جسم صفر باشد؛ دوم آن که گشتاور نيروهای وارد بر جسم يا دستگاه هم صفر باشد. » اگر شما همين طور در ضمن خواندن ، جمله‌ها را بر روی کاغذ بياوريد ، کار مفيدی انجام نداده‌ايد؛ يعنی عمل نوشتن شما کمکی به آموختن مطلب نمی‌کند. اما وقتی که مطلب را فرا گرفته باشيد و آن را به طور خلاصه روی کاغذ بياوريد ، به روش صحيح يادداشت‌برداری کرده‌ايد. مثلا وقتی که مطلب فوق را خوب فهميده باشيد ، يادداشتی اين چنين مختصر از آن برمی‌داريد : « شرط تعادل اين است که مجموع نيروها و مجموع گشتاورها صفر باشد. » و يا به زبان گويای خودتان. خودتان را ملزم کنيد که پس از درک هر مطلب چيزی بنويسيد. آن وقت نوشته شما تأکيدی است برای آن که آن مطلب کاملا فهميده و درک شده است. برای آن که بر مختصر نويسی تأکيد بيشتری کرده باشيم ، چند مثال ديگر می‌زنيم

ابتدا شما جمله‌ای را از کتاب می‌خوانيد و بعد نوشته‌ای را که يکی از دوستان شما پس از درک آن مطلب يادداشت کرده است بخوانيد و شما هم برای تمرين ، اين جملات را به زبان خود و به مختصرترين شکل ممکن يادداشت کنيد. "دوران 20 ساله امامت امام رضا (ع) از سال 183 هجری آغاز شد و تا سال 203 ادامه داشت." اين جمله را مثلا چنين خلاصه كنيد : « امامت رضا (ع) : ۲۰ سال - شروع 183 و پايان 203 ».

............... در مورد ترکيبهای يونی که فرمول مشابه دارند ، يعنی استوکيومتری يا نسبت تعداد يونهای آنها يکسان است : هرچه حاصل ضرب حلاليت ، عدد بزرگتری باشد ، ميزان حلاليت بيشتر است.

« در صورت تحريک تار عصبی غشا در محل تحريک نسبت به يونهای سديم ، غشا نفوذپذير می‌شود که اين باعث دپلاريزه شدن غشا در محل تحريک و ايجاد جريان عصبی می‌گردد. »

« هرگاه نقاط وسط اضلاع يک مثلث را به هم وصل کنيم ، مثلثی حاصل خواهد شد که با مثلث اول متشابه است و مشخصات آن را دارا می‌باشد. »

5- تداعی نوشته‌ها

در آخرين مرحله به نوشته خود نگاه می‌کنيد و همه چيز را به خاطر می‌آوريد. يادمان هست که اين نوشته‌ها اشاره‌وار و مختصر بود. قصد شما اين است که با بيانی اجمالی‌تر و ساده‌تر بين نوشته‌ها و مطالب کتاب ارتباط برقرار کنيد. تلاش شما برای برقرارسازی ارتباط ميان نوشته‌های مختصر و مفاهيم کتاب همان درگيری ذهنی است. همان درگيری ذهنی که برای تمرکز حواس به آن نياز مبرم داريم. پس حالا با هم يک بار روش مطالعه متمرکز يا به عبارت بهتر مراحل روش مطالعه متمرکز را مرور می‌کنيم

1- تند خواندن

2- مطالعه اوليه

3- سؤال کردن

4- نوشتن

5- تداعی نوشته‌ها

که اينها همه به نوعی درگيری ذهنی ايجاد می‌کنند و ذهن شما را از فکر کردن به موضوعی ديگر و حواس‌پرتی باز می‌دارند. شايد اکنون تصور کنيد که مطالعه به اين شکل خيلی وقت می‌برد و از روش مطالعه سنتی شما طولانی‌تر است. اما توجه کنيد که شما در اين محاسبه ، زمان هدر رفته و مطالعه غير مفيد و غير متمرکز خود را به حساب نياورده‌ايد. شما در روش سنتی مطالعه ، وقت فراوانی را با حواس‌پرتی‌های متنوع و متعدد از دست می‌دهيد. اما در روش جديد مطالعه ، هم از تلف شدن وقت جلوگيری می‌کنيد و هم لحظه به لحظه با علاقه و تمرکز حواس بيشتری مطالعه می‌کنيد و در نتيجه بهتر ياد می‌گيريد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:24  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

اشعه مادون قرمز

اشعه ی مادون قرمز

کشف هرسل اولین گام در ایجاد پدیده‌ای که ما آن را طیف الکترومغناطیسی مینامیم است. نور مرئی و پرتوهای مادون قرمز دو نمونه اشکال فراوانی از انرژی هستند که توسط تمام اجسام موجود در زمین و اجرام آسمانی تابانده میشوند. مادون قرمز در طیف الکترومغناطیسی دارای محدوده طول موجی بین ۰.۷۸ تا ۱۰۰۰ میکرو متر است. تنها با مطالعه این تشعشعات است که میتوانیم اجرام آسمانی را تشخیص و تمیز دهیم و تصویری کامل از چگونگی ایجاد جهان و تغییرات آن بدست آوریم. در سال ۱۸۰۰ سر ویلیام هرشل یک نمونه نامرئی از تشعشعات را کشف کرد که این نمونه دقیقا زیر بخش قرمز طیف مرئی قرار داشت. او این شکل از تشعشعات را مادون قرمز نامید.
● سیر تحولی و رشد
Greathouse و همکارانش طی مطالعه‌ای تاثیر لیزر مادون قرمز را به انتقال عصبی ، عصب رادیال بررسی کردند. زمان تاخیر ، دامنه پتانسیل عمل و دما ، متغیرهای مورد آزمایش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همکارانش اثر لیزر کم توان هلیوم - نئون را بر زمان تاخیر شاخه حسی عصب رادیال در دو گروه لیزر و پلاسبو بررسی نمودند و مشاهده کردند که در گروه لیزر ، افزایش معنی دارا در زمان تاخیر حسی پس از بکارگیری لیزر ایجاد گردیده است.
Bas Ford و همکارانش طی مطالعه‌ای اثر لیزر کم توان هلیوم - نئون را بر شاخه حسی اعصاب رادیال و مدین بررسی کردند. هیچ اختلاف معنی داری در دامنه پتانسیل عمل ، زمان تاخیر و دما ساعد بعد از بکارگیری لیزر مشاهده نشد.Baxter و همکارانش افزایش معنی دار در زمان تاخیر عصب مدین بعد از بکارگیری لیزر گرارش کردند. Low و همکارانش کاهش دما را به دنبال تابش لیزر کم توان مادون قرمز دیدند.
● نتایج اشعه مادون قرمز
گرمایی که ما از خورشید یا از یک محیط گرم احساس میکنیم، همان تشعشعات مادون قرمز یا به عبارتی انرژی گرمایی است. حتی اجسامی ‌که فکر میکنیم خیلی سرد هستند، نیز از خود انرژی گرمایی منتشر میسازند (یخ و بدن انسان). سنجش و ارزیابی انرژی مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومی ‌به علت اینکه بیشترین جذب را در اتمسفر زمین دارند مشکل است. بنابراین بیشتر ستاره شناسان برای مطالعه انتشار گرما از این اجرام از تلسکوپهای فضایی استفاده میکنند.
● مادون قرمز در نجوم
تلسکوپها و آشکارسازهایی که توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار میگیرند نیز از خودشان انرژی گرمایی منتشر میسازند. بنابراین برای به حداقل رساندن این تاثیرات نامطلوب و برای اینکه بتوان حتی تشعشعات ضعیف آسمانی را هم آشکار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسکوپها و تجهیزات خود را به درجه حرارتی نزدیک به
۴۵۰?F ، یعنی درجه حرارتی حدود صفر مطلق ، میرسانند. مثلا در یک ناحیه پرستاره ، نقاطی که توسط نور مرئی قابل رویت نیستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبی نشان داده میشود. همچنین مادون قرمز میتواند چند کانون داغ و متراکم را همره با ابرهایی از گاز و غبار نشان دهد. این کانونها شامل مناطق پرستاره‌ای هستند که در واقع میتوان آنها را محل تولد ستاره‌ای جدید دانست. با وجود این ابرها ، رویت ستاره‌های جدید با استفاده از نور مرئی به سختی امکانپذیر است.
اما انتشار گرما باعث آشکار شدن آنها در تصاویر مادون قرمز میشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهای بلند مادون قرمز میتوانند به مطالعه توزیع غبار در مراکزی که محل شکل گیری ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهای کوتاه میتوان شکافی در میان گازها و غبارهای تیره و تاریک ایجاد کرد تا بتوان نحوه شکل گیری ستاره‌های جدید را مورد مطالعه قرار داد. فضای بین ستاره‌ای در کهکشان راه شیری ما نیز از توده‌های عظیم گاز و غبار تشکیل شده است. این فضاهای بین ستاره‌ای یا از انفجارهای شدید نواخترها ناشی شده‌اند و یا از متلاشی شدن تدریجی لایه‌های خارجی ستاره‌هایی جدید از آن شکل میگیرند. ابرهای بین ستاره‌ای که حاوی گاز و غبار هستند، در طول موجهای بلند مادون قرمز خیلی بهتر آشکار میشوند (
۱۰۰ برابر بیشتر از نور مرئی).
اخترشناسان برای دیدن ستاره‌های جدید که توسط این ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهای کوتاه مادون قرمز برای نفوذ در ابرهای تاریک استفاده میکنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهای نجومی ‌مجهز به مادون قرمز صفحات دیسک مانندی از غبار را کشف کردند که اطراف ستاره‌ها را احاطه کرده‌اند. این صفحات احتمالا حاوی مواد خامی ‌هستند که تشکیل دهنده منظومه‌های شمسی هستند. وجود آنها خود گویای این است که سیاره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.
● مادون قرمز در پزشکی
اگر نگاه دقیق و علمی ‌به یک طیف الکترومغناطیسی بیندازیم، میبینیم که از یک طرف طیف تا سوی دیگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فرکانس‌های مختلف قرار دارند، از آن جمله میتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ایکس ، ماورای بنفش ، نور مرئی ، مادون قرمز و امواج رادیویی اشاره کرد. هر کدام از این پرتوها و تشعشعات همگام با پیشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هایی را در زمینه‌های علمی ‌پدید آورده‌اند که در اینجا علاوه بر کاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسی ، اشاره‌ای به کارآیی چشمگیری این پرتو در رشته پزشکی خواهیم داشت.
● کاربرد درمانی مادون قرمز
بکار بردن گرما یکی از متداولترین روشهای درمان فیزیکی است. از موارد استعمال درمانی مادون قرمز موارد زیر را میتوان ذکر کرد.
▪ تسکین درد
با وجود حرارت ملایم ، کاهش درد به احتمال زیاد بواسطه اثر تسکینی بر روی پایانه‌های عصبی ، حسی ، سطحی است. همچنین به علت بالا رفتن جریان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابولیتها و مواد دردزای تجمع در بافتها ، درد کاهش مییابد.
▪ استراحت ماهیچه
تابش این اشعه راه مناسبی برای درمان اسپاسم و دستیابی به استراحت عضلانی میباشد.
▪ افزایش خون رسانی
در درمان زخمهای سطحی و عفونتهای پوستی ، برای اینکه فرآیند ترمیم به خوبی انجام گیرد، باید به مقدار کافی خون به ناحیه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نیز افزایش گردش خون سبب افزایش تعداد گلبولهای سفید و کمک به نابودی باکتریها میکند. از این پرتو میتوان برای درمان مفصل آرتوریتی و ضایعات التهابی نیز استفاده کرد.
● کاربرد تشخیصی مادون قرمز
از مهمترین کابردهای تشخیصی آن میتوان توموگرافی را نام برد. اصطلاح ترموگرافی به عمل ثبت و تفسیر تغییراتی که در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ میدهد، اطلاق میشود. تصویر حاصل از این روش که توموگرام نامیده میشود، بخش الگوی حرارتی سطح بدن را نشان میدهد. در توموگرافی ، آشکار ساز ، تشعشع حرارتی دریافت شده توسط دوربین را به یک سیگنال الکترونیکی تبدیل میکند و سپس آن را علاوه بر تقویت بیشتر ، پردازش میکند تا اینکه یک صفحه کاتودیک مثل مونیتور تلویزیون آشکار شود.
تصاویر بدست آمده به صورت سایه‌های خاکستری رنگ میباشند، بدین معنی که سطوح سردتر به صورت سایه‌های خاکستری روشن دیده میشوند و در نوع رنگی آن نیز نواحی گرم ، رنگ قرمز و نواحی سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتیجه فرآیندهای فیزیکی ، فیزیولوژیک طبیعی یا بیماری تغییر میکند. از این خاصیت تغییر گرمایی در عضوی خاص یا در سطح بدن برای آشکارسازی یک بیماری استفاده میشود که مهمترین آنها به قرار زیر است.
- بیماری پستان : وسیع ترین جنبه کاربردی توموگرافی در آشکار سازی سرطانهای پستانی است.
زیرا روشی کاملا مطمئن و بدون آزار است.
از پرتوهای یونیزان استفاده نمیشود.
روشی کاملا سریع ، راحت و ارزان است.
به دلیل بی ضرر بودن از قابلیت تکراری بسیار زیادی برخوردار است.
● کاربرد ترموگرافی در مامائی
چون جفت از فعالیت بیولوژیکی زیادی برخوردار است. درجه حرارت حاصله در این محل بطور قابل ملاحظه‌ای از بافتهای اطراف بیشتر است. پس میتوان از توموگرافی برای تعیین محل جفت استفاده کرد.
● ضررهای مادون قرمز
از طرف دیگر خطرهایی نیز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد که میتوان به سوختگی الکتریکی (در اثر اتصال بدن به مدارات الکتریکی دستگاه) سر درد ، تولید ضعیف در بیمار و آسیب به چشمها در اثر تابش مستقیم پرتو اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:23  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

طرز کار راکت های فضایی

طرز کار راکت های فضایی
یکی از عجیب ترین کشفیات انسان دسترسی به فضا است که پیچیدگی و مشکلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا که باید با بسیاری از مشکلات روبرو شد.
مثلا:
 وجود خلا در فضا
 مشکلات گرما و حرارت
 مشکل ورود مجدد به زمین
 مکانیک مدارها
 ذرات و باقی مانده های فضا
 تابش های کیهانی و خورشیدی
 طراحی امکانات برای ثابت نگه داشتن اشیا در بی وزنی

ولی بزرگترین مشکل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است که برای درک این موضوع باید به بررسی طرز کار موتورهای موشک پرداخت. در یک دیدگاه ساده، می توان موتورهای موشک را به آسانی و با هزینه ای نسبتا کم طراحی کرد و حتی آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهیم مسئله را در سطح کلان بررسی کنیم با مشکلات و پیچیدگی های بسیاری مواجه هستیم و این موتورهای موشک (و به خصوص سیستم سوخت آن ها) آنقدر پیچیده است که تا به حال تنها سه کشور توانسته اند با استفاده از این فناوری انسان را در مدار زمین قرار دهند.


طرز کار و پیچیدگی های آن ها
عموما وقتی کسی درباره موتورها فکر می کند، خود به خود مطالبی درباره چرخش برایش تداعی می شود.برای مثال حرکت متناوب پیستون در موتور بنزینی که انرژی چرخشی برای به حرکت در آوردن چرخ ها را تولید می کند. و یا موتور الکتریکی که با تولید میدان الکتریکی که با تولید میدان مغناطیسی نیروی چرخشی برای پنکه یا سی دی رام تولید می کنند. موتور بخار هم به طور مشابه کار می کنند.
ولی موتور موشک از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشک ها موتورهای واکنشی هستند.اساس کار موتور موشک برپایه ی قانون معروف نیوتون است که می گوید: "برای هر کنش واکنشی وجود دارد به مقدار مساوی ولی درجهت مخالف آن". موتور موشک نیز جرم را در یک جهت پرتاب می کند و از واکنش آن در جهت مخالف سود می برد.
البته تصور این اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واکنش) ممکن است در ابتدا کمی عجیب به نظر بیاید، چرا که در عمل بسیار متفاوت می نمایاند. انفجار، صدا و فشار چیزهایی است که در ظاهر باعث حرکت موشک می شود و نه "پرتاب جرم".

بگذارید تا با بیان چند مثال تصویری بهتر از واقعیت را روشن کنم
شلیک کرده باشید، متوجه می شوید اگر تا به حال با اسلحه ی  به خصوص سایز بزرگ آن ضربه ی بسیار قوی ای، با نیروی بسیار زیاد به شانه شما وارد می کند.
یک اسلحه مقدار 1 انس فلز را به یک جهت و با سرعت 700 مایل در ساعت شلیک می کند و در واکنش شما را به عقب حرکت می دهد.
- اگر تا به حال شیر آتش نشانی را دیده باشید، متوجه می شوید که برای نگه داشتن آن باید نیروی بسیار زیادی را صرف کنید (اگر دقت کرده باشید گاهی 2 یا 3 آتش نشان یک شیر را نگه می دارند) که در این جا شیر آتش نشانی مثل موتور موشک عمل می کند.
شیر آتش نشانی، آب را در یک جهت پرتاب میکند و آتش نشان ها از نیرو و وزن خود استفاده می کنند تا در برابر واکنش آن مقاومت کنند. اگر آن ها اجازه بدهند تا شیر رها شود، شیر به این طرف و آن طرف پرتاب می شود.
حال اگر آتش نشان ها روی یک اسکیت برد ایستاده باشند شیر آتش فشانی آن ها را با سرعت زیادی به عقب می راند.
- اگر یک بادکنک را باد کنید و آن را رها کنید، بادکنک به پرواز در می آید، تا وقتی که هوای داخل آن به طور کامل خالی شود. پس می توان گفت که شما یکم موتور موشک ساخته اید. در این جا چیزی که به بیرون پرتاب می شود مولکول های هوای درون بادکنک هستند.
بسیاری از مردم فکر می کنند که مولکول های هوا اهمیتی ندارند، در حالی که اینطور نیست. هنگامی که شما به آن ها اجازه می دهید تا از دریچه بادکنک به بیرون پرتاب شوند، بر اثر واکنش به وجود آمده بادکنک به جهت مخالف پرتاب می شود.

در ادامه برای درک بهتر موضوع، به مثالی دقیق تر اشاره می کنم:
- سناریوی توپ بیسبال در فضا: شرایط زیر را تصور کنید، مثلا شما لباس فضانوردان را پوشیده اید و در فضا در کنار فضاپیما معلق مانده اید و چندین توپ بیسبال در دست دارید. حال اگر شما توپ بیسبال را پرتاب کنید، واکنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حرکت می دهد.
سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگی دارد. همانطور که می دانیم  یعنی: حاصلضرب جرم در شتاب برابر نیرو است، F=m.a
همچنین میدانیم که هر نیرویی که شما به توپ وارد کنید، توپ نیز نیرویی مساوی ولی در جهت مخالف به بدن شما وارد میکند که همان واکنش است. پس می توان گفت: 

 : m.a=m.a    
حال فرض می کنیم که توپ بیسبال 1 کیلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و لباس فضایی هم 100 کیلوگرم باشد. پس با این حساب اگر شما توپ بیسبال را با سرعت 21 متر در ساعت پرتاب کنید. یعنی شما با دست خود به یک توپ بیسبال 1 کیلو گرمی، شتابی وارد کرده اید که سرعت 21 متر در ساعت گرفته است. واکنش آن روی بدن شما تاثیر می گذارد، ولی وزن بدن شما 100 برابر توپ بیسبال است. پس بدن شما با 100/1 سرعت توپ بیسبال (یا 0.21 متر بر ساعت) به عقب حرکت می کند.
حال اگر شما می خواهید از توپ بیسبال خود قدرت بیش تری بگیرید، شما دو انتخاب دارید: افزایش جرم یا افزایش شتاب وارده شما می توانید یا یک توپ سنگین تر پرتاب کنید و یا اینکه شما می توانید توپ بیسبال را سریع تر پرتاب کنید (شتاب آن را افزایش دهید)، و این دو تنها کارهایی است که می توانید انجام دهید.
یک موتور موشک نیز به طور کلی جرم را در قالب گازهای پرفشار پرتاب می کند؛ موتور گاز را در یک جهت به بیرون پرتاب می کند تا از واکنش آن در جهت مخالف سود ببرد. این جرم از مقدار سوختی که در موتور موشک می سوزد بدست می آید.
عملیات سوختن به سوخت شتاب می دهد تا از دهانه خروجی موشک با سرعت زیاد بیرون بیاید.
وقتی سوخت جامد یا مایع می سوزد و به گاز تبدیل می شود، جرم آن تغییر نمی کند بلکه تغییر در حجم آن است. یعنی اگر شما مقدار یک کیلو سوخت مایع موشک را بسوزانید مقدار یک کیلو جرم با حجمی بیشتر، از دهانه خروجی موشک با دمای بالا و سرعت زیاد خارج می شود. عملیات سوختن، جرم را شتاب می دهد.

بیایید تا بیش تر درباره ی نیروی پرتاب بدانیم:
نیروی پرتاب: قدرت موتور یک موشک را نیروی پرتاب آن می گویند. نیروی پرتاب در آمریکا به صورت (پوند) ponds of thrust و در سیستم متریک با واحد نیوتون شناخته شده است (هر 4.45 نیوتون نیروی پرتاب برابر است با 1 پوند نیروی پرتاب).
هر یک پوند نیروی پرتاب (4.45 نیوتون) مقدار نیروی است که می تواند یک شی 1 پوندی (453.59 گرم) را در حالت ساکن مخالف نیروی جاذبه زمین نگه دارد.
بنابر این در روی زمین شتاب جاذبه 21 متر در ساعت در ثانیه (32 فوت در ثانیه در ثانیه) است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:21  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

قانون مورفی

قانون مورفی (Murphy's Laws)

آیا دقت کردید هنگامی که به یک کنسرت موسیقی می روید، به یک سمینار مهم دعوت می شوید، یا در حال ارائه Demo برنامه ای که نوشته اید به مدیر خود می باشید و ... اغلب اتفاق هایی نا خواسته که تا قبل از آن در هیچ یک از آزمایش ها خود را نشان نداده اند، بروز می کند و باعث اخلال در برنامه می شود. هر روز غذا میل می کنید و ذره ای به روی لباستان نمی ریزد اما روزی که می خواهید با لباس تمیز به جایی بروید، مقداری از سس غذا روی لباستان می ریزد. اغلب دوستان تحت این شرایط می گویند "بازهم قانون مورفی اجرا شد!"
قانون مورفی (Murphy's Law) در حالت کلی می گوید "اگر قرار باشد چیزی خراب شود، می شود". ریشه این قانون به سال 1949 و یکی از پایگاه های هوایی در آمریکا بنام Edwards Air Force Base بر می گردد. کاپیتان ادوارد در حال کار روی یکی از پروژه های پایگاه هوایی بود که ناگهان مدیر پروژه متوجه می شود که سیمهای یکی از مبدلهای الکترو مکانیکی بصورت اشتباه نصب شده است .
در این حالت مدیر پروژه با عصبانیت بر سر مورفی داد می زند که : "این دیگر چه وضعی است!"
مورفی در جواب می گوید : "اگر قرار باشد این سیستم مشکل داشته باشد، حتما" مشکل خواهد داشت."

