گروه آموزشی علوم تجربی ناحیه 2 کرج

آموزشی

ارزشیابی مستمر

ارزش­یابی مستمر در فرآیند آموزش

جلسه­ی امتحان، از آن جا که شخصیت و موقعیت شخص امتحان شونده را مورد سؤال قرار می­دهد، حتی برای کسانی که تسلط کامل بر آموخته­ها دارند نیز، دلهره­آور است. محدودیت زمان آزمون، محدودیت سؤال­ها و محدودیت هدف­های مورد توجه، از موارد دیگری است که روا بودن آزمون پایانی را زیر سؤال می­برد.

از سوی دیگر، آزمون پایانی نمی­تواند اطلاع کافی از چگونگی پیشرفت تحصیلی دانش­آموز در اختیار بگذارد. در بهترین حالت نیز، آزمون پایانی فقط می­تواند شامل برخی از هدف­های یادگیری باشد، نه دربرگیرنده­ی مجموع هدف­ها.

آزمون پایانی، از موقعیت واقعی یادگیری فاصله دارد و در یک موقعیت نه چندان آرام و مطبوع، می­خواهد نمره­ایی را به دانش­آموزان نسبت دهد که گاه سرنوشت آنها را رقم می­زند. همین موضوع نیز، اضطراب و نگرانی  دانش­آموزان را اضافه می­کند.

اگر فاصله­ی زمان یادگیری و آزمون نیز زیاد باشد، بدیهی است که آموخته­ها به فراموشی می­گرایند و یا «حفظ کردن­های شب امتحانی» جایگزین یادگیری واقعی می­شوند. هر چه فاصله­ی یادگیری و امتحان کمتر شود، توجه و دقت دانش­آموزان در یادگیری نیز افزایش می­یابد.

به کارگیری روش فعال و جلب مشارکت فراگیران و قرار گرفتن ارزش­یابی به عنوان بخشی از جریان تدریس و همراه با آن، نه فقط نقاط ضعف آزمون پایانی را ندارد، بلکه موجب بهبود جریان یادگیری نیز می­شود.

دانش­آموزان با ایجاد انگیزه­ی لازم، به سؤال­های مربوط به درس پاسخ می­دهند و یا فعالیت­هایی را انجام می­دهند که موجب می­شود، پاسخ سؤال­ها را بیابند. این سؤال­ها و فعالیت­ها، هدف­های درس را نشانه گرفته­اند. پس در جریان بحث و گفت­وگو و فعالیت­ها، هدف­های درس قابل دسترسی می­شوند و معلم به عنوان مدیر جریان یادگیری، می­تواند نحوه­ی فعالیت­ها را مشاهده و ارزش­یابی کند. فراگیران، با اشتیاق فعالیت­های خود را دنبال  می­کنند و معلم بر موارد مثبت در راستای هدف­ها تأکید می­ورزد، به بدفهم­ها توجه می­کند و با بازخوردهای اصلاحی، آنها را در جهت هدف­های از پیش معین شده، هدایت می­کند. به بیان دیگر، معلم آموزش را بر مبنای نیاز دانش­آموزان و براساس وضعیت فعلی ایشان آغاز می­کند. در ادامه نیز، تلاش می­کند تا اطلاعات لازم را از نحوه­ی عمل و پیشرفت دانش­آموزان، گردآوری کند. همین اطلاعات، پایه و اساس قضاوت و ارزش­یابی قرار می­گیرند.

موارد زیر اهمیت ارزش­یابی تدریجی را روشن می­کنند:

    1. این نوع از ارزش­یابی، بازخورد مناسبی به معلم می­دهد تا بتواند فعالیت­هایی طراحی کند که با سطح، دانش، نگرش و مهارت­های شاگردان تناسب داشته باشند.

   2. به طور طبیعی، نوع عملکرد دانش­آموزان، در فعالیت­های گوناگون یکسان نیست. به این دلیل، معلم باید به طور منظم دانش­آموزان را در فعالیت­های گوناگون زیر نظر بگیرد تا عواملی را که مانع پیشرفت آنان است، شناسایی کند.

   3. معلم خود در یک فرآیند تجربه­اندوزی قرار می­گیرد. از طریق این نوع ارزش­یابی­ها، معلم می­تواند    علاقه­های دانش­آموزی را شناسایی کند و سطح فعالیت­ها (سادگی یا دشواری آنها) و نیز مفاهیم را به درستی بسنجد.

   4. از طریق ارزش­یابی­های متناوبی که معلم انجام می­دهد و یادداشت­هایی که برمی­دارد، اطلاعات کافی را برای سنجش یک دانش­آموز جمع­آوری می­کند.

 البته باید به نکاتی که بعضی معلمان علیه ارزش­یابی تدریجی ذکر می­کنند، اشاره کرد. از جمله این که ممکن است یک دانش­آموز نتواند مهارت معینی را به درستی انجام دهد. این امر لزوما" به این دلیل نیست که او ناتوان است، بلکه ممکن است وقت کافی برای بروز آن توانایی و مهارت خاص، به وی داده نشده باشد. یا این که بعضی دانش­آموزان، از حمایت و کمک والدین در آموزش برخوردارند، بنابراین، در فعالیت­ها و به خصوص فعالیت­های خارج از مدرسه، موفق­ترند. این صرفا" به دلیل تفاوت خانواده است و نه تفاوت فرد.

در چنین استدلال­هایی، بیان می­شود که ارزش­یابی فقط وقتی مناسب است که برای همه­ی دانش­آموزان، شرایط یکسانی فراهم آورد و اغلب با این تصور همراه است که هدف از ارزش­یابی، تعیین رتبه و نمره یا جایگاه      دانش­آموز در بین سایر دانش­آموزان است. به این دلیل بر نکات زیر تأکید داریم:

    1. ارزش­یابی مستمر، به هیچ وجه نباید با رتبه­بندی و دسته­بندی دانش­آموزان بینجامد.

   2. باید بین ارزش­یابی با هدف نمره دادن به دانش­آموز، و ارزش­یابی با هدف ارزش­یابی، قضاوت و استفاده از اطلاعات در امر آموزش و طراحی مراحل بعدی آموزش، تفاوت اساسی قائل شویم.

 بر این نکته تأکید می­کنیم که خودداری از برچسب زدن به کودک، بسیار مهم است. زیرا حاصل امتحان تدریجی باید این پیام را به معلم بدهد که «برای پیشرفت این کودک چه کار می­توان کرد و او فعلا" در کجا قرار دارد؟» نه این که مثلا" «این دانش­آموز در زیر حد متوسط است یا به حد معینی نرسیده یا کندذهن است.»

    3. نکته­ی دیگری که تا حدی باعث می­شود، نسبت به نتیجه­های ارزش­یابی تدریجی به دیده­ی تردید نگریسته شود، این است که چون کودکان در فعالیت­های متفاوت ارزش­یابی می­شوند، شرایط ارزش­یابی یکسان نیست و این امر، قضاوت را مشکل می­کند. این مسأله را باید با دید تحلیلی بررسی کرد. قضاوت نهایی به عهده­ی معلم است و اوست که باید به تفسیر و تعبیر این نتیجه­ها بپردازد. طبیعی است که امکان دارد، در موارد مربوط به الکتریسیته یا ماشین­ها، گروهی فعال­تر و موفق­تر و در موارد مربوط به رشد گیاهان و مسائل زیست­ محیطی، گروه دیگری موفق­تر باشند. معلم، در مقام یک قاضی، با توجه به تمام اطلاعاتی که از ارزش­یابی­های تدریجی می­گیرد، در مورد کودک قضاوت می­کند.

 روش عملی ارزش­یابی مستمر

همان­گونه که بیان شد، ارزش­یابی مستمر، ارزش­یابی معلم از دانش­آموز است؛ بر اساس فعالیت­هایی که دانش­آموز در کلاس یا خارج از کلاس و طی یک دوره­ی آموزشی انجام می­دهد. یکی از هدف­های اصلی ارزش­یابی مستمر، این است که معلم دریابد نقاط ضعف و قوت دانش­آموز چیست و به چه کمکی احتیاج دارد؟ در نتیجه، طرح تدریس مراحل بعدی خود را، بر اساس اطلاعات حاصل از آن، تنظیم کند. با توجه به آنچه در اهمیت ارزش­یابی تدریجی گفته شد، یادآوری نکات زیر ضروری است:

 

   1. ارزش­یابی مستمر، ارزش­یابی عملکرد دانش­آموز، طی فعالیت­های گوناگون داخل کلاس (آزمایش­ها، پرسش­ها و پاسخ­ها و گفت­وگوهای حین تدریس) و نیز فعالیت­های خارج از کلاس است. جمع­آوری اطلاعات از نحوه­ی عملکرد دانش­آموزان در کلیه­ی فعالیت­ها، براساس فهرست ارزش­یابی است که معلم تنظیم می­کند.

 

هدف از تنظیم این فهرست به وسیله­ی معلم و ارزش­یابی غیررسمی دانش­آموز بر اساس آن، این است که اولا"، معلم محدوده­ی انتظارات خود را به دقت و با توجه به جزئیات آن کاملا" روشن سازد و ثانیا"، با ثبت مشاهداتش از عملکرد دانش­آموزان، اطلاعات خود را در مورد آنان مستند سازد. میزان پیشرفت دانش­آموز را بر اساس این اطلاعات ارزش­یابی کند و بتواند ضعف و قوت آنان را مستدل و مستند به آگاه والدین برساند تا آنان را در جهت کمک به آموزش فرزندانشان هدایت کند.

2.  مواردی که در فهرست ارزش­یابی هر فعالیت در نظر گرفته می­شود، دقیقا­" در محدوده" انتظارات آن فعالیت در حیطه­ی دانستنی­ها، مهارت­ها و نگرش­هاست. پیشنهاد می­شود که معلم، هر نوع خلاقیت یا عملکرد مناسب و خارج از انتظار را در زمینه­ی فعالیت­ها، در ستون ملاحظات یا یادداشت­های جداگانه­ی دیگری ثبت کند و برای آن امتیاز اضافی در نظر بگیرد.

    3. تهیه­ی فهرست ارزش­یابی فقط مختص فعالیت­های گروهی یا فردی دانش­آموز نیست، بلکه چنین فهرستی در مواردی هم که معلم از طریق گفت­وگوی کلاسی به تدریس مفاهیم مشغول است، او را در ارزش­یابی از دانش­آموز و مشارکت او در فرآیند آموزش، یاری می­دهد.

   4. در ارزشیابی مستمر از دانش­آموز، هر دانش­آموز با خودش مقایسه می­شود. بنابراین، معلم باید وضعیت فعلی هر دانش­آموز را با وضعیت قبلی او مقایسه کند و میزان پیشرفت او را ملاک ارزش­یابی قرار دهد.

   5. توصیه می­شود که معلمان در هر پایه، ضمن توجه به کلیه­ی ویژگی­های مثبت و منفی کودک، محدوده­ی معینی از نگرش­ها را در نظر بگیرند و برای پرورش آنها بکوشند. مثلا" نگرش «رعایت نوبت» در پایه­ی اول و «توجه به صحبت­های دیگران» در پایه­ی دوم، از نگرش­های اصلی هستن.

   6. بهتر است اولیای دانش­آموزان نیز در جریان هدف­های نگرشی قرار گیرند تا بتوان در حد امکان، از کمک­های آنها بهره­مند شد.

 بدیهی است که تعیین نگرش­های خاصی برای یک پایه­ی تحصیلی، به معنای فراموشی دیگر نگرش­ها نیست، بلکه برای تسهیل کار است. زیرا در عمل، امکان ندارد که معلم بتواند برای پرورش تمام موارد نگرش­ها در تمام پایه­ها، به طور مداوم فعال باشد. به این دلیل تصور می­شود که بهتر است معلم، با نگاهی جامع به تمام نگرش­ها که پرورش آنها، هدف آموزش علوم نیز هست، با توجه به موضوع­ها و شرایط یادگیری و کلاس و اطلاع از سال­های گذشته، در زمینه­های خاصی تمرکز داشته باشد.

    7. ارزش­یابی مستمر نمی­تواند به یک نمره­ی خام ختم شود. همان­طور که ذکر شد، نمره، گویای وضعیت واقعی دانش­آموزان نیست. هدف از ارزش­یابی مستمر، توجه به ابعاد مختلف دانستنی، مهارت و نگرش در جریان آموزش است و فرایند برنامه­ی تدریس و یادگیری را در نظر می­گیرد. پس اختصاص یک نمره­ی خام به این جریان، کار روا و شایسته­ای نیست و رتبه­بندی در آن معنا ندارد. در واقع، هر  دانش­آموز با خودش مقایسه می­شود.

 

اگر به ضرورت کارنامه­ی رسمی و یا موارد دیگر، معلم مجبور باشد نمره­ی کمی ارائه کند، بدیهی است که باید ضوابط خاصی را برای این منظور در نظر بگیرد. اگر فرض کنیم که نمره­ی مربوط به ارزش­یابی مستمر، از 5 در نظر گرفته شده باشد، در این صورت بر اساس قضاوت کیفی معلم از کار دانش­آموزان نمره­ها  می­توانند با الگویی مشابه موارد زیر به قضاوت کمی تبدیل شوند:

جدول 2

قضاوت کمی1-2-3-4-5 (نمره)

قضاوت کیفی

عالی: مهارت­ها و نگرش­ها (عملکرد مورد انتظار) در حد عالی و پیشرفته مشاهده می­شود.

بسیار خوبی: عملکردهای مورد انتظار، در حد قابل قبول و مناسب مشاهده می­شوند.

خوب: عملکردهای مورد انتظار رضایت بخش هستند.

متوسط: عملکردهای مورد انتظار نیازمند دقت و توجه بیشتری هستند.

ضعیف: عملکردهای مورد انتظار مشاهده نمی شوند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:23  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

شتر کنجکاو

شتر كنجكاو

متن حكايت:
بچه شتر: چند تا سوال برام پيش آمده است. ميتونم ازت بپرسم مادر؟
شتر مادر: حتماً عزيزم. چيزي ناراحتت كرده است؟
بچه شتر: چرا ما كوهان داريم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در كوهان آب و غذا ذخيره ميكنيم تا در صحرا كه چيزي پيدا نميشود بتوانيم دوام بياوريم.
بچه شتر: چرا پاهاي ما دراز و كف پاي ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتاً براي راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن اين مدل پا را داريم.
بچه شتر: چرا مژه هاي بلند و ضخيم داريم؟ بعضي وقتها جلوي ديد من را ميگيرد.
شتر مادر: پسرم. اين مژه‌ هاي بلند و ضخيم يك نوع پوشش حفاظتي است كه چشمهاي ما را در مقابل باد و شنهاي بيابان محافظت ميكنند.
بچه شتر: فهميدم. پس كوهان براي ذخيره كردن آب است براي زماني كه ما در بيابان هستيم. پاهايمان براي راه رفتن در بيابان است و مژه هايمان هم براي محافظت چشمهايمان در برابر باد و شنهاي بيابان است...
بچه شتر: فقط يك سوال ديگر دارم.....
شتر مادر: بپرس عزيزم..
بچه شتر: پس ما در اين باغ وحش چه غلطي ميكنيم؟

شرح حكايت:
توانمنديها ، مهارتها ، تحصيلات ، تجربيات و استعدادهاي انسان نقش بسيار مهمي را در پيشرفت و ارتقاء شغلي وزندگي او دارد. به عبارت ديگر موارد ذكر شده پتانسيل لازم جهت حركت و رشد را فراهم مي نمايد. ليكن اين حركت نياز مند بستر و مسير مناسب نيز مي باشد. چنانچه فرد در محل مناسب ، مكان مناسب و زمان مناسب قرار گيرد مي توان انتظار داشت كه تمامي پتانسيل وجودي وي در جهت رشد و تعالي شغلي ، شخصيتي ، اجتماعي و... بكارگرفته شود. بديهي است در صورت محقق نشدن شرايط ذكر شده امكان رشد و شكوفائي كامل انسان بسيار كم مي گردد. يكي از وظايف بسيار مهم مديران و رهبران شناسائي استعدادهاي كاركنان و فراهم آوردن شرايط رشد و پرورش و بكارگيري آنها در سازمان ودر جهت اهداف سازمان مي باشد. انسانها هر يك معدني از طلا و نقره هستند كه مي بايستي ابتدا كشف و شناسائي شده و سپس با صرف هزينه به بهترين شكلي به تعالي رسانده شوند و همچون نگيني بدرخشند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:22  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

چگونه خوابهای خود را به یاد بیاوریم؟

چگونه خواب های خود را به خاطر بیاوریم؟

اگر شما از آن دسته افراد هستید که کلا خواب هایتان را به یاد نمی آورید، رویاهای آگاهانه خود را نیز به خاطر نخواهید آورد، اما نباید فراموش کرد که سعی در به یاد آوردن خواب، نقطه شروعی است برای شناخت نیمه تاریک زندگی. در هر صورت آگاهی از آنچه به هنگام خواب در ذهن انسان می گذرد .  حداقل برای خود او می تواند بسیار جالب و حتی مفید باشد، در اینجا به مواردی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند تا بتوانید از خوابهای خود آگاه شوید.

برای تشخیص ماهیت خواب خود در لحظه وقوع، باید با سبک خوابتان آشنا شوید. قبل از اینکه وقت خود را صرف کار بر روی روش های مقایسه انواع خواب های قابل کنترل بکنید، باید قادر باشید که حداقل یکی از خواب هایی را که در طول شب می بینید به یاد آورید.
زیاد خوابیدن اولین قدم مثبت برای به یادآوردن خواب است. اگر به منظور استراحت کردن می خوابید، برای به یادآوردن خواب هایی که خواهید دید خیلی آسانتر می توانید تمرکز کنید. به علاوه اگر استراحت کافی داشته باشید، به راحتی حاضرید مقداری از وقت نیمه شب خود را صرف یادداشت کردن خواب هایتان کنید.
از فواید زیاد خوابیدن این است که باعث می شود بتدریج خواب های طولانی تری ببینید که با گذشت شب به مرور فاصله بین آنها نیز کمتر خواهد شد.
اولین خوابی که در هر شب می بینید، کوتاهترین خواب است و معمولا 10 دقیقه طول می کشد. بطور متوسط پس از گذشت هشت ساعت خواب معمولی، مجموع طول زمانی خواب هایی که می بینید به 45 دقیقه تا یک ساعت خواهد رسید.
همه ما شب ها به طور متوسط هر 90 دقیقه یک خواب می بینیم. اشخاصی که فکر می کنند اصلا خواب نمی بینند، در واقع هیچ وقت خواب هایشان را به یاد نمی آورند. ممکن است شما در 90 دقیقه حتی بیشتر از یک خواب هم دیده باشید، اما بیدارشدن های پی در پی باعث فراموش کردن آنها شده باشد.
خواب های خود را یادداشت کنیم
این واقعیت که تنها وقتی بلافاصله از خوابی بیدار می شویم آن را به یاد می آوریم، بین محققین خواب و رویا امری پذیرفته شده است. اگر مجددا بخوابیم مرحله دیگری از آن خواب را خواهیم دید.
اگر برای به خاطر آوردن خواب هایتان تمرین و تلاش می کنید، بد نیست که یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید. این دفتر را دم دست و در کنار تخت خود بگذارید، هر خوابی را که به یاد می آورید در آن یادداشت کنید، حتی اگر فقط بخش هایی از آن را به خاطر دارید.
در ابتدا کلیه خواب های جالب، تکه تکه یا کامل ... همه را یادداشت کنید. حتی اگر تنها چیزی که از یک خواب به یاد می آورید یک چهره یا یک اتاق باشد، آن را هم در دفتر بنویسید.
وقتی نصف شب از خواب بیدار می شوید و خوابی را که دیده اید به یاد می آورید، همان لحظه آن را در دفتر خود بنویسید؛ در غیر این صورت ممکن است صبح یا دیگر چیزی از آن خواب یادتان نباشد یا یک سری جزئیات مهم و جالب مربوط به آن را فراموش کنید.
اگر خواب شما طولانی بود و حوصله نداشتید مثلا در ساعت 3 نیمه شب آنرا به طور کامل بنویسید، فقط نکته های مهم و کلیدی را یادداشت کنید. به اضافه اینکه محتویات دیالوگ هایی را که در خواب شما بوده دقیقا بنویسید، زیرا لغات جزو مواردی هستند که به آسانی و در مدت زمان کوتاهی فراموش می شوند.
قبل از اینکه بخوابید این مسئله را به خودتان یاد آوری کنید که مایلید بعد از دیدن یک خواب کامل بیدار شوید و حتما آنرا به خاطر آورید، این تنها چیزی است که به شما در به یاد آوردن خواب هایتان کمک خواهد کرد.
این کار دقیقا مشابه این است که یادتان می ماند هر صبح در ساعت معینی از خواب بیدار شوید. به علاوه این امر باعث می شود که خواب های جالب و با معنی تری ببینید.
سرویس خودکار پاک کننده در مغز
به نظر می رسد مغز انسان یک پاک کننده خودکار دارد که باعث می شود به خاطر آوردن رویاهایی که در خواب می بینیم نسبت به رویاهای بیداری، مشکل تر باشد. بنابراین زمانی که خوابتان را به یاد دارید، فورا آن را یادداشت کنید.
دلیل اصلی فراموش کردن خواب این است که اصولا افکار انسان برای جلب توجه و تمرکز فرد با هم رقابت می کنند و با دخالت خود باعث می شوند خوابی را که دیده است، فراموش کند. بنابراین سعی کنید اولین فکرتان به محض بیدار شدن این باشد : "چه خوابی می دیدم ؟ "

بازهم راجع به روش ثبت خواب
قبل از اینکه نوشتن خوابتان را شروع کنید، آنرا یک بار در ذهنتان مرور کنید. در همان مکان و حالتی که بیدار شده اید باقی بمانید و اصلا به مسائل روز خود فکر نکنید. ارتباط خود را با هر موقعیتی که در حال تجربه اش بودید کماکان حفظ کنید : حالت، احساس، تکه های تصاویر و ... ، سعی کنید با آنها یک داستان بسازید.