پس از آن مدیر پروژه در یکی از صفحات دفترچه کنترل پروژه خود قانونی بنام مورفی را با همین مضمون یادادشت می کند. چندی بعد یکی از پزشکان مدیر این پایگاه در حال انجام مصاحبه مطبوعاتی علت پیشرفت پروژه خود را مدیون قانون مورفی اعلام می کند که : "بر اساس این قانون، تمام شرایط نا محتمل برای شکست پروژه را در نظر گرفتم". با توجه به آنکه محصولات صنعت هوایی باید دارای ضریب اطمینان و امنیت کاری بالا باشند از آن به بعد در تولید و ساخت این محصولات تمام شرایط غیر محتمل در نظر گرفته می شد. از آن به بعد قانون مورفی شهرت جهانی پیدا میکند .
به تدریج تفسیرهای زیادی راجع به این قانون توسط مدیران و مهندسان ارائه شده است که در زیر نمونه هایی از آنها را می خوانید :

قوانین عمومی

-        هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد .
- نمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند .
- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد .
- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد .

-          قوانین نظامی
- هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن .
- اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند .
- اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی .
- اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن .

قوانین تکنولوژی
- منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط .
- تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بوجود آمده اند .
- مهمترین email ای را که میخواهی بگیری گم می شود .
- اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد .
- اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد .
- در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:20  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

LCDیاLED کدام بهتر است؟

LCD یا LED ؛ کدام بهتر است؟!

امروزه تکنولوژی وسایل الکتریکی و چند رسانه‌ای به سرعت رشد می‌کند طوری که برنامه ریزی برای خرید یک وسیله ممکن است با مشکل مواجه شود و وسیله جدیدی با قیمت مناسبی وارد بازار شود و برنامه شما را برای خرید به هم بریزد.
یکی از این تکنولوژی‌ها LCD است. برای اینکه بتوانید انتخاب درستی در خرید داشته باشید این راهنما می‌تواند کمک موثری برای شما باشد.در این مقاله منظور از تلویزیون‌های LCD قدیمی‌تلویزیون‌هایی است که از تکنولوژی LED استفاده نمی‌کنند. چون همانطور که بعدا خواهیم دید LCD و LED تفاوت جزئی در تکنولوژی با هم دارند که کیفیت تصویر را بسیار بهبود می‌بخشد.
کنتراست /سطح بندی رنگ سیاه:
تلویزیون‌های LCD همیشه هنگامی‌که تلویزیون روشن است نور پس زمینه دارند. برای تولید رنگ سیاه بر روی صفحه نمایش بایستی مانع از برخورد نور پس زمینه به صفحه نمایش شوند و این‌کار را با استفاده از منحرف کردن کریستال به یک مکان بسته انجام می‌دهند که این عمل باعث به وجود آمدن کنتراست کم تصویر و محو شدن جزئیات در نواحی تاریک تصویر است.
در تلویزیون‌های LED، سعی شده است تا این مشکل با استفاده از local dimming رفع شود. با استفاده از این تکنولوژی، در نواحی تیره تصویر با کنترل نور LED‌ها سعی می‌کنند تا میزان تیرگی نقاط را بالاتر ببرند و کنتراست بهتری را برای تصویر تولید کنند و جزئیات نواحی تیره را بهتر نمایش دهند.
مقایسه LCD و LED از نظر زاویه دید
تکنولوژی LCD‌های قدیمی‌تلاش بسیاری برای بهبود زاویه دید کرده‌اند اما تا امروز بهترین زاویه دیدی که داده‌اند، نمی‌تواند زاویه‌های کمتر از 30 درجه از لبه تصویر را پوشش دهد، اما در تکنولوژی تلویزیون‌های LED این مقدار بسیار بهتر شده است تا حدودی که در این زمینه( زاویه دید) با تلویزیون‌های پلاسما رقابت می‌کند.
نمایش ویدئو‌های با سرعت زیاد:
ویدئو‌هایی که دارای صحنه‌های اکشن هستند و در فاصله زمانی بسیار کم تعداد زیادی از اتفاقات رخ می‌دهد به زمان پاسخ و نرخ رفرش صفحه وابسته هستند و هیچ‌گونه وابستگی به تکنولوژی تولید نور پس زمینه ندارند. در صورتی که این فاکتور برایتان مهم است باید بر اساس زمان پاسخ(Response time) و (Refresh rate) تصمیم بگیرید که کدام مدل (توجه کنید مدل نه LCD یا LED) را بگیرید.
طول عمر:
بسیاری از شرکت‌ها برای تلویزیون‌های LED خود طول عمر میانگین 100هزار ساعت را در نظر گرفته‌اند.این زمان بسیار زیاد است و با توجه به اینکه مدت زمان زیادی نیست که تکنولوژی LED وارد بازار شده است و سابقه‌ای در این زمینه ثبت نشده است نمی‌توان قطعی اظهار نظر کرد.اما با توجه به نحوه تولید تصویر و نور پس زمینه تلویزیون‌های LED طول عمر زیادتری نسبت به تلویزیون‌های LCD دارند.
مصرف برق:
تلویزیون‌های LED که در این مقاله به شرح جزئیات آنها پرداختیم (دارای تکنولوژی local dimming) به مقدار بسیار کمی بیشتر از تلویزیون‌های LCD قدیمی‌برق مصرف می‌کنند. مصرف برق این تلویزیون‌ها در حدود مصرف برق تلویزیون‌های پلاسما است. البته مصرف برق تلویزیون‌هایی که با استفاده از LED‌های کار گذاشته شده در لبه پانل کار می‌کنند (Edge lit) کمتر از تلویزیون‌های LCD است.
 در صورتی که مصرف برق تلویزیون برایتان مهم است ترتیب مصرف برق از کم مصرف به پر مصرف به صورت زیر است:
تلویزیون‌ها LED Edge Lit، تلویزیون‌های LCD قدیمی، تلویزیون‌های LED local dimming و تلویزیون‌های پلاسما..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:18  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

شانس نوعی انرژی

شانس نوعی انرژی

ابتدا باید در مورد انرژی و ماهیت آن صحبت کنیم . خیلی از آدمها حتی نمی دانند که این دنیایی که در آن زندگی می کنیم از چه چیزی ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظریه های علمی راه خود را پیش می بریم و به این می پردازیم که دنیا از چه چیز ساخته شده است :
دنیای اطراف از ماده و انرژی ساخته شده است : ماهیت انرژی هنوز به طور کامل کشف نشده است اما می دانیم که انرژی با فرکانس نیز سنجیده می شود . هرچه فرکانس یک انرژی بالاتر باشد قوی تر است .
ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملکول
ملکول از چه ساخته شده است ؟ از اتم
اتم از چه ؟ از پروتون و الکترون و نوترون . الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟ در کتاب استیون هاوکینگ آمده است : " تقریبا بیست سال پیش چنین فکر می شد که پروتونها و نوترونها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهای که در آنها پروتونها با سرعتهای زیادی به پروتونها یا الکترونهای دیگر برخورد می کردند نشان دادند که آنها در واقع از ذرات کوچکتری تشکیل یافته اند و آنها کوارک هستند . "

و اما آخرین سوال کوارک ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استیون هاوکینگ به ما داده است می دانیم که استیون هاوکینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است . او می گوید کوارک ها از انرژی ساخته شده اند . پس می توانیم بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است که دیدیم که اخیرا کشف شده است که ماده نیز از انرژی ساخته شده است . تنوع نوع ماده در دنیا به فرکانس و طول موج انرژی مربوط می شود اگر همه چیز در دنیا دارای یک فرکانس و ارتعاش بود همه چیز یکی می شد .
هرچه فرکانس بالاتر باشد پس جنس لطیف تر می شود . لطیف ترین جنسی که قابل دیدن و لمس کردن است آتش است . و سخت ترین سنگ و فلز هستند که ارتعاش پایینی دارند . و اما ما می خواهیم بپردازیم به جنسهای لطیف و در آنها کنکاش کنیم .
افکار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فرکانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم که قابل درک هستند . برای همین است که وقتی فکر می کنیم یا درس می خوانیم گرسنه می شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فکر استفاده کرده ایم و حال باید انرژی از دست رفته را بر گردانیم . طی آزمایش بسیار دقیقی که در یکی از دانشگاههای آمریکا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بسیار بالا قرار دادند و از او خواستند که که یک ضرب 5 رقمی را در 5 رقمی انجام دهد و هنگام محاسبه ، مشخص شد که وزن دانشجو در حد بسیار کم افزایش یافته است . بنابراین انرژی نیز وزن هم دارد . پس افکار منفی و مثبت هر کدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند . و حتی می توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تاثیر بگذارند . به خاطر همین است که وقتی موسیقی ملایم گوش می دهیم آرام می شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می کنیم مشوش می شویم این تنها به خاطر تفاوت فرکانسهای دو موسیقی می باشد .
رمز و راز دنیایی که در آن زندگی می کنیم در انرژی و ماهیت آن نهفته است . به خاطر همین است که انیشتین بزرگترین دانشمند، مهمترین فرمول را ، E = MC2 می داند و حاصل سالها تفکر و تحقیق در همین فرمول گنجانده شده است . فرمولی که به بررسی وضعیت و رابطه میان ماده و انرژی می پردازد . البته توضیح این فرمول از حوصله این بحث خارج است .
وقتی با دید انرژی به هستی نگاه کنیم می توانیم خیلی از ناشناخته ها را کشف و برای تمام عجایب دلیل بیاوریم . البته این نکته بسیار ضروری است که بدانیم : ما هیچگاه نمی توانیم بگوییم طرز فکر خاصی عین واقعیت است و طبیعت دقیقا از همین قانون پیروی می کند زیرا انیشتین می گوید : " جهان هستی مانند ساعتی است که بر روی دیوار نصب شده است ما هیچگاه نمی توانیم به درون ساعت نگاه کنیم ما از شواهد و قرائنی که وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روی صفحه ) و از رفتاری که جهان دارد مثل حرکت عقربه ها قانون درونی آنرا حدس میزنیم اما هیچ گاه نمی توانیم بگوییم که دقیقا داخل ساعت همانطور که ما حدس زده ایم کار می کند . ما فقط باید دستگاهی را بوجود آوریم که جهان هستی آن را تایید کند . این دستگاه یکتا نیست ، بلکه می توان بیشمار دستگاه ایجاد کرد که طبیعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها می توانیم نسبت به دستگاه خاصی بگوییم که فلان چیز صحیح و فلان چیز غلط است . " و این همان نظریه نسبیت انیشتین است که در بسیار ساده شده است . بنابر این ما همیشه بدنبال آن هستیم که دستگاهی را بوجود آوریم که جواب خیلی از سوالهای ما را داشته باشد و تا به امروز انرژی اکثر آنچه که در سالهای پیش عجایب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل کارهای عجیبی که مرتاض های هندی انجام می دهند . تنها کاری که مرتاض ها انجام می دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همین می توانند حتی از دیوار رد شوند اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن کنند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبدیل به یک ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عکس العمل ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می دهد . اما چطور می شود ارتعاش را بالا برد . این مسئله بحث بسیاری دارد که در این جا در یک یا دو صفحه نمی توان گفت فقط می توان به این نکته اشاره کرد که یکی از راهها تمرکز کردن است .
حال می پردازیم به تیتر مطلب . خیلی وقتها وقتی به چیزی که معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم که بعد از هر خنده گریه هست . این باعث می شود که ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساتع کند که در جهان هستی تاثیر گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد که ما معتقد به آن هستیم بنابر این ما را به سمت گریه کردن می کشاند . و ما در تمام لحظات بدون اینکه خودمان بدانیم به سمت گریه کردن سوق پیدا می کنیم که در نهایت علت آنرا پیدا می کنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می کند ) و گریه می کنیم . انرژی افکار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد . احتمالا حتما برای شما پیش آمده که از محل و یا مکانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید که به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است که روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر که علت همه آنها انرژی است .
در مورد شانس هم همینطور است :
وقتی ما احساس کنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فکر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند . و همین طور هم بدشانسی هر انسانی که معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی که می شناسیم خیلی ها را می بینیم که به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند . بهتر است از این به بعد فکر کنیم خوش شانسیم . بهر حال اگر هم هیچ تاثیری نداشته باشد این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خلی از موقعیتها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود . در مطلبی که در شماره بعد می نویسم می خواهم در مورد جمله زیر بنویسم . سعی کنید روی آن فکر کنید :

"ما انسانها همانی هستیم که در کودکی آینده خود را تصور می کردیم "
شما در کودکی چه طور خود بزرگی خود را تصور می کردید آیا هم اکنون همان نیستید ؟



 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:12  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

داستان پند آموز

عصبانیت و عشق

مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .

  مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود

 در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان  من كی دوباره رشد می كنند ؟

 مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین ..

و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :

 ( دوستت دارم پدر ! )

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 21:12  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

داستان

هیزم شکن

روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دستمزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند.

رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد.

تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد. روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتر درخت مي توانست قطع كند.

هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر مي شود.

تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »

هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...

در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد.

آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز مي كنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز مي كنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام داده ايد مي گذاريد؟ آيا نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل مي كنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟ يا اينكه آنقدر خود را درگير انجام كاري كرده ايد كه وقتي براي اين كارها نداريد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 21:11  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

آیا میدانید؟

آيا ميدانید؟

• آیا میدانستی که جویدن بیش از حد آدامس تشنگی فرد را گرفته و بدن را در معرض خطر کم آبی قرار میدهد؟

• آیا میدانستید که سن کره ی زمین چهار و نيم میلیارد سال است و متوسط سن آدمهای روی آن 27 سال است؟

• آیا میدانستی که هیچگاه نمیتوان آرنج دست را لیسید؟

• آيا ميدانستي وزن خورشيد 2 ميليارد ميليارد تن ميباشد؟ 

• آیا میدانستی که اولین بستنی قیفی در سال 1903 توسط یک ایتالیایی در نیویرک مهیا شد؟

• آیا میدانستیي که فندک قبل از کبریت اختراع شده است؟ 

• آیا میدانستی که هر ساله یک پنجم میلیمتر به سایز گوشهای شما اضافه میشود؟

• آيا ميدانستي که زاويه ديد انسان 200 درجه ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي اولين ماشيني که مظفرالدين شاه به ايران وارد کرد مارک رنــــو بود؟ 

• آيا ميدانستي که صدايي که شما در هنگام (رفع خستگي از انگشتانتون) از بند انگشتاتون ميشنويد، صداي ترکيدن حباب هاي گاز نيتروژن موجود در بند انگشتاتون است؟

• آيا ميدانستي که طبق آخرين آزمايشها 94% از اسکناسهای اسپانيايي اثر مواد مخدر را با خود دارند؟ 

• آيا ميدانستي که اخيرا" قرصهای الکترونيکي برای درمان سيستم گوارشي ساخته شده است که با بلعيدن آن وضعيت سيستم گوارشي توسط فرستنده مخصوص که در اين نوع قرصها تعبيه شده است به بيرون از بدن فرستاده ميشود؟ 

• آيا ميدانستي سيستم دفاعي افرادی که گياهخوار هستند دو برابر قوی تر از افراد گوشتخوار ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که مدل و اشکال روي زبان هر شخص مانند اثر انگشت با بقيه آدم ها متفاوت است؟

• آيا ميدانستي که يک نوع ميموني در ژاپن وجود دارد که زمان خوردن سيب زميني با هر گازی که به آن ميزند سيب زميني را به آب شور دريا ميزند تا مزه بهتری داشته باشد؟ 

• آيا ميدانستي که در فوريه 1979 در صحراي بزرگ افريقا برف باريد؟

• آيا ميدانستي که 97 درصد ژنهای شانپانزه با ژنهای انسان يکي ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که گياهاني که با آب گرم آبياري ميشوند سريعتر از گياهاني که با آب سرد آبياري ميشوند رشد ميکنند؟

• آيا ميدانستي که پياز حتي اگر پس از يک غذاي پر چربي خورده شود. .باعث کاهش کلسترول خون ميشود؟

• آيا ميدانستي که گربه ، شتر و زرافه ها تنها حيواناتي هستند که ريتم راه رفتن آن ها بر پايه دو بار پاي راست و سپس دو بار پاي چپ است. به جاي اينکه يه بار پاي راست و يک بار پاي چپ باشد؟

• آيا ميدانستي که چشم نوزاد از زمان تولد تا هفته ششم الي هشتم اشک توليد نميکند؟

• آيا ميدانستي که يک ليتر آب از اعماق اقيانوسها 20 هزار نوع متفاوت از موجودات ذره بيني(ميکروارگانيسمها) در خود نهفته دارد؟ 

• آيا ميدانستي ضريب هوشي يک انسان نرمال بين 85 تا 115 ميباشد، بهتر است اين را هم بدانيد که ضريب هوشي انسانهای نابغه بين 155 تا 200 ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که برزيل بيشترين توليد سوخت اتانول را در دنيا به خود اختصاص داده است؛ آنها سوخت اتانول را از طريق نيشکر توليد ميکنند؟ 

• آيا ميدانستي پژوهشگران موفقيتهای چشم گيری در درمان سرطان بطريق داروهايي که از موجودات ريز دريايي ساخته ميشوند دست يافته اند؟ 

• آيا ميدانستي که آخرين قيمتي که اخيرا" به تابلوی موناليسا گذاشتند برابر است با 645 ميليون دلار؟ 

• آيا ميدانستي طبق آخرين تحقيقات موش برخلاف باورها تمايل چنداني به خوردن پنير ندارد، ولي در عوض مواد غذايي شيرين و غلات، غذای مورد علاقه آنها ميباشد؟ 

• آیا میدانید شیر ترک خوردگی فنجانهای چینی را از بین میبرد؟

• آيا ميدانستي فلاندی ها و سپس سوئديها بيشترين قهوه را در دنيا مصرف ميکنند، البته به نسبت جمعيت؟ 

• آيا ميدانستي که سوسمارها از 200 ميليون سال پيش وجود داشتند؟ 

• آیا میدانید که در جنگ جهانی اول و دوم از سیر به عنوان ماده ضد عفونی برای پیشگیری قانقاریا استفاده میشده؟ 

• آیا میدانید که بزرگترین گل جهان مربوط به گیاهی است به نام زنبق بدبو یا زرآوند و اندازه ی آن 90 سانتی متر است؟

• آیا میدانید که موسیقی با ریتم تند، تعداد ضربان قلب را بالا میبرد؟ 

• آیا میدانید افسردگی استخوان ها را سست میکند؟ 

• آيا ميدانستي بيشترين سيگاريها را کشور چين دارد، در چين 350 ميليون نفر سيگاری هستندد بد نيست اين را هم بدانيد که در اين کشور سالانه يک ميليون نفر از بيماريهای ناشي از سيگار جان خود را از دست ميدهند، سازمان بهداشت چين ميگويد که اگر اين روند ادامه پيدا کند در عرض 20 سال آينده اين رقم به 2.5 ميليون نفر خواهد رسيد؟ 

• آيا ميدانستي که زبان سانسکريت که توسط تقريبا" 6000 نفر در هند تکلم ميشود قديميترين زبان زنده دنيا ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي اگر تمام آبي که در اتمسفر وجود دارد به صورت باران به يکباره ببارد تمام سطح زمين را آب به عمق 2.5 سانتيمتر فرا ميگيرد؟ 

• آيا ميدانستي که در شکم و روده بزرگ انسان جمعا بين دو تا سه کيلو باکتری های مفيد وجود دارد، بد نيست اين را هم بدانيد که باکتري های بدن انسان از تعداد سلولهای او بيشتر است؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که در عرض 800 هزار سال هرگز اتمسفر تا به اندازه غلظت گاز کربنيک نداشته است؟ 

• آيا ميدانستي روزانه در کره زمين 1200 کيلومتر مکعب آب بخار شده و به اتمسفر ميرود؟ 

• آيا ميدانستي طبق آخرين آمار 854 ميليون نفر در جهان زير خط فقر زندگي ميکنند و از سوءتغذيه رنج ميبرند؟ 

• آيا ميدانستي حشرات 200 ميليون سال جلوتر از پرندگان توانايي پرواز داشتند؟ 

• آيا ميدانستي که تقريبا 75 درصد از انرژی توليدی بدن تبديل به گرما شده که اين به نوبه خود باعث ميشود که دمای بدن در عرض 5 تا 8 دقيقه يک درجه بالا رود که اگر اين روند تا نيم ساعت ادامه پيدا کند باعث مرگ انسان خواهد شد البته اگر آب در بـــــــــــدن وجود نداشت؟ 

• آيا ميدانستي مصرف ما انسانها از منابع طبيعي، 25 درصد بيشتر از توليد اين منابع توسط طبيعت ميباشد، بد نيست اين را هم بدانيد که اگر ما انسانها اين چنين ادامه بدهيم در پنجاه سال آينده احتياج به دو کره به اندازه زمين داريم تا بتوانيم نيازهای خودمان را برطرف کنيم؟ 

• آيا ميدانستي زمانيکه تلفن اختراع شد خيلي ها آن را وسيله مسخره ای ميدانستند مثلا به نظر نويسنده مشهور آمريکايي «مارک توين» بلندای صدای انسان به اندازه کافي بود که احتياجي به تلفن نباشدد؟ 

• آيا ميدانستي ايران (سال 2006) از نظر صنعت مقام سي ام را در جهان دارد؟ 

• آيا ميدانستي همدان اولين پايتخت رسمي ايران بوده است؟ 

• آيا ميدانستي اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند؟ 

• آيا ميدانستي مگس ميوه در عرض يک هفته 500 عدد تخم ميگذارد؟ 

• آيا ميدانستي امسال «2006» موبايل 50 ساله شد؟ 

• آيا ميدانستي قويترين حس بويايي را يک نوع پروانه نر دارد که کافي هست فقط يک ملکول، بويي که پروانه ماده به فضا پخش ميکند به مشام او برسد تا او براحتي پروانه ماده را پيدا کند؟ 

• آيا ميدانستي که سالانه 290 ميليارد متر معکب از يخهای گروئنلنـد آب ميشود و همين باعث افزايش سالانه نيم ميليمتر سطح آب درياها در جهان ميشود؟ 

• آيا ميدانستي بعد از اينکه آمريکا و .... عراق را اشغال کردند بيش از 600 هزار انسان جان خود را تا به امروز «20061012» در اين جنگ از دست داده اند؟ 

• آيا ميدانستي اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند؟ 

• آيا ميدانستي که پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمی‌كنند، بلكه انسان را مخفی می‌كنندد آن‌ها حس پشه‌ها را از كار می‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند كه قرباني «انسان« كجاست؟ 

• آيا ميدانستي که هر شخص حداقـــــــل ساليانه 43 کيلوگرم شکر مستقيم يا غيرمستقيم مصرف ميکند؟ 

• آيا ميدانستي که ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كوروش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان برآورد ميکنند که اگر آلودگي هوا اينچنين ادامه پيدا کند تا 100 سال ديگر خشکسالي بسيار شديد يک سوم کره زمين را در بر خواهد گرفت يعني بيش 33 درصد؛ در حال حاضر فقط 1 درصد کره زمين را خشکسالي شديد در بر گرفته است؟ 

• آيا ميدانستي که در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد؟ 

• آيا ميدانستي که نوشابه خطر بزرگي براي دندانها به شمار مي رود. به علت اسيديته بالاي نوشابه آسيب جدي براي دندانهاست و همچنين بخاطر دفع كم آن در سرخرگها، سياهرگها و بافتهاي پوستي تجمع ميكند . همچنين تاثير سوء بر عملكرد كليه ها ميگذارد. نوشابه گاز دار دي اكسيد را در بدن افزايش داده و موجب كاهش اكسي‍ژن ميگردد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان موفق شده اند به کمک باکتريهايي که آب کثيف را تصفيه ميکنند برق هم از آنها بگيرند و به اين طريق برق هم توليد کنندد يعني اينکه در آينده بسيار نزديک مثلا" ميشود از فاضلاب يه منطقه ای که 100 هزار نفر خانوار دارد برق500 خانوار را در هنگام تصفيه همان فاضلاب تامين کرد؟ 

• آيا ميدانستي اخيرا شرکت «ای بي ام» تراشه ای را ساخته است که در ثانيـــــــــه ميتواند 500 ميليارد محاسبه را انجام بدهد يعني 100 برابر قويتر از کامپيوترهای جديد خانگي؟ 

• آيا ميدانستي لوئي چهاردهم يکي از پادشاهان فرانسوی در طي شب چندين بار تخت خوابش رو عوض ميکرد، او جمعا" 413 تا تخت خواب داشت؟ بد نيست اين را هم بدانيد که او 72 سال پادشاهي کرد و بدين ترتيب رکورد دار طولاني مدت ترين پادشاهي را در جهان به خود اختصاص داده است؟ 

• آيا ميدانستي که شکر در سالهای 1800 در اروپا بعنوان دارو برای بچه ها استفاده ميشده استد پژوهشگران تغذيه معتقدند که اگر شکر در عصر جديد کشف ميشد هـــــــــرگــــــــز اجازه اين را نمي يافت که در مواد غذايي مورد استفاده قرار بگيرد؟ 

• آيا ميدانستي اکثرا مارها فقط يک شش دارند؟ 

• آيا ميدانستي قديمترين کليد دنيا 4000 سال قدمت دارد؟ 

• آيا ميدانستي ساکنين کشورهای اسکانديناوی بيشتر از هر مليتي تسلط به چند زبان بيگانه دارند 

• آيا ميدانستي که موريانه ها موجوداتي نابينا هستن به همين دليل ابعاد چوبي كه در آن جاي ميگيرند نميسنجند بلكه آنها غذاي خود را با گوش كردن انتخاب ميكنند؟

• آيا ميدانستي که ايمن ترين خودروهاي اروپا توسط ولوو ساخته ميشود و ايمن ترين آنها ولوو سي تي هفتاد است سقفي كاملا متحرك دارد و كيسه هاي هواي آن در درها جاسازي شده است؟

• آيا ميدانستي که علت تفاوت در رنگ پوست انسانها وجود ملانين است كه در مجاورت نور خورشيد براي محافظت از خود توليد ميكند به همين خاطر در نواحي گرمسيري رنگ پوست تيره تر و در نواحي سردسير رنگ پوست روشنتر است؟

• آيا ميدانستي که هيچ يك از ماهي ها پلك ندارند تا به هنگام خواب آنرا ببندد و برخي از ماهي ها همواره در حال شنا هستند. ماهي ها براي خواب از حركت مي ايستند اما در مقابل حس خطر هوشيار ميباشند؟ 

• آيا ميدانستي که كاهش كالري دريافتي موجب افزايش طول عمر تا 50 درصد ميشود؟ 

• آيا ميدانستي که سرعت گردباد گاهي به 300 تا 450 كيلومتر در ساعت مي رسد؟

• آيا ميدانستي که خوردن قارچ خــــــــــــــــام برای مثال در سالاد نه تنها برای بدن مفيد نيست بلکه ضــــــــــرر هم دارد؟ 

• آيا ميدانستي که يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است؟

• آيا ميدانستي به زودی موبايلهايي به بازار ارائه خواهد شد که براحتي صحبتهای شما را به هر زباني که دوست داريد ترجمه خواهد کرد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان موفق شده اند که اجاق گازهايي رو اختراع کنند که با نور خورشيد کار ميکندد از اين اختراع در کشورهای آفريقايي که آفتاب سوزان دارد استفاده ميشود؟ 

• آيا ميدانستي که کرمها از بو ميتوانند بفهمند که شب است يا روز؟ 

• آيا ميدانستي دليل اينکه بعضي ها را پشه نميزند بخاطر اين است که اين نوع افرادی بوی را از خود توليد ميکنند که اين بو باعث ميشود که پشه ها آنها را پيدا نکنندد اين مسئله را اخيرا پژوهشگران انگليسي کشف کرده اند؟ 

• آيا ميدانستي که اثر انگشت دوقلوها تا نود و دو درصد شبيه به هم ميباشد با اين توضيح که در حالت معمولي اثر انگشت خواهر و بردار تا شصت درصد مشابه هم ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان در ژاپن و آمريکا موفق شدند از اسپرم يک موش مرده ی که پانزده سال به صورت يخزده نگه داشته شده بود به صورت القا مصنوعي بچه موشهای سالم بدنيا بياورند؟ 

• آيا ميدانستي اخيرا" دانشمندان باکتريهايي را کشف کرده اند که توليد کننده يک نوع ماده ی چسبناک ميباشند که چسبندگي اين ماده فوق العاده است، برای مثال اگر سکه ای را با اين ماده به سقفي بچسبانيم، برای کندن آن احتياج به نيرويي برابر سه و نيم تن داريم؟ 

• پیروزی یعنی اراده کردن 

• آيا ميدانستي که انسان ميتواند طولاني تر در آب ســــــــرد نفسش رو حبس کند در مقايسه با آب گرمتر؟ 

• آيا ميدانستي که گير کردن اعصاب بين استخوانهاست باعث خواب رفتن دست و پا ميشود؟ 

• آيا ميدانستي تا سال 2025 از هر سه نفر در جهان يك نفر با كمبود آب مواجه خواهد شود. در حال حاضر بيست و نه كشور با كمبود آب مواجه هستند كه با پيش بيني هاي انجام شده احتمالا" زندگي اين كشورها فلج خواهد شد. گفته مي شود در سالهاي آتي جنگهائي بر سر آب در جهان رخ خواهد داد؟

• آيا ميدانستي که آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد؟ 

• آيا ميدانستي که به ازاي هر يك درصد افزايش نمك محلول در آب يك درصد از شدت تبخير كاسته مي شود؟ 

• آيا ميدانستي در پنجاه ميليون سال آينده اقيانوس اطلس بويژه اطلس جنوبي و همچنين اقيانوس هند به بزرگ شدن ادامه خواهد داد و در عوض از وسعت اقيانوس آرام كاسته خواهد شد؟ 

• آيا ميدانستي که يک جفت موش صحرايي اگر محيط برايشان مهيا باشد در عرض يک سال به نهصد و شصت و دو عدد موش صحرايي تکثير پيدا ميکنند، البته ناگفته نماند که چهار نسل در عرض يک سال به رشد کافي برای جفتگيری ميرسند؟ 

• آيا ميدانستي که هر دقيقه نسل يک موجود زنده در جهان منقرض ميشود؟ 

• آيا ميدانستي بيست و هشت هزار نفر سالانه در حوادث رانندگي در ايران، جان خود را از دست ميدهند؟ 

• آيا ميدانستي مدت زماني كه لازم است تا تمام آب اقيانوسها يك دور در چرخه هيدرولوژيكي بچرخد سه هزار سال است؟ 

• آيا ميدانستي وسيعترين تنگه دنيا «دويس» بين جزيره گروئنلند و جزيره بافين كانادا با پهناي سيصد و سي هشت كيلومتر واقع شده است؟

• آيا ميدانستي بالاترين مقادير بارش در دنيا صد و پنجاه سال پيش در چراپونچي به نه هزار و سيصد ميليمتر رسيد. اين ميزان بارش ماهانه، تقريبا" چهل برابر بارش سالانه ايران است ؟ 

• آيا ميدانستي سالانه انسان هفت ميليارد تن گاز کربنيک با سوزاندن مواد نفتي و غيره به اتمسفر اضافه ميکند؟ 

• آيا ميدانستي بين سالهای 2000 تا 2005 ، بيش از 13 ميليون هکتار جنگل در جهان توسط انسان از بين رفته اند؟ 

• آيا ميدانستي که گوسفند و بز 8 هزار سال پيش اولين حيواناتي هستند که دست بشر رام شده اند؟ 

• آيا ميدانستي که کمياب ترين حيوان دنيا يک نوع لاک پشت هست که در حال حاضر فقط يک لاک پشت نر از اين نوع در جهان وجود دارد، با وجود اينکه دانشمندان شديدا" دنبال جفت برای اين لاک پشت هستند ولي بجايي نرسيده اند؟ 

• آيا ميدانستي که يك سوم قاتلان امريكا كمتر از 21 سال دارند؟  

 منبع:پارس پلانت

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 17:23  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

آیا میدانید؟

آيا ميدانید؟

• آیا میدانستی که جویدن بیش از حد آدامس تشنگی فرد را گرفته و بدن را در معرض خطر کم آبی قرار میدهد؟

• آیا میدانستید که سن کره ی زمین چهار و نيم میلیارد سال است و متوسط سن آدمهای روی آن 27 سال است؟

• آیا میدانستی که هیچگاه نمیتوان آرنج دست را لیسید؟

• آيا ميدانستي وزن خورشيد 2 ميليارد ميليارد تن ميباشد؟ 

• آیا میدانستی که اولین بستنی قیفی در سال 1903 توسط یک ایتالیایی در نیویرک مهیا شد؟

• آیا میدانستیي که فندک قبل از کبریت اختراع شده است؟ 

• آیا میدانستی که هر ساله یک پنجم میلیمتر به سایز گوشهای شما اضافه میشود؟

• آيا ميدانستي که زاويه ديد انسان 200 درجه ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي اولين ماشيني که مظفرالدين شاه به ايران وارد کرد مارک رنــــو بود؟ 

• آيا ميدانستي که صدايي که شما در هنگام (رفع خستگي از انگشتانتون) از بند انگشتاتون ميشنويد، صداي ترکيدن حباب هاي گاز نيتروژن موجود در بند انگشتاتون است؟

• آيا ميدانستي که طبق آخرين آزمايشها 94% از اسکناسهای اسپانيايي اثر مواد مخدر را با خود دارند؟ 

• آيا ميدانستي که اخيرا" قرصهای الکترونيکي برای درمان سيستم گوارشي ساخته شده است که با بلعيدن آن وضعيت سيستم گوارشي توسط فرستنده مخصوص که در اين نوع قرصها تعبيه شده است به بيرون از بدن فرستاده ميشود؟ 

• آيا ميدانستي سيستم دفاعي افرادی که گياهخوار هستند دو برابر قوی تر از افراد گوشتخوار ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که مدل و اشکال روي زبان هر شخص مانند اثر انگشت با بقيه آدم ها متفاوت است؟

• آيا ميدانستي که يک نوع ميموني در ژاپن وجود دارد که زمان خوردن سيب زميني با هر گازی که به آن ميزند سيب زميني را به آب شور دريا ميزند تا مزه بهتری داشته باشد؟ 

• آيا ميدانستي که در فوريه 1979 در صحراي بزرگ افريقا برف باريد؟

• آيا ميدانستي که 97 درصد ژنهای شانپانزه با ژنهای انسان يکي ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که گياهاني که با آب گرم آبياري ميشوند سريعتر از گياهاني که با آب سرد آبياري ميشوند رشد ميکنند؟

• آيا ميدانستي که پياز حتي اگر پس از يک غذاي پر چربي خورده شود. .باعث کاهش کلسترول خون ميشود؟

• آيا ميدانستي که گربه ، شتر و زرافه ها تنها حيواناتي هستند که ريتم راه رفتن آن ها بر پايه دو بار پاي راست و سپس دو بار پاي چپ است. به جاي اينکه يه بار پاي راست و يک بار پاي چپ باشد؟

• آيا ميدانستي که چشم نوزاد از زمان تولد تا هفته ششم الي هشتم اشک توليد نميکند؟

• آيا ميدانستي که يک ليتر آب از اعماق اقيانوسها 20 هزار نوع متفاوت از موجودات ذره بيني(ميکروارگانيسمها) در خود نهفته دارد؟ 

• آيا ميدانستي ضريب هوشي يک انسان نرمال بين 85 تا 115 ميباشد، بهتر است اين را هم بدانيد که ضريب هوشي انسانهای نابغه بين 155 تا 200 ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي که برزيل بيشترين توليد سوخت اتانول را در دنيا به خود اختصاص داده است؛ آنها سوخت اتانول را از طريق نيشکر توليد ميکنند؟ 

• آيا ميدانستي پژوهشگران موفقيتهای چشم گيری در درمان سرطان بطريق داروهايي که از موجودات ريز دريايي ساخته ميشوند دست يافته اند؟ 

• آيا ميدانستي که آخرين قيمتي که اخيرا" به تابلوی موناليسا گذاشتند برابر است با 645 ميليون دلار؟ 

• آيا ميدانستي طبق آخرين تحقيقات موش برخلاف باورها تمايل چنداني به خوردن پنير ندارد، ولي در عوض مواد غذايي شيرين و غلات، غذای مورد علاقه آنها ميباشد؟ 

• آیا میدانید شیر ترک خوردگی فنجانهای چینی را از بین میبرد؟

• آيا ميدانستي فلاندی ها و سپس سوئديها بيشترين قهوه را در دنيا مصرف ميکنند، البته به نسبت جمعيت؟ 

• آيا ميدانستي که سوسمارها از 200 ميليون سال پيش وجود داشتند؟ 

• آیا میدانید که در جنگ جهانی اول و دوم از سیر به عنوان ماده ضد عفونی برای پیشگیری قانقاریا استفاده میشده؟ 

• آیا میدانید که بزرگترین گل جهان مربوط به گیاهی است به نام زنبق بدبو یا زرآوند و اندازه ی آن 90 سانتی متر است؟

• آیا میدانید که موسیقی با ریتم تند، تعداد ضربان قلب را بالا میبرد؟ 

• آیا میدانید افسردگی استخوان ها را سست میکند؟ 

• آيا ميدانستي بيشترين سيگاريها را کشور چين دارد، در چين 350 ميليون نفر سيگاری هستندد بد نيست اين را هم بدانيد که در اين کشور سالانه يک ميليون نفر از بيماريهای ناشي از سيگار جان خود را از دست ميدهند، سازمان بهداشت چين ميگويد که اگر اين روند ادامه پيدا کند در عرض 20 سال آينده اين رقم به 2.5 ميليون نفر خواهد رسيد؟ 

• آيا ميدانستي که زبان سانسکريت که توسط تقريبا" 6000 نفر در هند تکلم ميشود قديميترين زبان زنده دنيا ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي اگر تمام آبي که در اتمسفر وجود دارد به صورت باران به يکباره ببارد تمام سطح زمين را آب به عمق 2.5 سانتيمتر فرا ميگيرد؟ 

• آيا ميدانستي که در شکم و روده بزرگ انسان جمعا بين دو تا سه کيلو باکتری های مفيد وجود دارد، بد نيست اين را هم بدانيد که باکتري های بدن انسان از تعداد سلولهای او بيشتر است؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که در عرض 800 هزار سال هرگز اتمسفر تا به اندازه غلظت گاز کربنيک نداشته است؟ 

• آيا ميدانستي روزانه در کره زمين 1200 کيلومتر مکعب آب بخار شده و به اتمسفر ميرود؟ 

• آيا ميدانستي طبق آخرين آمار 854 ميليون نفر در جهان زير خط فقر زندگي ميکنند و از سوءتغذيه رنج ميبرند؟ 

• آيا ميدانستي حشرات 200 ميليون سال جلوتر از پرندگان توانايي پرواز داشتند؟ 

• آيا ميدانستي که تقريبا 75 درصد از انرژی توليدی بدن تبديل به گرما شده که اين به نوبه خود باعث ميشود که دمای بدن در عرض 5 تا 8 دقيقه يک درجه بالا رود که اگر اين روند تا نيم ساعت ادامه پيدا کند باعث مرگ انسان خواهد شد البته اگر آب در بـــــــــــدن وجود نداشت؟ 

• آيا ميدانستي مصرف ما انسانها از منابع طبيعي، 25 درصد بيشتر از توليد اين منابع توسط طبيعت ميباشد، بد نيست اين را هم بدانيد که اگر ما انسانها اين چنين ادامه بدهيم در پنجاه سال آينده احتياج به دو کره به اندازه زمين داريم تا بتوانيم نيازهای خودمان را برطرف کنيم؟ 

• آيا ميدانستي زمانيکه تلفن اختراع شد خيلي ها آن را وسيله مسخره ای ميدانستند مثلا به نظر نويسنده مشهور آمريکايي «مارک توين» بلندای صدای انسان به اندازه کافي بود که احتياجي به تلفن نباشدد؟ 

• آيا ميدانستي ايران (سال 2006) از نظر صنعت مقام سي ام را در جهان دارد؟ 

• آيا ميدانستي همدان اولين پايتخت رسمي ايران بوده است؟ 

• آيا ميدانستي اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند؟ 

• آيا ميدانستي مگس ميوه در عرض يک هفته 500 عدد تخم ميگذارد؟ 

• آيا ميدانستي امسال «2006» موبايل 50 ساله شد؟ 

• آيا ميدانستي قويترين حس بويايي را يک نوع پروانه نر دارد که کافي هست فقط يک ملکول، بويي که پروانه ماده به فضا پخش ميکند به مشام او برسد تا او براحتي پروانه ماده را پيدا کند؟ 

• آيا ميدانستي که سالانه 290 ميليارد متر معکب از يخهای گروئنلنـد آب ميشود و همين باعث افزايش سالانه نيم ميليمتر سطح آب درياها در جهان ميشود؟ 

• آيا ميدانستي بعد از اينکه آمريکا و .... عراق را اشغال کردند بيش از 600 هزار انسان جان خود را تا به امروز «20061012» در اين جنگ از دست داده اند؟ 

• آيا ميدانستي اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند؟ 

• آيا ميدانستي که پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمی‌كنند، بلكه انسان را مخفی می‌كنندد آن‌ها حس پشه‌ها را از كار می‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند كه قرباني «انسان« كجاست؟ 

• آيا ميدانستي که هر شخص حداقـــــــل ساليانه 43 کيلوگرم شکر مستقيم يا غيرمستقيم مصرف ميکند؟ 

• آيا ميدانستي که ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كوروش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان برآورد ميکنند که اگر آلودگي هوا اينچنين ادامه پيدا کند تا 100 سال ديگر خشکسالي بسيار شديد يک سوم کره زمين را در بر خواهد گرفت يعني بيش 33 درصد؛ در حال حاضر فقط 1 درصد کره زمين را خشکسالي شديد در بر گرفته است؟ 

• آيا ميدانستي که در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد؟ 

• آيا ميدانستي که نوشابه خطر بزرگي براي دندانها به شمار مي رود. به علت اسيديته بالاي نوشابه آسيب جدي براي دندانهاست و همچنين بخاطر دفع كم آن در سرخرگها، سياهرگها و بافتهاي پوستي تجمع ميكند . همچنين تاثير سوء بر عملكرد كليه ها ميگذارد. نوشابه گاز دار دي اكسيد را در بدن افزايش داده و موجب كاهش اكسي‍ژن ميگردد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان موفق شده اند به کمک باکتريهايي که آب کثيف را تصفيه ميکنند برق هم از آنها بگيرند و به اين طريق برق هم توليد کنندد يعني اينکه در آينده بسيار نزديک مثلا" ميشود از فاضلاب يه منطقه ای که 100 هزار نفر خانوار دارد برق500 خانوار را در هنگام تصفيه همان فاضلاب تامين کرد؟ 

• آيا ميدانستي اخيرا شرکت «ای بي ام» تراشه ای را ساخته است که در ثانيـــــــــه ميتواند 500 ميليارد محاسبه را انجام بدهد يعني 100 برابر قويتر از کامپيوترهای جديد خانگي؟ 

• آيا ميدانستي لوئي چهاردهم يکي از پادشاهان فرانسوی در طي شب چندين بار تخت خوابش رو عوض ميکرد، او جمعا" 413 تا تخت خواب داشت؟ بد نيست اين را هم بدانيد که او 72 سال پادشاهي کرد و بدين ترتيب رکورد دار طولاني مدت ترين پادشاهي را در جهان به خود اختصاص داده است؟ 

• آيا ميدانستي که شکر در سالهای 1800 در اروپا بعنوان دارو برای بچه ها استفاده ميشده استد پژوهشگران تغذيه معتقدند که اگر شکر در عصر جديد کشف ميشد هـــــــــرگــــــــز اجازه اين را نمي يافت که در مواد غذايي مورد استفاده قرار بگيرد؟ 

• آيا ميدانستي اکثرا مارها فقط يک شش دارند؟ 

• آيا ميدانستي قديمترين کليد دنيا 4000 سال قدمت دارد؟ 

• آيا ميدانستي ساکنين کشورهای اسکانديناوی بيشتر از هر مليتي تسلط به چند زبان بيگانه دارند 

• آيا ميدانستي که موريانه ها موجوداتي نابينا هستن به همين دليل ابعاد چوبي كه در آن جاي ميگيرند نميسنجند بلكه آنها غذاي خود را با گوش كردن انتخاب ميكنند؟

• آيا ميدانستي که ايمن ترين خودروهاي اروپا توسط ولوو ساخته ميشود و ايمن ترين آنها ولوو سي تي هفتاد است سقفي كاملا متحرك دارد و كيسه هاي هواي آن در درها جاسازي شده است؟

• آيا ميدانستي که علت تفاوت در رنگ پوست انسانها وجود ملانين است كه در مجاورت نور خورشيد براي محافظت از خود توليد ميكند به همين خاطر در نواحي گرمسيري رنگ پوست تيره تر و در نواحي سردسير رنگ پوست روشنتر است؟

• آيا ميدانستي که هيچ يك از ماهي ها پلك ندارند تا به هنگام خواب آنرا ببندد و برخي از ماهي ها همواره در حال شنا هستند. ماهي ها براي خواب از حركت مي ايستند اما در مقابل حس خطر هوشيار ميباشند؟ 

• آيا ميدانستي که كاهش كالري دريافتي موجب افزايش طول عمر تا 50 درصد ميشود؟ 

• آيا ميدانستي که سرعت گردباد گاهي به 300 تا 450 كيلومتر در ساعت مي رسد؟

• آيا ميدانستي که خوردن قارچ خــــــــــــــــام برای مثال در سالاد نه تنها برای بدن مفيد نيست بلکه ضــــــــــرر هم دارد؟ 