وقتی یک صحنه را به یاد آوردید به صحنه قبلی و قبل تر آن نیز فکر کنید و سعی کنید آنها را هم به خاطر آورید و خوابتان را از ابتدا به انتها دوباره زنده کنید. اگر بعد از چند دقیقه فکر کردن تنها چیزی که به یاد آوردید تنها یک صحنه بود آن را نیز یادداشت کنید.
اگر هیچ چیز به یادتان نیامد سعی کنید خوابی را که ممکن است دیده باشید، حدس بزنید و تصور کنید. احساس فعلی تان را یادداشت کنید و لیستی از نکات مهم مرتبط با آن حس خاص تهیه کنید و از خودتان بپرسید : " آیا من خوابی راجع به این موضوع دیده ام؟ "
حتی اگر در تختخواب هیچ چیز یادتان نیاید، اتفاقات یا صحنه هایی که در روز می بینید ممکن است یادآور چیزهایی باشد که شب قبل در خواب دیده اید. آماده باشید به محض اینکه چنین اتفاقی رخ داد، به آن توجه کنید و آنچه را به خاطر آوردید یادداشت کنید.

اگر جزو آن دسته افراد هستید که خوابتان سنگین است و امکان ندارد که بعد از اتمام یک رویا از خوابی عمیق بیدار شوید، سعی کنید یک ساعت زنگ دار را برای زمانی که فکر می کنید در آن هنگام مشغول خواب دیدن هستید، تنظیم کنید. از آنجا که وقفه بین خواب ها تقریبا 90 دقیقه است، طبیعتا ساعت مناسب برای این کار، یک مضرب 90 از ساعت خواب شما خواهد بود.
در آخرین دقایق خواب بیدار شوید
سعی کنید آخرین دقایق خوابتان را مورد هدف قرار دهید و ساعت را برای 4.30 ، 6 و یا 7.30 ساعت بعد از ساعتی که به خواب می روید تنظیم کنید. یک بار دیگر تاکید این نکته لازم است : "وقتی بیدار شدید از جایتان تکان نخورید، قبل از هر چیز به این که چه خوابی دیده اید فکر کنید و بعد آن را یادداشت کنید."
به این منظور که هدفتان را فراموش نکنید و به عمق خواب هایتان نزدیک شوید، دفتر یادداشت رویا هایتان را شب ها در تخت مرور کنید.
اینکه یاد بگیریم چگونه رویاهایمان را به خاطر آوریم، ممکن است در ابتدا سخت به نظر برسد، اما اگر پشتکار داشته باشید حتما موفق خواهید شد و به جایی می رسید که هر شب 4 خواب و یا حتی تعداد بیشتری از خواب هایی که آن شب دیده اید را به یاد آورید.
واضح است که وقتی به چنین مرحله ای رسیدید، دیگر لازم نمی بینید که همه خواب هایتان را یادداشت کنید و تنها خواب های معنی دار و مهم را در دفتر بنویسید. هر چه بیشتر با سبک خواب هایتان آشنا شوید، به یاد آوردن آنها ساده تر خواهد بود.
جستجو در دنیای خواب هایتان را زمانی که هنوز در صحنه ذهن شما حضور دارند انجام دهید تا پس از مدتی بتوانید از نیمه دیگر زندگی که غالبآ جز برای استراحت کاربردی ندارد، استفاده نمایید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:21  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

انتخاب دشوار

انتخاب دشوار :                                                                                                                                                                                     

سيستم را مي توان « سريع » بدست آورد ،
سيستم را مي توان « ارزان » بدست آورد ،
سيستم را مي توان « صحيح » بدست آورد.
اما شما  فقط مي توانيد حداكثر دو تا از حالات بالا را همزمان انتخاب كنيد!
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:19  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

آیا می دانید؟

آیا می دانید؟

این مطالب بسیار مهم و حیاتی می باشد لطفا با حوصله بخوانید

 

1-.آیا می دانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است.( زیر دندان خود حس کرده اید)

2.آیا می دانید ماده ی اولیه کالباس و سوسیس از سویاست که سودا زا و مضر است و موجب کم حافظگی میشود بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشتهای غیرقابل استفاده برای ساخت سوسیس کالباس استفاده می شود

3.آیا می دانید در ماکارونی 20% گلوتن صنعتی استفاده می شود که سرطانزاست. و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده بجای آرد در ماکارونی استفاده میشود, و ماکارونی یبوست زاست.

4.آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود

5.آیا می دانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودرهای بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرکها با علامت مرگ وارد می شود

6.آیا می دانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامینهای(ب) می باشند محرومند و نان باگت بدترین نانهاست.

7.آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و... با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد

8.آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و ... همه سرطان زا هستند

9.آیا می دانید ماده مخدر بنام COLA( پپسی کولا, کوکا کولاو ...) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند.

10.آیا می دانید گوشت مرغ وماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند

11.آیا می دانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانسها و رنگها هستند که همگی بسیار مضرند.

12.آیا می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است.

13.آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و... می شود که کشنده است.

14.آیا می دانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطرناک اند.

15.آیا می دانید موز بجای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی آن هم توسط کاربیت در ظرف چند روز بطور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض است و موز یبوست زاست.

16.آیا می دانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی بیقراری نامنظمی ضربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود.

17.آیا می دانید گاز CO2 موجود در نوشابه سبب پوکی استخوان می شود, فسفر و اسید فسفریک آن رقیب کلسیم سطح استخوان و موجب نرمی استخوان می شود. یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است و ضرر شربتهای کارخانه های مشابه کمتر از نوشابه نیست

18.آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود).

 

 19.آیا می دانید سس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم و بنزوات سدیم) است که سرطان زا هستند.

20.آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است.

21.آیا می دانید پفک براساس تحقیقات علمی انجام شده در کشور انگلستان موجب عقیمی و ناباروری در کودکان می گردد.

22.آیا می دانید پفک حاوی تارترازین( ماده قرمز و نارنجی رنگ) سبب اختلالات رفتاری و اضطراب و پرخاشگری و عصبیت در اطفال می شود

23.آیا می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد می باشد

24.آیا میدانید برنج پرمصرفترین اقلام سفره امروز ایرانیان سودازاست و موجب غلظت خون می شود. برنج یبوست زاست که یبوست مادر همه بیماریهاست . برنج موجب انسداد عروقی سنگ صفرا و سنگ کلیه می شود خوردن برنج موجب تیرگی پوست می شود

25.آیا می دانید چای سیاه موجب کم خونی, آریتمی قلبی, اختلالات گوارشی, چروکیدگی پوست و ریزش مو می شود

26.آیا می دانید شکر سفید برای کبد مضرو موجب به هم خوردن متابولیسم سلولهای کبدی و مواد رنگبر قند و شکر هم مضر می باشد

27.آیا می دانید قند و شکر تفاله ی باقیمانده چغندر قند و نیشکر است که مواد ارزشمندی آن گرفته شده به دامها داده می شود

28.آیا  می دانید به مرغها آنتی بیوتیک های متنوع و متعددی خورانده می شود که درصد بروز و شیوع عفونتهای میکروبی مصرف کنندگان را بالا می برد مرغهای ماشینی براساس تحقیقات فرانسوی ها بدلیل محرومیت از نور آفتاب بسیار مضرند

29آیا می دانید اسیدهای چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می شود

30.آیا میدانید ظروف استیل سرب در داخل غذا مینماید که سرطان زاست ظروق تفلون به دلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست

31.آیا می دانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی, آلزایمر, ضعف اعصاب و لرزش دست می شوند و ظروف لعاب دار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست. ظروف زودپز, تندپز, مایکروویو و دستگاهای داغ کننده برقی همگی مضرند.

 

 

..............و اما چه کنیم؟

 

بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است

و بهترین روغن, روغن حیوانی است. 

روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست.

 بهترین نان نانهاي سبوس دار است مثل نان سنگک 

بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد

بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس,...) همراه کمی نبات بجای قند وشکر

 استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار بجاست.

 بهترین ظرف که هم کمبودهای خون بدن را جبران کرده و هم موجب میکروب زدائی از غذا می شودظرف سنگی و مسی می باشد که سفارش ائمه معصوم و رایج در کشورمان بوده است

بهترین تنقلات آجیل های طبیعی هستند که به جهت طبع گرمشان بسیار مفید می باشند( مصرف آجیل ها جزء فرهنگ عمومی بوده است)

 غذاهای خورشی سنتی, غذاهای سرخ نشده، سبزی خوردن بویژه نعنا بجای سالادهای امروزی, لبنیات پرچرب و دست نخورده(شیر و لبنیات باید جوشانده شود) حبوبات بخصوص نخود( اگر خیس شده و آب آن بدور ریخته شود موجب نفخ نمی شود)

 سس دست ساز طبیعی(مخلوط تخم مرغ وسرکه) بطور تازه قابل استفاده است.

کلیه غذاهای طبیعی بطور تازه استفاده شود از خوردن میوه در غیر فصل آن خودداری شود.

 ضمناً عمده میوه در محل جغرافیای رویش طبیعی آن مفیدتر است. پوست میوه ها بعنوان ماسک جهت نرمی و زیبایی پوست بسیار مفید است میو ها و سبزی جات هرچه بیشتر در معرض نور خورشید قرار بگیرند مفیدترند و فقطسنگ نمک و پودر آن, نمک سالم و قابل استفاده هستند

 استفاده از چوب مسواک(بنام چوب اراک) بعد از خلال دندان بهترین مسواک و ضدعفونی کننده طبیعی و مالش دهنده لثه ها خواهند بود

ضمناً واکسن بدون مرض و موجب شفا حجامت است و فصد با توصیه طبیب موجب سم زدائی از بدن می گردد.

 اکثر غذاها با مزاجهای چهارگانه( صفرا, دم, بلغم, سودا) که اصل بنیادین پزشکی اسلامی است, اثرات متفاوت دارد.

لذا شناخت طبع( سردی وگرمی) جزءاولین مرحله خودشناسی می باشد در این مورد به متخصصین طب سنتی مراجعه نمایید . باتوجه به آیه شریف(لا تلقوا باایدیهم الی التهلکه با دست خود خود را به هلاکت نیاندازید ) مسئلیت شرعی و الهی شما حفظ سلامت خود, خانواده و اجتماع خواهد بود. که با مطالعه و آگاهی بیشتر در این زمینه، عمل به آن, آگاه سازی دیگران را جزء وظایف شرعی خود بدانید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:18  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

جمله های طلایی

 طلایی جمله های

 

* سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار .

* نا امیدی اولین قدمی است که انسان را به سوی گور می برد .

* آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست .

اگر به حقیقت حال و درد کسی برسیم و علت رفتار او را درک کنیم خطاهای او را خواهیم بخشید .

* اگر می خواهی خوشبخت باشی جز آنکه برایت مهیاست آرزو نکن .

* به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن .

* مهم نیست اگر زمین بخوری ، مهم دوباره برخاستن است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:15  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

جادوی فکر بزرگ

جادوی فکر بزرگ


موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".

 

 

به موفقیت خود ایمان داشته باشید:

موفقیت به معنی برخورداری ازبسیاری مواهب است؛ ازجمله : رفاه در زندگی ، خانه ی مناسب ، استفاده از تعطیلات . موفقیت یعنی کسب احترام ، بزرگی و عزت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع.
موفقیت یعنی پیروزی.
موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است.
با ایمان می توانید کوهی را جابه جا کنید . اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید ، حتماً موفق خواهید شد.
نیروی ایمان نه چیزی سحرانگیز است و نه اسرارآمیز.
ایمان به این شکل عمل می کند : اعتقاد به این که " من ازعهده ی این کار بر می آیم " ، قدرت ، مهارت و انرژی لازم را برای موفقیت در اختیارمان می گذارد . هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری انجام دهیم ، روش انجام دادن آن کارپیدا می شود.
کلید انجام کارها همیشه به سوی انسانی می آید که ایمان دارد می تواند کاری را به انجام برساند.
ایمان راسخ ، ذهن رابه سمت یافتن راه ها ، وسایل و چگونگی ها سوق می دهد. ایمان شما به توانستن ، اعتماد دیگران را نیز به سوی شما جلب می کند.
ایمان نیروی توانستن را به وجود می آورد.
به موفقیت خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که حتماً موفق خواهید شد.
بی اعتقادی یک نیروی مخرب است. فکری که ایمانش را از دست داده یا گرفتار شک شده است ، پی دلائلی می گردد تا دودلی خود را توجیه کند. مسبب بسیاری از شکست ها ، بی اعتقادی ، عدم اطمینان ، گرایش ناخودآگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است.
کافی است تردید به خود راه دهید تا شکست بخورید و به پیروزی بیندیشید تا موفق شوید.
احترام گذاشتن به چهره های پیشرو خوب است. همین طور آموختن از آن هاا و مطالعه ی شخصیت و شیوه ی زندگیشان ؛ اما ستایش کردن ، هرگز! باور کنید پیشتر از آن ها هم می توان رفت ؛ بسی فراتر از آن ها . کسانی که خود را در رده ی دوم می بینند ، زندگی و کارشان نز در رده ی دوم باقی می ماند .
حال قضیه را از این جنبه ببینید : باورها ، شکل دهنده و تنظیم کننده ی رفتار انسان ها هستند. یک آدم میانه حال و متوس را در نظر آورد . او معتقد است که ارزش چندانی ندارد. بنابراین ، سهم اندکی هم نصیبش می شود. برآن است که از عهد ه ی انجام کارهای بزرگ بر نمی آید پس کار بزرگی هم انجام نمی دهد. معتقد است که شخص مهمی نیست ، و جای پای این احساس را در کلیه ی کارهای خود بر جای می گذارد. بی اعتقادی او به خودش ، در طرز صحبت کردن ، راه رفتن و سایر اعمالش نمود پیدا می کند . و ازآن جا که دیگران نیز همان جنبه هایی را در ما می بینند که ما در خود می بینیم ، او از نظر اطرافیانش هم می افتد.
حال به آن سمت دیگر ، به آدمی که حرکت رو به جلو دارد ، نظر می اندازیم . کسی که معتقد است بیش ازاین ها می ارزد ، سهم بیش تری می برد. او معتقد است که می تواند وظایف دشوارو سنگینی را بر عهده گیرد ، و می تواند . آن چه انجام می دهد ؛ رفتاری که اجازه می دهد مردم با او داشته باشند ، شخصیت ، افکار و نقطه نظرهایش همه و همه نمایانگر این حقیقتند که " آدم سنجیده ای است و برای خودش احترام قائل است " .
هر انسانی محصول افکار خویش است . باید بزرگ اندیش بود و باورها و اندیشه ها را رو به رشد تنظیم کرد. با اعتقاد راخ به موفقیت ، موانع را به کناری زد ، باید بزرگ اندیشید و بزرگ شد.
به خود ایمان بیاورید تا اتفاقات خوب رخ دهد.
ذهن شما یک " کارگاه فکر " است . کارگاهی فعال که هر روز افکار فراوانی تولید می کند.
تولید در این کارگاه ذهنی ، تحت نظر دو نفر سرکارگر صورت می گیرد که یکی از آن ها را آقای کامیاب و دیگری را آقای ناکام می نامیم . آقای کامیاب در کار تولید ذهنیات مثبت است . تخصص او تولید دلایلی بر واجد صلاحیت بودن ، موفقیت و توانایی شماست .
سرکارگر دیگر، آقای ناکام ، افکار منفی و تحقیرآمیز می سازد . او در توجیه ناتوانی ها و نارسایی های شما خبره است . شعار تخصصی او " شکست می خورید " است.
هر دو این حضرات : آقای کامیاب و آقای ناکام بسیار فرمانبردارند . فوراً سر پست خود حاضر می شوند و به کوچکتریت اشاره ای به جنبش و فعالیت در می آ یند . هرگاه اشاره مثبت باشد ، آقای کامیاب قدم پیش می گذارد و مشغول کار می شود و هرگاه اشاره منفی باشد ، سروکله ی آقای ناکام پیدا می شود.
آقای کامیاب را تمام وقت به کار بگیرید . هر زمان فکری وارد ذهنتان می شود ، ازآقای کامیاب بخواهید به آن مشغول شود .او نشان می دهد که چگونه موفق خواهید شد.
قدم به درون بگذارید . دروازه های پیروزی گشاده تر از هر زمان دیگر است . از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می خواهند ازروزگار کام ستانند .
این جا نخستین ایستگاه موفقیت است ، ولی ایستگاه مهمی است . ایستگاه اول : ایمان داشتن به توانایی های خویش است . به موفقیت خود ایمان داشته باشید.
چگونه بر نیروی ایمان خود بیفزاییم :
در این جا سه روش برای تقویت نیروی ایمان آورده شده است :
الف : به پیروزی بیندیشید و هرگز به شکست فکر نکنید .
ب : دائماً به خود گوشزد کنید که از آن چه تصور می کنید بهتر هستید .
پ : بزرگ اندیش باشید .
چقدر جالب است که انسان شکوفایی اعتماد به نفس ، نفوذ و موفقیت خود را از امروز تا فردا و از این ماه تا ماه بعد نظاره کند . در این دنیا هیچ چیز _ به راستی هیچ چیز – رضایت بخش تر از آن نیست که بدانید در مسیر موقیت و سعادت گام بر می دارید و فتح هیچ قله ای لذت بخش تر از دستیابی به جواهر وجود انسانی نیست .

با عذر تراشی یا بیماری شکست پذیری مقابله کنید:

در مردم شناسی خود تعمق کنید ! در می یابید که افراد ناموفق از یک بیماری فکری که اندیشه های آنان را سرکوب می کند ، رنج می برند . ما نام " عذر تراشی " را بر این بیماری می کذاریم . همه ی افراد ناموفق نوع پیشرفته ی این بیماری و بیشتر افراد " متوسط " دست کم نوع خفیف آن را دارند.
بنابراین ، مرحله ی نخست در برنامه ای که به سوی موفقیت دارید ، آن است که خود را در برابرعذر تراشیی یا بیماری شکست پذیری واکسینه کنید .
بیماری شکست پذیر به شکل های گوناگون پدیدار می شود ، اما مخربترین انواع آن بهانه های فقدان تندرستی ، فقدان هوش ، فقدان سن مناسب ، و فقدان شانس و اقبال است .
چهار نوع ازرایجترین شکل های عذر تراشی :
الف : " ولی از سلامت کافی برخوردار نیستم ".
" ناخوشی " به هزار شکل مختلف به عنوان بهانه ای در توجیه ناتوانی در انجام خواسته ها ، ناتوانی در پذیرش مسئولیت های سنگین ، ناتوانی در کسب درآمد بیش تر و ناتوانی در موفقیت ، مورد استفاده قرار می گیرد . میلیون ها میلیون انسان ، گرفتار بیماری عذر تراشی هستند . ولی آیا معذورات آن ها در بیش تر موارد موجه است ؟ برای لحظه ای ، تمام دوستان موفق خود را در نظر آورید که می توانستند ازبیماری به عنوان بهانه ای اتفاده کنند اما این کار را نکردند .
دوستان پزشک و جراح من معتقدند که نمونه کاملی ازیک فرد سالم به هیچ وجه وجود ندارد . همه ی افراد از لحاظ تندرستی دچار مشکلی هستند . بسیاری از آن ها به طور کلی یا تا حدودی خود را تسلیم بهانه ی فقدان تندرستی می کنند ، اما انسان ها کمالگرا هرگز چنین کاری نمی کنند .
چهار پیشنهاد برای شما که می خواهید با بهانه ی فقدان تندرستی مقابله کند :
بهترین واکسن در برابر ابتلاء ، از چهار دارو تشکیل شده است :
1 : درباره ی بیماری خود صحبتی نکنید.
2 : نگران سلامتی خود نباشید.
3 : خوشحال باشید که تا همین اندازه سالم و تندرست هتید .
4 : به خود بگوید : " فرسودگی بهتر از شکستگی است " .
ب : " ولی برای موفق بودن باید با هوش بود " .
بیش تر ما آدم ها در ارتباط با مسأله ی هوش و استعداد دو اتباه اساس مرتکب می شویم :
1 : هوش و استعداد خود را دست کم می گیریم .
2 : درباره ی هوش و استعداد دیگران اغراق می کنیم .
به دلیل این دو اشتباه ، بیش تر مردم توانایی های خود را چندان جدی نمی گیرند . آن ها توان رقابت بر سر فرصت های شغلی را از دست می دهند ؛ زیرا معتقدند آن کار " کله " می خواهد . غفل از آن که غریبه ای از راه می رسد که پروای هوش ندارد و کار را می رباید .
مسأله تعیین کننده ، میزان هوش نیست بلکه نحوه ی استفاده ای است که از هوش خود ، هر اندازه که باشد ، می کنید . نگرشی که نسبت به هوش خود دارید ، بسیار مهم تر ازمیزان هوش شماست . اجازه دهید این جمله را به دلیل اهمیت آن تکرار کنم : نگرشی که نسبت به هوش خود دارید ، بیار مهم تر از میزان هوش شماست .
سه راه برای از میان بردن بهانه های فقدان هوش :
1: هیچ وقت خودتان را کم هوش و دیگران را باهوش تصور نکنید .
2 : روزی چند بار به خود یادآوری کنید : " نگر های من مهم تر از هوش من است " .
3 : به یاد داشته باشید که توانای فکر کردن با ارزشتر ازتوانایی حفظ کردن اطلاعات است .
پ : " بی فایده است ، ... دیگر پیر شده ام ( یاهنوزخیلی جوانم ) " .
حتماً از صدها نفر که در سنین محتلف هستند، شنیده اید که در توجیه کارآی نه چندان خوب خود در زندگی ، می گویند : " برای شروع کردن دیگر پیر شده ام ( یا خیلی جوانم ) . نمی توانم به دلیل محدودیت های سن خود ، کارهای مورد علاقه ام را شروع کنم " .
واقعاً عجیب و تأسف آور است که کم تر آدمی احاس می کند همگام با " سن واقعی " خودیش می رود. این بهانه ، هزاران انسان را از فرصت های حقیقی محروم کرده است . آنان تصور می کنند که سنشان مناسب نیست ، از این رو به خود زحمت آزمودن نیز نمی دهند .
چگونه با بهانه گیری های مربوط به سن برخود کنیم :
با درمان عذرتراشی های سن فرصت ها را که فکر می کردید برای همیشه از شما گرفته شده است ، به دست آورید .
به اختصار ، راه حل های عذرتراشی سن به قرار زیر است :
1 : به سن کنونی خود خوش بیناه نظر کنید .
2 : حساب کنید که برای سازندگی و فعالیت هنوز چه مقدار فرصت باقی است . به یاد داشته باشید که افراد سی ساله هنوز هشتاد درصد از زندگی فعالشان را پیش رو دارند . و پنجاه ساله ها هنوز چهل درصد – یا بهترین چهل درصد ِ – عمرشان را برای اتفاده از فرصت ها در اختیار دارند . زندگی در عمل طولانی تر از ان است که بیش تر مردم تصور می کنند !
3 : فرصت های آینده را به انجام کارهایی که واقعاً می خواهید انجام بدهید اختصاص دهید .
4 : " آخر مورد من فرق دارد ، بدشانسی ولم نمی کند " .
کم تر روزی است که نشنوید آدمی مشکل خود را به " بد " اقبالی و موفقیت دیگری را به " خوش " اقبالی نسبت نداده باشد .
با دو روش بر بهانه های فقدان شانس غلبه کنید :
الف : قانون علت و معلول را بپذیرید.
ب : خیال بافی نکنید .
موفقیت از طریق ضوابط و تسلط بر اصولی که آن را تضمین می کنند ، حاصل می شود . برای به دست آوردن ترفیع در کار ، موفقیت و سایر موهبت های زندگی ، روی شانس حساب نکنید . دادن چنین امتیازهایی در ردیف وظایف انس نیست . در عوض بر تقویت قابلیت هایی که موجب موفقیت شما می شود ، تمرکز کنید.