• آيا ميدانستي که يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است؟

• آيا ميدانستي به زودی موبايلهايي به بازار ارائه خواهد شد که براحتي صحبتهای شما را به هر زباني که دوست داريد ترجمه خواهد کرد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان موفق شده اند که اجاق گازهايي رو اختراع کنند که با نور خورشيد کار ميکندد از اين اختراع در کشورهای آفريقايي که آفتاب سوزان دارد استفاده ميشود؟ 

• آيا ميدانستي که کرمها از بو ميتوانند بفهمند که شب است يا روز؟ 

• آيا ميدانستي دليل اينکه بعضي ها را پشه نميزند بخاطر اين است که اين نوع افرادی بوی را از خود توليد ميکنند که اين بو باعث ميشود که پشه ها آنها را پيدا نکنندد اين مسئله را اخيرا پژوهشگران انگليسي کشف کرده اند؟ 

• آيا ميدانستي که اثر انگشت دوقلوها تا نود و دو درصد شبيه به هم ميباشد با اين توضيح که در حالت معمولي اثر انگشت خواهر و بردار تا شصت درصد مشابه هم ميباشد؟ 

• آيا ميدانستي دانشمندان در ژاپن و آمريکا موفق شدند از اسپرم يک موش مرده ی که پانزده سال به صورت يخزده نگه داشته شده بود به صورت القا مصنوعي بچه موشهای سالم بدنيا بياورند؟ 

• آيا ميدانستي اخيرا" دانشمندان باکتريهايي را کشف کرده اند که توليد کننده يک نوع ماده ی چسبناک ميباشند که چسبندگي اين ماده فوق العاده است، برای مثال اگر سکه ای را با اين ماده به سقفي بچسبانيم، برای کندن آن احتياج به نيرويي برابر سه و نيم تن داريم؟ 

• پیروزی یعنی اراده کردن 

• آيا ميدانستي که انسان ميتواند طولاني تر در آب ســــــــرد نفسش رو حبس کند در مقايسه با آب گرمتر؟ 

• آيا ميدانستي که گير کردن اعصاب بين استخوانهاست باعث خواب رفتن دست و پا ميشود؟ 

• آيا ميدانستي تا سال 2025 از هر سه نفر در جهان يك نفر با كمبود آب مواجه خواهد شود. در حال حاضر بيست و نه كشور با كمبود آب مواجه هستند كه با پيش بيني هاي انجام شده احتمالا" زندگي اين كشورها فلج خواهد شد. گفته مي شود در سالهاي آتي جنگهائي بر سر آب در جهان رخ خواهد داد؟

• آيا ميدانستي که آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد؟ 

• آيا ميدانستي که به ازاي هر يك درصد افزايش نمك محلول در آب يك درصد از شدت تبخير كاسته مي شود؟ 

• آيا ميدانستي در پنجاه ميليون سال آينده اقيانوس اطلس بويژه اطلس جنوبي و همچنين اقيانوس هند به بزرگ شدن ادامه خواهد داد و در عوض از وسعت اقيانوس آرام كاسته خواهد شد؟ 

• آيا ميدانستي که يک جفت موش صحرايي اگر محيط برايشان مهيا باشد در عرض يک سال به نهصد و شصت و دو عدد موش صحرايي تکثير پيدا ميکنند، البته ناگفته نماند که چهار نسل در عرض يک سال به رشد کافي برای جفتگيری ميرسند؟ 

• آيا ميدانستي که هر دقيقه نسل يک موجود زنده در جهان منقرض ميشود؟ 

• آيا ميدانستي بيست و هشت هزار نفر سالانه در حوادث رانندگي در ايران، جان خود را از دست ميدهند؟ 

• آيا ميدانستي مدت زماني كه لازم است تا تمام آب اقيانوسها يك دور در چرخه هيدرولوژيكي بچرخد سه هزار سال است؟ 

• آيا ميدانستي وسيعترين تنگه دنيا «دويس» بين جزيره گروئنلند و جزيره بافين كانادا با پهناي سيصد و سي هشت كيلومتر واقع شده است؟

• آيا ميدانستي بالاترين مقادير بارش در دنيا صد و پنجاه سال پيش در چراپونچي به نه هزار و سيصد ميليمتر رسيد. اين ميزان بارش ماهانه، تقريبا" چهل برابر بارش سالانه ايران است ؟ 

• آيا ميدانستي سالانه انسان هفت ميليارد تن گاز کربنيک با سوزاندن مواد نفتي و غيره به اتمسفر اضافه ميکند؟ 

• آيا ميدانستي بين سالهای 2000 تا 2005 ، بيش از 13 ميليون هکتار جنگل در جهان توسط انسان از بين رفته اند؟ 

• آيا ميدانستي که گوسفند و بز 8 هزار سال پيش اولين حيواناتي هستند که دست بشر رام شده اند؟ 

• آيا ميدانستي که کمياب ترين حيوان دنيا يک نوع لاک پشت هست که در حال حاضر فقط يک لاک پشت نر از اين نوع در جهان وجود دارد، با وجود اينکه دانشمندان شديدا" دنبال جفت برای اين لاک پشت هستند ولي بجايي نرسيده اند؟ 

• آيا ميدانستي که يك سوم قاتلان امريكا كمتر از 21 سال دارند؟  

 منبع:پارس پلانت

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 17:23  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

افت تحصیلی

فرآیند آموزش به معنای مجموعه ای است از آنچه که شاگرد در مدرسه از طریق برنامه درسی آشکار و پنهان می آموزد و یا فرصت آموزش را به خاطر جای نگرفتن در برنامه درسی پیدا نمی کند.


درک معلمین، اولیا و دانش آموزان از این فرآیند چیست؟


نقطه ای را که دانش آموز از نظر علمی در آن قرار دارد و جایگاه دانش آموزان در هر مقطع و درس و کلاس کجاست؟
هدف های رفتاری که باید به صورت مشاهده دربیاید و با ابزار و ملاک های عینی ارزشیابی شود چیست؟
تا چه اندازه به هدف ها، محتوا، فعالیت های یادگیری دانش آموزان، روش های ارزشیابی راهبردهای تدریس، ابزار یادگیری، زمان و مکان یادگیری پرداخته ایم و محیط های آموزشی مان عوامل اجرایی، معلم و مسئولان با این امور آشنا هستند. آیا واقعاً نقطه شروع همه فراگیران یکسان است؟ آیا همه باید به یک شکل و شیوه مورد ارزشیابی قرار بگیرند؟ آیا ارزشیابی ها استاندارد است؟و دارای اعتبار هستند؟ می توانند هدف های رفتاری موردنظر را بسنجند؟ باتوجه به مراحل پدیده آموزشی صحبت درباره افت تحصیلی نباید سطحی و گذرا باشد. کلیه مراحل از شروع نوشتن ارزش ها، دیدگاه ها، هدف تا آخرین مرحله اجرا و ارزشیابی یک به یک با شیوه های همه پرسی، پرسشنامه، همایش، سمینار، تحقیقات آماری باید مورد بررسی قرار گیرد تا به عوامل موثر در افت تحصیلی به شیوه علمی دست یافت.


• عوامل موثر در افت تحصیلی
۱- محتوای آموزشی
۲- سطح علمی معلم
۳- ناآشنایی با حیطه عاطفی و علمی دانش آموز
۴- کلی بودن هدف ها- بی ارتباطی هدف ها با جهت گیری برنامه ریزی
۵- نامشخص بودن هدف های رفتاری
۶- در دسترس نبودن کتب راهنمای تدریس برای معلم
۷- ناهماهنگی فرهنگ خانواده و نیاز جامعه با نتیجه آموزش
۸- وسعت علم
۹- عدم توالی منطقی موضوع های درسی
۱۰- عدم بررسی مشکل یابی در امر تدریس


الف: محتوای کتب درسی


در کشور ما محتوای کتب درسی توسط دفاتر تحقیق و تالیف کتب درسی به وسیله اساتید متخصص تدوین می شود. سطح ارتباط مولفین کتاب با عوامل درگیر با محتوای کتب معلم و شاگرد ضعیف بوده و نسبت به نیاز دانش آموز و تقاضای معلم بی اطلاع هستند یا حداقل شناخت از نزدیک وجود ندارد. لذا متخصصان به پشتوانه رشته تحصیلی خود به تعیین محتوای درسی پرداخته اند. موضوع های درسی مدون به عنوان منبع اصلی اطلاعاتی در برنامه آموزشی ایجاب می کند که یک سازماندهی منطقی و از پیش تعیین شده داشته باشیم. حتی گام های تدریس باید از پیش تعیین شده باشد تا مجموعه آموزشی بتواند به نحوی موثر و کارآمد به انتقال دانش بپردازد. با توجه به حجم کتب و نامتناسب بودن با درک و فهم دانش آموز و حتی زمان و مکان آموزشی با چالش های جدی روبه رو هستیم. با این شیوه جریان یادگیری به یک جریان مکانیکی مبدل شده. نقاط ضعف این شیوه طرح محتوای کتب درسی عبارتند از:


۱- معلومات تکه تکه شده و مجزا از یکدیگر در قالب دروس مجزا ارائه می شود لذا سریع فراموش می شود و از کاربرد علوم آموخته شده کاسته خواهد شد.
۲- برنامه درسی با موضوع محور ارتباطی با دنیای واقعی دانش آموز ندارد و مسائل و مشکلات و امور زندگی دانش آموز به طور پیوسته در برنامه درسی او گنجانده نشده است.
۳- به توانمندی ها، علایق و نیازها و تجربه های گذشته دانش آموزان توجه کافی مبذول نمی شود. لذا انگیزه های لازم برای یادگیری از آنها را سلب می کند.
۴- محتوای کتب باید با زندگی طبیعی بیگانه نباشد.
۵- درک دانش آموز از محتوا نباید تحت الشعاع کمیت آموزش قرار گیرد.
۶- مهارت های شناختی مورد توجه قرار گیرد.
۷- باتوجه به گسترش دانش بشری و پیداشدن قلمروهای جدید در علم و کثرت موضوع های درسی هماهنگی با طول زمان کلاس، تعداد شاگردان و فضای آموزش ندارد.
از طرفی می دانیم:


۱- همه معلمین توان طراحی درسی را ندارند.
۲- همه متخصصین هم آشنایی با تدوین برنامه درسی را ندارند.
۳- برنامه درسی های روییدنی که از تعامل بین معلم و شاگرد به وجود می آید به هدف های اجتماعی تعلیم و تربیت و میراث فرهنگی نمی تواند توجه کافی مبذول کند.
۴- به هدف های مشترک و عام دست نمی یابیم.
لذا نیاز داریم:
۱- متخصصین رشته های گوناگون با ادبیات برنامه ریزی آشنا باشند.
۲- مولفین در محل اجرای محتوای درس قرار بگیرند.
۳- به نقد و بررسی محتوا پرداخته شود.
۴- نظرات معلمین، نیازهای دانش آموزان و جامعه و تجزیه و تحلیل بررسی ها را یکپارچه کنند.
تصمیم گیری های آگاهانه مبتنی بر روش های روشن بینانه متکی بر اهداف کلی باشد و توان اجرای اهداف رفتاری را نیز داشته باشد.
۵- محتوای دروس با تغییرات علوم، جوامع، علایق و نیازهای یادگیرنده و جامعه متغیر باشد.


ب: سطح علمی معلم


معلمی چیزی فراتر از یک تخصص علمی است. معلم باید با زمینه های تربیتی، روانشناسی، برنامه ریزی، طرح درس و شیوه های آموزش آشنا باشد که این امر با یک برنامه ریزی دقیق در سطح دانشگاهی که معلمین بعد از دستیابی به تخصص رشته ای باید در علوم رفتاری دوره ببینند بعد از تسلط کامل به جریان آموزش وارد نشوند. شغل معلمی جای آزمون و خطا نیست. متخصص آگاه و کاردان باید معلم باشد. معلمان در دوره های تربیت معلم برای تدریس و برنامه ریزی آگاهی های لازم را کسب کنند شناخت دائمی با نیازهای دانش آموزان لازمه کار معلمی است. در دنیای امروز نقش حاکمانه معلم که زاییده خبرگی اوست به نقش تسهیل کنندگی و مشاور و راهنمای یادگیرنده تبدیل شده.


ج: ناآشنایی با حیطه عاطفی دانش آموزان


در سیستمی که یادگیری براساس علایق و نیازهای فراگیران نیست ایجاد انگیزه تقریباً صفر است و در صورتی که انگیزه و رغبت درونی برای یادگیری لازم است مواجه شدن کودک با مسائل واقعی ایجاد شگفتی، کنجکاوی و محرک درونی برای او می نماید و احتیاج به تشویق و تنبیه و محرک های بیرونی ندارد. در سیستم ما دانش آموزان به کسب دانش و معلومات نائل می شوند اما سطحی و صوری و متکی بر حافظه آنها است در صورتی که یادگیری باید معنادار و پایدار باشد.
مهمترین انتظار از سیستم آموزشی تربیت عقلانی است. حال ما تا چه اندازه فرزندانمان را با مسائل واقعی مواجه می کنیم تا تفکر کنند و با عقل و تدبیر خود به حل مسئله بپردازند.
موضوع تعلیم و تربیت رشد در بعد عقلانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی است.
ادراک صحیح مطلب، مقایسه نظرات، درک ارتباط میان مطالب، استنتاج، استدلال و ارزیابی تا چه حد در برنامه های آموزشی ما دنبال می شود. مسئولیت پذیری، رعایت حقوق دیگران، ارزشگذاری به کار دیگران و در نظر گرفتن عدالت در بحث تا چه اندازه مدنظر واقع می شود.
پس بررسی افت تحصیلی فقط بررسی چرایی آمار مردودی و تجدیدی نیست چه بسا کسانی که مردود می شوند ولی از نظر موضوع تعلیم و تربیت به مرحله رشد رسیده اند و چه بسا سیستم ارزشیابی ما دچار نواقصی است.
در سیستم آموزش و پرورش تا چه حد کارایی (انگیزه* تخصص) تقسیم بر (هزینه* زمان) کلاس اندازه گیری می شود.
به اقتصاد زمان نظرداشتن باید یکی از اهداف ما باشد.
استقلال عقلانی و سرعت در انتقال یادگیری، افزایش بازدهی آموزشی را فراهم می آورد. با چنین تفکراتی هر دانش آموز برنامه آموزشی خاص خود را نیاز دارد. هر دانش آموز باید نقطه شروع و جایگاهی را که در آن قرار دارد شناسایی کند و پیوستن بین مطلب جدید و قدیم برقرار شود و هر شخصی با سطح خود ارزشیابی شود.
مهارت های چگونه یادگرفتن و کشف مجهول را باید در اختیار دانش آموزان قرار داد. متاسفانه در شرایط کنونی که با نقصان های مهارتی معلمان روبه رو هستیم مسئولیت واگذاری این زمینه به ایشان دارای محدودیت است.


با استفاده از وسائل کمک آموزشی _ رسانه ای آموزش داده شود.


آنچه که از
out come نظام بر می آید برآورد نظامی است که نوع طراحی آن موجب گریز دانش آموزان از مدرسه شده است.
یکی از دلایل ترک بی موقع مدرسه بی ارتباطی محتوا با زندگی و شغل و جامعه آنان است. باید در نظام آموزش و پرورش ظرفیت ایجاد ارتباط زندگی و مدرسه را به وجود آوریم تا از نرخ ترک تحصیل بکاهیم. نجات نظام آموزش و پرورش از حالت خشک و بی روح انتزاعی و بی معنا برای دانش آموزان شاید یک راه اصلی جلوگیری از افت تحصیلی باشد.
تطابق کیفیت یادگیری در محیط های آموزشی با یادگیری هایی که در محیط های طبیعی اتفاق می افتد در مدرسه در قالب زنگ ها با یادگیری موضوعی سر و کار داریم، حال آن که در ورای مرزهای مدرسه افراد در بستر زمان به گونه ای جاری و پیوسته بدون تقسیم بندی حوزه ای از دانش زندگی می کنند، باید مشوق پویایی و رفتار خلاق دانش آموزان بود.
هدف آسا ن کردن کار معلم و سازمان نباشد بلکه هدف باید آنچه باشد تا یادگیری موثر و کارا رخ دهد. پژوهش ها موید آن است که مغز انسان در دریافت معنا و مفهوم به کاوش برای کشف نقشه ها و پیوندهای متقابل میان عناصر و مولفه های یادگیری می پردازد لذا طراحی آموزشی باید برمبنای ارتباط و پیوندی منطقی موجه باشد و با تلفیق مطالب از وجود مطالب تکراری غیرضروری بکاهیم و پیوسته و مستمر در حال پالایش برنامه های درسی باشیم و پیوسته و مستمر در حال آموزش معلم (در حین خدمت) باشیم. هر برنامه ای علاوه بر معیارهای عقلانی مستلزم در نظرگرفتن شرایط و امکانات محیط اجرا اعم از امکانات و شرایط انسانی و فیزیکی است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 17:11  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

تربیت فرزند

تربیت فرزند

تربیت فرزند  فنون و مهارت هایی دارد که کمتر اشخاصی در این مورد به مهارت کامل رسیده اند ، در این جزوه    70 روش  در تربیت فرزند که هیچ پدر و مادر و مربی در تربیت صحیح و سالم کودک از آن مستغنی نیت ، گرد آوری کرده ایم ، باشد که قدم خیری در این راه گذاشته باشیم.....  

 

بـــاور

 

1-      به فرزندان خود کلمه ی توحید( لا اله الا الله  ) و آنچه در این راستا وجود دارد ، آموزش دهیم .

2-      هدف از آفرینش انسان و جهان را برای فرزندان خود بیان کنیم و معنی و مفهوم عبادت و انواع آن را به ایشان بیاموزیم .

3-      خداوند را به گونه ای برای فرزندان خود توصیف کنیم که همواره او را دوست داشته باشد و دوست خود بداند و به آنها بیاموزیم که او ما را آفریده ، به ما روزی و لباس داده و از گرسنگی و تشنگی در امان داشته و ما را از مسلملنان قرار داده است .

4-      فرزندان خود را از ارتکاب خطا و گناه در خلوت بر حذر داریم و به آنها بفهمانیم که خداوند در هر حال ما را می بیند و نظاره گر بر اعمال ما است .

5-      شخصیت پیامبر اسلام را برای فرزندان خود طوری بیان کنیم که از صفات پیامبر (ص) تاثیر بپذیرند . برای این منظور می توانیم پاره ای از صفات نیک پیامبر (ص) و داستانهایی از سیره ی ایشان (ص) را برای آنها بخوانیم و هر گاه نام مبارک ایشان (ص) برده شد ،درود بفرستیم تا کودکان ما نیز یاد بگیرند .

6-      الفاظ و کلماتی که ذکر خداوند در آنها وجود دارد را زیاد تکرار کنیم از قبیل : گفتن بسم الله الرحمن الرحیم هنگام خوردن و نوشیدن و داخل و خارج شدن ، گفتن الحمد لله هنگام فارغ شدن از غذا و گفتن سبحان الله هنگام تعجب کردن و ......

 

عــبـاد ت

 

7-      ارکان اسلام را به فرزندان خود بیاموزیم .

8-      کودکان را به نماز خواندن عادت دهیم .

9-      کودکان را هنگام حضور در نماز جماعت و مسجد با خود همراه سازیم .

10-  آداب و احترام و قداست مساجد را به فرزندان خود بیاموزیم .

11-     فرزندان خود را به روزه گرفتن تشویق کنیم تا در بزرگسالی عادت کنند.

12-     ما والدین ، برای کودکان خود الگو و اسوه هستیم ، چنانچه در انجام عبادت سستی و تنبلی کرده یا در هنگام انجام آن احساس کراهت و ناخوشی کنیم فرزندان از آن تاثیر می پذیرند و انجام عبادت بر آنها سخت می شود و چه بسا از آن سر باز زنند . 

 

اخـــلاق

 

13- اگر انتظار داریم فرزندانمان در زندگی با ما صادق باشند ، آنها را نترسانیم .

14- راست گویی ما باعث صداقت فرزندان می شود .

15- فرزندان را به صبر و شکیبایی در کارها توصیه کنیم .

16-در ارتباط با فرزندان عادلانه رفتار کنیم چرا که این کار بهترین وسیله تقویت روحیه عدالت در آنهاست .

17-  عواقب بد گول زدن ، کلک و فریب کاری ، دزدی و دروغ را برای فرزندان بیان کنیم .

18- عامل برتری را تقوی و عمل صالح معرفی کنیم نه نسب و حسب و مال .

19-     فرزندان را به بخشش عادت دهیم ، برای این  منظور در خانه با کرامت رفتار کنیم و کسی را از لطف و کرم محروم نسازیم .

 

آداب و روش زندگی

 

20 – سلام کردن را به فرزندان خود بیاموزیم .

21- عورت خود را در مقابل چشم های فرزندان ظاهر نسازیم .

22- با همسایگان به نیکی رفتار کنیم . وفرزندان را با حقوق همسایگان آشنا و آنها

را از مضرات اذیت و آزار دیگران آگاه سازیم .

23- به فرزندان خود بیاموزیم که مردم کودکان موذی را دوست ندارند .

24- فرزندان خود را در خلوت نصیحت کنیم و آنها را در برابر دیگران سرزنش نکنیم .

و تا حد امکان آن ها را ملامت و سرزنش نکنیم .

25- قبل از وارد شدن بر فرزندان خود از آنها اجازه بگیریم ، این بهترین راه برای آموزش آن هاست که هنگام ورود اجازه بگیرند.

26- انتظار نداشته باشیم که با اولین بار فرزندمان همه چیز را بفهمد( وءامر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها ) {{ خانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن مداومت کن }}

26- بعضی از مسائل خانوادگی و خصوصی نه چندان مهم را با آن ها در میان بگذاریم .

27- آداب معاشرت ، خوش آمد گویی و تبریک و تعارفات را به آن ها بیاموزیم .

28- کودکان را به جایزه عادت ندهیم زیرا این امر باعث ایجاد ضعف در روحیه شان می شود .

29- فرزندان خود را ناز پرورده و متنعم بار نیاوریم .

30 – بین خود و فرزندان دوستی و صمیمیت بوجود آوریم .

 

نیـازهـای بـدنــی

 

31-  فرصت کافی برای بازی کردن در اختیار آنان قرار دهیم .

32- اسباب بازی های مفید برای کودکان فراهم سازیم .

33- اجازه دهیم فرزندان بعضی از بازیها را خود انتخاب کنند .

34- بگذاریم در بعضی بازیها بر ما پیروز شوند .

35- فرزندان را به خاطر اشتباهات ، هنگام غذا خوردن سر سفره مواخذه نکنیم .

36- بیشتر غذاهایی را که آنها دوست دارند تهیه کنیم .

 

نیــازهـای روحــی

 

37- به حرفهای فرزندان خود خوب گوش دهیم و به هر کلمه ای که می گویند اهمیت دهیم .

38- بگذاریم تا خود با مشکلاتشان روبرو شوند و آن ها را حل کنند .

39- فرزندان را وادار به قسم خوردن نکنیم بلکه اعتماد خود را به گونه ای اعلام کنیم که بدون قسم خوردن آن ها را قبول داریم .