به خود اطمینان کنید و ترس را از میان ببرید :

از این دستورالعمل دو مرحله ای برای کسب اعتماد و برطرف کردن ترس خود استفاده کنید :
الف : ترس خود را مهار کنید . به چهارمیخش بکشید . دقیقاً مخص کنید که از چه چیز هراس دارید .
ب : سپس دست به عمل بزنید . برای هر نوع ترس ، راه حلی وجود دارد .
به یاد داشته باید که دست روی دست گذاشتن فقط ترس را بزرگتر و هراس انگیزتر می کند . سریع اقدام کنید . مصمم باشید.
عدم اعتماد به نفس در بیش تر موارد به استفاده های غلط از حافظه ارتباط دارد.
در این جا دو مسأله ی خاص عنوان شده اند که با عمل به آن ها می توانید اعتماد به نفس خود را از طریق اداره ی صحیح بانک حافظه تان به دست آورید :
الف : فقط افکار مثبت را به بانک ذهنی خود بسپارید .
در بانک حافظه ی خود افکار مثبت بگذارید . این کار اعتماد به نفس شما را روزافزون می کند و در شما این احاس مطبوع را برمی انگیزد که " خیلی سر حال هستم ، و در ضمن ، به حفظ تندرستی شما کمک می کند " .
ب : فقط افکار مثبت را ازبانک ذهن خود برداشت کنید .
هیولاهای ذهنی نسازید . افکار ناخوشایند را از بانک حافظه ی خود بیرون آورید . هنگامی که تجربیاتی از هر نوع را به یاد می آورید ، روی قسمت های خوب آن تأکید کنید . خاطرات بد را فراموش کنید ، آن ها را دفن کنید . اگر متوجه شدید که دارید جنبه های منفی را مرور می کنید ، ذهن خود را به سوی دیگری منحرف کنید.
چرا آدم ها از یکدیگر وحشت دارند ؟ چرا بسیاری از افراد نسبت به دیگران حساسیت دارند ؟ علت کم رویی چیست ؟ برای رفع آن چه می توان کرد ؟
ترس از دیگر مردم ترس بزرگی ات ، ولی راهی برای غلبه کردن بر آن وجود دارد . اگر یاد بگیرید که درک درستی از مردم داشته باشید ، می توانید بر ترس خود از آن ها غلبه کنید .
در این جا دو راه برای یافتن درک صحیح از مردم ذکر شده است :
الف : نظرمتعادلی نسبت به مردم پیدا کنید.
این دو نکته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشید : اول این که دیگگری آدم مهمی است. و بی شک آدم مهمی است ؛ چرا که هر انسانی مهم است . ولی به خاطر داشته باشید که شما هم مهم هستید . پس هنگامی که شخص دیگری را ملاقات می کنید ، این فکر را مد نظر داشته باشید ، " ما دو آدم مهم هستیم که نشسته ایم و راجع به منافع مشترک خود گفت و گو می کنیم " .
ب: نگرش عاقلانه ای اتخاذ کنید.
روراست عمل کردن ،وجدانتان را آسوده نگاه می دارد . و در شما اعتماد به نفس ایجاد می کند . وقتی کاری را که به بدی شهرت یافته است ، انجام می دهیم دو اتفاق منفی رخ می دهد : اول این که احساس گناه می کنیم و در نتیجه اعتماد به نفسمان را از بین می بریم و دیگر آن که مردم دیر یا زود متوجه خطای ما می شوند و از ما سلب اعتماد می کنند .
درتکار باشید و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید این همان کمکی است که از فکر خود برای موفق شدن می گیرید. پس برای آن که اعتماد به نفس را در خودتان تقویت کنید، متهورانه عمل کنید.
این دستورات را با دقت بخوانید . سپس سعی کنید آن را تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.
الف: همیشه در ردیف های جلو بنشینید .
ب : نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید.
پ : سرعت راه رفتنتان را بیست و پنج درصد تندتر کنید.
ت : بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید.
ث : خندان باشید.
نیروی خنده را به اختیار خود درآورید.
از این پنج دستورالعمل ، برای پیشبرد امور خود مدد بگیرید:
الف : اقدام ، ترس را از بین می برد . ترس خود را مهار کنید و سپس دست به اقدام مؤثر بزنید .
ب : ب و روز سعی کنید که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه ی خود بگذارید.
پ : مردم را درست بشناسید.
ت : کارهایی را انجام دهید که وجدانتان می گوید درست است .

چگونه بزرگ بیندیشیم:

برای بزرگ اندیش بودن باید لغات و عباراتی را به کار ببریم که تصاویر ذهنی مثبت و بزرگ را در ذهن تداعی می کنند.
چهار شیوه برای کاربرد لغات و اصطلاحات بزرگ اندیشانه :
در این جا چهار شیوه مطرح شده است که به شما می کند واژگان بزرگ اندیشان را به کار ببرید:
الف : از لغات و عبارات بزرگ اندیشانه ، مثبت و شادی بخش برای توصیف احوال خود استفاده کنید .
ب : از کلمات و عبارات خوشایند ، شادی بخش و روشن برای توصف دیگران استفاده کنید.
پ : با لحنی مثبت به دیگران دلگرمی دهید . در هر موقعیتی که چیش می آید از آن ها تعریف کنید.
تنها وضعیت موجود را نبینید ، بلکه امکانات فردا را هم در نظر آورید . بزرگ اندیشان خود را عادت داده اند که در برابر هر مسأله ای تنها وضعیت موجود را ندیده بلکه امکانات فردا را هم در نظر آورند. در این جا چهار مثال برای روشن کردن مطلب آورده شده است :
الف : چه چیزیارزش یک ملک را بالا می برد ؟ یک بنگاه دار بسیار موفق که به خرید و فروش املاک زراعی اشتغال دارد ، معتقد است اگر ما ذهن خود را طوری تربیت کنیم که بتوانیم از هچ ، چیزی به وجود آوریم ، به نتایجی عالی دست خواهیم یافت.
نتیجه این است : به چیزها آن گونه که هستند نگاه نکنید ، بلکه به امکاناتی که می توانند داشته باشند نظر کنید . توجه به هر چیزی ارزش و اعتبار می بخشد. شخص بزرگ اندیش همیشه به امکاناتی که می تواند در آینده تحقق یابد ، توجه می کند ، او اسیر زمان حال نیست .
ب : یک مشتری چقدر ارزش دارد ؟
بهترین راه برای نگه داشتن مشتری ارائه خدمات دوستانه و مؤدبانه به اوست .ارزش دادن به مشتریان ، عاملی است که آن ها را به مشتری های پروپاقرص و دائمی تبدیل می کند.
در زیر نمونه هایی ذکر شده که نشان می دهد چگونه می توانید قدرت خود را در دیدن چیزهایی که امکان تحقق آن ها وجود دارد ، افزایش دهید . من نام این تمرین ها را " ارزش دهی آموزشی " گذاشته ام .
1 : سعی کنید ارزش هر چیزی را بالا ببرید.
2 : سعی کنید ارزش آدم ها را بالا ببرید .
3 : سعی کنید ارزش خودتان را بالا ببرید.
شروط لازم برای یک سخنرانی خوب چیست ؟
موفقیت یک سخنران در این نیست که صاف بایستد یا اشتباه دستوری نداشته باشد ؛ بلکه در این است که مخاطبان او پیامش را دریابند . بیش تر ناطقان برجسته ، عیوب کوچکی دارند ؛ بعضی از آن ها صدایشان خوشایند نیست . بعضی از معروف ترین سخنرانان آمریکا در آزمون های آیین سخنوری که طبق شیوه ی سنتی ، با " این کار را بکن و آن کار را نکن " طرح ریزی شده اند ، رد می شوند.
با وجود این ، همه ی این خنرانان موفق در یک نکته مشترکند.آن ها چیزی برای گفتن دارند که برای بیان آن به مردم سر از پا نمی شناسند .
اجازه ندهید اندیشه های منفی و مسائل پیش پا افتاده شما را از ایراد یک سخنرانی موفق باز دارد.
این سه دستور را به کار ببندید و به خودتان کمک کنید که در ورای مسائل کوچک قرار بگیرید .
1: تنها به اهداف بزرگ بیندیشید .
2 : بپرسید : " آیا واقعاً ارزش را دارد ؟ پیش از آن که دچار هیجانات منفی شوید ، فقط از خودتان بپرسید : " واقعاً مهم است کسی بخواهد سر از کار من در بیاورد ؟ "
3 : داخل تله ی فرعیات نیفتید.
یادتان نرود بزرگ اندیشی برای شما از هر نظر مقرون به صرفه است !
الف : خودتان را دست کم نگیرید.
ب : اصطلاحات بزرگ اندیشان را به کار ببرید.
پ : بلندنظر باشید .
ت : کارهایتان را با دید بزرگ اندیشانه ببینید.
ث : فراتر از مسائل پیش پا افتاده بیندیشید.
به یاری بزرگ اندیشی ! بزرگ شوید !

چگونه به تفکّر و تخیّل خلّاق دست یابیم :

یک خانواده ی کم درآمد ، نقشه ای می ریزند تا بتوانند پسر خود را به دانشگاه معتبری بفرستند . برنامه ریزی آن ها ثمره ی یک تفکر خلاق است.
خانواده ای ، بدمنظره ترین زمین مخروبه ی خیابانشان را تبدیل به زیباترین فضای سبز آن ناحیه می کنند . اقدام آن ها نمایانگر اندیشه ی خلاق است .
تفکر خلاق ، غنی یافتن راه های جدید و مؤثر برای انجام دادن کارها.موفقیت های گوناگون ، اعم از موفت در خانه ، محل کار و اجتماع – به یافتن راه هایی برای انجام هرچه بهتر کارها بستگی دارد .حال ، بیایید ببینیم چه کاری می توانیم برای به وجود آوردن تفکر خلاق و تقویت آن انجام دهیم .
مرحله ی اول : ایمان داشته باشید به این که می توانید موفق شوید.وقتی به کاری ایمان داشته باشید ، فکرتان راه های انجام آن را پیدا می کند .
وقتی ایمان بیاورید که چیزی ناممکن است ، فکرتان در پی دلایلی می گردد که این مطلب را اثبات کند ؛ ولی وقتی ایمان داشته باشید ، ایمانی حقیقی که کاری شدنی است ، فکرتان راه های انجام آن را می یابد.
ایمان نیروهای خلاق را آزاد می کند ، فقدان ایمان ، آن نیروها را به بند می کشد . برای نیل به تفکر خلاق ایمان را یاد بگیرید.
خواستن ، توانستن است .
ایمان داشته باشید به این که از عهده ی کارها بر خواهید آمد . این جمله اساس تفکر خلاق است . در این جا دو راه حل ارائه شده است که به شما کمک می کند به یاری ایمان ، از قدرت خلاق برخوردار شوید:
الف : کلمه ی ناممکن را از فرهنگ لغات خود خارج کنید.
ب : به چیزی بیندیشید که زمانی دوست داشته باشید آن را انجام بدهید ، اما به دلیل آن که آن را ناشدنی می پنداشتید ، از انجام آن خودداری کرده بودید.
به تعداد اندیشه های خلاق راه های بی شماری می شود یافت که هر یک می توانند بهترین هم باشند .
هیچ چیزدر یخ نمی روید ! اگر اجازه دهیم سنت ، ذهن ما را منجمد کند ، ایده های نو جوانه نمی زند . تفکر سنتی ، دشمن خانگی و درجه ی یک انانی است که دوست دارد یک برنامه ی پیشرفت فردی خلاق داته باشد . تفکر سنتی ، ذهن شما را می کند . جلو پیشرفت شما را می گیرد ؛ اجازه نمی دهد از خلاقیت بهره ای ببرید . در این جا سه راه را برای مقابله با این نگرش می بینید :
الف : به نظرات افراد توجه کنید . فکرهای جدید را پذیرا شوید . با این افکار منفور مبارزه کنید : " نتیجه نمی دهد " ، " نمی شود " ، " بی فایده است " ، " احمقانه است " .
ب : پیوسته در حال جست و جو باشید .
پ : پیشرو باشید ، نه دنباله رو . نگویید : " در جایی که کار می کردم ، ازاین روش برای انجام کارهایمان استفاده می کردیم ؛ بنابراین ، این جا هم باید طبق همان شیوه عمل کنیم " بلکه بگویید : " چه طور می شود این کار را بهتر از آن چه در گذشته انجام می دادیم ، انجام دهیم ؟ "
شعار جنرال الکتریک این است : موفقیت مهم ترین محصول ماست ! چرا موفقیت مهم ترین محصول شما نباشد ؟
فلسفه ی " می توانم – بهتر – عمل – کن " معجزه می کند . وقتی از خود می پزسید : " چه طور می توانم بهتر عمل کنم ؟ " دکمه ی قدرت خلاق زده می شود و شیوه های بهتر برای انجام کارها خودشان را معرفی می کنند .
تجربه ی آموزنده ای است : توانایی ، یم برداشت ذهنی است . میزان کاری که می توانیم انجام بدهیم ، به میزان تصوری که از توانایی انجام آن کار داریم ، بستگی دارد . وقتی براتی ایمان داشته باشیم که می توانیم کار بیش تری انجام دهیم ، ذهنمام خلاقانه در پی راه هایی می گردد که کلید کار را به دستمان بدهد .
توانایی ، به راستی یک برداشت ذهنی است .
معجون موفقیت در زمینه ی کسب و تجارت ، خانه و اجتماع این است : بهتر از گذشته کار کن ( کیفیت بازدهی ات را بهتر کن ) و بیش تر از گذشته کار کن ( میزان بازدهی ات را بیش تر کن ) .
اگر متقاعد شده اید که انجام بیش تر و بهتر کارها مقرون به صرفه است ، این دستورالعمل دو مرحله ای را انجام بدهید :
الف : مشتاقانه پیشنهادهایی را برای انجام کار بیش تر بپذیرید .
ب : سپس ، روی این مسئله تمرکز کنید که " چه طور می توانم بیش تر کار کنم ؟ " جواب های خلاق از راه می رسند .
من این نظریه را به طور کامل در قالب یک روش فردی پذیرفته ام . اگر می خواهید کاری انجام شود ، آن را به یک فرد پر مشغله بسپارید . من با افرادی که به قدر کافی وقت آزاد دارند ، روی طرح های مهم کار نمی کنم . ازتجربه های تلخ گذشته آموخته ام که آدمی که وقت زیادی دارد ، شریک و همکار خوبی نیست .
همه ی افراد موفق و لایقی که می شناسم ، سرشان شلوغ است . وقتی کار پروژه ای را با آن ها شروع می کنم می دانم که به نحو شایسته به انجام خواهد رسید .
از ده ها تجربه آموخته ام که می توانم روی یک فرد پر مشغله برای انجام کارهای دشوار حساب کنم . ولی اغلب از کار کردن با کسانی که " وقت زیادی برای پرداختن به همه ی امور دارند " ، پشیمان شده ام .
انسان های بزرگ ، گوش کردن را به انحصار خود در می آورند .
انسان های کوچک حرف زدن را به انحصار خود در می آورند.
این نکته را هم در نظر داشته باشید که رهبران بزرگ ، وقت بیش تری را صرف نصیحت شنیدن می کنند تا نصیحت کردن . یک فرد کامل پیش از آن که تصمصمی بگیرد ، می پرسد : " راجع به آن چه فکر می کنید ؟ " ، " چه توصیه ای دارید ؟ " ، " تحت چنین شرایطیچه کار می کنید ؟ " ، " به نظرتان چه طور می آید ؟ " .
این برنامه سه مرحله ای را برای تقویت خلاق ، از طریق پرسیدن و شنیدن ، اجرا کنید :
1 : دیگران را تشویق به حرف زدن کنید .
2 : دیدگاه های خود را از طریق پرسش هایی که مطرح می کنید ، محک بزنید .
3 : به چیزی که طرف مقابل می گوید ، خوب توجه کنید .
راه های زیادی برای دریافت تحرکات ذهنی وجود دارد ، ولی در این جا دو راه وجود دارد که می توانید در برنامه ی زندگی خود بگنجانید :
اول ، با حداقل یک گروه صنفی که روی مسائل شغلی شما تأثیر می گذارند ملاقات مستمر و ارتباط داشته باشید .
دوم ، با حداقل یک گروه که بیرون از حوزه ی علاقه های شغلی شما فعالیت می کنند ، مشارکت و ارتباط داشته باشید .
از این سه راه برای شکوفا کردن و برداشت ایده های خود اتفاده کنید :
1 : نگذارید افکار از ذهنتان فرار کنند . آن ها را روی کاغذ بیاورید . هر روز ایده های خوب بیشماری به دنیا می آیند ولی تنها به این دلیل که روی کاغذ آورده نمی شوند ، به سرعت می میرند.
2 : کار بعدی آن است که ایده هایتان را مرور کنید.
3 : ایده هایتان را به کار ببرید و آبیاری کنید.
یادتان باشد که نظرات خود را به صورتی قابل ارائه در آورید . فکری که نوشته شده باد یا به صورت تصویر یا نمودار درآمده باشد ، به مراتب قدرت القای بیش تری دارد تا فکری که فقط به صورت شفاهی ارائه شود.

شخصیت شما تابع اندیشه های شماست:

دیگران همان چیزی رادر ما می بینند که ما در خود می بینیم . با ما همان گونه برخود می کنند که فکر می کنیم باید برخود کنند.
تفکر چنین تأثیری دارد کسی که در ضمیرش خود را کم تر از دیگران می چندارد ، قابلیت های حقیقی اش در پرده می ماند ؛ زیرا افکار ، هادی اعمال است . اگر انسانی احساس حقارت کند ، بر همان سیاق عمل خواهد کرد و هیچ ترفند یا نقابی قادر نیست این احساس ریشه دار را برای مدت طولانی پنهان نگاه دارد. فردی که احساس می کند کسی نیست ، واقعاً کسی نیست .
از سوی دیگر ، آدمی که عمیقاً معتقد است برای کاری ساخته شده است برای همان کار ساخته شده است . برای آن که تشخص داشته باشیم ، باد فکر کنیم که متشخص هستیم . اگر چنین فکر کنیم ، دیگران هم این گونه فکر خواهند کرد . منطق این رفتار را از نظر می گذرانیم :
فکر شما عمل شما را تعیین می کند .
عمل شما هم متقابلاً تعیین کننده ی :
واکنشی است دیگران نسبت به شما نشان می دهند.
خودتان را متشخص جلوه دهید : این روش کمک می کند که برای خودتان ارزش بیش تری قائل شوید .
ظاهرتان با شما حرف می زند ؛ با بقیه هم همین طور . ظاهر شما تعیین کننده ی نظری است که دیگران نسبت به شما پیدا می کنند .
فی الواقع چه خوب بود اگر مردم به فضایل یک انسان نظر می کردند ، نه به لباس تنش . ولی اشتباه نکنید ! عملاً ، مردم براساس ظاهرتان روی شما قضاوت می کنند ؛ قضاوتی که خواه نا خواه صورت می گیرد . ظاهر شما نخستین معیاری است که مردم برای ارزیابی در اختیار دارند ، و اولین تأثیر هرگز از یادها نمی رود ؛ هرچند که در درازمدت به وجود آمده باشد.
شما همان آدمی هستید که در فکر خود تصور می کنید.
شخصی که فکر می کند کارش دارای اهمیت است ، اشارات ذهنی خاصی را در مورد انجام هرچه بهتر کارش دریافت می کند ؛ و کار بهتر یعنی :
ترفیع های بیش تر ، پول بیش تر ، تشخص بیش تر و خوشحالی بیش تر.
طرز فکری که نبت به شغل خود داریم ، تعیین کننده ی طرز فکری است که زیر دستانمان نسبت به کارشان پیدا خواهند کرد .
نگرش های زیردستان ما نسبت به شغلشان بازخورد مستقیم نگرش های شغلی خود ماست . خوب است به خاطر داشته باشیم که نقاط قوت و ضعف ما در رفتار کسانی که از ما حقوق می گیرند ، بازتاب می یابد ، درست مانند کودکی که نگرش های والدینش را عیناً نشان می دهد.
دو پیشنهاد برای تشویق کردن دیگران به انجام کار بیش تر :
1 : همیشه کارتان را با نگرش مثبتی بنگرید ، تا زیر دستانتان هم دید درتی نسبت به کارشان پیدا کنند .
2 : هر روز که با کارتان رو به رو می شوید ، از خود بپرسید : " آیا من از هر لحاظ ، شایستگی آن را دارم که سرمشق دیگران قرار گیرم ؟ آیا تمام عادات من به گونه ای هستند که از دیدن آن ها در زیر دستانم خوشحال شوم ؟ "
روزی چند بار با اندیشه های نیروبخش به خودتان انگیزه بدهید.
شما همان کسی هستید که در فکر خود تصور می کنید . خودتان را بهتر از این ها فرض کنید تا بهتر از این ها باشید .
تفکر خود را دست بالا بگیرید . مانند افراد متشخص فکر کنید.
ارزش قائل شدن برای تفکر خویش کارهایتان را ارزشمند می کند و این به معنای کسب موفقیت است.
این چند کلمه را از یاد نبرید :
الف : ظاهر یک فرد متشخص را داشته باشید .
ب : کارتان را با اهمیت تلقی کنید.
پ : روزی چند باربا اندیشه ها ی مثبت به خود دل و جرأت دهید.
ت : در تمام موقعیت های زندگی از خود بپرسید : " آیا این طرز فکر یک انسان متشخص است ؟ و سپس ، از جواب خود پیروی کنید.

بر محیط اطراف خود مسلط شوید ، درجه ی یک باشید:

بدن از غذاهای که مصرف می کند تشکیل شده است . به همین ترتیب ، فکر هم متشکل ازمواد مصرفی خود است . البته غذای ذهن چیزی نیست که بسته بندی شود یا بتوان آن را از جای خرید . غذای ذهن ، محیط اطراف است –همه ی آن چیزهای بی شماری که ضمیر آگاه و ناخودآگاه ما را تحت تأثیر قرار می دهد . نوع غذایی که ذهن ما مصرف می کند ، تعیین کننده ی شخصیت ، عادت ها و نگرش های ماست . هر یک از ما وارث استعدادهای بالقوه ای هستیم که باید آن ها را به غعل در آوریم . ولی این که چه مقدار ازآن استعدادها را پرورش دهیم و چگونه بستگی به غذایی دارد که ذهن ما از آن تغذیه می کند.
درست به همان صورتی که بدن نمایانگر نوع غذایی است که به او داده ایم ، ذهن نیز منعکس کننده ی چیزهایی است که از محیط اطراف خود دریافت کرده است .
معاشرت طولانی مدت با آدم های منفی ما را وادار به منفی بافی می کند و هم نشینی با آدم های مبتذل ، عادت های مبتذل در ما به وجود می آورد . ازطرف دیگر ، معاشرت با مردمی که افکار بزرگ دارند سطح فکر ما را بالا می برد ؛ تماس نزدیک با آدم های بلند پرواز، در ما روحیه ی بلند پروازی پدید می آورد.
کارشناسان براین باورند که هر چه امروزهستید ، شخصیت شما ، آرزوهایتان ، موقعیت فعلی تان در زندگی ، تا حد زیادی نتیجه ی محیط روانی شما است . آن ها معتقدند که آن چه یک ، پنج ، ده یا دوازده سال دیگر خواهید بود ، تقریباً تماماً به محیط آینده ی شما بتگی دارد.
اکنون ببینیم چه کاری می توانیم انجام دهیم تا آینده برایمان رضایت و کامرانی به بار آورد .
قدم اول : زندگی را از نوع شروع کنید . عادات و نگرش های گذشته را از یاد ببرید.
یادتان باشد : مردمی که برایتان آیه ی یأس می خوانند ، خودشان تقریباً همیشه افراد ناموفقی هستند ، آن ها از لحاظ کارآیی بسیار معمولی اند یا در سطح پایینی قرار دارند . نظرات این افراد مانند سم است . در برابر مردمی که می خواهند شما در مورد عدم توانایی تان مجاب کنند ، موضع دفاعی بگیرید . نصیحت های منفی آنان را فقط به عنوان رجزخوانی هایی که فی نفسه اثبات کننده ی موفقیت شماست ، تلقی کنید.
طرز فکر ما از گروهی که در آن هستیم ، تأثیر مستقیم می پذیرد . اطمنان حاصل کنید که جزو گروهی هستید که طرزفکر خوب و درستی دارند.
این قانون را بپذیرید که باید از افراد وارد راهنمایی خواست .
در این جا چند روش ساده ارائه شده که کمک می کند جو ارتباطی تان را بهتر کنید :
الف : با گروه های جدید رفت و آمد کنید.
ب : دوستانی را برگزینید که نظراتشان با نظرات شما متفاوت است .
با مخالفان خود معاشرت کنید . ولی فقط مراقب باشید که افراد با ظرفیتی باشند .
پ : دوستانی را برگزینید که ورای مسائل پیش پا افتاده و بی اهمیت فکر می کنند . آن هایی که مشغله ی ذهنی شان ، به جای درک محضر شما ، متراژ منزل تان است ، یا آن که چه دارید و چه ندارید ، آدم های بدبختی هستند . ازحریم روانی خود محافظت کنید.
محیط اطراف خود را برای دستیابی به موفقیت به خدمت گیرید :
الف : نسبت به محیط خود هوشیار باشید.
ب : محیط خود را به گونه ای تحت اختیار درآورید که در جهت منافعتان کار کند نه به ضررتان.
پ : اجازه ندهید مردم کوچک اندیش شما را عقبنگه دارند.
ت : از مردم موفق راهنمایی بخواهید.
ث : به خودتان استراحت روح فراوان بدهید .
ج : سموم فکری را ازمحی خود به دور افکنید.
چ : در هر کاری که انجام می دهید درجه ی یک و بهترین باشید.

ازنگرش های خود ، حامیان سرسختی بسازد:

کلیه ی اختلافات از نگرش ها ناشی می شود . فروشنده هایی که نگرش صحیح داشته بتشند ، میزان فروششان را از حدّ نصاب بالاتر می برند ؛ دانش آموزانی که نگرش صحیح داشته باشند ؛ نمره ی الف می گیرند ؛ نگرش های مثبت واقعاً می توانند راه را برای یک زندگی زناشویی موفق هموار کنند. نگرش های صحیح ، موفقیت شما را در کار با مردم تضمین می کنند ؛ به شما توانایی رهبر شدن می دهند ؛ نگرش های مثبت تمام موقعیت ها را به سود شما برمی گردانند.
این سه نگرش را در خود تقویت کنید و از آن ها در انجام هر کاری پشتگرمی بگیرید:
الف : نگرش فعال بودن را در خود تقویت کنید .
ب : نگرش اهمیت دادن به دیگران را در خود تقویت کنید .
پ : نگرش تقدّم در ارائه خدمات را در خود تقویت کنید .
برای آن که دیگران را به فعالیت وادارید باید اول خودتان را فعال کنید.
برای به حرکت درآوردن دیگران ، برای ایجاد شور و شوق در آنان ، باید اول خودتان شور و شوق پیدا کنید.
شور و شوق ، باعث بهبود امور می شود.
شور و شوق به زبان ساده یعنی " چه عالی است ! " .
به کمک یک روش سه مرحله ای که در این جا می بیند ، می توانید قدرت شور و شوق را دراختیار بگیرید.
1 : عمیقتر کاوش کنید .
ازشیوه ی کاوش عمیق برای ایجاد علاقه نسبت به دیگران استفاده کنید. سعی کنید درباره ی زندگی فرد مورد نظر خود ، کار ، موقعیت خانوادگی ، سوابق افکار و آرزوهای او اطلاعاتی به دست آورید . به این ترتیب ، در می یابید که علاقه و اشتیاق شما نسبت به او بیش تر شده است . به کاوش ادامه دهید ، قیناً به علایق مشترکی خواهید رسید . کاوش کنید ، زیرا در نهایت به یک انسان دوست داشتنی می رید .
2: به همه ی کارهای خود روح بدهید.
مردم با کسی که به حرف های خودش اعتقاد دارد ، همراه می شوند . حرف هایتان را با روح بیان کنید . به سخنان خود سرزندگی بدهید . با هر که حرف می زنید – خواه یک گروه از افراد باشند یا یک مشتری و یا بچه هایتان – به لحن خود گرمی بدهید . نطقی که با حرارت بیان شود ، ممکن است ماه ها و حتی ال ها در خاطر بماند . ولی نطقی که سرد و بی روح ادا شود ، تأثیر آن تا آخر هفته هم نمی ماند .
3 : پیک خوش خبر باید .
این نگرش را نسبت به افراد پیدا کنید : شما با ارزش هستید .
بیش تر آدم ها به دیگر افزاد نگاه می کنند و چنین می اندیشند : " او نمی تواند به دردم بخورد . به همین دلیل در نظرم هیچ اهمیتی ندارد " . ولی درست همین جاست که مردم دچار بزرگترین اشتباه خود می شوند . دیگر افراد در هر مقام و موقعیتی که باشند ، به دو دلیل عمده برایتان اهمیت مطرح هستند :
اول این که وقتی برای مردم ارزش قائل می شوید ، بیش تر تحویلتان می گیرند .
احساس بزرگی دادن به آدم های " کوچک " به سود شماست .
در این جا دومین دلیل عمده را برای پدید آوردن احساس تشخص در افراد ملاحظه می کنید : وقتی به دیگران کمک می کنید که احساس ارزشمند بودن کنند ، در خودتان هم چنین احساسی را به وجود می آورید.
برای موفق شدن باید احساس ارزشمند بودن کنید . کمک به ایجاد حس تشخص در افراد فوایدی در بردارد ، زیرا کمک می کند احساس تشخص بیش تری در خودتان به وجود آید . امتحان کنید و ببینید . راه انجام آن اینجاست :
1 : قدردانی و تشکر را ازیاد نبرید .
وقت یا نیروی خود را برای دسته بندی کردن افراد به اشخاص خیلی مهم ، مهم و یا بی اهمیت تلف نکنید . تبعض قائل نشوید . یک انسان ، چه رفتگر باشد چه معاون مدیر کل ، برایتان اهمیت دارد . دست پاین گرفتن افراد ، نتایج دست بالا عایدتان نمی کند .
2 : افراد را به اسمشان مورد خطاب قرار دهید.
3 : افتخارات را قبضه نکنید . از آن ها استفاده کنید .
می خواهید پول درآورید ؟ اولویت را به ارائه خدمات بدهید
تمایل به پول درآوردن و ثروت اندوزی کاملاً طبیعی و در حقیقت بسیار مطلوب است . پول قدرتی است که بی نوایان سروسامان می دهد . پول یکی از وسایل ضروری برای تکمیل زندگی است .
اول به فکر ارائه ی خدمات باشید ، پول همیشه خودش به دنبال شما می آید .
همیشه بیش از حد انتظار مردم ، برایشان کار انجام دهید. هر فعالیت فوق برنامه ی کوچکی که برای دیگران انجام می دهید ، یک بذر پول است .
مردم را دوست داشته باشید:

موفقیت هر شخص به حمایت دیگران بستگی دارد . تنها حایلی که بین انسان و آرزوهایی که در سر می پرورد ، قد علم کرده است ، حمات دیگران است .
سؤال این است : حال که برای دست یابی به خواسته های خود وابسته ی دیگرانیم . باید چه کنیم که از حمایت افراد برخوردار شویم و رهبری ما مورد پذیرش آنان قرار گیرد ؟ "
جواب ، به ور خلاصه و در یک جمله چنین است : مردم را دوست داشته باشید . مردم را دوست داشته باشد تا شما را دوست داشته باشند و ازشما حمایت کنند.
هیچ کس شما را در مدارج شغلی بالا نمی کشد ، بلکه ارتقاء می دهد. در این دوره و زمانه هیچ کس فرصت یا حوصله ی آن را ندارد که شخص دیگری را از مراحل دشوار و پیچیده ی کار بالا بکشد . شخصی انتخاب می شود که سابقه اش او را از دیگران متمایز کرده باشد .
کسانی ما را به درجات عالی ارتقاء می دهند که در نظرشان دوست داشتنی ، موجه و معقول جلوه کنیم . هر پیوند دوستی جدیدی که با دیگران برقرار می کنیم ، ما را یک درجه بالاتر می برد . به عبارت دیگر ، محبوبیت ، ما را برای ارتقاء سبک بالتر می کند .
هرگز سعی نکنید دوستی را بخرید . دوستی قابل خرید و فروش نیست . در صورتی که هدیه در پوششی از صمیمیت حقیقتی و محبت بی ریا تقدیم شود ، می تواند به تقویت مبانی دوستی کمک کند . اما هدیه ای که عاری از خلوص نیت باشد ، چیزی بیش از معامله و یا رشوه نیست .
دوستی را نمی شود خرید . هرگاه سعی کنیم آن را بخریم ، به دو شکل زیان می بینیم :
الف : پولمان را هدر می دهیم .
ب : باعث تحقیر دیگران می شویم .
در ایجاد دوستی و رقابت پیشقدم شوید – روشی که رهبران از آن بهره می برند.
گفتن " بگذار اول او پیشقدم شود " ، " بگذار اول آن ها با ما تماس بگیرند " ، " بگذار اول او حرف بزند " ، کاری است راحت و طبیعی .
بله ، راحت و طبیعی است ، ولی با دوست داشتن افراد فرسنگ ها فاصله دارد . اگر همیشه منتظر بمانیم که دیگران اساس دوستی را بنا کنند ، ممکن است نتوانید دوستان زیادی داشته باشید .
یکی از ویژگی های حقیقی مدیریت ، برداشتن قدم اول برای آشنایی با افراد است . دفعه ی بعد که در یک اجتماع بزرگ شرکت می کنید ، به نکته ی بسیار مهمی توجه کنید : برجسته ترین فردی که در آن جا حضور دارد ، کسی است که برای معرفی خود ، بیش تر از همه فعال است .
در این جا شش راه برای ایجاد رفاقت از طریق پیشقدم شدن در دوستی از نظرتان می گذرد :
الف : خودتان را در تمام فرصت های ممکن ، مانند مهمانی ، جلسه ، هواپیما ، محیط کار و ... به دیگران معرفی کنید .
ب : مطمئن شوید که طرف مقابل ، اسم شما را درست متوجه ده است .
پ : سعی کنید اسم افراد را دقیقاً به همان صورتی که خودشان آن را تلفظ می کنند ، به زبان آورید.
ت : اسم اشخاص را بنویسید و کاملاً مطمئن شوید که آن را درست نوشته اید ، زیرا مردم حساسیت های خاصی در مورد درست نوشته شدن اسمشان دارند ! در صورت امکان ، آدرش و شماره تلفن آن ها را هم بگیرید .
ث : برای دوستان جدیدی که احساس می کنید باید آن ها را بشناسید ، چند خط نامه ی دوستانه بنویسید و یا به آن ها تلفن کنید . این نکته ی مهمی است : بیش تر افراد موفق ، دوستی شان را با دیگران از طریق نامه یا تماس های تلفنی ادامه می دهند .
ج : و آخرین و مهم ترین نکته به غریبه ها حرف های دلنشین بزنید . این کار به شما نیرو می دهد تا برای انجام کاری که در پیش رو دارید ، آماده شوید.
از صدها تجربه ی بزرگ و کوچک آموخته ام که افراد پرحرف به ندرت آدم های موفق هستند . همه ی افراد موفق تقریباً بدون استثناء ، هنر شنیدن را بیش تر دانسته و به کار می بندند . به عبارت دیگر ، طرف مقابل را ترغیب می کنند به این که درباره ی خودش ، دیدگاه هایش ، موفقیت هایش ، شغلش و مشکلاتش حرف بزند .
هنر شنیدن به دو طریق راه را برای موفقیت های بزرگ تر هموار می کند :
الف : هنر شنیدن جلب دوستی می کند .
ب : هنر شنیدن به شناخت بهتر افراد کمک می کند.
این نکته را به یاد داشته باشید : آدم های معمولی ترجیح می دهند که درباره ی خودشان بیش از هرچیز دیگری در دنیا حرف بزنند. بنابراین اگر چنین فرصتی را در اختیارشان قرار دهید ، به خطر آن به شما محبت پیدا می کنند . هنر شنیدن ، آسان ترین ، ساده ترین و مطمئن ترین راه برای پیدا کردن یک دوست است .
متکلم وحده نباشید . بشنوید ، دوست پیدا کنید و یاد بگیرید.

حرکت را به صورت عادت درآورید:

افراد فعال همیشه اهل عمل هستند . اقدام می کنند ، کارها را به انجام می رسانند ، پی گیر نظرات و طرح ها هستند و آن ها را عملی می کنند . افراد منفعل هیچ وقت کاری را درست و حسابیانجام نمی دهند . آن قدر این دست و آن دست می کنند تا به همه ثابت شود که نباید یا نمی توانند آن کار را انجام بدهند و یا آن که دیگر برای انجام دادن آن خیلی دیر وقت شده است .
همه دوست دارند فعال باشند . پس بیایید حرکت را به صورت عادت درآوریم .
بیاری از اشخاص منفعل اصرار دارند قبل از آن که اقدامی صورت دهند ، آن قدر صبر کنند تا شرایطی مطلوب و صد در صد دلخواه فراهم آید. دستیابی به کمال مطلق بسیارمطلوب است . ولی چیزی که ساخته یا طراحی شده ی دست انسان باشد ؛به هیچ وجه کامل نبوده و نمی تواند باشد و پس انتظار برای فراهم آمدن شرایط ایده آل ، انتظاری است که تا ابد به درازا می کشد.
هنر یک فرد موفق این نیست که بتواند احتمال وجود هر نوع مشکلی را رفع کند ، بلکه این است که با مشکلات رو به رو شود و آن ها را به موقع حل کند .
در این جا دو نکته وجود دارد که به شما کمک می کند از اشتباهات فاحشی که معلول انتظار برای رسیدن به شرایط ایده آل است ، پرهیز کنید :
الف : هیچ وقت مشکلات و موانع آینده را ازنظر دور نکنید هر اقدام تهورآمیزی ، خطرات ، ناملایمات و آینده ای نامعلوم به همراه دارد.
ب : آماده باشید که موانع و مشکلات را در حین بروز رفع کنید.
ما نمی توانیم خود را در برابر همه ی مسائل و مشکلات بیمه کنیم .
این دو مسئله را ملکه ذهن خود کنید:
اول ، با کار روی ایده های خود به آن ها ارزش دهید . نظریات شما هر اندازه که خوب و جالب باشد ، اگر به عمل درنیاید ، هیچ ثمری ندارد.
دوم ، با کار روی ایده های خود ، به آرامش فکر برسید.
ذهن خود را از طریق حرکت ، آماده کا رکنید.
کلمه ی جادویی موفقیت اکنون است . فردا ، هفته ی آینده ، بعداً ، فلان روز ، فلان وقت و مترادف های آن از رده ی کلمات شکست ، و موکول به هرگز است .بسیاری از رؤیاهای شیرینمان هرگز به حقیقت نمی پیوندد ؛ زیرا به خود می گوییم ، " یک روز شروع می کنم !" در حالی که باید بگوییم : " همین الآن شروع می کنم ؛ چرا حالا نه ؟ " .
بر اساس این توصیه ی بنیامین فرانکلین زندگی کنید : " کاری را که امروز می توانی انجام دهی به فردا نیندازید ! " .
به یاد داشته باشید ، تفکر بر مبنای حال کارها را به انجام می رساند . ولی تفکر بر مبنای فلان روز یا فلان وقت معمولاً به معنا شکست.
دو تمرین مؤثر برای ایجاد ابتکار و خلاقیت را در این جا ملاحظه می کنید.
الف : در انجام هر کاری پیش قدم شوید . وقتی به مسئله ای برمی خورید که معتقدید در مورد آن باید کاری کرد ، دست روی دست نگذارید .با تمام قوا شروع به کار کنید.
ب : همیشه سعی کنید برای انجام کارها داوطلب شوید.