40 – از عبارات و کلمات تهدید آمیز و ترس بر انگیز اجتناب کنیم .

41- فرزندان را در آغوش بفشاریم و دوستی و محبت خود را به آنها ابراز نماییم .

42- در بعضی موارد با آن ها مشورت و به رای آن ها عمل کنیم .

 

نیـازهـای اجتماعــی

 

43- فرزندان خود را در مراکز فعال تابستانی از قبیل : دوره های حفظ قرآن ، مسابقات علمی ، گروه های اکتشافی آموزشی و بقیه فعالیتها ثبت نام کنیم .

44- در پذیرایی از میهمان از فرزندان کمک بگیریم .

45- در صورتی که با دوستان خود باشیم و فرزندان بر ما وارد شوند به آن ها خوش آمد بگوییم .

46 – فرزندان را به خرید و فروش و بدست آوردن رزق و روزی حلال عادت دهیم .

47- بعضی از نیازهای شخصی یا خانوادگی خود را به فرزندان بسپاریم تا آن را انجام دهند وبه فرزندان بفهمانیم که به آنها اعتماد کامل داریم .

 

نیـازهـای بهـداشتــی

 

48- باید به سلامت فرزندان خود توجه کنیم .

49-  به موقع غذا خوردن را به فرزندان خود بیاموزیم .

50- فرزندان خود را به زود خوابیدن و زود بیدار شدن عادت دهیم .

51- به فرزندان خود بیاموزیم که به نظافت بدن ، دندان و لباس اهمیت دهند .

52- در صورت خطرناک بودن بیماری فرزندان ، آن ها را از این امر آگاه نسازیم .

53- به خداوند پناه بریم زیرا که درمان همه ی دردها به دست اوست .

 

نیـازهـای فرهنـگـی

 

54- نوشته های فرزندان خود را بخوانیم  و به آن ها اهمیت دهیم .

55- فرزندان خود را به مطالعه و کتاب خوانی تشویق نماییم .

56- اجازه دهیم خودشان کتاب ها و داستانهای مورد علاقه شان را انتخاب کنند .

57- اجازه دهیم تا فرزندان خودشان عهده دار مشکلات تحصیلی شوند و آن ها را حل کنند .

58- فنون و آداب گفتگوی منطقی و مستدل را به آنها بیاموزیم .

59- فرزندان خود را تشویق کنیم که علاوه بر زبان خود یک زبان خارجی را نیز یاد بگیرند .

 

پـاداش و کیــفر

 

60-  شیوه ی تربیتی تشویق و تنبیه را بکار بریم .

61- در اکثر موارد آن ها را تشویق کنیم ، اما همیشه آن ها را سرزنش نکنیم .

62- از شیوه  های مختلف تنبیه استفاده کنیم و تنبیه بدنی را به عنوان گزینه ی اول به کار نبریم ، برای این کار می توانیم از یک نگاه تند یا لحن صدایمان استفاده کنیم و یا مدتی به آن ها توجه نکنیم و یا آن ها را مدتی از تفریح محروم سازیم .

63- تنبیه درست و مناسب تنبیهی است که تکرار اشتباه را در فرزندان کاهش داده و آن ها را به سوی کار درست پیش ببرد .

64- با اولین اشتباه آن ها را تنبیه نکنیم .

65- همیشه دلیل تنبیه شدن را به آن ها بگوییم .

66-  فرزندان خود را در حضور دیگران و در حالت خشم تنبیه نکنیم .

67- به صورت فرزندان خود سیلی نزنیم .

68- فرزندان خود را متوجه سازیم که این تنبیه به نفع و مصلحت خودشان می باشد و در حقیقت دوستی ما نسبت به آن ها ما را به این کار واداشته است .

69- به آنها متذکر شویم که تنبیه برای اذیت و آزار نیست بلکه برای آگاه سازی وتربیت است .

70- به گونه ای رفتار نکنیم که فرزندان احساس کنند که از تنبیه شان لذت می بریم و یا این که کینه ی آنها را به دل گرفته ایم .

 

 

منبع و ماخذ :     کتاب 130 روش در تربیت فرزندان --- تالیف د. احمد المزید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 17:7  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

داستان پند آموز

داستان پند آموز دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست . هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد . ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد : - چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟ مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است ! گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است . ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم . خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد . اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني . هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 17:5  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

رازهای موفقیت

رازهای موفقیت روز اول از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر. نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي. اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني. مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود. روز دوم سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي. نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي. بايد به كارت ايمان داشته باشي. يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند. روز سوم همه چيز را همانطور كه هست بپذير. خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد. خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند. اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو. روز چهارم تمرين كن تا از درون شاد باشي. اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند. خودت رئيس كارخانة شادي سازي باش. روز پنجم ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن. تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند براي ابر چه فرقي مي كند باد از كدام سو بوزد. چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي كني؟ روز ششم وقتي تصميم به انجام كاري مي گيري، از خود نپرس : من چه مي خواهم ؟ بلكه بپرس : چه كاري به نفع همه است ؟ اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي. روز هفتم هنگام تصميم گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟ پرسش درست اين است كه : چه كاري به نفع همه است؟ خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند. روز هشتم وقتي كار به مشكل مي خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را، انسان وقتي شنا ياد مي گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد. روز نهم براي موفقيت در هر كار، بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي. آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري، بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري. روز دهم اگر طرحي در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر مي كردي، دلسرد نشو.همه چيز اين دنيا همين طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي. روز يازدهم مشكلات ما را قوي و به سمت پيروزي هاي بزرگ تر هدايت مي كنند. كوهنوردي آسان نيست، اما منظره اي هم كه از قله كوه ديده مي شود، بسيار زيباست. روز دوازدهم اراده ات را قوي كن. خود را وارد به انجام كارهايي كن كه برايت مشكل اند. سپس آنها را با جديت انجام بده. بعد از مدتي خواهي ديد كه اراده ات همانند گرزي فولادي سخت و درخشان شده است. روز سيزدهم با انرژي كامل روي كارهايت تمركز كن. شيشه هاي رنگي كليسا، هنگام عبور نور از آنها بسيار زيبا و درخشان مي شوند. كارهايت را هم اگر با انرژي انجام دهي، شفاف و زيبا خواهند شد. روز چهاردهم هنگامي كه قصد انجام كاري را داري، از خود نپرس : ديگران آن را چگونه و با چه روشي انجام داده اند ؟ بلكه بپرس : چگونه مي توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممكن انجام دهم. اين را بدان كه همواره حقيقتي تازه در انتظار كشف شدن است. بدون احساس وجود اين حقايق، كريستف كلمب هرگز به آمريكا نمي رسيد و گراهام بل تلفن را اختراع نمي كرد. روز پانزدهم هر كاري را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژي ات را مانند ذره بيني كه نور خورشيد را متمركز مي كند، روي موانع تمركز دهي، هر مانعي كه سر راهت باشد خواهد سوخت. روز شانزدهم امروز را آغازي تازه بدان. چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده، يا انجام شده فكر مي كني؟ زندگي رودخانه اي است كه مدام به سمت آينده در جريان است. هيچ قطره اي از آن دوبار از زير يك پل رد نمي شود. كار را با روشي تازه انجام بده، بهتر از هميشه. روز هفدهم افكار و روياهايت را بسط بده. هنگامي كه در بيرون چمنزاري پهناور است كه از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس كني. روز هجدهم نگذار افكار و ذهنياتت به صورت عادت درآيند. سعي كن هرگز در جا نزني.هر روز از زاويه اي تازه به كارها نگاه كن. زندگي يك صحنة پر از ماجراست. به اطرافت نگاه كن: نشانه هاي زيبايي وجود دارند كه به كشفيات تازه اشاره مي كنند. روز نوزدهم مهم ترين چيز احساسي است كه نسبت به كارت داري. وجود رنگ هاي تيره در يك تابلوي نقاشي. نشانة افسردگي نقاش آن تابلوست. رنگ هاي روشن، حاكي از وجود روشنايي و انرژي در زندگي نقاش آن تابلوست. هر كاري را با شادي انجام بده، تاديگران را هم شاد كني. روز بيستم زندگي مثل يك تاب است كه هم مي تــــــــــواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم زن. اگر هر بار كه تاب مي خوري احساس شگفتي كني، لذت تاب خوردن را احساس خواهي كرد. در زندگي هم هر بار كه كاري را انجام مي دهي، از انجام آن شگفتي احساس كن. روز بيست و يكم حرف حق را بپذير و كاري به گويندة آن نداشته باش. مثلاً اگر بوي دود را احساس مي كني و طوطي ات فرياد بزند كه : خانه آتش گرفت! آيا به مهمانهايت خواهي گفت : اين طوطي نمي فهمد چه مي گويد؟ روز بيست و دوم عقايد را با حقايق اشتباه نكن. حقيقت مانند دانة بادام است، و عقايد پوستة آن دانة بادام هستند. اگر به دنبال حقيقت هر چيز هستي، بايد پوسته را بكني، تا خود دانه را ببيني. روز بيست و سوم قبل از انجام هر كار مهمي، اول ببين چه احساسي نسبت به انجام آن داري. آيا آن كار را مهم مي داني؟ آيا واقعي به نظرت مي رسد؟ آيا به ديگران كمك مي كند؟ روز بيست و چهارم هنگام غليان احساسات، هيچ تصميم مهمي نگير. در اين صورت اشتباه خواهي كرد. اول درونت را آرام كن. ذهن مانند يك درياچه است. هنگام غليان احساس، درياچه مواج است. درياچه هنگامي نور ماه را منعكس مي كند كه آرام باشد. روز بيست و پنجم هنگام مواجه شدن با مشكلي يادت باشد كه حتماً راه حلي وجود دارد. زيرا هر چيز با جفتش به وجود مي آيد. بعد از هر سقوطي ، صعودي و بعد از هر شبي، روزي وجود دارد. ذهنت را روي راه حل ها متمركز كن. براي بيرون آمدن از يك اتاق بايد در را پيدا كني، نه اين كه به ديوارها فكر كني. روز بيست و ششم همواره از نعمتهايي كه زندگي به تو بخشيده است، شاد باش و به خاطر آنچه كه نداري گله مند نباش. ساختمان با سنگ هايي ساخته مي شود كه در دسترس اند، نه با سنگ هاي حياط خانة ديگران. روز بيست و هفتم سعي كن مثل ماشين خرابي كه خاموش نمي شود، دائماً در حال عذرخواهي نباشي. با اين كار توجه ديگران را به اشتباهاتت جلب خواهي كرد. تلاش كن كه بهترين را انجام دهي. آن گاه لبخند بزن و حركت كن. تنها خداوند كامل است. روز بيست و هشتم هر كار خيري كه در اين دنيا انجام دهي، بيش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد، به تو قدرت و انرژي و درك بيشتر خواهد بخشيد. اگر خودت نقاشي كني، ديگران از تماشاي آن لذت خواهند برد. ضمن آنكه در حين كار تجربه ات هم در نقاشي بيشتر شده است. روز بيست و نهم براي عمل كردن از درونت فرمان بگير. براي تفكر از درونت راهنمايي بجو. زيرا درك و آگاهي را بايد دريافت كني و نمي تواني خودت خلق كني. زمين هنگامي گرم مي شود كه به سمت خورسيد متمايل باشد. روز سي ام هر چيز كه راست و درست باشد، به نفع تو و ديگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر كس مي داند كه چه چيز به تو شادي واقعي مي بخشد. آيا يك گياه مي فهمد كه باد، آن را تقويت مي كند يا باران ملال آور باعث رشد گل هاي زيبا مي شود. روز سي و يكم هرگز مغرور نشو، زيرا غرور ميكروبي كشنده است. غرور به تدريج عقل را زايل مي كند و باعث مي شود هيچ كاري را بدرستي انجام ندهيد
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:58  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

راهکارهایی برای ایجاد انگیزه مطالعه در دانش آموزان

بنام خدا

زندگی یعنی پژوهش وفهمیدن چیز جدید (دکتر حسابی )

*وظیفه معلم و مدرسه درایجاد علاقه به مطا لعه در دانش آموزان  وراههای فعال نمودن کتا بخا نه های مدرسه*

1.معلمین باید روش صحیح مطالعه را مانند دروس دیگر به شاگردان بیاموزند.

2.معلمین ومسئولین آموزشگاه به انحاء مختلف بایدعلاقه خود به مطالعه کردن رانشان دهند.مثلا" به کتابخانه و کتابفروشی ها مراجعه کنند،خلاصه مقالات ونوشته ها را برای فراگیران بازگو نمایند،کتابهای مفیدوجدیدبه شاگردان معرفی نمایندو...

3.ارزش واهمیت مطالعه وکاربرد آن در زندگی را از راههای گوناگون برای فراگیران توضیح دهند.

4.معرفی وتهیه کتابهای جدیدونشریات مفیدومناسب ومتنوع بطور مستمردر محیط آموزشی انجام شده و حتی الامکان در اختیار فراگیران قرار بگیرد.

5.تشکیل کتابخانه در مدرسه وکلاس.

6.فراهم ساختن امکانات وتسهیلات استفاده از کتابخانه وتوجه به تزئینات معقول محیط کتابخانه.

7.تهیه کارت عضویت کتابخانه که این امر برای بسیاری از فراگیران می تواند انگیزه محسوب گردد.

8.معلمین شاگردان را تشویق نمایند که برای یافتن پاسخ سوالات خود،بتدریج به کتابخانه مراجعه نمایند.

9.مقررات دست وپاگیر وبی میل کننده ،مانند اجبار در عضویت کتابخانه وخلاصه نویسی کتابهایی که برای مطالعه می گیرند،از میان برداشته شود.

10.کتابهای پاره وکثیف چون عامل بی میلی است،در اختیار کودک قرار نگیردودر انتخاب کتاب، ذوق کودک در نظر گرفته شود.

11.کودک را مجبور به مطالعه نکنید.

12.مسئولیت دادن به دانش آموزان در تهیه روزنامه دیواری وکارهای عملی.

13.کتابهایی که به دانش آموزان مبتدی در مطالعه،معرفی می شودباید محتوایی ساده داشته باشد.

14.مسئولیت اداره کتابخانه یا همکاری در اداره کتابخانه را به دانش آموزان بسپاریدتا زمینه علاقه مندی در مطالعه وشناخت کتاب بوجود آید.

15.مفاهیم ومحتوای بعضی کتابها به صورت نمایشنامه اجرا گردد.

16.معلمین جلساتی از درس یا دقایقی از ساعات کلاسی را می توانند به مطالعه اختصاص دهند تا هم تنوعی در کلاسداری باشدوهم دانش آموزان با راهنمایی معلم با نحوه مطالعه آشنا شوندوهم یادگیری عمیق تر باشد.

17.معلمین می توانند سایتهای علمی ومفید را به دانش آموزان معرفی کنندتا آنها وقت خود رابا استفاده نامناسب از اینترنت مانندچت کردن و... هدر ندهند.

18.برای تعطیلات نوروز،تابستان یا هر تعطیلی دیگر،معلم می تواند کتابهایی را برای مطالعه به جای انجام هر تکلیف دیگر معرفی کند.

19.از کلاس چهارم ابتدایی به بعد معلم می تواند سوالاتی بین شاگردان تقسیم کندتا برای پاسخ یابی به کتابخانه مراجعه نمایندویا از کلاس پنجم می توانداز شاگردان بخواهدتاشرح حال شخصیت هایا شاعران ونویسندگان راجمع آوری نمایند،در کلاسهای بالاتر می توان خلاصه نویسی ونقادی ومقایسه کتابها و یا به تصویر در آوردن مفاهیم بعضی کتابها را خواستار شد.

20.زمان مطالعه وچگونگی یک مطالعه خوب به دانش آموزان گوشزد شود.

21.در جلسات انجمن اولیاء ومربیان،مسئولان مدرسه بایداولیاء دانش آموزان را با راه و روش مطالعه وچگونگی پیگیری وایجاد علاقه به مطالعه فرزندان در خانه آشنا نمایند.

22. در هنگام مطالعه دانش آموزان رابه دقیق خوانی همراه با خلاصه نویسی تشویق کنید،زیرا عامل مهمی در تقویت حافظه ونگهداری مطالب است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:49  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

فقیر و ثروتمند

 

 فقير وثروتمند 

 


روزي يک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچک خود را به يک روستا برد تا به او نشان دهد مردمي که در آنجا زندگي مي کنند، چقدر فقير هستند. آنها يک روز و يک شب را در خانه محقر يک روستايي به سر بردند. در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد: "نظرت درباره مسافرت مان چه بود؟" پسر پاسخ داد: "عالي بود." پدر پرسيد: "آيا به زندگي آنها توجه کردي؟" پسر پاسخ داد: "فکر کنم." پدر پرسيد: "چه چيز از اين سفر ياد گرفتي؟" پسر کمي انديشيد و بعد به آرامي گفت: "من فهميدم که ما در خانه، يک سگ داريم و آنها 4تا، ما در حياط مان فانوس هاي تزييني داريم و آنها ستارگان را دارند، حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها بي نهايت است." در پايان حرف هاي پسر، و در حاليکه زبان مرد بند آمده بود، پسر اضافه کرد: "متشکرم پدر که به من نشان دادي ما واقعا چقدر فقير هستيم."

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:47  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

اهمیت تدریس درست

 

 مقدّمه
تدریس یکی از ارکان اصلی هر سیستم آموزشی به شمار می‌رود که کارآیی هر نظام آموزش بستگی به آن دارد. یکی از مشکلات نظام تعلیم و تربیت، مربوط به عدم آشنایی و عدم استفاده از الگوها و روش‌های پیشرفته تدریس است.
مشاهدات مکرر نشان داد که متأسفانه بسیاری از اساتید، هنوز از روش‌های سنتی و غیرکاربردی استفاده می‌کنند. استادان دروس معارف اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده و برخی استادان هنوز هم از روش‌های منسوخ بهره می‌گیرند و در نتیجه در زمینه تأثیرگذاری از موفقیت‌ کمتری برخوردارند.
از این رو در این نوشتار سعی شده به برخی از شاخصه‌های تدریس موفق در حوزه‌های مختلف علمی، مهارتی، عاطفی و تأثیرگذاری اشاره گردد.
امید است اساتید محترم با مطالعه این نوشتار با معیارها و انتظارات از استاد معارف بیشتر آشنا شوند، ضمن اینکه توصیه می‏شود اساتید بزرگوار برای اطلاع بیشتر به کتبی که در این زمینه نوشته شده مراجعه فرمایند.


الف) عامل علمی
مراد از عامل علمی، مجموعه عناصری است که توانمندی و تسلط علمی استاد را در مقام ارائه درس نشان می‏دهد. به عبارت دیگر، محور اصلی در این عامل، تسلط علمی استاد بر موضوع درس می‏باشد؛ از این رو یکی از مهم‏ترین اصول آموزش و نیز ویژگی‏های استاد، تسلّط بر محتوا و موضوع درس و آگاهی کافی و گسترده درباره مطالب آموزشی است، به نحوی که استاد را توانا سازد تا با تسلّط کامل مطالب درسی را ارائه دهد.
استادی که تسلّط علمی کافی ندارد شاید بتواند متن درس را آماده کرده و به شکل کامل و صحیح در کلاس ارائه کند؛ اما به دلیل ضعف علمی و عدم احاطه کامل بر مطالب آموزشی، نکات مهم درس تشخیص داده نمی‏شود و اگر ارائه خوب درس نیاز به خلاقیت (مثل تقدّم و تأخّر مطالب و...) و یا ذکر مطالب تکمیلی و... داشته باشد استاد از عهده آن بر نمی‏آید.علاوه اینکه نمی‏تواند پاسخگوی سؤالات و ابهامات فراگیران باشد و استادی که در مسائل علمی ضعیف باشد و نتواند به پرسش‏های فراگیران خود پاسخ دهد و روحیه پرسشگری و نقّادی آنها را اقناع و ارضا نماید مسلّماً در کار خود شکست خواهد خورد.

از این رو مطالعه دائم و مستمر استاد در زمینه موضوع مورد بحث، امری ضروری و لازم می‏نماید؛ زیرا این امکان را به استاد خواهد داد تا ضمن تقویت بنیه‏های علمی خود، با شبهات و یافته‏های جدید در زمینه کار خود آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری در کلاس حضور پیدا کند؛ چراکه گاهی کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.
علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا هنگام تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.
از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارائه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید.
البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

 
در مورد عامل علمی دو نوع شاخص فرعی وجود دارد:
۱ )شاخص‏هایی که با درس خاصی ارتباط نداشته، بلکه در هر درسی لازم و ضروری هستند.
۲ )شاخص‏هایی که به درس خاصی اختصاص دارند.
به عنوان مثال کامل بودن مطالب ارائه شده و یا صحت آنها در هر درسی لازم است. اما تحلیل مطالب تاریخی و نتیجه‏گیری از آنها فقط در دروسی نظیر درس تاریخ تحلیلی اسلام و یا انقلاب اسلامی ضرورت می‏یابد و یا توجه به مباحث نظری علم اخلاق که فقط در درس اخلاق اسلامی مورد توجه قرار می‏گیرد.
در اینجا ابتدا به توضیح شاخص‏های علمی مشترک پرداخته و سپس شاخص‏های علمی اختصاصی هر یک از گرایشهای پنج‌گانه دروس معارف اسلامی را بیان می‏کنیم.
الف) شاخص‏های علمی مشترک
۱) کامل بودن مطالب ارائه شده: بدیهی است مطالبی که از سوی استاد ارائه می‏شود بایستی با توجه به متن و سر فصلهای درس کامل باشد، به این معنا که مطالب ارایه شده ضمن اینکه بایستی تمامی سر فصلهای مورد نظر را پوشش دهد، لازم است تمام مباحث مورد نیاز و مرتبط با هر سرفصل را نیز مطرح سازد؛ و به طور کلّی محتوای درس باید تمام حقایق، مفاهیم و اصولی را که لازم است فراگیران بیاموزند، در برداشته باشد.
۲) صحّت مطالب ارائه شده: لازم به ذکر است که مطالب ارائه شده توسط استاد بایستی قوی، مورد قبول و خدشه‏ناپذیر ارایه گردد و تحقق این أمر مستلزم این است که محتویات و مباحث طرح شده به گونه‏ای ارائه گردد که از صحّت و اتقان لازم برخوردار بوده و اصول و مسلّمات علمی در آنها رعایت شود، چه اینکه یادگیری هنگامی اثربخش خواهد بود که مطابق با واقعیات بوده و از دقت و صحّت لازم برخوردار باشد؛ زیرا اگر فراگیر احساس کند که با بعضی از مسائل، غیر علمی و بدون دقت کافی برخورد شده است هر آینه ممکن است بقیه مباحث و مطالب را ـ هر چند حق هم باشند ـ نپذیرد و با دید منفی به آنها بنگرد و به این ترتیب اعتماد فراگیر به درس و استاد کاسته شده و نفوذ کلام استاد نیز کم می‏شود.
۳) استفاده از منابع متعدد و ارجاع به آنها: ضروری است استاد به مطالب آموزشی موجود در متن اکتفا نکند، بلکه از هر فرصتی برای توسعه فکری و اطلاعات فراگیران استفاده نماید.
از این رو، جهت عمق بخشیدن به اطلاعات و ارائه تدریسی شایسته، لازم است استاد آشنایی کامل با منابع معتبر و گوناگونی که در زمینه موضوع درس وجود دارد، داشته باشد و متناسب با واحد درسی، سطح علمی فراگیران و... از آن منابع ـ که عمدتاً اصلی و معتبر باشند ـ در تهیه و ارایه محتوای درس استفاده کند؛ زیرا مطالعه مستمر و مراجعه به منابع متعدد در زمینه موضوع مورد بحث، این امکان را به استاد می‏دهد که ضمن بالابردن توان علمی خود، با دیدگاههای مختلفی که پیرامون موضوع مطرح است نیز آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری به تدریس بپردازد.
البته تذکر این نکته ضروری است که همواره در این امر باید حدّ اعتدال را رعایت کرد تا محتوای درس انباشته‏ای از گفته‏ها و سخنان دیگران نشود.
۴) نگارش و تلفظ صحیح آیات، روایات، اسامی، اصطلاحات و عبارات تخصصی: در موضوعات و مباحثی که استاد احساس می‏کند باید از آیات، روایات، اسامی یا اصطلاحات خاص استفاده کند باید توجه داشته باشد که نگارش و تلفّظ آنها به طور صحیح باشد؛ ضمن اینکه لازم است کاربرد آنها کاملاً بجا و بر حسب ضرورت باشد و حتی‏الامکان از استفاده مکرر از اصطلاحات تخصصی غیر ضروری خودداری شود.
۵) پاسخگویی صحیح به سؤالات دانشجویان: مقصود از این شاخص، صرف اسکات فراگیران در مقام بحث و سؤال نیست، بلکه استاد باید بتواند پاسخ صحیح، علمی و قانع‏کننده ارائه کند و با پاسخگویی صریح و منطقی به سؤالات و مشکلات علمی فراگیران و دفاع صحیح و معقول از مبانی دین و انقلاب اسلامی، موجبات نشاط علمی کلاس را فراهم آورد. لازمه چنین امری این است که:
اولاً استاد توان علمی لازم را دارا باشد. ثانیاً سؤالهای احتمالی را حتی‏الامکان پیش‏بینی نماید که لازمه دست یافتن به این مهم، داشتن طرح درس مناسب و سنجیده‏ای است که استاد قبل از تدریس برای یک جلسه درس تهیه می‏کند، چنین طرح درسی به وی فرصت خواهد داد تا سؤالات و ابهامات احتمالی تدریس را پیش‏بینی کند و پاسخ لازم و متناسب با آنها را بیابد.
تذکر این نکته ضروری است که اگر استاد، پاسخ سؤالی را به هر سببی ندانست لازم نیست که با داستان‏سرایی در مقام پرده‏پوشی بر آنچه که نمی‏داند بر آید، بلکه باید صراحتاً ارائه پاسخ صحیح را به جلسه آینده موکول نماید.
۶) دارا بودن جامعیت نسبی در معارف اسلامی: استادان گروه معارف اسلامی افزون بر اینکه باید تسلط و توان علمی لازم را در گرایش مورد نظر داشته باشند در زمینه‌های دیگر معارف دینی از جامعیت نسبی بر خوردار باشند؛ چراکه رسالت یک استاد معارف صرفاً در فعالیت‌های آموزشی خلاصه نمی‌شود، بلکه یکی از مهم‌ترین رسالت آنان تبلیغ دین در کنار آموزش می‌باشد. همان‌گونه که در اهداف تک‌تک دروس معارف آمده است، محوریت در تدریس این دروس، دین با نگاه تبلیغی و ترویجی و در نهایت تأثیرگذاری است. استاد تاریخ اسلام یا انقلاب اسلامی و... صرفا بیانگر حوادث و وقایع تاریخی نیست، بلکه به همراه تحلیل وقایع و توجه به عبرت‌آموزی آن به نکات اخلاقی، اعتقادی و مذهبی مبتنی بر باور‌های دینی نیز توجه دارد؛ مثلاً استاد اخلاق باید در زمینه مباحث اعتقادی، تاریخی، سیاسی، احکام شرعی و... دارای اطلاعات باشد تا در صورت لزوم توان پاسخگویی را داشته باشد. همچنین نکات اخلاقی را باید با باورهای دینی پیوند دهد و...
یا مثلاً استاد در درس اندیشه اسلامی
۱ـ۲، باید اطلاعات اجمالی نسبت به تاریخ اسلام و تاریخ معاصر داشته باشد یا استاد انقلاب اسلامی نیز باید با احکام شرعی یا مباحث قرآنی و روایی آشنا باشد.
۷) آمادگی در ارائه درس: کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.
علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا حین تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.
از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارایه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس، مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید. البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

 

● راز طلایی موفقیت

 

روزی از سرخپوستی که به عنوان کارگر روی اسکلت آسمان خراش در ارتفاع چند صد متری زمین کار می کرد پرسیدند ‚ چه چیز باعث شده که تو از آن ارتفاع چند صد متری نترسی؟و او گفت من اگر از ارتفاع ده متری سقوط کنم همان بلایی سرم میآید که از ارتفاع چهار صد متری. پس چرا باید ترسم بیشتر از کارگری باشد که روی اسکلت یک آپارتمان معمولی کار می کند.
خوب به این نکته ظریف فکر کنید اگر در هر کاری در زندگی بدترین وضعیت ممکن را تجسم کنید و یکبار با تجسم ذهنی خود را در آن وضعیت قرار دهید خواهید دید که وقتی آب از سر بگذرد دیگر یک متر یا صد متر با هم فرقی نمی کند . پس اگر بتوانید در عمق پنج متری شنا کنید در اقیانوس ها ی با عمق بیشتر از پانصد متر هم می توانید غوطه ور شوید.
براستی معنای شکست چیست؟آیا معنایش این است که چیزی به دلخواه شما یا آن گونه که انتظارش را داشتید پیش نیاید؟ قانون تجربه همواره کامل و بی نقص است. ما اندیشه ها و اعتقاد های درونی خود را به شیوه ای عالی باز می تابانیم. یا یکی از گامها را بر نداشته اید یا اعتقاد باطنی شما این بوده است که لیاقتش را ندارید‚ و یا احساس بی ارزشی کرده اید.
این گفته قدیمی که اگر بار نخست موفق نشدی باز هم بکوش.براستی حقیقت دارد .معنایش این نیست که خود را بکوب و دیگر بار همان شیوه سابق را تکرار کن. معنایش این است که اشتباه خود را دریاب و از راهی دیگر وارد شو تا بیاموزی چگونه درست آن را انجام بدهی.
این حق طبیعی ماست که در تمام مدت عمر خود‚ از موفقیتی به موفقیت دیگر رهسپار باشیم. اگر وضع مااینگونه نیست ‚ یا با تواناییهای ذاتی خود همنوا نیستیم ‚ یا معتقدیم که موفقیت از آن ما نیست ‚ یا موفقیت خود را در نمی یابیم.
اگر نسبت به جایگاه این لحظه خود ‚ معیارهای چنان دور از دسترس برگزینیم _که هم اکنون نتوانیم به آن دست یابیم_ همواره شکست خواهیم خورد.
هنگامی که کودک سرگرم آموختن راه رفتن یا حرف زدن است ‚ تشویقش می کنیم و برای هر پیشرفت کوچک تحسینش می کنیم . کودک به وجد در می آید و می کوشد که بهتر آن را انجام دهد . آیا به هنگام آموزش چیزی تازه ‚ خود را به همین شیوه تشویق می کنید؟ یا اینکه با گفتن کلماتی نظیر احمق یا دست و پا چلفتی یا شکست خورده فراگیری خود را دشوار تر می نمایید؟
بسیاری از ستارگان و هنر پیشه ها تصور می کنند که از همان نخستین نمایش نحوه اجرایشان باید عالی و بی نقص باشد . اما آنها باید بدانند که هدف نمایش ‚ تمرین و آموختن است . بر روی صحنه می اییم تا اشتباه کنیم و راههای تازه را بیاموزیم و بیاموزیم . تنها با تمرین مکرر چیزی تازه را می آموزیم و آن را جزیی از طبیعت خود می سازیم هر گاه در هر زمینه ای به یک کار تمام شده حرفه ای می نگرید به حاصل ساعتهای بی شمار تمرین چشم می دوزید.اصلا مهم نیست که برای چه مدت زمانی خود را شکست خورده پنداشته اید . می توانید هم اکنون الگوی موفقیت را بیافرینید .اهمیت ندارد که در چه زمینه ای می خواهید کار کنید. اصول یکسانند . لازم است که دانه موفقیت را بکاریم . این دانه ها خرمنی عظیم به بار خواهند آورد.

 


● سخنی چند از بزرگان علم

ـ وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.
ـ دوستانی انتخاب کنید که اهل زحمت باشند و شما را به درس خواندن و زحمت کشیدن تشویق کنند.
ـ خوشبخت کسی است که به یکی از این دو دسترسی داشته باشدیا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
ـ یک تمبر پستی موفقیتش را تضمین می کند چون این توانایی را دارد که تا رسیدن به هدف به چیزی بچسبد.
ـ موفقیت مانند سایه به دنبال پشتکار است.
ـ شرط پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد.
ـ خواندن بدون فکر کردن همانند خوردن بدون هضم کردن است.
ـ برای آدمهای مصمم و جدی همیشه وقت و فرصت فراهم است.
ـ آرمانهای بزرگ همت های بلند می طلبد.
ـ عظمت زندگی در علم نیست بلکه در عمل است.
ـ جدیت مقصد را نزدیک می کند.
ـ در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند.
ـ فردا وقتیست که تنبلها کار خواهند کرد.

 

● نکاتی در مورد یادگیری آسان تر مطالب

 


ـ نکته
۱)مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است .
پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. پس مدت زمان مطالعه نباید به حدی باشد که مطالب زیادی در بین شروع و انتهای آن قرار گیرند .
بهترین زمان مطالعه
۵۰ دقیقه و ۱۰ دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی تان نیز کم می شود. دقت کنید این زمان تنها برای استراحت است ‚ مرور کردن مطالب و حتی فکر کردن به آن چه که مطالعه کردید نیز سبب خستگی شما می شود.
ـ نکته
۲) مطالعات نشان می دهد که ایجاد تداعی های ذهنی در قدرت به خاطر سپاری مطالب بسیار موثر است .یعنی بین موضوعی دیگر ارتباط برقرار کنید تا در ذهنتان باقی بماند . لزومی ندارد که تداعی ها طبیعی یا منطقی باشند .اگر آنها حالت مضحک و غیر عادی هم داشته باشند حتی موثر تر هم هستند. تداعی باید حتما از خود شما باشد و استفاده از تداعی های دیگران در مورد شما موثر نیست.
ـ نکته
۳) حتما مطالب را مرور کنید.
ـ نکته
۴) از مطالب مهم و مطالبی که دیر به ذهن سپرده می شوند در کاغذهای کوچک فیش و خلاصه بردارید .گمان نکنید این کار باعث اتلاف وقت می شود با امتحان این عمل متوجه می شویدکه چقدر خلاصه نویسی برای شما مفید است.
ـ نکته
۵) باید دانست تکرار یکنواخت و پی در پی مغز را خسته می کند و در نتیجه به شخص حالت خواب آلودگی دست می دهد ‚ به این جهت باید از طوطی وار از بر کردن و تکرار بی معنی خودداری کنید.
▪ منظور از ترک تحصیل
دانش آموزانی که زودتر از موعد مقررمدرسه را ترک می کنند و یا به عبارتی قبل از اتمام یک دوره قادر به ادامه تحصیل نمی باشند و به ناچار مدرسه را ترک می کنند.ترک تحصیل معمولا به دنبال تکرار پایه و ناتوانی و عدم کارایی مدرسه می باشد. همچنین ترک تحصیل منجر به افزایش بی سوادی در جامعه می گردد.
▪ روند ترک تحصیل در ایران
ترک تحصیل یکی از معضلات آموزش در جهان می باشد. امروزه ترک تحصیل و افت تحصیلی در تمام کشور های جهان از عمده ترین مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتی مسئولان نظام آموزشی است.نظام آموزشی ایران مانند بسیاری از کشور های در حال رشد از یک سلسله بیماری رنج می برد و این مسائل عمدتا از رژیم قبل به ارث رسیده اند. و علی رغم کوشش هایی که تا به حال انجام گرفته هنوز این مشکل لاینحل باقی مانده است.

 

عوامل موثر در ترک تحصیل دانش آموزان

 

برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه بیانگر این حقیقت است که فقر مالی و فقر انگیزشی بیشترین نقش را داشته است و همچنین محیط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚
تنبیه و تشویق معلم ‚ سختگیری های بیهوده که باعث می شود انگیزه تحصیلی شاگردان ضعیف شودزمینه های ترک تحصیل فراهم می گردد.
از عوامل دیگر که در موفقیت تحصیلی جوانان و نوجوانان می توانند تاثیر گذار باشندسلامت جسمی و روحی و بهداشتی ‚عوامل ارثی ‚ذهنی و هوشی ‚ امکانات آموزشی ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردی ‚ تاثیر همسالان ‚ اهمیت قائل شدن والدین به تحصیل فرزندان می باشد. در اینجا مهمترین موارد موثر در افت تحصیلی دانش آموزان بیان شده است.
۱) شرایط اقتصادی
۲) سواد والدین
۳) برخورد معلم
۴) محتوای کتب درسی
۵) شیوه برگزاری امتحانات(شیوه های ارزیابی)
۶) عقب ماندگی درسی
۷) نارسایی های جسمانی
۸) انگیزه
▪ شرایط اقتصادی
ترک تحصیل دانش آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می باشد. عواملی چون پایین بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پایین شغلی والدین بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد. پس مسلم است که کیفیت آموزش و تربیت در رشد جسمانی و قوای دفاعی دانش آموز در خانواده هایی با سطح پایین اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده اثرات مستقیمی بر عدم پیشرفت فرزندان به جای می گذارد. مشکلات والدین در راه کوشش و تلاش برای معاش و گرفتاری های بی شمار آنها در این رابطه معمولا والدین را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل می نماید و در حقیقت رابطه صحیحی را لازمه یک زندگی سالم است را مختل می سازدو اثرات این نوع زندگی در ظرف چند سال به اعماق نحیف افراد نفوذ می کند و موجب تخریب نیروهای بالقوه آنان می گردد. وقتی فقر در خانواده ای باشد امکان بروز مشکلاتی در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علی علیه السلام درباره فقر می فرمایند&#
۶۴۸۳۱;فان الفقر منقصه للدین ‚مدهشه للعقل و داعیه للمقت&#۶۴۸۳۰; فقر باعث نقصان دین سراسیمگی عقل و بر انگیختن خشم می شود و بیکاری ‚ جوانان را به جانب برخی از بزهکاری ها می کشاند. البته اسلام زمینه اجتماعی را برای تعادل اقتصادی ایجاد می کند و بر والیان امور فرض می داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم می شود که مهمترین عامل برای رهایی دانش آموزان از تحصیل فقر اقتصادی است.
▪ سواد والدین
یکی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترک تحصیل دانش آموزان سواد والدین محسوب می شود. اگر بچه ها در محیط خانواده احساس پشت گرمی نمایند و هر گاه از نظر درسی مشکلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند که اولیای آنها کمک می کنند در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می خوانند و دچار عقب ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد. تحقیقات متعددی نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد. دانش آموزی که والدین خود را مشغول مطالعه می بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانند سازی تحصیلی انتخاب می کند. بنابراین کمک و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش آموزان اوقات زیادی را در منزل می گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمایی در زمینه درس را دارند.
▪ برخورد معلم
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . فضایی که نوجوانان در آن پرورش می یابند باید به گونه ای باشد که موجب موفقیت آنها گردد. برخورد معلم باید منطقی بوده تا دانش آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پیدا کند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت هم چون نردبانی است که وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می دهد.
بنابراین می توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر دبیرستان می تواند موفقیت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترک تحصیل جلوگیری کند.
برخورد معلم و اولیای دبیرستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهای گروهی‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری نمایند .
همچنین استفاده از تشویق های مادی و غیر مادی مفید است . استفاده بیشتر معلمان از تشویق های کلامی و تشویق در جمع در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد و هم باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان می شود.

 

▪ محتوای کتب درسی

 


عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی‚عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیاز ها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نیاز ها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنندو تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.
کتابها و موارد درسی و محتوای دروس مهم ترین راه رسیدن به اهداف آموزشی است .نگاهی اجمالی به کتب درسی نشان می دهد که غالب کتابها و برنامه های آموزشی از نظر کیفی و کمی با توان و و نیاز های دانش آموزان هماهنگی ندارد .
بین محتوای کتب‚ ساعات تدریس و درک دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.
یکی از مهم ترین و موثر ترین عوامل ترک تحصیل محتوای کتب درسی است و همچنین ارتباط نداشتن محتوی دروس با نیاز های دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوی دروس با آموخته های قبلی دانش آموزان ‚حجیم بودن محتوای کتب درسی با توجه به مقدار زمانی که برای یادگیری فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتوای دروس با نیاز های حال و آینده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درک و فهم نبودن مطالب درس‚ عدم ایجاد تفکر و عدم ایجاد روابط اجتماعی مطلوب در دانش آموزان نیز از دیگر عوامل مرتبط می باشد .

 

▪ شیوه برگزاری امتحانات(شیوه ارزیابی)

 


هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد . زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیتهای مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد ‚این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود.
بوسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوششهای خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدفهای مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد ‚یک هدف اصلی به شمار آید و این بر کل فرایند آموزشی اثرات سو می گذارد و هدفهای حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد.در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تاثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند .
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود.
همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.
استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی ‚نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش راهنمایی کند بلکه بر اساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند.به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند.
بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.

 


▪ عقب ماندگی درسی

 

برخی از دانش آموزان عقب ماندگیشان ناشی از افت هوشی و نارسایی ذهنی نیست بلکه صرفا ناشی از تن پروری یا بیکارگی است .
یعنی عقب ماندگی درسی ناشی از تنبلی .
گاهی عقب ماندگی ناشی از تن پروری و تنبلی است بدین معنی که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصیل نمی کنند و مانند دیگر دانش آموزان درس نمی خوانند و یا عوامل دیگر مانند وجود نارسایی های عضوی ‚ چون ضعف در بینایی و در شنوایی عدم قدرت بیان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گیجی و ماتی و گم کردن دست و پای خود در حین پاسخ به سوالات معلم است.

 


▪ نارسایی های جسمی

 

دانش آموزانی که دارای بنیه ضعیفی هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند.
وجود ضعف در بینایی و شنوایی نیز باعث عقب ماندگی و افت تحصیلی می شود.این نوع دانش آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصیلی پیدا می کنند .
ناراحتی های مربوط به مراکز عصبی و ناهماهنگی هایی حتی حرکتی در جای خود باعث افت تحصیلی دانش آموز خواهد بود.

 


▪ انگیزه

 

به حرکت های درونی فرد که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف است انگیزه گفته می شود.
محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند.برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند.وقتی دانش آموزان در اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند ‚باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد‚ زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود.و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموزاموفقیت خود را احساس می کند زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به آن کمک نمی کند.معلمان تکالیف یکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت دیگر از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کنند.

 

● در آخر

 


در آخر می توانم بگویم ترک تحصیل یکی از مهمترین مشکلات نظام های آموزشی است و در نظام تعلیم و تربیت ما نیز ترک تحصیل به صورتهای مختلف یکی از مشکلات عمده محسوب می شود.
ترک تحصیل یا همان افت تحصیلی (این کلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه ای از بودجه و نیروهای انسانی و امکانات را به هدر می دهد و اثرات ناخوشایندی نیز چه از نظر روحی و چه از نظر روانی به دانش آموزان وارد می نماید و مشکلات عدیده ای را برای خانواده ها بوجود می آورد.اکنون اینجانب دبیر شیمی دبیرستان بنت الهدی به عنوان عضو کوچکی از خانواده آموزش و پرورش وظیفه خود دانسته تا با ارائه این کار و آپدیت آن به صورت ماهانه تا حدودی هر چند اندک راهکار های مناسب را برای ارتقای سطح دانش فرزندانمان ارائه دهم.
بامید روزی که در ایران مشکلی به عنوان ترک تحصیل به پایین ترین درجه ممکن برسد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:45  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

عجایب قرآن

قرآن -رمز- عجایب
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بي شمار ادبي شامل كتاب،
مقاله، گزارش های پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن به رشته تحرير در آمده است.
يك بيوشيميست آمريكايی، مصری الاصل ويك محقق مسلمان، به نام دكتر رشاد
خليفه در ‍‍ژانويه سال ۱۹۷۴نشان داد تمامی متن قرآن از يک نظم شگفت انگيز رياضی تبعيت می کند. مبنای اين سيستم رياضی عدد ۱۹ است.
رمزهاي اعجاز آميز قرآن
مختصراً از اين قرارند :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم
»
داراي
19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد

به 19
قسمت است. (114= 6 × 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق

(شماره
96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد
.
5- سوره علق
285 حرف (285= 15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه
اولي
سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است
.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (76= 4
× 19) دارد كه
به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است
.
8- دومين باري كه
جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي
سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه
است.
( 38=2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه
اولي
سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است
.
( 57= 3 × 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي

سوره مدثر (شماره 74) را
آورد كه آخرين آيه آن
« بر آن دوزخ 19 فرشته موكل اند» مي باشد. (آيه 30
) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل

« فاتحه الكتاب» را
آورد كه با اولين جمله قرآن
بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف
)
آغاز مي شود
. اين بيانيه 19حرفي بلا فاصله
بعد از نزول آيه « برآن دوزخ 19 فرشته موكل اند
» نازل شد.
اين مراتب گواهي ارتباط عاري از شبهه آيه 30

سوره مدثر(عدد 19) و
اولين جمله قرآن
«بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19
)
با سيستم اعداي اعجاز
آميز است كه
بر عدد 19 بنا نهاده شده است
.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم
الشأن با آيه 31
سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا

عدد 19 را انتخاب كرده
است.
پنج دليل زير را بيان مي فرمايد
:
الف) بي ايمانان را آشفته سازد
.
ب
) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت
نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و

خوبان يهويت و
مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را

قبول ندارند
رسوا سازد.
13- خداوند به مامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن

تذكري به تمام
جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)
ويكي از معجزات عظيم قرآن است(آيه 35
).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم

در تمام قرآن به نحوي تكرار
شده كه به
عدد 19 قابل تقسيم است، بدين ترتيب كه

كلمه ‍‎‎‎‎‏“ اسم
“ 19بار
كلمه “ الله “ 2698بار( 2698=42 *19

كلمه “ الرحمن “ 57 بار
( 57=3*19)
وكلمه “ الرحيم “ 114بار ( 114= 6*19)ديده مي شود
.
15 - قرآن
114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها
با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم
“ آغاز مي شود
بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه افتتاحيه است،