چگونه ازشکست پیروزی بسازیم:

هنگامی که یک ولگرد یا بی خانمان زمین می خورد ، توان برخاستن مجدد را پیدا نمی کند . همان جا می ماند و به تدریج خرد می شود . آدم معمولی در تجربه ای مشابه روی زانوهایش می ایستد . ولی چهار دست و پا از میدان می گریزد و وقتی به کلی از انظار پنهان شد ، خود را از مسیر تلاش خارج می کند تا دیگر مورد ضرب یا اهانت قرار نگیرد .
ولی هنگامی که انسان موفق برزمین می افتد ، به گونه ای دیگر عمل می کند . او فوراً بر می خیزد ، درسی می گیرد ، ضربه را از یاد می برد و به سمت جایگاهی بلندتر حرکت می کند .
از هم اکنون تصمیم بگیرید که از هر مانعی که در سر راهتان سبز می شود ، چیزی به غنیمت بگیرید . بار دیگری که در محیط کار یا منزل با مشکلی رو به رو می شوید بر اعصابتان مسلط شوید و بکوشید که علت آن را پیدا کنید . از این راه می توانید جلو اشتباهات مجدد را بگیرید .
ضربه خوردن تجربه با ارزشی ایت ، در صورتی که بتوانیم از آن درسی بگیریم .
بعید نیست که در این دنیای دیوانه ، کسانی بخواهند به ما ضربه بزنند ، ولی در بیش تر موارد ، خودمان باعث سقوط خود می شویم . شکست های ما در اثر عدم کفایت فردی یا اشتباهات خودمان است .
از این طریق می توانید عادت جدیدی برای کسب موفقیت پیدا کنید . به خودتان یادآوری کنید که می خواهید به آن حد از کمال که از لحاظ انسانی برایتان مقدور است برسید . واقع گرا باشید . خودتان را در یک لوله ی آزمایش بگذارید و ازدید یک شخص ثالث و بی طرف به خودتان نگاه کنید . ببینید آیا دارای ضعفی هستید که تا پیش از این ، هرگز متوجا آن نشده اید . اگر ضعفی دارید ، برای اصلاح آن دست به کار شوید . بیش تر مردم آن قدر به خودشان عادت می کنند که توانایی دیدن راه های اصلاح نفس را ازدست می دهند .
خود را مورد نقد و ارزیابی قرار دادن تأثیر ازنده ای دارد . به انسان کمک می کند که کآرایی و قدرتی را که لازمه ی موفقیت ، به دست . مقصر دانستن دیگران تأثیری ویرانگر دارد . از" اثبات " این که دیگری دارد اشتباه می کند ، مطلقاً هیچ سودی عاید انسان نمی شود .
به گونه ای سازنده خود را مورد نقد و ارزیابی قرار دهید . از ناتوانیها و بی کفایتی های خود فرار نکنید . معلرهای بالاتری را در نر بگیرید . و مانند افراد موفق ، کاستیها و ضعف های خود را جست و جو کرده و سپس آن را اصلاح کنید . در حقیقت ، عامل اصلی موفقیت انجام همین کارهاست.
تنها زمانی یک مسئله یا یک مشکل ، غیر قابل حل می شود که فکر کنید غیر قابل حل است . با ایمان داشتن به امکان وجود راه حلی برای مشکلات ، راه حل ها را جذب کنید . به خودتان حتی اجازه صحبت یا فکر درباره ی ناممکن بودن راه حل ها را ندهید.
وقتی به مانعی بر می خورید ، لازم نیست کل برنامه را زیر سؤال ببرید . بهتر است عقب گرد کنید و به تجدید قوا بپردازید . کارهای ساده و جذاب را امتحان کنید ، مانند نواختن ساز یا پیاده روی یا چرتی کوتاه . بدین ترتیب ، وقتی دوباره با آن مانع رو به رو می شوید ، خود به خود ، راه حل آن هم به سراغتان می آید.
به یاد داشته باشید که همیشه همان چیزی به سراغتان می آید که انتظار ددنش را دارید . طرف مثبت را ببینید تا بر شکست غلبه کنید . اگر ذهنیتی روشن نسبت به مسائل پیدا کنید ، همه ی عوامل به سود شما عمل خواهند شد .

هدف ها را محملی برای تعالی خود قرار دهید:

هدف چیزی است که می خواهیم به آن دست پیدا کنیم . هدف چیزی فراتر از یک رؤیا است ؛ هدف ، رؤیایی است که برای تحقق آن کوششی به عمل می آید . هدف ، خیال مبهم " باری ، به هر جهت " نیست ، بلکه نوید روشن " انگیزه ای برای تلاش "است .
بدون تعیین هدف ، هیچ چز اتفاق نمی افتد . هیچ قدمی برداشته نمی شود . اگر هدفی وجود نداشته باشد ، زندگی برای انسان ها معنا نمی یابد ؛ حرکتشان جهتی نمی گیرد و مقصدی مشخص نمی گردد و هیچ کس نمی فهمد دارد به کجا کشیده می شود .
بدون تعیین هدف برای موفقیت ، همانند ضرورت هوا برای حیات است . هیچ انسانی بدون داشتن هدف ، به موفقیت دست نمی یابد . هیچ کس بدون هوا زنده نمی ماند . پس مقصد خود را دقیقاً مشخص کنید .
مهم نیست که موقعیت کنونی ما چیست یا بوده است ، مهم آینده ای است که برای دت یابی به ان تلاش می کنیم .
شما هم مانند افراد موفق برنامه هایی از پیش تعین ده داشته باید . هر انسانی به یک تعبیر ، یک واحد تجاری است . استعدادها ، مهارت ها و توانایهای او " محصولات " این واحد است . او می خواهد محصولات خود را بهبود بخشد و بالاترین قیمت ممکن را روی آن ها بگذارد . یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده م تواند این کار را بکند .
در این جا دو کار سودمند و مؤثر پیشنهاد ده است :
الف : آینده ی خود را برحسب سه مقوله ی شغل ، خانه و اجتماع بقه بندی کنید . تقسیم زندگانی به این ورت ، باعث پرهیز از آشفتگی ذهن و بروز اختلافات می شود و تصویری جامع از آینده را پیش چشم شما قرار می دهد .
ب : برای این سه پرسش ، پاخ ها روشن و دقیقی از خود بخواهید : می خواهم زندگی خود را صرف انجام چه کاری کنم ؟ می خواهم چه کسی باشم ؟ چه چیزی مرا ارضاء می کند ؟
موفقیت ، تلاشی مایه گرفته از جان می طلبد و انسان فقط می تواند روی کاری از جان مایه بگذارد که به راستی خواهان آن باشد.
انسان ها از پنج حربه برای نابودی موفقیت های خود استفاده می کنند . پنج حربه ای که خطرناک و کاری اند و باید با آن ها مقابله کرد :
الف : تحقیر خویش .
ب : عقده ی تأمین .
پ : رقابت .
ت : اجبار والدین .
ث : مسؤلیت های خانوادگی .
حال بیایید درک عمیق تری نسبت به قدرت حاصل از هدفمند بودن پیدا کنیم .هنگامی که خود را تسلیم خواسته ای می کنیم ، یا هنگامی که خود را دربست در اختیار هدفی می گذاریم ، از قدرت جسمانی ، انرژی و اشتیاقی که لازمه ی دست یابی به آن هدف است ، بهره مند می شویم . ولی از یک عامل دگر هم برخوردار م شویم که ارزش آن کم تر از دگر عوامل نیست و آن ، برخورداری از یک " تجهیز خودکار " است که لازمه ی حفظ ما در مسیر مستقیم به سوی هدف است .
شگفت انگیزترین مسئله در مورد هدفی که در اعماق وجود انسان ریشه دوانیده است ، این است که او را همیشه در مسیر صحیح برای وصول به مقصد نگه می دارد . این نکته تکرار مطالب گذشته نست . آن چه اتفاق می افتد این است : هنگامی که خود را در اختیار هدفی قرار می دهد ، آن هدف به تدریج به درون ضمیرناخودآگاه شما نفوذ می کند. ضمیر ناخودآگاه انسان همیشه در حال آرامش و تعادل است . ولی ضمیر خودآگاه او این گونه نیست ، مگر آن که خود را با آن چه در ضمیر ناخودآگاه می گذرد ، هم آهنگ سازد . بدون وجود تفاهم و همکاری ضمیر ناخودآگاه ، انسان در پیشبرد امور خویش گرفتار تردید ، آشفتگی و دودلی می شود . حالا متوجه می شوید که چرا وقتی هدف شما کاملاً ازطرف ضمیر ناخودآگاهتان پذیرفته شده باشد ، خود به خود در مسیر صحیح گام بر می دارید . زیرا بااین کار ، ضمیر خودآگاه خود را برای تفکری بی دغدغه و روشن ، ازکشمکش می رهانید .
خود را درمسیر اهدافتان قرار دهید . در برابر آن ها تسلیم محض شود . اجازه دهید وجود شما را قبضه کنند و برای نیل به آن هدف ، شما را به طور خودکار هدایت کنند.
از هدف برای طولانی تر کردن زندگی خود استفاده کنید . هیچ دارویی در این دنیا به اندازه ی عشق به انجام دادن یک کار قادر نیست به انسان طول عمر عطا کند. این مسئله را خود پزشک ها بهتر از هر کس دیگری می دانند .
بدیهی است که انسان با یک جهش بلند سر از موفقیت در نمی آورد ، بلکه قدم به قدم به آن می رسد . عالیترین برنامه ی ممکن برای انجام دادن امور ، تعیین قرارهای ماهیانه است .
شخصی که می خواهد یکباره از دست عادتی خلاص شود شکست می خورد زیرا فشار روحی حاصل از چنان تصمیمی ، فوق طاقت اوست . یک ساعت به راحتی طی می شود ولی همیشه با دشواری .
در این جا دو سرمایه گذاری معقول را که در سال های آتی برای شما سود فراوانی به همراه خواهد داشت ، ملاحه می کنید .
الف : سرمایه گذاری روی تحصیلات . تحصیلات حقیقی ، بهترین و موجه ترین نوع سرمایه گذاری است که انسان می تواند روی خودش انجام دهد .
دانش حقیقی ، یعنی دانشی که ارزش سرمایه گذاری دارد ، علمی است که در ذهن انسان رشد کند و موجب خلق و ابداع شود . میزان تحیلات یک شخص ، ازطریق رشد کیفی ذهن او یا به طور خلاصه میزان خوش فکری او سنجیده می شود.

رهبران ، چگونه می اندیشند:

لازمه ی دستیابی به موفقیت های عالی و چشم گیر ، حمایت و همکاری دیگران است و از طرف دگر ، لازمه ی جلب چنین حمایت و همکاری ای از سوی دیگران ، داشتن توانایی در رهبری است .
چهار اصل یا قانون رهبری به شرح زیر است :
قانون اول در رهبری : با افرادی که می خواهید تحت نفوذ خود درآورید تبادل اندیشه کنید.
تبادل نظر با مردمی که می خواهید رفتارشات را تحت کنترل درآورید ، به شیوه ی اسرارآمیزی برای واداشتن افراد – دوستان ، همکاران ، مشتریان ، کارمندان – به انجام امور مورد نر شماست .
در نظر گرفتن علائق مردمی که می خواهیم رفتارشان را تحت تأثیر قرار دهیم ، قانون فکری بسیار مؤثر برای کلیه ی مناسبات و مقتضیات است .
اصول تبادل اندیشه ها را به کار ببندید تا به نتایج مطلوب برسید :
الف : وضعیت طرف مقابل رادر نظر بگیرید ، به عبارت ساده تر خودتان را جای او بگذارید . به یاد داشته باشید که ممکن است علای ، سطح درآمد ، هوش و خاستگاه اجتماعی او تفاوت بسیاری با موقعیت شما داشته باشد .
ب : اکنون ، از خود بپرید : " اگر من جای او بودم ، چه واکنشی نسبت به این قضیه از خود نشان می دادم ؟ " ( منظور هر کاری است که شما می خواهید ، او انجام دهد . )
پ : سپس ، دست به اقدامی بزنید که اگر جای رف مقابل بودید ، موجب حرکت شما می شود .
قانون دوم در رهبری : بیندیشید به این که انسانی ترین راه برای برخورد با این مئله چیست ؟ شیوه ی رویارویی افراد نسبت به مسائلی که در رهبری پیش می آید ، متفاوت است .
دومین راهی که می توان بر مبنای آن به پیامدهای مثبت قانون ، " برخورد انسان : رسید ، این است : سعی کنید ، رفتار شما نشانگر آن باشد که مردم را در اولویت قرار می دهید.
قانون وم در رهبری : به موفقیت بیندیشید ، به موفقیت ایمان بیاورید و برای موفقت بکوشید.
در کلیه ی زمینه ها ، ترقی نصیب افرادی می شود که به پیشرفت ایمان دارند و برای دستیابی به آن می کوشند . رهبران ،رهبران حقیقی ، شمار اندکی دارند . شمار طرفداران درجا زدن ( آن ها که معتقدند ، در حال حاضر ، همه چیزخوب پیش می رود ، پس چرا برنامه ها را خراب کنیم ) بسیاربیش تر ازطالبان پیشروی و تقدم است ( افرادی که معتقدند ، نه ، هنوز جا برای بهتر کردن کار هست . باید دست به کار شد و آن را بهتر کرد ).
به گروه نخبگان رهبری بپیوندید . دید ترقی خواهانه ای پیدا منید .
در این جا دو کار پیشنهاد شده است که باانجام آن ها می توانید نظرگاه ترقی خواهانه ای به دست آورید :
1 : در کارهایی که انجام می دهید بهبود و پیشرفت را مد نظر داشته باشد.
2 : در انجام کارها به معیارهای عالی بیندیشید.
همان گونه ای بیندیشید ، سخن بگوید ، عمل کنید و زندگی کنید که می خواهید زیردستانتان بیندیشند ، سخن بگویند ، عمل کنند و زندگی کنند – آن ها ناخودآگاه همان گونه عمل خواهند کرد .
پس از مدتی ، زیردستان ، به تدریج رونوشت های کپی شده ی رئیس خود می شوند ، آانترین راه برای دستیابی به عملکردهای مثبت ، اطمینان یافتن از این است که نسخه ی اصل ارزش کپی براری دارد.
اصل چهارم در رهبری : فرصتی برای خلوت گزینی با خود داشته باشد و در آن هنگام ، قدرت شگفت انگیز ذهنتان امورد اتفاده قرار دهید .
به ور معمول ، رهبران را به عنوان اشخای بسیار گرفتار می شناسیم . واقعیت هم همین طور است . رهبری ، مستلزم محاط شدن در میان انبوهی ازعوامل و مسائل است . با وجود ان ، مسئله ای که به طور معمول در مورد این افراد نادیده گرفته می شود ، آن است که آن ها میزان قابل توجهی ازوقت خود را در تنهایی می گذرانند ، خلوتی که تنها فعل و انفعالت فکری خودشان ، آن را پر می کند .
نکته اینجاست ! در کلیه ی زمینه ها ، افراد موفق فرصتی را به گفت و گو با خود اختصاص می دهند . رهبران از انزوا بهره می گیرند تا اجزاء یک مسئله را به یکدیگر ارتباط دهند ، راه حلی بیابند ، نقشه ای طرح کنند و در یک کلام ، به اوج تفکر خود دست یابند.

چگونه از جادوی بزرگ اندیشی در بحرانی ترین لحظات زندگی استفاده کنیم :

الف : هنگامی که مردمان فرومایه و پست ، می خواهند شما را همانند خود کنند ، بزرگ بیندیشید.
ب : هنگامی که احساس ضعف نفس و عدم کفات بر وجودتان سایه می افکند ، بزرگ بیندیشید .
پ : هنگامی که درگر بحث یا مشاجره ی غیر قابل اجتنابی می شوید ، بزرگ بیندیشید .
ت : هنگامی که احساس شکست می کنید ، برزگ بیندیشید .
ث : هنگامی که مناسبات عاطفی به سردی می گراید ، بزرگ بندیشید .
ج : هنگامی که احساس می کنید پیشرفت شما در شغلتان به کندی می گراید ، بزرگ بیندیشید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:14  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

مهارت های لازم برای یاد گیری علوم

 

                       مهارت های لازم برای یادگیری علوم

 

مهارت های لازم برای یادگیری علوم 

در برنامه آموزش علوم معمولا محدوده ی دانشی که دانش آموزان در هر پایه کسب میکند مشخص شده است . این دانستنی ها زمینه چهارگانه زیر را شامل می شود :  

الف) بدن انسان وبهداشت آن (علوم بهداشت) 

ب) محیط زنده (علوم زیستی) 

ج) محیط غیر زنده (علوم زمینی) 

د)ماده وانرژی(علوم فیزیکی) 

اما از آنجا که پرورش مهارت های یادگیری  برای یادگیری پایدار ضروری است پس در این قسمت به مهارت هایی که پرورش آنها از اهداف مهم اموزش علوم می پردازیم. 

 

مهارت ها  

1-     مهارت مشاهده :  

مشاهده چیزهای زیادی را درباره دنیای اطراف به ما می آموزد ما از طریق حواس خود به مشاهده پدیده های طبیعی و مواد در اطرافمان می پردازیم .مهم ترین اعمالی که نشان دهنده مشاهده عملی هستند عبارت اند از :

 - استفاده از چند حس  

-  توجه به جزییات  

 - مشخص کردن شباهت ها و تفاوت ها  

-  تشخیص ترتیب رخ دادن وقایع  

 - استفاده از وسایل کمکی حواس مثلا ذره بین 

 

2-     مهارت برقراری ارتباط :  

توانایی بر قراری ارتباط با دیگران در اغلب کارهای روزمره ما اهمیت دارد .بدیهی است که دانش اموزان در مواقعی یاد می گیرند که ایده های خود را به شیوه های گوناگون مطرح کنند نقد ها را بشنوند تا برای اصلاح کار خود روشی تازه پیدا کنند .

  

3-    مهارت اندازه گیری :  

مهارت در اندازه گیری با استفاده از ابزار مناسب سبب میشود تادانش اموزان در هنگام مشاهده از مهارت ها اندازه گیری هم استفاده کنند وبنابراین مشاهده دقیق تر انجام دهند 

4-    مهارت کاربرد ابزار : 

مهارت کاربرد ابزار از جمله مهارت های پایه ای است .  

پرورش توانایی برش چهار گوشه ای که بر روی کاغذ رسم شده  چسباندن قطعات مختلف مواد  استفاده از ذره بین با این که ساده به نظر می آیند اما اگر به درستی مسیر اموزش خود را طی نکند در عمل اتفاق نمی  افتد .نقاشی کردن آزمایش کردن  مدل سازی از جمله مواردی هستند که به کمک آنها میتوانید مهارت کاربرد ابزار را در دانش آموزان را افزایش دهید. 

 

5-    مهارت استنباط کردن و نتیجه گیری : 

استنباط گفته ای است که فراتر از شواهد قرار می گیرد ودر واقع سعی دارد که مشاهدات را تفسیر کند و توضیح دهد . اما به هر حال هر استنباطی بر پایه یک مشاهده استوار است استنباط حدس و گمان نیست زیرا حدس مبنای دقیق ندارد وبر شواهد متکی نیست .

 

6-     مهارت پیش بینی کردن: 

بیان اتفاقاتی که ممکن است در اینده به وقوع پیوندند و این با حدس زدن متفاوت است زیرا پیش بینی بر اساس اطلاعات انجام می گیرید

مثال: ابرها تیره هستند .( مشاهده)

          تیره گی ابرها به خاطر فشردگی زیاد ابرهاست.  (تفسیر و استنباط) 

         فکر می کنم چند ساعت بعد باران بیاید. ( پیش بینی)

 

7-    مهارت تشخیص متغیر ها :  

توانایی تعیین متغیر ها در یک آزمایش این که کدام یک  متغیر و کدام یک مستقل هستند در نتیجه گیری بسیار مهم است

8-    مهارت فرضیه سازی :  

زمانی که برای استنباط خود از مشاهدات توضیحی ارایه می دهیم در حقیقت فرضیه سازی می کنیم . به عبارت دیگر فرضیه اظهار نظر ما برای توضیح دادن یک خاصیت است این توضیح لازم نیست همواره صحیح باشد ولی باید با دلایل موجود منطبق باشد.  

9-    مهارت طراحی تحقیق:  

پرورش انسان های توانا که بتوانند توانایی حل مسایلی  که با آن روبه رو می شوند را داشته باشند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:13  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

فلسفه آموزش علوم تجربی

.

 

فلسفه آموزش علوم تجربی

یکی از ویژگی های بارز انسان، کنجکاوی است که از ازدوران کودکی تاپایان عمر،همواره اورابه « دانستن » وکشف حقایق وپرده برداری از مجهولات سوق می دهد. این نیروی درونی، تکاپوی انسان رابرای کسب « علم » وگریز از « جهل » افزون می کند. انچه امروز از دانش بشری در شاخه ها ورشته های گوناگون دردسترس ماست، حاصل تلاش انسان های گذشته در اثر همین نیروی درونی خدادادی است وبی تردید بسیاری از مطالبی راکه اکنون برای مامجهول است، نسل های کنجکاو آینده کشف خواهند کرد.

بخشی از دانش امروز بشر، که حاصل مطالعه وجست وجوی اودر جهت شناخت جهان مادی ونظام ها وقوانین آن است؛              «علوم تجربی » نامیده می شود. بشر برای کشف وشناخت جهان مادی، بیشتر از ابزار های حسی خود استفاده می کند. به همین دلیل، نقش   « تجربه » دراین حوزه بسیار اساسی وتکیه بر آن بسیار ضروری است. براین اساس، انسان برای توسعه وتقویت حوزه ی عمل حواس خود به ساخت دستگاه های گوناگون ودقیق دست زده است. ساخت وتولید ابزار های گوناگون ، توانایی انسان رابرای کشف رازهای جهان طبیعت افزایش می دهد وزندگی اورا متحول می سازد. استفاده از دست آورد های علم وفن آوری در بعضی جهات ، رفاه نسبی به همراه می آوردوبه انسان کمک می کند آنچه رادر گذشته بارنج وسختی و صرف وقت زیاد انجام می داد، بسیار راحت تر وسریع تر انجام دهد.

دانش آموزی که به مدرسه وارد می شود،ازیک سو دارای نیروی خداداد کنجکاوی است، نیرویی که هرلحظه اورا به یافتن دانشی تازه وپاسخی برای پرسش های بی شمار می کشاند. از سوی دیگر،این دانش آموز بایدبرای زندگی دردنیای فردا، که دنیای علم وفن آوری است، آماده شود. به این ترتیب، نظام آموزشی باید به گونه ای برنامه ریزی شود که هم قوه ی جست وجو گری رادر دانش آموزان شکوفا کند وهم سواد علمی فن آورانه ی جامعه ی خود را بهبودبخشد تااز این راه بتوانند زمینه ی توسعه ی پایدار رادرکشور خود فراهم آورند. 