لذا آيه
“ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها
113 بار تكرار شده است. چون اين رقم
به 19
قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني

ساخته پروردگار بايد كامل
باشد يكصد و چهاردهمين آيه
بسم الله را در سوره النمل كه دو بسم الله دارد
(شماره 27)
(آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد

114 بسم الله
دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه

افتتاحيه بسم الله
است. هر گاه از سوره توبه شروع كرده
آن را سوره شماره يك وسوره يونس را سوره
شماره دو
فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم، ملاحظه مي شود

كه سوره النمل
نوزدهمين سوره است (سوره 27)
كه بسم الله تكميلي را دارد. از اين نظم نتيجه مي
گيريم
كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر

از لحاظ ترتيب سوره
ها يكي است.
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله

سوره النمل 342=18*19
مي باشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بي شماري است. مثلاً
:
ما موسي را براي
چهل شب احضار كرديم،
ما هفت آسمان را آفريديم
.
شمار اين اعداد در تمام قرآن
285=15*19 مي باشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم، حاصل
جمع
174591=9189*19 خواهد بود
.
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف
نماييم
حاصل جمع 162146 =8534 *19 خواهد بود
.
21- يكی از اعجاز قرآن مجيد اين
است كه29 سوره با
حروف رمزي شروع مي شود كه معني ظاهري ندارند،

اين علامات در
هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده
نمي شوند. اين حروف در ابتداي سوره هاي
قرآن
بخش مهمي از طرح

اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19بنا شده
است.
اولين نشانه اين ارتباط اين است كه29 سوره از قرآن

با اين علامات شروع
مي شود. تعداد حروف الفبا دراين رموز 14و
تعداد خود رمزها نيز 14مي
باشد.
هرگاه تعداد سوره ها(29) وحروف الفبا (14) را

باتعدادرمزها (14)جمع
كنيم،
حاصل جمع 57=3*19خواهد بود
.
22- خداوند توانا به ما ياد مي دهدكه در
هشت سوره
سوره هاي شماره(31, 10،12،13،15،26،27،2
)
دو آيه اول كه با اين رموز
آغاز مي شوند
حاوي و حامل معجزه قرآن هستند،

بايد توجه داشت كه قرآن كلمه
“ آيه “ را
به معني معجزه به كار برده است
.
بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي
باشد كه يكي از آن ها
معجزه است و نيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه

در هيچ
جاي قرآن به كاربرده نشده است بدين جهت قرآن
مناسب تفسير نسل هاي گوناگون بشريت
است. مثلاً نسل هاي
قبلي (پيش از كشف اهميت حروف رمزي قرآن) كلمه آيه رادر
اين
هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند، ولي نسل هاي بعدي كه ازاهميت اين
رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير
كرده اند. به كار بردن كلمات چند
معنايي و مناسب براي همه
نسل هاي بشر در زمان هاي گوناگون خود

يكي از معجزات
قرآن است.
23- سوره قاف(شماره 50) كه با حرف ق

شروع مي شود شامل 57( 57= 3
*19)
حروف ق است
.
24- سوره ديگري در قرآن حروف ق را در علامت رمزي
خود
دارد، سوره شورا (شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين

سوره شمارش نمائيم،
ملاحظه خواهيم كرد كه حرف ق
57 =3 * 19 بار تكرار شده است
.
25- بدين ترتيب در
مي يابيم كه دو سوره قرآني فوق الذكر
(شماره 50 و42) به اندازه همديگر
(57،57)
شامل حرف ق هستند كه

مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر
است.
چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد

تصور حرف ق به
معني قرآن مجيد مي نمايد
و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است
.
اين
احتساب اعداد آشكار و گويا، مدلل مي دارد كه 114
سوره قرآن، تمام قرآن را تشكيل
مي دهند و
چيزي جز قرآن نيستند
.
26- آمار نشان مي دهد كه فقط اين دو سوره كه
با
حرف ق آغاز مي شوند، داراي تعداد معيني ق (57 مورد
)
هستند، گوئي خداوند
توانا مي خواهد با اشاره و كنايه
بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف
الفبا
در سوره هاي قرآن با خبر است
.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل
مي دارد كه
هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد

به دستور الهي و طبق يك
سيستم اعدادي بخصوصي كه
بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است
.
اين آيه مي
فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن
مردمي كه لوط را نپذيرفتند، قوم
ناميده مي شوند.
خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر به جاي « اخوان
»
در
سوره ق كلمه « قوم » به كار برده مي شد
چه اتفاقي مي افتاد. در اين صورت ذكر
كلمه قوم بجاي اخوان،
حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و

عدد 58 به
19 قابل قسمت نيست و لذا
با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد
و
جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد، بدين معني كه با جايگزين كردن
يك كلمه به جاي ديگري نظم قرآن از بين مي رود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن
» آغاز مي شود،
سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133« ن
»
دارد كه به 19 قابل
قسمت است ( 133= 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19
)
و ص
( شماره 38) كه با حروف« ص» شروع مي شوند،
جمعاً 152 حرف « ص » دارند (152
= 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و

« هـ» 344 مي باشد
(344= 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س
»
285 مي باشد
(285= 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز« حم» شروع مي شوند،

تكرار
حروف 2166 مي باشد (2166=14*19)
بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره
هاي قرآن
قرار دارند. بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن

شركت
دارند.
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه

با رمز « الم » شروع
مي شوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم
جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 مي
باشند
(26676= 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس
»
يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز مي شوند

تعداد دو حرف « ط » و «س» 494
مورد مي باشد
(494= 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز
« الر»
آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء
)
تنها در سوره
سيزدهم 9709 مورد است كه
اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي
باشد
(9709=511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و
“م
آغاز مي شوند، تعداد حروف طاء و سين و ميم

9177 مورد مي باشد ( 9177
= 438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المر

آغاز مي شود،
تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را )
1501 مورد مي باشد ( 1501= 79*19
).
38- در
سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص
شروع مي گردد تعداد وقوع “الف
“ 2572 مورد ،
حرف “لام“ 1523 مورد، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد

كه جمعاً
عدد 5358 به دست مي آيد
( 5358= 282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با
حروف “كهيعص
شروع مي شود، تعداد حروف( كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد
)
798 مورد
مي باشد ( 798= 42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “ حم
عسق
شروع مي شود، تعداد حروف( حا ، ميم ، عين، سين ، قاف
)
570 مورد مي
باشد( 570=30*19).
41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آن ها
است
سوره هاي شماره

2 ،
3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14، ۱۵ ،29 ، 30 ، 31 ، 32
جمع الف هاي موجود 17499 مورد می باشد

(17499=921*19).
42- در سيزده
سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870
مورد مي باشد(1870=620*19
).
43- در هفده
سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آن ها ست
(سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ،32
، 26 ، 28 ،
29 ،
31 ،30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ،46 )
جمع حروف “ميم
“ 8683 مورد مي باشد (8683=457*19).
درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن
طبق يك
سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر

43 بند پيشين،

موارد زير نيز گواه صادقي است:

الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده
كه مضربي از عدد 19 است
( 2698= 142 * 19 )
و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم

نيز 19 مورد مي
باشد.
مسئله جالب اين كه در سوره اخلاص

بعد از “قل هو الله احد

جمله
“ الله الصمد“ آمده
در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد، ظاهراً

جمله صحيح تر
بود. از نظر دستور زباني
بايد “هو“ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده
است،
اگر به جاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قرآن

بهم مي ريخت و اين
مسئله شباهت زيادي
دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق
“.
ب: مورد جالب
ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص
مي باشد كه به صورت حروف آغازين آمده است،

اين حروف در سوره مريم، به صورت جداگانه، با اين تعداد

به كار رفته
اند:
حرف “ك“ 137مرتبه،

حرف “ه“ 168 مرتبه،

حرف “ي“ 345 مرتبه،

حرف “ع
“ 122 مرتبه،
حرف “ص“ 26 مرتبه
.
جمع اين ارقام به اين صورت است
:
345+ 168+137+122+26= 897
كه مضرب عدد 19 مي باشد. ( 897= 42*19
)
يعني مجموع تكرار
حروف پنج گانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص)
سوره مريم (سوره شماره 19
)
علاوه بر آنكه
برعدد 19(تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم)
قابل تقسيم است، بر عدد 14(كه
تعداد حروف مقطعه است)
نيز قابل تقسيم مي باشد

(798=57*14).
پ: درقرآن
بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگركه
از نظر معني با هم تناسب دارند

يكسان به
كاررفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن

به كار
رفته است و به همان تعداد (145 بار)
كلمه “موت“ يا مرگ با مشتقاتش به كار رفته
است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم

115 بار به كار رفته
است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و

كلمه“شياطين“ نيز به همان
تعداد88 بار
به كار برده شده اند
.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد
“ يعني سرما
نيز 40 بار به كار برده شده اند
.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه
“شكر“ نيز 75 بار.
6- كلمه “زكات“ 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار
.
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور

نيز با مشتقاتش 49 بار
.
8- كلمه
“يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه
در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار به
كار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه

به معني زن
نيز 24 بار در قرآن به كار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار
در قرآن آمده است.
آيا اين ها تصادفي است؟

نتيجه:
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن

خود
حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آن ها مقالات و
يا كتابي بنويسد كه
همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن
نيز به اندازه و شمرده شده درآيد
. مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگرحروف در سوره هاي مربوطه بيشتراست.
از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف می باشد يعني درست
نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري، سخناني آورد كه نه تنها مضامين آن ها حساب شده و
از نظر لفظ و معني و
محتوا در عالي ترين صورت ممكن بود، بلكه از
نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و
حساب شده بود كه نسبت
هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق
رياضي دارد،
آيا به این نتیجه نمی رسیم كه كلام او از علم بي پايان
پروردگار
سرچشمه گرفته است؟

2- تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد
بود
كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن حفظ شود و به آن دست نزنيم
.
مثلاً اسحق
و زكوه و صلوه را به همين صورت بنويسيم نه به صورت اسحاق و زكات و صلاه. در غير اين صورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قرآن مجيد حتي كلمه و
حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را به كلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچك ترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده
پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتي
هاي قرآن پايان ناپذيراست و قرآن ظاهرش
خوشايند و باطنش عميق است
.
عجائبش را
نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود
مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر
مانندي
از دهانش خارج شود

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:42  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

داستان پند آموز

 

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:39  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

خودت را نخور

  خودت را نخور!

روان‌شناس‌ها می‌گویند کمرو‌ها در واقع موقع بودن با جمع، اضطراب دارند و بهترین راه‌حل برای ریختن این اضطراب، این است که آنها واقعا رابطه اجتماعی را تجربه کنند تا بفهمند چندان چیز اضطراب‌آوری هم نیست.

آدمیزاد موجود عجیب و غریبی است. برای همین هم تمام رفتارهایش از موجودات دیگر پیچیده‌تر و چندوجهی‌تر است. حتی رفتارهایی مثل خوردن که بین انسان و حیوانات مشترک است، در انسان‌ها هدف‌ها و معناهای دیگری دارد. آدم‌ها فقط برای بقا غذا نمی‌خورند. گاهی رفتارهایی که هیچ ربطی به خوردن ندارند او را به غذا خوردن بیشتر وامی‌دارد. مثلا بعضی از افراد، مخصوصا آدم‌هایی که پرخورند وقتی یک مشکل روان شناختی در زندگیشان پیش می‌آید، از خوردن به عنوان یک راهکار مقابله با استرس استفاده می‌کنند. حتما شما هم کسانی را دیده‌اید که موقع پیش آمدن یک مشکل به صورت کاملا غیرارادی و هیستریک بیشتر و بیشتر می‌خورند. آنها از غذا خوردن به عنوان یک پناهگاه روانی استفاده می‌کنند. برای اینکه این راهکار غلط مقابله با استرس پیش نیاید، باید چه کار کنیم؟ در این شماره می‌خواهیم به این سوال جواب دهیم.



کدام مشکلات هستند که باعث می‌شوند ما بیشتر بخوریم. خب معلوم است که این مشکلات باید مقداری فشار روانی بر ما وارد کنند. معمولا روان‌شناس‌ها از چند مشکل که بیشترشان هم به ارتباط با دیگران ربط دارد، به عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های روانی پرخوری نام می‌برند. این مشکل‌ها عبارتند از تنهایی، کم‌رویی، مشکلات میان فردی، مشکلات شغلی و بیکاری. چند تا از این مشکلات و شیوه‌های حل کردنشان را در این شماره می‌گوییم و بقیه را می‌گذاریم برای شماره بعد. در واقع ما می‌خواهیم از ریشه، مشکل شما را حل کنیم. حالا که می‌دانیم ریشه پرخوری شما در بعضی از مواقع این مشکلات است، باید راه‌حل مثبت جایگزینی را بگذاریم به جای پرخوری تا شما از شر لف لف خوردن‌های روانی راحت شوید.


آدم‌ها بنا بر شخصیتشان در مقابل تنهایی واکنش‌های متفاوتی دارند. برای برون‌گراها تنهایی فاجعه است اما درون‌گراها چون انرژی روانیشان را از درون می‌گیرند، راحت‌تر با تنهایی کنار می‌آیند. البته تنهایی فقط به معنای تنهایی فیزیکی نیست. تنهایی یک احساس درونی است که گاهی اتفاقا میان یک جمع که چندان با ما همگون نیستند، پیش می‌آید. همان چیزی که به «من در میان جمع و دلم جای دیگر است» ترجمه شده است. معمولا آدم‌ها در مقابل تنهایی یا از راهکارهای مثبت استفاده می‌کنند یا از راهکارهای منفی. راهکارهای مثبت کارهایی مثل کتاب خواندن، انجام دادن یک وظیفه شغلی یا تحصیلی یا انجام دادن یک کار خلاقانه است. راهکارهای منفی کارهایی است مثل تماشای بی‌هدف تلویزیون، سر زدن بی‌هدف به اینترنت، استفاده از مواد مخدر و البته پرخوری. می‌گویند چیزی که باعث می‌شود ما راهکارهای دوم را انتخاب کنیم این است که ما به خاطر تنها بودن از خودمان متنفر شویم و تنهایی را غیرقابل تحمل بدانیم. قبل از اینکه راه‌حل‌های درست کنار آمدن با تنهایی را بگوییم، یادتان باشد که پرخوری در کوتاه مدت استرس ناشی از تنهایی را حل می‌کند اما در بلند مدت باعث می‌شود که حس کنید سنگین‌تر و زشت‌تر شده‌اید و مشکلی بر مشکلاتتان افزوده شده است.

 راه‌حل‌ها: تنهایی را تنها بگذار!

برای مقابله با احساس تنهایی می‌توانید از راهکار‌های زیر استفاده کنید.

1. تنهایی را مطلق نکن!

چرا ما تنها شده‌ایم؟ جواب دادن به این سوال است که ما را وا می‌دارد راهکارهای مثبت یا منفی مقابله با تنهایی را امتحان کنیم. اولین قدم برای اینکه از تنهایی بیرون بیاییم، این است که علت‌هایی را که در ذهنمان برای تنهایی قائل هستیم بشناسیم و تا جایی که ممکن است آنها را به علت‌های تغییر‌پذیر‌تر تغییر دهیم. یعنی اینکه اگر ما علت تنهایی‌مان را این بدانیم که «جذاب نیستم»، «شخصیتی اجتماعی ندارم» یا «دوست‌داشتنی نیستم» به سختی می‌توانیم از تنهایی عبور کنیم؛ چون این صفت‌هایی که ما به خودمان نسبت می‌دهیم خیلی تغییرناپذیرند. اما اگر علت را این بدانیم که «من تنها هستم چون کمرو هستم ولی می‌توانم آن را بر طرف کنم»، «به اندازه کافی برای روابط اجتماعی وقت نگذاشته‌ام»، «من تنها هستم چون عضو هیچ گروهی نشده‌ام» یا «من تنها هستم چون هرگز از دیگران نخواسته‌ام که کاری را با هم انجام دهیم» می‌توانیم امیدوار باشیم که از تنهایی بیرون می‌آییم؛ چون همه این مشکلات تغییر‌پذیر و قابل حل هستند. پس لطفا از تنهایی، یک فاجعه بشری غیرقابل جبران نسازید.

2. تنها باش اما خلاق باش!

بروید یک دور زندگی چند تا از آدم‌های خلاق را مرور کنید. می‌بینید که لحظه‌ای که آنها یک کشف، یک اختراع، یک آفرینش ادبی یا هنری داشته‌اند تنها بوده‌اند. ما تاب تحمل تنهایی را نداریم. تحمل نداریم که چشم در چشم به تنهایی نگاه کنیم. اگر به جای غرق شدن در تصاویر تلویزیون با خلوت خودمان رو به رو شویم، جرقه‌های یک کار خلاق کم کم خودشان را نشان می‌دهند.

3. تنها باش و خودت را بشناس!

وقتی که ما با دیگران هستیم مجبوریم بخشی از انرژی ذهنیمان را برای تعامل با آنها کنار بگذاریم. اما در تنهایی است که ما با خود خودمان رو به رو می‌شویم.

 از این رو به رویی، می‌توانیم برای شناختن نقاط ضعف یا قوت خودمان استفاده کنیم. می‌توانیم راه‌هایی برای تقویت نقطه‌های مثبت وجودمان بیابیم و به راه‌هایی برای رفع نقطه ضعف‌هایمان استفاده کنیم.

4. یک کار مفید کن!

در تنهایی، ما می‌توانیم هم کارهای بیهوده وقت پرکن کنیم و هم کارهای مفید ادامه‌دار. اصلا منظور این نیست که از فراغت خودتان لذت نبرید اما کارهای بیهوده‌ای مثل دست گرفتن کنترل تلویزیون در درازمدت، احساس تنهایی‌مان را تشدید می‌کنند. وقتی که این حس بیهودگی بالاخره خودش را نشان داد، یک دور باطل تشکیل می‌شود که یک طرفش تنهایی است و یک طرفش تلویزیون و اینترنت‌گردی و پرخوری. اما انجام دادن کارهای مفیدی مثل خواندن هدفمند یک کتاب، تماشای هدفمند یک فیلم، یا انجام دادن کارهای خانه و بیرون، حس مثبتی به ما می‌دهد که دشمن خوب احساس تنهایی است.


«طرد شدن غیرقابل تحمل است پس بهتر است تا صد در صد مطمئن نشده‌ام که طرف مقابل از من خوشش می‌آید، به او نزدیک نشوم.» این باور غلط ریشه کمرویی است. کمرویی باعث می‌شود که شما از لذت بودن با دیگران، لذت دوستی و حتی در این دوره و زمانه که روابط حرف اول را می‌زنند، از لذت پیشرفت شغلی و تحصیلی محروم شوید. اما غلبه‌بر کمرویی، هم مانع لااقل بعضی از پرخوری‌های شما می‌شود و هم باعث می‌شود که فرصت کمتری داشته باشید که پرخوری کنید!

  راه‌حل‌ها: روی بدنت را زیاد کن!

 برای مقابله با کمرویی معمولا پیرزن‌ها و ریش سفیدهای اقوام، راه‌حل‌های عجیب و غریبی دارند اما راه‌حل‌های روان‌شناسانه مقابله با کمرویی، اینها هستند:

1. باورهای کمرویانه را کنار بگذار!

ریشه کمرویی یک باور غلط در مورد رابطه با دیگران است. اما اگر شما به احتمال حتی 50 درصد در مورد طرد کردن دیگران بیندیشید، دیگر آن را فاجعه‌بار نمی‌دانید. فکر کنید که بالاخره عده‌ای هستند که از اخلاق و حرف‌های شما خوششان بیاید و بنابراین ریسک کردن ارزشش را دارد. یعنی اگر شما به جای یک کاسه کردن همه آدم‌های دیگر به این فکر کنید که آدم‌ها شخصیت‌های متنوعی دارند که بالاخره بعضی‌هایشان به شخصیت شما نزدیک‌تر و بعضی‌ها دورترند، دیگر‌کمتر به فاجعه طرد شدن فکر می‌کنید.

2. خودت را به روابط اجتماعی مجبور کن!

روان‌شناس‌ها می‌گویند کمرو‌ها در واقع موقع بودن با جمع، اضطراب دارند و بهترین راه‌حل برای ریختن این اضطراب، این است که آنها واقعا رابطه اجتماعی را تجربه کنند تا بفهمند چندان چیز اضطراب‌آوری هم نیست. برای رابطه برقرار کردن، می‌توانید از گام‌های زیر استفاده کنید:

الف. می‌توانید به شماره روابط عمومی یک محصول تجاری زنگ بزنید و در مورد چند و چون فروش و قیمت و کیفیت و از این قبیل اطلاعات از مسؤولش سوال کنید؛ هم کم‌خطر و هم مفید.

 ب. نشریه « همشهری تندرستی» را بخوانید! باور کنید وقتی که با روزنامه و مجله و کلا منابع اطلاعاتی زنده و به روز میانه‌تان خوب باشد، یک منبع لایزال از موضوع‌هایی دارید که مردم دوست دارند در موردشان حرف بزنند و گوش بدهند.

ج. یادتان باشد که برای ارتباط با دیگران باید بدانید که آنها از چه موضوعی خوششان می‌آید. بروید سراغ تجربه‌های مشترک، جاهایی که هر دوتان دیده‌اید، غذاهای خاصی که هر دوتان خورده‌اید، بحث سیاسی روز، یا لوس لوسش اس‌ام‌اس‌های جدید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 23:18  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

هشتاد توصیه بسیار مهم برای معلمین عزیز

هشتاد توصیه بسیار مهم به معلمین عزیز :

توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش
1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7-  با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12-  به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.www.zibaweb.com
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42- مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.www.zibaweb.com
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.مأخذ : ابراهیم هاشم لو ، ماهنامه فرهنگ و تعاون ، شماره 7

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 23:16  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

صفر مطلق

 به گزارش نيوساينتيست، در آزمايش‌هايي كه در دماي نزديك به دماي اتاق صورت مي‌گيرند،‌ واكنش‌هاي شيميايي با كاهش دما كندتر مي‌شوند. اما اخيرا دانشمندان متوجه شده‌اند كه در دماي نزديك به صفر مطلق (15/273- سانتي‌گراد يا صفر درجه كلوين) تبادل اتم‌ها كماكان انجام مي‌گيرد و اين امر، باعث ايجاد اتصالات شيميايي جديد در اين فرايد مي‌شود. به نظر مي‌رسد اين فرايند مديون تاثيرات خارق‌العاده كوانتومي است كه قابليت‌هاي مولكول‌ها را در دماي پايين افزايش مي‌دهد .