یکی از عواملی که مستقیماً بر سطح سواد علمی فن آورانه مردم یک جامعه اثر می گذارد، کیفت آموزش علوم در نظام آموزش وپرورش هرکشور است. ارتباط میان سطح سواد علمی فن آورانه مردم یک جامعه وکیفیت آموزش علوم دردوره ی آموزش رسمی هرکشور، ارتباطی کاملاً اصولی ونظامدار است وتاحدود زیادی به مشخصات وماهیت سواد علمی فن آورانه مربوط می شود. بنابراین ، قبل از تبیین این ارتباط اصولی بین سوادعلمی فن آورانه وکیفیت آموزش علوم، باید مشخصات وخصوصیات این سواد رامورد توجه بیشتری قرار دهیم. این خصوصیات عبارت اند از:

1-     سواد علمی فن آورانه یک نیاز همگانی است: همه ی انسان ها، درهرشرایط محلی، شغلی،اقتصادی،اجتماعی وسیاسی، برای زندگی به فراگیری مجموعه ای از اطلاعات درزمینه ی علم وفن آوری نیاز دارند. آموختن این مجموعه این مجموعه از اطلاعات، که به آن      « سواد علمی  فن آورانه» اطلاق می شود، لازمه ی توانایی بشر برای زندگی کردن در قرن آینده خواهد بود.

2-     سواد علمی فن آورانه،برای افراد گوناگون،متفاوت است: کسب سواد علمی فن آورانه، گرچه برای همگان  ضروری است، مصادیق اطلاعات مورد نیاز هر فرد بافرد دیگر متفاوت است وبه شرایط محیطی،شغلی،سنی وبسیاری از شرایط دیگر یستگی دارد. مثلاً یک کشاورز،یک پزشک، یک راننده ویک خانم خانه دار، به دانستن اطلاعات فراوان در زمینه ی شغلی خود نیار دارند. اما این اطلاعات تا حد زیادی باهم تفاوت دارد.

3-    سواد علمی فن آورانه پیوسته در حال تغییر است: باپیشرفت علم فن آوری وتوسعه ی جوامع ، محدوده ی عملکرد ومصادیق سواد  علمی فن آورانه برای هرفرد، دائماًٌ درحال تغییر است،یعنی هرانسانی باید دائما، درپی کسب اطلاعات  جدید تری باشد. بنابراین، سواد علمی فن آورانه ی مورد نیاز هرفرد درزندگی آینده ی او، ازهم اکنون روشن نیست ودائماً تغییرمی کند.

4-     آموختن سواد علمی درحکم یک فرآورده، تنها دریک برهه ی زمانی مشخص از زندگی هرشخص،غیر ممکن است: دردوره ی آموزش مدرسه ای،نمی توان کلیه ی اطلاعات موردنیاز هردانش آموز رادراختیار اوقرارداد.زیرااولاًنمی دانیم در آینده از نظرشغلی، جغرافیایی،اجتماعی و... درچه شرایطی قرار خواهد گرفت و ثانیاً نمی دانیم در آینده چه تحولاتی درزمینه ی دانش بشر رخ خواهدداد. بنابراین، آموختن همه ی مصادیق سواد علمی فن آورانه ی مورد نیاز دانش آموزان دردوران آموزش عمومی،امری محال است ویادگیری باید درتمام عمر ادامه یابد.

باتوجه به این چهارخصوصیت،نقش آموزش علوم درفراهم آوردن سوادعلمی فن آورانه وارتباط اصولی ونظامدار این دوموضوع به شرح زیر است:

1-     تبدیل دانش آموز به یادگیرنده ی مادام العمر، یک ضرورت انکارناپذیر است: هدف کلی آموزش علوم،انتقال مجموعه ای از اطلاعات مجرد،پراکنده وصرفاً علمی به ذهن دانش آموزان نیست؛ بلکه هدف آموزش علوم،فراهم آوردن شرایطی است که یادگیرنده قابلیت وتوانایی  آن راپیدا کند که درتمام عمر به کسب سواد علمی موردنیاز خودبپردازد. این مسأ له امروز به             « آموزش مادام العمر» مشهوراست.

2-     یادگیری مادام العمر منوط به کسب دانش پایه،مهارت یادگیری واعتقاد به یادگیری است:  از دانش آموزان امروز، گروهی به یادگیری مادام العمر نایل خواهند شد که به اثریادگیری وکسب سواد علمی فن آورانه درکیفیت زندگی فردی واجتماعی خود اعتقاد وایمان داشته باشند،راه کسب ویادگیری این سواد علمی رابدانند ودانش پایه ی مورد نیاز راکسب کرده باشند. بنابراین ،می توان گفت که این سه خصوصیت،درواقع اهداف اساسی واصلی آموزش علوم راتشکیل می دهند.

شرط های لازم برای تحقّق یادگیری مادام العمر:

الف .  داشتن اطلاعات کافی درمورد دانش پایه

ب . وجود میل به یادگیری

ج . دانستن راه وروش یادگیری

اهداف کلی آموزش علوم دردوره ی آموزش عمومی :

همان طور که گفته شد، به طورکلی هدف آموزش علوم دردوره  آموزش عمومی آن است که دانش آموزان رابرای یادگیری مادام العمر آماده کند. به عبارت دیگر،هدف کلی آموزش علوم ایجاد استعداد وتوانایی کسب سوادعلمی فن آورانه دردانش آموزان است. علاوه براین هدف،آموزش دادن همه ی چیزهایی که سبب می شود یک انسان درزندگی فردی واجتماعی خود، درمقام یک شهروند بهتر،ایفای نقش کند.(هدف های مشترک) نیزهدف همه ی درس ها، ازجمله درس علوم تجربی،محسوب می شود. براین اساس، می توان اهداف آموزش علوم رادرسه حیطه ی اصلی واساسی ، اهداف دانشی ، اهداف مهارتی واهداف نگرشی به شرح زیر در نظرگرفت:

v    حیطه ی اهداف دانشی: کسب دانستنی ها ی ضروری ( دانش پایه درزمینه های چهارگانه علوم).

v    حیطه ی اهداف مهارتی : کسب مهارت های ضروری (راه یادگیری ).

v     حیطه ی اهداف نگرشی : کسب نگرش های ضروری ( نگرش یعنی تمایل به اقدام دریک مسیر معین).

1-     کسب دانستنی های ضروری:

یا دگیری هرمفهوم وموضوع جدید درزمینه دانش بشری، مستلزم داشتن پاره ای اطلاعات درباره ی اصول وقوانین چهارزمینه اصلی علوم تجربی، یعنی علوم فیزیکی، علوم زیستی،علوم زمین وعلوم بهداشت است. برای کسی که اصول وقوانین بنیادی فیزیک،شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی رانمی داند، راه هرگونه یادگیری علمی بسته است. علوم فیزیکی ،که شامل فیزیک وشیمی است، بیشتر به بحث درباره ی ماده،انرژی، تغییرات مواد  وبرهمکنش های ماده وانرژی اختصاص دارد. درعلوم زیستی، محیط زنده مورد بحث قرار            می گیرد.درعلوم زمین به بررسی محیط غیرزنده می پردازیم ودر علوم بهداشت، به بدن آدمی وبهداشت آن توجه می کنیم.

دانش آموزان باید در آموزش عمومی، مجموعه ای مکفی از اصول وقوانین فیزیک،شیمی، زیست شناسی،زمین شناسی وبهداشت بیاموزند ، تابتوانند برپایه این اصول وقوانین، درمورد تازه های علم وفن آوری،دانستنی های موردنیاز خودرا فرگیرند.برای مثال،اگردانش آموزی بامفاهیم اساسی الکتریسیته ومغناطیس آشنا نباشد،هرگز نمی توانداصول کاریک دستگاه برقی رادرک واز آن به صورت صحیح ودرست استفاده کند،به عبارت دیگر،برای کسی که دانش پایه مربوط رافرانگرفته باشد، راه یادگیری بسته خواهد ماند. به طوری که می توان گفت کسب دانش پایه، شرط لازم(اما نه کافی) برای یادگیری های بعدی است.

2-     کسب مهارت های ضروری:

آنچه دراین قسمت تحت عنوان مهارت هامورد اشاره قرارمی گیرد،درواقع آن دسته ازتوانایی هایی است که درزمینه ی علم آموزی مفید واقع می شوند.پرورش مهارت ها دردانش آموزان، به منزله ی آموختن « راه یادگیری» به آنان است.

درطی چند دهه اخیر، تحقیقات زیادی  درزمینه ی روش های علم آموزی وتوانایی هایی که باید دردانش آموزان به وجود آورده شود،انجام شده است. آنچه که هم اکنون مورد قبول متخصصان آموزش علوم درهمه کشورها قرار گرفته است،لزوم پرورش چند نوع مهارت یاتوانایی دردانش آموزان است که به باور متخصصان، ایجادوپرورش این مهارت ها دردانش آموزان،آن هارا درپیمودن مراحل روش علمی تواناتر می سازد واین امکان رامی دهد که یادگیری های جدید رااز طریق به کارگیری این مهارت ها به راحتی انجام دهند. این مهارت ها امروزه درجهان تحت عنوان Process Skills شناخته شده اند ودر زبان فارسی می توان آن هارا مهارت های فرآیندی یامهارت های علمی یامهارت های یادگیری نامید.

این مهارت ها عبارت انداز: مشاهده کردن، اندازه گیری، جمع آوری اطلاعات،تفسیر یافته ها، فرضیه سازی،برقراری ارتباط،پیش بینی کردن، کاربردابزار وطراحی تحقیق، البته هریک از این مهارت ها رامی توان به مهارت های کوچک تر تقسیم کرد، مثلاً مهارت مشاهده را می توان به مهارت هایی چون مقایسه، طبقه بندی وجمع آوری اطلاعات تقسیم بندی کرد.

یکی از واقعیّت هایی که سبب شده است پرورش مهارت ها دردرس علوم مورد توجه فراوان قرارگیرد، این است که می دانیم بسیاری از مفاهیمی که درکتاب های درسی به دانش آموزان یاد داده می شود،پس ازمدتی فراموش می گردد. درواقع،اگر حاصل دوره تحصیلات     مدرسه ای،تنها انتقال پاره ای از مفاهیم به ذهن دانش آموزان باشد، بافراموش شدن آن مفاهیم، حاصل کلیه سال های تحصیل نیز ازدست می رود. به همین سبب،بایدسعی کنیم علاوه برمفاهیم پایه،راهی به دانش آموزان نشان دهیم که خودشان بتوانند به دنبال معرفت ودانش موردنیاز خود بگردند. همچنین،برای یادگیری وقت کم تری صرف کنند وآنچه می آموزند، پایدارتر وعمیق باشد. مهارت های ارائه شده،تحت همین عنوان، یعنی «راه یادگیری» ،مورد تأکید قرار می گیرد.

3-    کسب نگرش های ضروری:

ارزش ها در آموزش وپرورش اهمیت بسیار زیادی دارد. درواقع، آموزش راباید وسیله ای برای نیل به ارزش ها دانست. اگر بتوانیم تمام سواد علمی  مورد نیاز هرفردرا دراختیار اوبگذاریم، اما شخصیت ونگرش های اورادرمسیر درست وصحیح قرار ندهیم،هیچ مشکلی ازمشکلاتجهان امروز حل نخواهد شد. بنابراین،بایددرکنار دانش پایه ومهارت ها،اهداف نگرشی رانیز موردتوجه کامل قرار داد. البته بیش تر اهداف نگرشی جنبه عمومی دارند ومختص علوم تجربی نیستند. درواقع،ازطریق تدوین صحیح اهداف نگرشی دربرنامه ی درسی آموزش علوم هرکشور، اهداف آموزش علوم در آن کشورازدیگر کشورهامتمایز می شودوارزش ها ومعتقدات مذهبی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی ودیگر دیدگاه های خاص مورد پذیرش عامه ی مردم یک کشوربه نسل های آینده منتقل می شود.

درحیطه های اهداف دانشی ومهارتی، دربرنامه های درسی عموم کشور هاهماهنگی ویکسانی به چشم می خورد. امااین اهداف نگرشی هستند که دریک کشور درخدمت یکتاپرستی ودرکشور دیگر، احیاناً درجهت عکس آن قرار می گیرند. درهر حال،هدف هایی همچون توجه به قانونمندیونظم موجوددرپدیده های طبیعت وپی بردن به وجود خالق آنها، قدردانی ازمواهب  طبیعت درحکم نعمت های الهی، تمایل به همکاری گروهی، صبر وحوصله،مسؤلیت پذیری، درستکاری وراستگویی،تصمیم گیری توأم بامسؤلیت،احترام به عقایددیگران،اعتماد به نفس، انعطاف پذیری دراندیشیدن،دوری ارتعصب نابجا،تمایل به یادگیری، کنجکاوی،علاقه به کار وتلاش،حساسیت به حفظ بهداشت جسم وحفظ محیط زیست،میل به صرفه جویی درمصرف ماده وانرژی ودارا بودن تفکر نقّاد وخلاق،اهداف مهم نگرشی کشورما راتشکیل می دهند.

درمورد ایجادنگرش های مطلوب باید به نکات زیر توجه داشت:

1.       درایجاد نگرش ها، همه افراد جامعه مؤثرند: خانه، مدرسه، محیط شهر،روستاوهمه ی افرادی که به طریقی بادانش آموز ارتباط دارند، بر برداشت ها ونگرش های اوتأثیر می گذارند. بنابراین،باید کوشش کرد رفتار همه ی اطرافیان به نحوی بااین نگرش سازگار وهماهنگ گردد.

2.       نگرش،یعنی تمایل به اقدام دریک مسیر معین: به ترتیب، محیط آموزشی بایدبه گونه ای باشد که اجازه ی انتخاب به دانش آموز بدهد. اگر دانش آموز درمحیطی قرار داشته باشد که درهمه موارد، اجباراً موظف باشد به طریقه ی خاصی عمل کند یا دائماً کسی به اوبگوید که این کاررابکن وآن کاررانکن،فرصتی برای اتخاذ تصمیم های درست درجهت پرورش نگرش ها به وجود نخواهد آمد.

3.      تأئید یاردعمل:  بسیاری ازنگرش هاازطریق تأئید یارد شدن یک عمل،به وسیله ی اطرافیان(معلم، خان.اده و...) حاصل می شود. بنابراین ،اطرافیان باید کارهای صحیح دانش آموزان راتأئید وکارهای غلط ونامطلوب آنها را رد کنند.

4.       علم وعمل: بهتراست نگرش ها به دلیل ماهیّت ارزشی خاصی که دارند، ازطریق عمل به دانش آموزان منقل شوند،نه با حرف وصحبت. امّا تبادل نظر نیز درباره ی آنها ضروری است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:11  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

چرا آسمان آبی است

چرا آسمان آبي است؟

شايد هيچ موضوعي به اين اندازه واضح و بديهي نباشد كه آسمان آبي است. اما چرا آسمان ما آبي است و مثلا بنفش، ‌قرمز يا صورتي نيست؟‌ مثلا شب‌ها كه خورشيد در آسمان نيست، با آسماني مشكي طرف هستيم كه نور ستاره‌ها و ماه در پس‌زمينه مشكي آن مي‌درخشد. چرا در روز اين اتفاق نمي‌افتد مثلا در روز به جاي آسماني آبي، ‌آسماني تيره مي‌داشتيم كه خورشيد در زمينه آن بدرخشد؟اين اتفاق مي‌افتاد اگر زمين جو نداشت. در واقع مسووليت اصلي همه اين داستان‌ها، جو زمين است كه باعث مي شود زندگي ما روي زمين ادامه يابد.تابش نور خورشيد در مقابل ماه يا ستاره‌ها بسيار زياد است و به همين دليل زماني كه وارد جو زمين مي‌شود، تاثيري متفاوت از نور ماه و ستاره‌ها در شب ايجاد مي‌كند.نور خورشيد تركيبي از طول موج‌هاي مختلف است كه رنگ‌هاي مختلفي را در دل نور سفيد خود دارد هنگام وقوع رنگين‌كمان شما مي‌توانيد اين طيف رنگي را ببينيد يا با قرار دادن منشوري در برابر پرتو نور خورشيد آن را به رنگ‌هاي سازنده آن تجزيه كنيد. اين نور سپيد و درخشان خورشيد در روز اما براي اين‌كه بتواند خود را به چشمان ما برساند بايد از ميان جو غليظ سياره ما عبور كند. جوي كه عمدتا از نيتروژن و اكسيژن تشكيل شده است. عبور نور خورشيد از دل اين گازهاي جوي كه ابعاد ذرات تشكيل‌دهنده آنها از طول موج نور عبوري كوچك‌تر است، باعث مي‌شود تا اين طول موج‌هاي مختلف متناسب با طول موجشان در جو پراكنده شوند. همين پراكندگي است كه باعث مي‌شود تا در روز برخلاف شب همه آسمان روشن شود چرا كه منبع نور، آنقدر قوي است كه ميزان پراكندگي آن باعث روشن شدن كل آسمان مي‌شود، اما چرا آسمان آبي است؟پديده پراكندگي طول موج‌هاي مختلف در محيط‌هاي مختلف را اصطلاحا به نام پديده رايلي مي‌شناسند. فرمول رايلي ميزان پراكندگي نور در آسمان را بيان مي‌كند. اين پراكندگي و در واقع ميزان پراكنده شدن هر يك از طول موج‌هاي مختلف در آسمان به ماده‌اي بستگي دارد كه نور از ميان آن عبور مي‌كند. جو زمين عمدتا از نيتروژن تشكيل شده است و مولكول‌هاي اين گاز در شرايط عادي نور آبي را بيش از بقيه طول موج‌ها پراكنده مي‌كنند. نتيجه اين مي‌شود كه غير از مواقعي كه غبار زيادي در جو وجود دارد يا هنگام غروب خورشيد آسمان را آبي ببينيم.اين پديده در سيارات ديگر هم اعمال مي‌شود. مثلا در مريخ با توجه به تركيب جوي آن عمدتا طول موج نور قرمز است كه پراكنده مي شود و به همين دليل هم مي توانيد در مريخ آسماني سرخ فام را ببينيد. اما اگر زمين جو نداشت چه؟ ‌در اين صورت هيچ پراكندگي رخ نمي‌داد و آسمان سياهي داشتيم كه خورشيددرخشاني در زمينه سياه آن مي‌درخشيد.

آسمان آبی

 چرا رنگ آسمان آبی است . نور خورشید بوسیله مولكولها وذرات گرد وغبار موجود در آسمان ، كه معمولا د رمقایسه با طول موجها ی نور مرئی بسیار كوچكند ، پراكنده می شود به این ترتیب ، نور طول موجها ی كوتاه (نور آبی ) بسیار شدیدتر از نور طول موجها ی بلند تر بوسیله این ذرات پراكنده می شوند . وقتی كه به آسمان صاف نگاه می كنیم ، بیشتر این نور پراكنده شده است كه به چشم ما میرسد . دامنه ی طول موجهای كوتاه پراكنده شده ( به حساسیت چشم آدمی به رنگ ) منجر به احساس رنگ آبی میشود .

كو تا هترین طول موجها ی طیف مرئی بیشتر مطابق بنفش است تا آبی، پس چرا آسمان به جای آنكه بنفش باشد آبی است ؟ نور خورشید اولیه در رنگ بنفش تا حدی ضعیف تر از آبی است و بنفش كمتر از آبی به ما میرسد . دلیل مهمتر اینكه چشم انسان نسبت به بنفش كمتر از آبی حساس است . اینكه مردم آبی بودن آسمان را به وجود بخار آب در جو نسبت بدهند ، شاید به این دلیل باشد كه اغلب توده های آب آبی رنگ است .

از دلایل آبی بودن دریا این است كه وقتی نور سفید چند متر از میان آب میگذرد مولكولهای آب بخشی از انتهای سرخ طیف را جذب می كند ونوری كه سرانجام به چشم بیننده منعكس می شود بیشتر آبی شده است . ودر آسمان آب كافی برای چنین جذبی وجود ندارد . لایه اوزون نیز نور سرخ را تضعیف می كند ، ولی نقش نا چیزی درآبی شدن آسما ن دارد . از سوی دیگر ، فرض می كنیم كه در یك روز مه الود به آسمان نگاه می كنیم .

در این صورت ، نور آبی باریكه ای كه به چشم ما می رسد به طور كامل پراكنده شده است . در حالی كه طول موجهای بلندتر پراكنده نشده اند . بنابراین ، احساس می كنیم كه رنگ خورشید متمایل به رنگ قرمز شده است . اگر آسمان جوی نداشت ، آسمان سیاه به نظر می رسید و ستارگان در روز دیده می شدند كه در واقع از ارتفاع 16km به بالا  ، كه در انجا جو زمین  بسیار رقیق می شود ، همان طور ی كه فضا نوردان دریافته اند ،اسمان سیاه به نظر می رسد وستارگان در روز دیده می شوند .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:10  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

جدول زیبای سوره توحید

جدول زیبای سوره توحید

شروع             

قل

هو

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

هو

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

اله

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

احد

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

اله

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

صمد

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

لم

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

کفواٌ

یلد

ولم

یولد

ولم

یکن

له

کفواٌ

احد

                                                                                         پایان

در جدول بالا اگر از نقطه شروع  به  صورت افقی به جلو یا عمودی به پائین حرکت کنید (مسیر دلخواه ) تا به پایان برسید سوره   قل هواله رابه طور کامل خواهید داشت .بعنوان مثال  یک حالت را بارنگ دیگری مشخص شده است.

 منبع :حسین ابراهیم پور

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:9  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

اهداف مهارتی درس علوم تجربی

 

اهداف مهارتی:

  کسب مهارت های ضروری [ فرایندهای فکری موردنیازدریادگیری علوم تجربی ] ، مانندراه وروش یادگیری است . این مهارت هاامروزه در جهان تحت عنوان مهارت های فرایندی ( Process Skills) ، مهارت های علمی یا مهارت های یادگیری مطرح می شوند که عبارتنداز : مشاهده ، اندازه گیری ، جمع آوری اطلاعات ، تفسیر یافته ها، فرضیه سازی ، برقراری ارتباط ، پیش بینی ، کاربردابزار ، وطراحی تحقیق . 

باید باورداشت که ارائه ی دانش به عنوان یک فراورده [ یایادگیری اطلاعات محض علمی] ، نیازهای یادگیری دانش آموزان رادرآینده رفع نمی کند ، بلکه بایدراه دریافت دانش رابه صورت یک فرایند به آنان آموزش داد. یعنی بایدفرصتی فراهم شود تا آنان خود درفرایند یادگیری شرکت نموده ودرساختن وتولید مفاهیم نقش داشته باشند.به عبارتی همان یادگیری فرایند محور که مهارت های فرایندی درآن نقش عمده ای به عهده دارند. اگر یادگیرندگان دراین زمینه مهارت یابند ، به کمک آن ها ، کاردانشمندان رادنبال خواهندکرد .

 Ө مشاهده

مشاهده مستقیم وعینی ، به کودکان فرصت آشنایی بیشتروبهتر[ دقیق تر ، مطمئن تر  وکاربردی تر] باپدیده های طبیعت را   می دهد . بنابراین نیازبه غنی کردن محیط زندگی وایجادفرصت برای طرح پرسش هایی به صورت غیرذهنی احساس می شود .  

منظورازمشاهده به کاربستن همه حواس است .آدمی تاچیزی را مشاهده نکند، کنجکاو نمی شود . توانایی های مشاهده را       می توان آموخت.

درمشاهده علمی هوشیاری وانتخاب ارادی وآگاهانه ی محرک هاوپدیده هااهمیت خاصی دارد .آن چه ازمشاهدات صورت گرفته اهمیت بیشتری دارد،پرسش هایی است که قبل وبعدازمشاهده به این عمل جهت می دهند وعمق آن راگسترش می دهند وآن راازیک فعالیت سطحی وگذراخارج می سازند .دراین زمینه می توان ازقبل کودکان راراهنمایی کرد تابه دنبال اهداف و موضوعات خاصی بگردند وعمل مشاهده رابرای رسیدن به آن اهداف یانتایج انجام دهند ودرنتیجه بین مشاهده واستنباط تمییزقائل شوند . به عنوان مثال نمونه های مختلفی ازگل هارامشاهده کنندوبه دنبال تفاوت هاوشباهت های آن هاباشند وبه نتایج خاصی دست یابند. [به عبارتی دیگر مشاهده ی هدف دارانجام دهند ]

در مشاهده می توان ازرسانه های گوناگون مانندتصویر، اشیای واقعی ، مدل وغیره استفاده نمود وبافعالیت ها و ایجادموقعیت های تمرکزدهنده یادشده ، کودکان رابه توجه وتفکرواداشت . به منظورایجادفرصت های بیشتربرای مشاهده می توان کودکان رابه مسافرت ، پارک و بازدیدهای علمی بردودرباره مسائل گوناگون درحدفهم آنان برایشان صحبت کرد .

ازمشاهده به عنوان یکی ازمهارت های موردنیازدریادگیری علوم تجربی نام بردیم .  هدف ازمشاهده ، تقویت واستفاده ازهمه [یاحداکثر] حواس است . نتیجه مشاهده ، به دست آوردن اطلاعات ضروری درباره موضوع یاتحقیق موردنظراست . در مشاهده ، دانش آموزان بایدتوجه به جزئیات وتوانایی تشخیص چیزی راکه به کارشان مربوط است ، فراگیرند . آن چه شاگردان درباره حاصل مشاهدات خودمی گویند ، رسم می کنندیامی نویسند ، نشان می دهدکه چه چیزی رادیده ، بوییده ، چشیده ، شنیده یالمس کرده اند . یک معلم درمقام راهنمای یادگیرنده بایدکاملاً مشاهده ی کودکان راموردتوجه قراردهد ، زیرامعلوم نیست آنان آن چه راکه منظوراوست ، حس کرده باشند . یکی ازراههای جلب توجه کودکان به جزئیات ، پرسش ازتفاوت میان دوچیزمشابه است .(دوماهی داخل آب ، طرزحل شدن یک حبه قنددرآب سرد وگرم و...) . تشخیص ترتیب یک رویدادهم  باعث افزایش دقت در مشاهده می شود .

[ازجمله روش های دیگربرای افزایش دقت در مشاهده وجلب توجه کودکان دراین زمینه ، پاداش دهی مناسب به مشاهدی آنان وارائه پاسخ های علمی وراهنمایی آنان درفرایند مشاهده است] . درمهارت مشاهده ، همواره بایدهدف رابرای یادگیرندگان مشخص کرد درغیراین صورت ممکن است معلم بااین هدف که آنان رابه مشاهده یک بوته وادارکندتاآنان به شکل برگ هایاارتفاع ساقه توجه کنند ، کودکان به رنگ و بوی گل ها ، نوع میوه و دانه دقت کنند .  [درنتیجه لازم است مربی به عنوان راهنما، هدفمندی مشاهده راموردتوجه قرارداده ، کودکان رابااهرم های مناسب درجهت هدف هدایت نماید .]

معمولاً مشاهده به سه منظورانجام می پذیرد : مقایسه   ،  طبقه بندی که ابتکاری بودن آن مهم است و جمع آوری شواهدواطلاعات . عموماًاطلاعات گوناگونی دراطراف ماموجوداست وفقط بامشاهدات دقیق است که اطلاعات موردنیازرامی توان جمع آوری نمود.  جمع آوری اطلاعات به یادگیرنده کمک می کندتادرباره محیط ومشکلات آن درک بهتری پیداکرده           [به تولیدمفهوم بپردازدوروش علمی رابیاموزد .]

 Ө مهارت مقایسه کردن

 این مهارت برمبنای مشاهده استواراست و مقدمه ای برای رسیدن به مهارت طبقه بندی است. کودک با انجام فعالیت های مشاهده ، به کاربردن حواس واندازه گیری به بررسی خصوصیات مشترک یامتفاوت اشیاء وپدیده ها می پردازدوآن هاراازهم تمیزمی دهد . درمقایسه موجودات  ، پدیده هاواشیای گوناگون است که کودک معنی و مقصود مفاهیم : سخت ، نرم ، زبر و برف ، یخ ، گرم ، سردو... رامی فهمد . استفاده از[رسانه های به کارگیرنده ی حواس گوناگون و انجام فعالیت های آزمایشی وجستجوگری یادگیرنده مانند] تصاویر ، اشیای واقعی ومدل ها ، مشاهده ولمس آن ها  و پرسش های  سلسله مراتبی دقیق ومنظم وحساب شده ، می توانداین مهارت رابه درستی گسترش دهد .

Ө مهارت طبقه بندی

طبقه بندی کردن مهارتی است که کودک به وسیله آن گروهی ازاشیاء رابراساس خصوصیاتی که درآن ها آشکارتراست  ، دریک دسته ی جداگانه قرارمی دهد . جهت گسترش مهارت طبقه بندی می توان کارت های تصویری انواع پرندگان ، خوراک وپوشاک ، ماشین ها ، پازل ها و ... رادراختیارکودکان قراردادتا آنان عمل طبقه بندی راانجام دهندوبه توضیح دلائل خودبپردازند.

طبقه بندی  فعالیتی است که دانشمندان برای نظم بخشیدن به پژوهش های خوددرباره طبیعت برمبنای نظام هاوملاک های مناسبی انجام می دهند. هنگامی که کودکان شروع به یادگیری مفهوم طبقه بندی می کنند، می توان به آن ها فرصت انتخاب نظام طبقه بندی دلخواه راداد ، زیرانیازی نیست که درآموختن نظام های علمی طبقه بندی توسط دانشمندان ، عجله به خرج داد. دراین زمینه نیازی نیست که خودمربی ومعلّم ازطبقه بندی هرموجودی با خبر باشدوآن رادرطبقه مناسب علمی اش جای دهد ، به عبارتی دیگرمی توانیم طبقه بندی رابه خاطرخودطبقه بندی ،  آموزش بدهیم .

Ө کشف وبرقراری روابط عددی

روابط عددی مهارتی است که درآن اطلاعات به زبان ریاضی دانان وبه صورت مختصر ومعنی دارمحاسبه و درقالب نمودار ، منحنی ، معادله و... قرارداده می شود.

 روابط زمان –فضا که شامل بررسی وکاربرداشکال ، فاصله ها ، حرکت و سرعت است . دراین رابطه می توان از مطالعه شکل جانوران ، بلورها ، توپی که درسرازیری می غلتد یاانجام یک مسابقه میان دوجانور ، بهره برد  .

Ө مهارت فرضیه سازی

مادرزندگی خودباواقعیت های گوناگونی سروکارداریم . هرگاه رویدادی به طورناگهانی وبدون سابقه قبلی اتفاق بیفتد ، ازخود    می پرسیم ، چرا؟ چه شد ؟ چنین مواقعی به فرضیه سازی نیازداریم. به این معناکه سعی می کنیم  برای آن رویدادتوضیحی ارائه دهیم .آن چه درفرضیه سازی مهم است وادارکردن یادگیرندگان به کنجکاوی درموردحوادث محیط اطراف است . پس ازفرضیه سازی مسأله ی تعمیم اهمیت می یابد . یعنی بایددیدکه این فرضیه درمورد رویدادهای مشابه کارآیی داردیا نه . نکته مهم دیگر درمورد مهارت فرضیه سازی این است که در فرضیات ساخته شده بایدازاصول علمی ومفاهیم آموخته شده قبلی حتماًاستفاده کرد ، یعنی فرضیات جدیدبایدبراساس فرضیات قبلی بناشود. نکته مهم دیگردراین رابطه ارائه بیش ازیک فرضیه درموردیک پدیده است که ایجادفضایی برای نقدفرضیات ارائه شده وانتخاب بهترین آن هاضروری است .

بهترین دقایق و لحظات درکلاس علوم آن مواقعی است که یادگیرندگان به دفاع ازفرضیات و نظرات   خود  می پردازند .

لازم به یادآوری است که دوچیزیک فرضیه راعلمی می کند :

یکی منطبق بودن باشواهد ، برای مثال وقتی می گوییم چیزهایی مثل چوب روی آب می مانند امّا سکه وامثال آنها به زیرآب می روند ، دانش آموزبایدبه یک فرضیه تعمیم پذیریامفهوم قابل تعمیم دست یابد . ماننداین فرضیه که چیزهایی مثل چوب که سبک هستندروی آب می مانندولی چیزهای سنگین مثل سکه به زیرآب می روند نه این فرضیه که اشیای هم رنگ چوب روی آب   می مانندوهم رنگ سکه درآب فرومی روند .[شواهدومثال های متعدددیگرخلاف این فرض راثابت می کند] .

دلیل دیگربرای علمی بودن فرضیه ، قابلیت آن برای آزمایش (آزمون پذیری) است . دراین موردبایدازیادگیرندگان بخواهیم برای آزمون فرض خودراه وروشی پیشنهادکنند. مثلاًاگربخواهیم نان کفک نزند ، چه کاربکنیم ؟ فرضیه هادراین زمینه می تواندشامل این مواردباشد : آن رابیشتربپزیم ، خشک نگه داریم و آن رادریخچال بگذاریم .هرکدام ازاین فرضیه های ارائه شده راآزمایش علمی ، تأییدیارد خواهدکرد . بدیهی است یادگیرندگان خلاق ، مبتکر[ودانا] درزمینه فرضیه سازی وآزمون فرض میدان عمل وسیع تری دارند وفرضیات جالب تر وعلمی تری راارائه می دهند .

برای افزایش توانایی دانش آموزان جهت فرضیه سازی ، مربی می توانداقداماتی بدین صورت انجام دهد :

 الف-ایجادموقعیت برای آزمون پدیده هایی که کودکان توانایی توضیح آن هارابااستفاده ازتجربیات قبلی داراهستند .

ب – سازمان دهی کلاس به صورتی که دانش آموزان بتواننددرباره دلایل وتوضیحات خودبحث کنند. بدین ترتیب متوجه اطلاعات وفرضیات دیگرهم خواهندشد[و نقص اطلاعات ودلایل شخصی خودرا نیزدرمی یابند] .

پ – تشویق به آزمون توضیحات ممکن  ت- افزودن برمنابع مفیداطلاعاتی برای کودکان (کتاب ، عکس ، حضورافرادمتخصص و مراجعه به آنان و ... )  

 Ө مهارت پیش بینی [و تخمین ]

 پیش بینی ، یعنی بیان جملات یاعباراتی که نوع اتفاقی راکه درآینده می افتد یا جواب پرسشی که بااندازه گیری حاصل می شود راتوضیح می دهد . بیان نتیجه قبل ازانجام آزمایش یادرنیمه های آن ، یک پیش بینی است . درهنگام پیش بینی  ، یک الگوی منطقی ذهنی که خودرابه شکل رابطه منطقی علت ومعلولی نشان می دهد، درذهن یادگیرنده وجوددارد .

مواردبسیاری درزندگی روزمره ، درمدرسه وکلاس درس ونیزپدیده های گوناگون محیط اطراف وجودداردکه می توان کودک را تشویق کردتابراساس اصول علمی ، کار پیش بینی رادرموردآن هاانجام دهد .[این عمل به دلیل تحریک تفکر ، تقویت حافظه ، گسترش قدرت تخمین وبه چالش واداشتن  یادگیرنده ، بخشی ازروش های فعال آموزش ویادگیری به حساب می آید ] .

Ө مهارت کاربردابزارها

بایدتوجه داشت که یکی ازراههای اساسی پرورش نیروی ابتکار، انجام کارهای عملی است .یک مسأله اساسی دراین مورد کاربردابزارها ، ساختن آن ها توسط خودکودک وبه کارگیری آن هاست . امروزه بسیاری ازدانش آموختگان مدارس ودانشگاهها، حتی توانایی انجام کارهای ساده مانندعوض کردن واشریک شیرآب وتعمیر برخی ازدستگاههای خیلی ساده راندارند .

 [ احتمالاًعلت این مشکل رابایددرانجام ندادن فعالیت های عملی وکارگاهی واستفاده ازابزارها ومهارت های مربوط یافت] .

 بااستفاده ازروش های زیرمی توان درپرورش توانایی کارباابزارهابه طورموثرعمل کرد :

الف – تدارک مواردی دربالابردن توانایی های فیزیکی فراگیران .

 ب – تشویق به استفاده ازابزارهاومواد ، ساختن وسایل یاایجادتغییردرآن ها .

پ – نشان دادن طرزکاربرخی وسایل وکاربردمواد .

ت- آگاه کردن کودکان دراین زمینه که آنان می توانندپاسخ برخی پرسش هاراازطریق کاربردابزاروموادبیابند .

دررابطه باآموزش مفاهیم ومهارت های علوم تجربی وسایررشته ها لازم است این اصل رعایت گردد که ، "هرچه راکه می خواهی به آن عمل کنند، به وسیلة عمل آموزش دهید، . مثلاً مکالمه رابایدازطریق گفت وشنودآموخت نه ازطریق دستوروصرفاٌ به شکل ذهنی وتئوری.

Ө مهارت اندازه گیری ومحاسبه

 درعلوم تجربی هیچ نظریه ای موردقبول واقع نمی شود، مگراینکه اطلاعات تجربی به قدرکافی دراختیارتأییدکننده آن باشد . کسب این اطلاعات اکثراًازراه اندازه گیری کمیت هاومحاسبه کمیت های دیگرازروی آن هاامکان پذیراست . مهارت دراندازه گیری ومحاسبه کمیت های گوناگون سبب می شودکه دانش آموزان درمشاهده خوددقیق ترشوند، به اهمیت دقت درمشاهده و     اندازه گیری پی ببرند و تفاوت دقت دراندازه گیری خودرابه صورت عددی مشاهده کنند . اندازه گیری علاوه بردقت فرد ، به دقت وسیله اندازه گیری نیزمربوط است .

دانش آموزان بایدبیاموزندکه برای اندازه گیری هرکمیت ازوسیله اندازه گیری مناسب آن استفاده کنند. دستیابی به این نتایج را می توان باانجام آزمایش های مبتنی بر اندازه گیری وبه روش اکتشافی پی گیری نمود . معلم (مربی) می تواندازراههای زیرمهارت اندازه گیری  ومحاسبه رادرکودکان پرورش دهد : الف – طرح پرسش هاوانجام فعالیت هایی که مستلزم توسعه بیشترمشاهدات ونیزانجام تحقیق است . مثل این پرسش که یک گیاه داخل گلدان به چه مقدارآب درطول یک هفته نیازدارد ؟ ، مقایسه طول دو یاچندچیز وچیدن آن هابه ترتیب طول ، تعیین موقعیت هرچیزازنظرترتیب طول ، وزن ، وحجم ، تعییین سبکی وسنگینی ، میزان گرمی وسردی و... ، اندازه گیری دمای بدن درطول هفته وثبت واعلام نتایج .ب- تهیه ی ابزارهای گوناگون اندازه گیری برای تعیین یک کمیت معین . پ – بحث درموردتعیین میزان دقت وچگونگی افزایش این میزان .

 اندازه گیری ، اطلاعات سودمندی درموردکاوش های مافراهم می کند .اغلب ، تخمین یااندازه گیری  های خام بیشترازاندازه گیری های دقیق برای کودکان معنی دارد . آنان بایدبفهمندکه چه وقت لازم است تخمین بزنندوکجابایداندازه گیری رابه طوردقیق انجام دهند.

مهارت برقراری ارتباط . کودکان بایدبیاموزندتاعقایدونظرات خودرابادیگران درمیان بگذارند واندیشه هایشان رابه صورتی قابل فهم وبه راحتی بیان کنند . دراین صورت میان اندیشه های گوناگون ارتباط برقرارشده ، دنیای اطراف رابهتروزودترشناسایی می کنند .اقداماتی چون : ایجادفرصت برای بحث وتبادل نظر ، آشنانمودن آنان با قواعدگفتن و نوشتن ، نحوه درست کردن جداول و نمودارها و استفاده ازدانسته ها و مهارت های قبلی کودکان می تواند مهارت برقراری ارتباط راتقویت کند .

درزمینه ایجادمهارت برقراری ارتباط  می توان ازطریق توصیف اشیاء ، کشیدن شکل ، جمع آوری وطبقه بندی اشیاء وصحبت درباره ی آن هااقدام کرد . نمونه ای ازبرقراری ارتباط  ،  گفتن جمله ای درگوش یکی ازکودکان وگفتن آن درگوش بغل دستی ها تاآخرین نفراست . 

مهارت ارتباط باتمرین کردن ، ایجادوگسترش می یابد . معلم علوم باید فرصت مناسبی به منظوربیان تجارب ، عقاید ویافته های کودکان درنظربگیردتا آنان بتوانند درقالب گفته هاونوشته های بیشترآزادوغیررسمی یا نقاشی و رسم  شکل ، منحنی و... ایده هایشان رابیان کنند .

Ө مهارت تفسیریافته هاونتیجه گیری

منظورازاین مهارت آن است که دانش آموزبتواندبااستفاده شواهد موجود واطلاعات دردسترس ، الگوهاوروابطی میان یافته ها پیداکرده وبه عبارتی دلایل بروزپدیده هارابیان کند . مثلاً تابش آفتاب درگرم شده خاک دخالت دارد . درتفسیریافته ها ، برخورداری ازاطلاعات زمینه وپایه ضرورت دارد . وقتی یک کودک پیش دبستانی به این نتیجه می رسد که ، چرخ حرکت اجسام راآسان ترمی کند ، به مهارت تفسیرونتیجه گیری دست یافته است .

Ө مهارت طراحی تحقیق

 این مهارت درواقع برنامه ریزی به منظوریافتن پاسخی مناسب برای یک پرسش است که کلیه مهارت های یادشده دربخش های فبلی راشامل می شود . مهارتهایی چون : مشاهده ،اندازه گیری ، فرضیه سازی ، جمع آوری اطلاعات وتفسیریافته ها پایه مهارت طراحی تحقیق هستند .

آزمایش کردن ،جلوه طبیعی ومتعارف رفتارکودکان است . هرگاه معلم امکانات آزمایش رابرای کودکان فراهم آورد ، خواهددیدکه درعرض چندهفته ، حتی کودکان کم سن وسال نیزتوانایی قابل توجهی درطرح ریزی برای آزمایش واجرای آن ازخودنشان     می دهند . به نمونه ای ازاین مورد توجه فرمایید :

بچه های دوره آمادگی درحال مشاهده گربه ای بودندکه مربی به باخودبه کلاس آورده بود. اودرنظرنداشت آن هارابرای آزمایش وجمع آوری اطلاعات خاصی ازمشاهده آن ، راهنمایی کندوعلاقمندبودبچه هابه مشاهده آزادبپردازندتاعکس العمل طبیعی خودرادرحالت مشاهده ی خودانگیخته نشان دهند .

پس ازمدتی آنان روی راه رفتن گربه متمرکزشدندومی گفتند: مثل ماآدم هاپاهایش راروی زمین می گذارد و مثل اسب راه     می رود.یکی گفت : شایداگرباسرعت بدودماننداسب چهاردست وپابجهد. برای آزمون این مسأله صندلی هارابه کناری گذاشته تامجالی برای دویدن گربه فراهم کنندتاشایدبتوانندجهش های آن راببینند.  [این عمل کودکان (برنامه ریزی برای جهش گربه) ، نوعی طراحی تحقیق محسوب می شود.]