فكر مي‌كنيد گازها در دماي نزديك به صفر مطلق چه رفتار عجيب و غريبي از خود نشان مي‌دهند؟
     در گازها، مايعات و جامداتي كه روزمره با آن‌ها سر و كار داريم،‌ جنبش اتم‌ها و مولكول‌ها و برخورد آن‌ها با يكديگر باعث گرما يا انرژي حرارتي مي‌شود. اما در دماهاي بسيار پايين، چنين نيست. در اين دماها، قوانين عجيب مكانيك كوانتوم حاكم است؛ به طوري كه مولكول‌ها به روال معمول با يكديگر برخورد نمي‌كنند، بلكه امواج مكانيكي كوانتوم آن‌ها گسترش مي‌يابند و با هم هم‌پوشاني پيدا مي‌كنند. وقتي آن‌ها بدين صورت هم‌پوشاني پيدا مي‌كنند، حالت چگالش بوز- انيشتين را شكل مي‌دهند كه در آن، اتم‌ها به نحوي رفتار مي‌كنند كه انگار يك اَبَراتم واحد هستند. اولين چگالش بوز- انيشتين خالص،‌ در سال 1995/ 1374 در كلرادو با استفاده از ابر اتم‌هاي روبيديومي ساخته شد كه تا دماي كم‌تر از 170 درجه كلوين سرد شده بودند و پديدآورندگان آن، توانستند جايزه نوبل فيزيك را از آن خود كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:35  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

زلزله

 

ساختمان زمین
زیر سطح زمینی که ما بران گام می گذاریم بر خلاف سطح سخت و جامد ان ویژگیهای خاص خود را دارد. با افزایش عمق هم جنس و هم حالت مواد سازنده زمین تغییر می کند. این همان چیزی است که باعث تعجب و شگفتی می شود. کره زمین را براساس تغییر خواص فیزیکی و شیمیایی ان به چند لایه تقسیم می نمایند.
- پوسته (crust)
    الف) بخش سیال (SIAL)
    ب) بخش سیما (SIMA)
- گوشته یا جبه (Mantle)
    الف) لایه بالایی
    ب) ناحیه عبور
    ج) گوشته پایینی
- هسته (core)


پوسته (Crust)
دانشمندان علوم زمین و زلزله شناس با مطالعه امواج ثبت شده زلزله ها در ایستگا ههای زلزله سنجی و زلزله شناسی به این واقعیات متفاوت از هم پی برده اند. اولین بررسی ها که در این زمینه انجام شده است بیانگر تغییر روند امواج در اعماق چهل کیلومتری خشکیها و پنج کیلومتری کف اقیانوسها می باشد جایی که بنام حد فاصل بین پوسته و گوشته شناخته می شود و به افتخار کاشف ان «موهوروویچ» استاد دانشگاه زاگرب به نام انفصال «موهو» معروف شده است. ضخامت متوسط قسمت جامد پانزده کیلومتر و وزن مخصوص ان 2.7 است. این انفصال مرز بین انواع مختلف سنگها است و با یک افزایش تند در سرعت امواج PوS مشخص می شود. این قسمت از زمین بنام "پوسته" زمین معروف است که درمقایسه با شعاع زمین ضخامت ناچیزی دارد. ضخامت پوسته زمین در زیر اقیانوسها نازکتر از قاره ها است. (حداقل 10 کیلومتر در زیر دریاها و حداکثر 60 کیلومتر در زیر خشکیها)

پوسته زمین از دوبخش تشکیل می شود : یک بخش سیال (SIAL) و دیگری بخش سیما (SIMA) می باشد.

الف) بخش سیال (SIAL): بخش سیال (SIAL) که بیشتر از سنگهای گرانیتی و گرانودیوریت تشکیل و بعلت فراوانی عناصر سلیسیم (Si) و الومینیوم (Al) بنام سیال خوانده می شود.

ب) بخش سیما (SIMA): بخش سیما (SIMA) که قشر زیرین پوسته است و بیشتر از بازالت تشکیل شده و به علت دارابودن سیلسیم (Si) و منیزیم (Mg) به نام سیما معروف است .

البته از تخریب سنگهای دو بخش بالا طبقه رسوبی تشکیل می گردد که شامل ابرفتها ونهشته های مختلف است. ضخامت این طبقه در گودیها گاهی به 10 کیلومتر می رسد و بعضی جاها دگرگون شده اند.

گوشته یا جبه (Mantle)
دومین گسستگی که در روند امواج منتشر شده از زلزله ها مشاهده می شود در عمق 2900 کیلومتری از سطح زمین است و بنام "گوتنبرگ" معروف است.
حد فاصل بین گسستگی موهوروویچ و گوتنبرگ بنام گوشته معروف است. در گوشته نیز خصوصیات امواج لرزه ای تغییر می نماید که با توجه به همین تغییر به چند بخش تقسیم می شود:
الف) لایه بالایی: این بخش منشاء بسیاری از فعالیتهای زمین شناسی است همانند فعالیتهای ماگمایی، زلزله های عمیق و تغییر مکان قاره ها.
بخش بالایی همراه با پوسته یک لایه به ضخامت 70 تا 100 کیلومتر را تشکیل می دهد که از سنگهای سخت و شکننده تشکیل می دهد و بنام "سنگ کره" خوانده می شود. سنگ کره به قطعاتی تقسیم شده که به هر یک از انها "صفحه" می گویند. صفحه ها نسبت به یکدیگر در حال تغییر و جابجایی می باشند که این حرکتها رویدادهای زمین شناسی را بوجود میاورد. محققین زمین شناسی بر وجود سنگهای با خاصیت فوق بازی در این قسمت اتفاق نظر دارند، اما در مورد توزیع ان اتفاق نظر ندارند.
در زیر سنگ کره ناحیه ای به نام "سست کره" معروف است. سرعت امواج لرزه ای در این قسمت کاهش می یابد و به لایه ای کم سرعت هم معروف است.
ب) ناحیه عبور: این منطقه بین 400 تا حدود 1000 کیلومتری عمق زمین است . در این قسمت شاهد افزایش نسبی سرعت امواج هستیم که بیانگر تغییر ماهیت سنگهای این قسمت است
ج) گوشته پایینی: از عمق 1000 تا 2900 کیلومتر عمق زمین است. در این قسمت سنگها چگال و بسیار الاستیک اند و سرعت امواج زلزله بصورت تقریبا یکنواختی افزایش می یابد.
در زیرگوشته زمین از عمق 2900 کیلومتری تا مرکز زمین هسته زمین قراردارد. درهسته زمین د عمق 5120 کیلومتری یک انفصال در خواص الستیک هسته وجود داردکه هسته رابا توجه به ان بدو قسمت خارجی و داخلی تقسیم می کنند. از انجا که امواج عرضی از هسته خارجی عبور نمی کنند بایستی این قسمت را مایع دانست و چون درهسته داخلی سرعت امواج افزایش می یابد این قسمت را جامد می دانند

هسته (Core)
جنس هسته زمین را بیشتر نیکل و اهن تشکیل داده است . هسته نقشی درحرکت ورقه های سنگ کره ندارد ولی منبع تولید میدان مغناطیسی زمین است.
پوسته زمین به انضمام قسمت بالایی گوشته فوقانی قسمت سخت زمین را تشکیل می دهند که سنگ کره یا لیتوسفر خوانده می شود و بر سست کره که حالت خمیری دارد واقع شده است. ضخامت لیتوسفر به طور متوسط 100 کیلومتر است. لیتوسفر به صفحه های مجزایی تقسیم می شود که این صفحه ها ثابت نیستند و دایما در حال حرکتند که منجر به ایجاد پدیده های مختلف تکتونیکی می گردد.
لیتوسفر از شش صفحه اصلی بنامهای افریقا، اوراسیا، امریکا، ارام، استرالیا و قطبی بعلاوه چند صفحه کوچکتر تقسیم شده است. حرکت صفحه ها نسبت به هم به سه طریق انجام می گیرد :
الف) در پشته های اقیانوسی صفحه ها از هم دور می شوند و مواد مذاب درون زمین از اینجا بیرون می ریزد.
ب) صفحه ها بهم نزدیک و با هم بر خورد می کنند و یک صفحه به زیر دیگری می رود (در مرز صفحه های اقیانوسی و قاره ای)
ج) صفحه ها در کنار یکدیگر می لغزند.
به حالت "الف" که ورقه ها از هم دور می شوند و باعث بیرون ریختن مواد مذاب می شود بخش "سازنده" زمین می گویند و به قسمت "ب" که که صفحه ها به هم برخورد وبه زیر یکدیگر می روند بخش "مخرب" می گویند.
بیشتر فعالیتهای تکتونیکی مثل زلزله ها در حاشیه صفحه های پوسته زمین رخ می دهد و قسمت مرکزی صفحه های زمین کمتر دچار زلزله شده اند و همینگونه زلزله ها در محل برخورد صفحه های قاره ای اتفاق می افتد.
درمحل دور شدن صفحه ها از هم در پشته های اقیانوسی مواد مذاب بیرون ریخته و منجمد می شوند و بخشی از صفحه ها تولد شده از محور میانی از هم دور می شوند، و بعد از طی مسافتی نسبتا طولانی صفحه های مزبور دوباره در گوشته فرو رفته و مدفون می شوند و موجب ایجاد گودالهای عمیقی میگردد نظیر گودال ماریان، کوریل و …..
تکتونیک صفحه ای از محور بر آمده اقیانوسها متولد و بطور جانبی گسترش می یابد و سرانجام به اعماق گوشته رانده می شود. قاره ها دارای ضخامت زیاد هستند و ازنظر ترکیب شیمیایی و جنس با صفحه های اقیانوسی تفاوت دارند و در صفحه های اقیانوسی همانند میخ قرار دارند یا همانند چوب پنبه که در اب شناور است قرار دارند و در نتیجه قاره ها نیز در حرکت صفحه ها شرکت می کنند.
زلزله ها در جاهایی که صفحه ها با هم اصطکاک دارند یا جاهایی صفحه ها در مقابل هم واقع هستند و یا جاهایی که صفحه ها بدرون زمین فرو می روند مشاهده می شوند.

مناطق زلزله خیز کره زمین
مهمترین مناطق زلزله خیز دنیا درسه منطقه پراکنده اند:
کمر بند چین خورده آلپ-هیمالیا: جایی که پوسته اسیا – اروپا (اوراسیا) به صفحه افریقا – هند برخورد می کند. در کشورهای ایتالیا، یونان، ترکیه، ایران، شمال هند.

کمر بند اطراف اقیانوس آرام : جایی که صفحه اقیانوس ارام به صفحه قاره اسیا – اروپا - امریکای جنوبی - استرالیا و امریکای شمالی برخورد می کند. در این ناحیه از کامچاتکا تا هکایدو شدیدترین زلزله ها اتفاق می افتد. عمق کانون زلزله در این منطقه به حدود 60 کیلومتر می رسد و امواج تسونامی در اثر زلزله دراین منطقه ایجاد می شود.



کمربند میانی اقیانوس اطلس: جایی که صفحه اقیانوس اطلس در حال گسترش است این زلزله ها نسبتا ملایم و ارامش مردم را چندان بهم نمی زند. به استثنای گودالهای اقیانوسی کانون زمین لرزه ها در عمق 50 کیلومتری پوسته زمین است. در گودالهای اقیانوسی کانون زلزله ها در عمق 300 تا 700 کیلومتر مشاهده شده است جایی که به صفحه ای موربی بنام "سطح بنیوف" وجود دارد. البته زلزله ها در طول گسلهای تغییر شکل دهنده (جایی که صفحه ها درامتداد هم می لغزند) نیز وجود دارند مثل زلزله ای که در طول گسل سن اندریاس اتفاق افتاد. (سان فرانسیسکو 1906)

نقشه خطر لرزه ای ایران



 


تعریف زلزله
برای شناخت هر پدیده ای در جهان واقع لازم است ابتدا از ان تعریف مناسب و نسبتا جامعی داشته باشیم، چرا که بدون دانستن تعریفی مناسب از ان نمی توان به کنه پدیده پی برد و ان رابه خوبی درک نمود.
مردم عامی درکلامی ساده زلزله را حرکت ناگهانی زمین ناشی از خشم نیروهای ماوراء الطبیعه و خدایان می دانند که بر بندگان عاصی و عصیانگر خود که نافرمانی خدای خود را نموده و مرتکب گناهان زیادی شده اند می دانند.
اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل و خرافات قرار گرفته، ولی هنوز در جوامع و مردم کم دانش و جاهل مورد قبول است.

درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏«زَ» و «لَ» یعنی زَلزلَه برخلاف انچه در زبان عامه مردم رایج است، اورده و می نویسید:
«زمین لرزه، لرزش و جنبش شدید و یا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی و احداث چین خوردگی و فشار یا در اثر انفجارهای آتشفشانی بوقوع می رسد.»

در فرهنگ جغرافیا تالیف پریدخت فشارکی و همچنین در فرهنگ جغرافیایی تالیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارایه شده است:
«جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی از تکان ها فقط محسوس است و ممکن است زلزله بوسیله یک انفجار آتشفشانی بوجود اید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است و اغلب قبل و یا همزمان با انفجار اتفاق می افتد. اصل زلزله تکتونیکی است و احتمالا وجود یک شکست لازمه ان است. موجهای زلزله دست کم در سه جهت اتفاق می افتد و در یک مسافت قابل ملاحظه از مکان اصلی بطور جداگانه حس می شوند. وقتی امواج زلزله از مکانی می گذرد زمین و ساختمانها می لرزند و به جلو و عقب می روند. بالاترین زیان ناشی اززلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جایی که حرکت بالا وپ ایین است نیست اما در مکانهایی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد و نزدیک مرکز زلزله باشند دارای بالاترین زیان می باشند. یک زلزله شدید معمولا بوسیله یکسری دیگر از تکانها همراه می شود. زلزله ای که در نزدیک یا زیر دریا اتفاق می افتد سبب حرکات شدید ابها شده و بعضی وقتها امواج بزرگی ازان ناشی می شود و در مسافت زیاد این امواج ادامه پیدا می کنند و گاهگاهی باعث تلفات جبران ناپذیر و مرگ و میر می شوند. طغیان نواحی ساحلی بیشتر از خود زلزله باعث خسارت می شوند، در نواحی آتشفشانی زلزله عملا هر روز اتفاق می افتد. به عنوان مثال در هاوایی هر ساله صدها تکانهای کوچک ثبت می شوند.»

در فرهنگ گیتا شناسی تالیف عباس جعفری آمده است:
«جنبش سریع و محسوسی که درنتیجه جابجایی و یا جایگیری تخته سنگهای زیر پوسته زمین پدید می اید، در نتیجه این جنبش یک سری لرزش های موجی شکل پدید می اید و گاه تغییرات ارتفاعی پوسته زمین را باعث می گردد و اغلب ضایعات و زیان های جانی و فراوانی ازخود برجا میگذارد. زمین لرزه بیشتر مخصوص نواحی آتشفشانی بوده و گاه باخروش و فوران کوههای آتشفشانی همراه می گردد و درحالات شدید شکستها و بریدگیهای مهم و مشخص درروی پوسته زمین از خود بجای می گذارد. غالب زمین لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است. در مرکز وقوع زمین لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثر گذارده و ساختمانها و تاسیسات واقع دراین منطقه را با نوسان های شدید به عقب و جلو می برد و حداکثر خسارت و زیان در محلی که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمین می رسندوارد می سازد.»

محمود صداقت درکتاب "زمین شناسی برای جغرافیا" تعریفی بدینگونه ارایه می دهد:
«زمین لرزه عبارت است ازحرکات و لرزش های ناگهانی و گذرا در زمین که از ناحیه محدودی منشا می گیرد و از انجا درتمام جهات منتشر می شوند.»

در کتاب فیزیکال جیوگرافی1 آمده است:
«زلزله یکسری ازتکانها و لرزشهای ناگهانی که از آزاد شدن فشار در طول گسل های فعال و در مناطق آتشفشانی فعال ناشی می شود. تکانها و لرزشهای سطح زمین که در ارتباط با حرکات پوسته زمین در زیر زمین می باشد.»

در فرهنگ اکسفورد آمده است:
«حرکات ناگهانی و شدید سطح زمین.»

از تعاریف ذکر شده در فوق و منابع دیگر می توان برداشت زیر را نمود:
«زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات نا گهانی سطح زمین ناشی از شکسته شدن سنگهای پوسته زمین و رها شدن انرژی ذخیره شده در انها است که در صورت شدت زیاد در مراکز انسانی موجب خسارتها و زیانهای فراوان می شود.»
زلزله از یکطرف موجب شکسته شدن و جابجایی بین توده های سنگی پوسته زمین می شود و ازطرف دیگر همین جابجایی و شکسته شدن منجر به ایجاد امواج و انتشار در درون زمین می شود، مانند انداختن قطعه سنگی در حوض یا دریاچه که منجر به ایجاد امواجی می شود.
زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده ای می ماند که از یکطرف موجب گسیخته شدن چوب و از طرف دیگر موجب انتشار امواج در اطراف خود می شود.
موج زلزله موجی است که از طریق زمین حرکت می کند، که اغلب سبب ایجاد زمین لرزه یا انفجار می شود. امواج زلزله توسط زلزله شناسان مطالعه میشوند، و توسط لرزه نگار و زلزله سنج اندازه گیری می شوند.
بطور کلی پس از اینکه در داخل زمین زلزله ای به وجود امد و انرژی زمین آزاد شد، این انرژی آزاد شده به صورت امواج ارتعاشی در کلیه جهات منتشر شده و انرژی زلزله را با خود منتقل مینمایند.

انواع امواج زلزله
امواج زمین لرزه با توجه به حرکتشان در داخل یا سطح زمین به دو دسته تقسیم میشوند:
امواج داخلی یا پیکری: دسته ای از امواح لرزه ای هستند که در درون زمین حرکت کرده و در تمامی جهات منتشر میشوند و با سرعتی بیش از موجهای سطحی حرکت می نمایند. امواج داخلی نیز به دو گروه امواج طولی یا اولیه و امواج عرضی یا ثانویه قابل تقسیم هستند.

امواج سطحی: سرعت امواج سطحی از امواج عرضی کمتر است وشدت ان نسبت به عمق و نسبت به فاصله از مرکز به سرعت کاهش می یابد . این امواج درتحت شرایط خاص ودر فصل مشترک دو محیط گازی ومایع ،در اثر ارتعاشات ناشی از زلزله بوجود می آید .
بیشترین انرژی ناشی از تکانهای کم عمق را دارا بوده و عامل اصلی خرابی های ناشی از زمین لرزه بخصوص در مناطق مسکونی میباشند. این گروه از امواج پس از تداخل موجهای داخلی در امتداد حد فاصلها، شروع به ارتعاش کرده و عمق نفوذ محدودی دارند، از این رو همواره در نزدیکی سطح های ناپیوستگی متمرکز میشوند. بدین جهت در محیطهای همگن موجهای سطحی نخواهیم داشت. این امواج که به نامهای موجهای محدود شده و یا موجهای هدایت شده نیز معروفند خود به گروههای مختلفی چون موج لاو و امواج رایلی تفکیک میگردند. حرکت این دو موج بسیار پیچیده و قدرت تخریبی این امواج و موج S بسیار زیادتر از امواج P است .
این امواج توسط ویژگیهایی چون سرعت، دامنه، طول موج، دوره تناوب و فرکانس از یکدیگر تمییز داده میشوند.
در فاصله ای در حدود 120 کیلومتری مرکز زلزله، اولین موجی که ازکانون زلزله (با عمق 18 کیلومتر) به ایستگاه زلزله نگار می رسد موج P است. سرعت این موج 6 تا 6.5 کیلومتر است. بعداز آن موج S و سپس موجهای L و R می رسند. سرعت امواج P در حدود 1.73 برابر امواج S است.

بررسی انواع موج زلزله
در زیر به تفصیل به بررسی این چهار نوع موج می پردازیم:
امواج طولی(P): این امواج باعث کشش ها و انقباضهای متوالی درامتداد حرکت موج می شود. سرعت انتشار این امواج زیادتر از امواج دیگر است و اولین امواجی هستند که به ایستگاه لرزه نگار می رسد .
امواج تراکمی از همه محیطهایی که توان تحمل فشار را دارند از جمله گازها، جامدات و مایعات عبور می کنند. ذراتی که تحت تاثیر موج P قرار میگیرند در جهت انتشار موج به جلو یا عقب نوسان میکنند. در صورتی که بخشی از یک فنر را جمع کرده و به طور ناگهانی رها کنیم، فشردگی تمام طول فنر را طی خواهد کرد تا به انتهای آن برسد. در این مثال فنر در راستای حرکت موج به ارتعاش درآمده است که بسیار شبیه به نحوه انتشار امواج P است. دلیل نامگذاری این امواج به نام امواج اولیه سرعت بالای این امواج میباشد، چرا که اولین موجی که از زلزله احساس میشود امواج P میباشد. این امواج با وجود سرعت بالای انتقال، چون بسیار سریعتر از سایر امواج دیگر میرا میشوند (یعنی انرژی خود را از دست میدهند) باعث ایجاد خرابی زیادی در زلزله نمی شوند.

امواج برشی(S): این امواج باعث می شود که سنگ خم شود و شکل خود را از دست بدهد. این امواج فقط ازجامدات می گذرند.
تقریبا اثر تخریبی تمام زلزله ها بر اثر امواج برشی است و به این معنی که وقتی لحظه شکستن سنگ فرا برسد سنگ شکاف بر میدارد ونقاط مجاور شکاف بطور جانبی نسبت بهم حرکت می نمایند. در این زمان است که دو نوع موج P وS ایجاد می شوند.
این امواج تنها در محیطهایی که میتوانند در برابر تغییر شکل جانبی مقاومت کنند (مانند محیطهای جامد) منتشر میگردند. این امواج در مایعات و گازها نمیتوانند منتقل شوند. در صورتی که یک طناب را به دیواری متصل کرده و سر دیگر ان را در دست گرفته و به صورت قایم حرکت دهیم، در طناب موجی که ایجاد می شود شبیه امواج S می باشد. در این امواج ارتعاش ذرات محیط عمود بر جهت حرکت موج میباشد (همانطور که مثال طناب دیده می شود، موج در امتداد طول طناب حرکت میکند در حالی که ذرات طناب در جهت عمود بر طول طناب ارتعاش میکنند.

امواج لاو (love): حرکت زمین توسط موج لاو، تقریبا شبیه موج S است با این تفاومت که ذرات ماده به موازات سطح زمین و در جهت عمود بر انتشار موج حرکت کرده و ذرات در صفحه قایم حرکت ندارند. انتشار این امواج مانند تکانهایی است که بر اثر حرکت طناب به سمت چپ یا راست ایجاد می شود. موجهای لاو قدری سریعتر از امواج رایلی حرکت کرده و زودتر بر روی لرزه نگاشت ظاهر میشوند.
امواج رایلی (LR): این امواج به نحو خاصی حرکت می کنند. بدین ترتیب که حرکت ذرات در امتداد مدارهای دایره ای (یا بیضوی) صورت می گیرد. درست مانند حرکت امواج در سطح اقیانوس البته جهت حرکت دایره ها برخلاف حرکت امواج اقیانوس است به عبارتی حرکات ذرات سنگ، مدار بیضوی پسگرد را در صفحه قایمی به طرف منشاء زمین لرزه طی می کنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:33  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

مطالب قدیمی‌تر