طرح ریزی آزمایش یکی ازمهم ترین مراحل کاوشگری علمی ومشکل ترین آن هاست . یک آزمایش که به خوبی طرح ریزی شده باشد، به نتایجی می رسدکه کمترین تعدادازتفسیرهاراداشته باشدواحتمالاً به یک نتیجه واحتمال منجرگردد. به مثالی از       طرح ریزی آزمایش وتحقیق توجه فرمایید : گروهی ازکودکان درصددبودندیک سنگ بزرگ رابه وسیله یک تخته جابجاکنند. مشغول بحث شدندکه معلم به آنان گفت که بااهرم می شود وعملاً این کارراانجام داد. این عمل راباایستادن خودش دریک طرف تخته و ایستادن چندنفرازبچه هادرطرف دیگر، آزمون کردند. پس ازچندموردآزمایش وخطای آنان وآزمون چندفرضیه ،  یکی ازبچه ها گفت : اگرچندنفرباهم روی تخته بایستیم می شود شمارابلندکنیم ، ولی موفق نشدند، دیگری گفت باپریدن روی تخته وبالاخره یکی ازبچه هاگفت باجابجاکردن چوب زیرتخته می توانیم راحت تراین کارراانجام دهیم واین فرضیه سربلندازآزمون بیرون آمد .

بدین ترتیب آنان به کشف یکی ازقوانین اهرم ها دست یافتند .آنان احتمالات گوناگون رابررسی کردند ودرهرنوبت باثابت نگه داشتن تمام متغیرها به جزیکی ازآن ها ، فرض های خودراآزمودند ودرواقع روش دانشمندی رابه اجرادرآوردند . مربی دراین مراحل بایدبه عنوان یک راهنماومدیرتواناعمل کند  وروش های برخوردبامسأله رابا کودکان درمیان بگذارد وآن هارابه فکرکردن وبحث وتبادل نظر وادارنماید

طراحی تحقیق درحقیقت همان روش حلّ مسأله است ومراحل زیربایددرآن طی شود :

الف- تبدیل وتبیین پارامترهای کمی وکیفی وبه عبارت دیگرفهم دقیق مسأله [یاتبدیل یک مسأله غیرتحقیقی به یک مسأله تحقیقی].

ب- جمع آوری اطلاعات .

پ- پیشنهاد راه حل های ممکن وعلمی برای مسأله .

ت- آزمون راه حل ها . ث-نتیجه گیری .

جهت پرورش مهارت طراحی تحقیق درکودکان این نکات ومواردمی تواندموثرباشد :

* کودکان رابه سوی مسائل قابل تحقیق درحدتوان آن هاهدایت نمایید.

* مهارت کنترل متغیرهارابه کودک آموزش دهید. این که چه چیزهایی بایدثابت نگه داشته شودوچه مواردی رابایدتغییردادواندازه گرفت . مثلاً نوع خاک باغچه راتغییردادومیزان آب راثابت نگه داشت .

* بحث وتبادل نظردرموردفعالیت ونظرات گروهها وافراددیگروارائه ی نتیجه بحث .

* کمک به کودکان برای طراحی آزمایش وتحقیق . مانندپاسخ به پرسش های آنان به هنگام انجام فعالیت ها. 

* ارزشیابی ومرورکارهای انجام شده وبررسی راهها وروش های انجام بهترکارها .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:8  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

علوم در زندگی

علوم در زندگی

 

رنگ کهنه و خشک شده شیشه ها یا قلموها با "استون" پاک می شود . شیشه ها را با پارچه آغشته به استون پاک کنید اثری از رنگ باقی نمی ماند .

 

تخم مرغ آب پز را بعد از جوشیدن حدود یک دقیقه زیر آب سرد نگه دارید پوست آن مانند یک نوار به هم متصل کنده می شود .

 

لکه ی دود را با برس نرم و تمیز پاک کنید و اگر کاملا تمیز نشد با آب و صابون بشویید .

 

اگر گردوی خشک را درون آب نمک بخوابانید بعد از چند ساعت حالت گردوی تازه را پیدا کرده و پوستش به راحتی کنده می شود .

 

لکه های قهوه –کاکائو-شیر رابا آب نیم گرم و صابون پاک می شود –اگر کمی از رنگ آن باقی ماند بوسیله جوهر ترشک پاک می شود .

 

برای کندن پوست گوجه باید آنها درون آب جوش انداخت و چند ثانیه بعد پوست آنها به راحتی کنده می شود .

 

حلالهایی مانند آب-الکل-بنزین-ترمانتین برای از بین بردن لکه های چربی بسیار موثرند و استفاده از هر کدام آنان بستگی به ظرافت پارچه دارد .

 

برای اینکه بوی یخچال را از بین ببریم می توانیم از سیب زمینی استفاده کنیم . آن را دو نیم کرده و در یخچال قرار می دهیم . اگر قابلمه ای که ته گرفته را با کمک در نوشابه بتراشید هم بهتر تمیز می شود هم صدای کمتری ایجاد می کند .

 

لکه چای روی فرش را می توان با ماست پاک نمود بر روی لکه ماست بریزید و بعد با دستمال نمدار روی آن بکشید .

 

لکه روغن نباتی را می توان با محلول آب گرم و صابون پاک کرد .

 

می توان چیپس را در فر درست کرد . کف سینی فر را چرب کنید سیب زمینی ها را که نازک خرد کرده اید ، در آن بچینید ، رویشان چند قطره روغن بپاشید و در فر خیلی داغ قرار دهید تا سرخ شود .

 

برای اینکه کیک و شیرینی تازه بماند ، آنها در ظرفهای دربسته پلاستیکی بگذارید و کنار آن یک تکه نان نرم یا نصف سیب قرار دهید . رطوبت موجود آنها باعث تازه ماندن کیک و شیرینی می شود .

 

برای جلوگیری از به جا ماندن زردی رنگ بر روی پارچه می توان از یک دستمال تمیز و نمدار بر روی پارچه استفاده کرد.  

 

قلم موهایی که از رنگ خشک شده را درون استون گذاشته پس از مدتی تمیزش کنید .

 

اگر سنجاق قفلی به لباس خود بزنید ، الکتریسیته ساکن را به خود می گیرد .

 

موقع پاک کردن ماهی اگر به دستتان نمک بزنید ، لیز نمی خورد .

 

اگر زیر پارچه میز اتو یک لایه کاغذ فویل پهن کنید ، این کار باعث منعکس شدن گرما می شود و اتوکشی آسانتر صورت می گیرد .

 

اگر تخم مرغ را روی شعله کم آب پز کنید . سفیده آن نرم باقی می ماند . در غیر این صورت حالت لاستیکی پیدا می کند .

 

دانه ها و تخم های داخل طالبی و خربزه برای از بین بردن رسوب های کتری و سماور موثر است . دانه ها را با کمی آب درون آن بجوشانید تا رسوب ها کنده شوند .

 

منبع:دانستنیها و تازه های علوم تجربی:علوم اشتهارد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:6  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

خلاصه 45 کتاب مدیریت

خلاصه 45 کتاب مدیریت

1- اجرا بزرگ‌ترین مساله  مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.


۲- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند.


۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.


۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.


۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.


۶- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.


۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.


۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.


۹- مسیر ناهموار تحول باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.


۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.


۱۱- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)


۱۲- می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.


۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.


۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.


۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.


۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.


۱۷- هر کس می‌تواند سررشته  کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.


۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.


۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.


۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.


۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.


۲۲- بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.


۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.


۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.


۲۵- در طول تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.


۲۶- در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.


۲۷- آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.


۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.


۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.


۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید که در شغل هم‌ راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.


۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.


۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.


۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.


۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور.


۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.


۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.


۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.


۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.


۴۰- اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.


۴۱- جلسه‌ای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد.


۴۲- بهترین راه پیش‌بینی آینده, ساختن آن است.


۴۳- یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر می‌گوید, اما یک مشتری ناخشنود ?? نفر را باخبر می‌کند.


۴۴- کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء این‌که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد این‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید.


۴۵- زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شده‌اید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 20:5  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

شیوه های جدید آموزش در اروپا

شیوه های جدید آموزشی در اروپا

همه ما برای آن كه دیگری سخنمان را بشنود، باور كند، بپذیرد و یا رد كرده و به بحث و گفت وگو با ما بنشیند نیازمند كلامی شیوا و روشی مناسب برای بیان احساسات، عقاید و تفكرات مان هستیم؛ شیوه و كلامی كه نه تنها ویژه ما است بلكه با احساسات، عواطف و عقاید طرف مقابل نیز همخوانی دارد، كه اگر جز این باشد، برقراری ارتباط ناممكن است.

آموزش نیز نوعی برقراری ارتباط میان آموزگار و دانش آموز است و تا زمانی كه ارتباطی منطقی چه از جهت كلامی و چه از جهت منطقی بین آموزگار و دانش آموز برقرار نشود، فرایند آموزش و آموختن محال و غیرممكن بوده و بی تردید به شكست می انجامد..آن چه در پی می آید شیوه های جدید آموزشی به منظور برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان آموزگار و دانش آموز است؛ این شیوه ها اكنون یكی از رایج ترین شیوه های آموزشی در كشورهای اروپایی و آمریكا است.

روانشناسان معتقدند آن چه كودك را به فراگیری بیشتر و بهتر تشویق می كند، اشتیاق او برای حضور در كلاس درس و اطمینان از آزادی عمل در حین فراگیری است، به این معنی كه دانش آموز حضور فعال در كلاس را نوعی آزادی تلقی كرده و این آزادی او را برای حضور در كلاس مشتاق می كند.

پژوهشگران مركز مطالعات آموزشی یونیسف (Unicef) با مطالعه برروی شیوه های مختلف آموزشی دریافتند بهترین شیوه های آموزشی كه می تواند به نحو مؤثری ارتباط بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی را تداوم بخشد عبارت است از:

آموزش گروهی، آموزش مستقیم، آموزش مستقل یا غیروابسته و آموزش تركیبی یا مختلط.

انتخاب هریك از این شیوه ها بسته به استقبال دانش آموزان و توانایی اجرای صحیح برنامه آموزشی توسط آموزگاران داشته و بهترین ملاك برای تشخیص شكست یا پیروزی طرح، راندمان كاری و فراگیری دانش آموزان است.

با گروه بندی فراگیران به گروه های كوچك، برقراری ارتباط بین افراد یك گروه و ارتباط آنها با آموزگار بهتر و دقیق بوده و امكان فراگیری دقیق آموزه ها میسر می شود. تشریك مساعی و كنترل دقیق عملكرد هر دانش آموز توسط اعضای هر گروه، تسریع فعالیت ها را به دنبال داشته و از سردرگمی و كلافگی دانش آموزان و آموزگار به طرز چشمگیری می كاهد.

در آموزش به شیوه گروهی نتایج مطلوبی به این شرح حاصل می شد:
فراگیران با توانایی های متفاوت آموزشی در یك گروه قرار می گیرند به این ترتیب که مشاركت، فعالیت و دستیابی به هدف با تبادل اطلاعات و سرپرستی یك نفر در هر گروه انجام می گیرد.

به جهت تفاوت در استعدادها و توانایی های دانش آموزان در هر گروه، هر شخص می تواند از استعداد و توانایی خود در جهت پیشبرد اهداف گروه استفاده كند. به طور مثال فردی كه از جهت نوشتن یا خواندن سرامد افراد گروه است می تواند در این زمینه، گروه را به موفقیت رسانده و فعالیت گروه را هدفمند سازد.

فراگیران با توانایی های مشابه می توانند در یك گروه جای بگیرند؛ به این ترتیب هر گروه با تمركز بر فعالیتی كه آموزگار به عهده آنها گذاشته، توانایی های خود را نشان داده و می توانند با تبادل نظر با سایر گروه ها به نتیجه مطلوب دست یابند..

به طور مثال هر گروه می تواند با مطالعه یك داستان در زنگ انشاء به مفاهیم جدیدی دست یافته و نكات تازه را در اختیار كلاس قرار دهد.

به تازگی در كشورهای اروپایی از شیوه اختلاط دانش آموزان پایه های مختلف آموزشی بهره می برند؛ در این شیوه دانش آموزان مقاطع بالاتر كه در یك گروه قرار می گیرند، نكات تازه ای را به دانش آموزان مقاطع پایین تر كه در گروه دیگری جای می گیرند، می آموزند. دانش آموزان با علایق مشابه می توانند در یك گروه قرار گرفته و با یكدیگر فعالیت کنند.

این شیوه گروه بندی به ویژه در دروس عملی بسیار مفید است به طور مثال در درس جغرافی علاقه مندان به پژوهش در زمینه آفریقای جنوبی می توانند در یك گروه جای گرفته و فعالیت عملی درس جغرافی را انجام بدهند.

با گروه بندی دانش آموزان رهبری و هدایت دانش آموزان برای آموزش آسان تر و دقیق تر صورت می گیرد. با این شیوه هر دانش آموز فرصت ابراز وجود، ارائه نظرداشته و دانش آموز به صورت مؤثر و كارا مفاهیم درسی را می آموزد.

از سوی دیگر دانش آموز می تواند در حین فعالیت گروهی به تجربه های جدیدی نیز دست یابد.روان ناسان معتقدند فعالیت گروهی قدرت تجزیه و تحلیل دانش آموز را نیز تقویت می كند.

ب:آموزش مستقیم

آموزش مستقیم نیز یكی دیگر از شیوه های آموزشی مفید و كارا است.

در این شیوه آموزگار به عملكرد دانش آموزان در گروه های بزرگ تر نظارت دارد.

برای اجرای بهتر این شیوه آموزشی به این نكات توجه كنید:

آموزگار با ارائه مطلبی جدید در كلاس به صورت كلی، ذهن دانش آموز را به سوی موضوع جدید سوق داده و بحث را به صورت گروهی در كلاس مطرح و دنبال می كند. به دنبال طرح مسأله دانش آموزان نظرات خود را بیان می كنند و بحث آغاز می شود؛ می توان برای نتیجه گیری بهتر دانش آموزان را گروه بندی كرد تا پس از شروع بحث با تمركز بیشتر موضوع دنبال شود.

آموزگار با طرح پرسش با گره افكنی و به چالش كشاندن ذهن دانش آموزان، آنها را برای ورود به بحث آماده می كند. به طور مثال برای درگیر كردن ذهن دانش آموزان با مبحث جدید درس علوم پرسشی را مطرح كرده و مسأله را با دانش آموزان به بحث می كشاند.

طرح معما نیز روش مناسبی برای شروع بحث است. بحث و تبادل نظر درباره موضوع ها، شیوه ای برای ارزیابی آموزه های قبلی و غنای اطلاعاتی دانش آموزان است.

به عبارتی دانش آموزان با بحث و گفت وگو به آموزه های پیشین خود مراجعه كرده و آنها را بار دیگر مرور می كنند.
-
آموزش مستقیم شیوه ای برای حضور فعال دانش آموزان و جلوگیری از خود محوری آموزگار است.
پژوهشگران معتقدند شیوه آموزشی خنثی یا خود محوری آموزگار در كلاس، ناكارآمدترین شیوه آموزشی است؛ چرا كه ذهن دانش آموز به هیچ وجه فعال نشده و فرصتی برای شكوفایی ذهن و تصحیح اشتباهات احتمالی جای گرفته در ذهن ندارد. دانش آموز زمانی به خوبی مطالب درسی را فرا می گیرد كه در فعالیت گروهی و یا بحث و گفت وگو شركت كرده و ذهن خود را فعال كند.

ج: آموزش مستقل یا غیروابسته

راگیری مستقل و غیروابسته یكی از نشانه های بلوغ فكری دانش آموزان و نشان دهنده انگیزه آنها برای آموزش به شیوه ای نو، با تمركز بر شیوه های آموزشی جدید و استفاده از منابع اطلاعاتی جدید در آموزش و فراگیری مفاهیم درسی است.

آموزش مستقل به معنای فراگیری مطالب جدید از كتاب های غیردرسی، نوشتن مطالب جدید و یادداشت برداری از آموزه ها و عكس برداری و یا نقاشی كردن از مفاهیم آموخته شده است. دانش آموز ممكن است با تمركز بر یكی از دروسی كه به آنها علاقه بیشتری دارد، شیوه هایی چون: تمرین های فوق برنامه، پژوهش، جمع آوری اطلاعات، تهیه گزارش و... را خود به خود انتخاب كرده و با راهنمایی آموزگار، اطلاعات خود را در باره موضوع مورد علاقه اش تكمیل كند.

در بسیاری از مدارس ابتدایی اروپا، آموزگار با انتخاب زمان مناسبی موسوم به

زمان انتخاب در برنامه هفتگی دانش آموز، فرصت مطالعه آزاد را برای او فراهم می كند تا دانش آموز در این فرصت مشخص، علایق خود را با طراحی ماكت(مدل) ، نقاشی، فعالیت های پژوهشی، بازدیدهای علمی و... دنبال كرده و تكمیل كند و در پایان هر ماه دانش آموز شرح كاملی از فعالیت ها، پیشرفت ها، مشكلات و...

خود را به صورت كتبی به آموزگار ارائه می كند تا آموزگار به نقاط ضعف و قوت دانش آموز دست یافته و دانش آموز را برای دستیابی به هدف یاری كند.

برای دستیابی به نتایج بهتر در شیوه آموزش مستقل به این نكات توجه كنید:
ـ محیطی را برای آموزش فراهم كنید كه به برانگیخته شدن حس كنجكاوی دانش آموزان كمك كند.
ـ با جمع آوری منابع اطلاعاتی و یا تجهیزات كمك آموزشی در دسترس ترین مكان ممكن چون كلاس درس، كتابخانه مدرسه، آزمایشگاه و..دانش آموزان را به پژوهش تشویق كنید.

ـ در دسترس بودن منابع اطلاعاتی چون انواع دایره المعارف ها، بازی ها و سرگرمی های علمی، كتب كمك آموزشی و...

راهی برای تحریك ذهن كنجكاو كودك به سوی تحقیق و پژوهش است.

ـ راهی برای برقراری ارتباط بین آموزه های قبلی و جدید دانش آموزان فراهم كنید

ـ فعالیت ها و پژوهش های فوق برنامه را همسو با مباحث درسی انتخاب كنید.

ـ كلیه مهارت هایی كه فراگیران را برای آموزش مستقل و انفرادی آماده و آزموده می كند. زمینه سازحضور آنها در جمع و فعالیت های گروهی است.

د ـ آموزش تركیبی یا مختلط :

نوع آموزش استشیوه آموزشی تركیبی، شیوه ای شامل مجموع شیوه های آموزشی پیشین با تمركز با نیاز فراگیران به این معنی كه گاه نیاز است تا برای آموزش بهتر دو یا سه شیوه آموزشی اتخاذ شود تا آموزش به بهترین شیوه صورت گیرد.

برای آن كه از این شیوه به نحو احسن استفاده كنید، ابتدا به این پرسش ها در ذهن خود پاسخ دهید؛
ـ كدام یك از شیوه های آموزشی برای شروع، ادامه و خاتمه كلاس درس كارآمد است؟
ـ سطح فراگیری دانش آموزان در چه سطحی بوده و برای آموزش به كدام شیوه نیاز دارند؟
ـاستفاده از چه نوع وسایل و تجهیزات كمك آموزشی برای آموزش مفاهیم درسی مورد نیاز بوده و پاسخگوی نیاز دانش آموزان است؟

ـ فراگیران با چه شیوه ای درگیر نكات درسی شده و به فراگیری مباحث درسی علاقه مند می شوند؟
ـ چه شیوه ای می تواند شیرینی و لذت ابتدای بحث را تداوم بخشیده و ذهن فراگیران را به كنكاش وادارد؟

پس از پاسخ به این پرسش ها، طرح آموزشی یا طرح های آموزشی را در ذهن خود انتخاب كرده و به مرحله اجرا گذارید.

گاه لازم است ابتدای بحث را به یك شیوه آغاز كرده و برای تداوم بحث از شیوه های دیگر استفاده كنید.

و كلام پایانی؛ پژوهشگران معتقدند انتخاب شیوه صحیح و مطابق با نیازهای ذهنی- آموزشی دانش آموزان مهم ترین نكته در آموزش صحیح و علاقه مند كردن دانش آموزان به فراگیری و تداوم فراگیری آموزه ها است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:18  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

نمره بیست

نمره ی بیست

کودکی در امتحان کتبی زیست

بهر یک بیست گریست

و معلم به دو چشمش به حقارت نگریست

التماس و لایه را فایده نیست

رد شده نمره به لیست

چه معلم،چه محصل، همه در حسرت «بیست»

ابتکارات و علاقه همه ایست

کس نداند دل ما برده ی کیست؟

کس نداند دل ما برده ی کیست؟

دورِ ما کاش چنین نرده نبود

باغِ آموزش ما

بی گل و گرده نبود

کاش اجبار به آوردن ِ تکلیف نبود

این همه دفتر و خودکار در این کیف نبود

مبصرِ، میرغضب، داد زند با تب و تاب

« تو مودب بنشین»

کج و معوج نه، مرتب بنشین

چشم ها دوخته به درس و کتاب

درس تاریخ و حساب

درس رویای دروغین و سراب

خانه ی درس خراب

خانه ی درس خراب

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:17  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

بارم بندی کتاب علوم تجربی

بارم بندي كتاب علوم تجربي

 سال اوّل

رديف

شماره وعنوان فصل

نوبت اوّل

نوبت دوّم

1

فصل1 ماده وويژگيها...

5/1

25/.

2

فصل 2 اثر گرمابرحجم

5/1

5/.

3

فصل 3اثر گرمابرحالت..

2

75/.

4

فصل4دسته بندي مواد

3

1

5

فصل 5      انرژي

2

1

6

فصل 6  نيرو

3

۱/۲۵

7

فصل 7 حركت

2

25/1

8

فصل 8 آب در هوا

-------

1

9

فصل 9آب درروي .....

-------

25/1

10

فصل10گوناگوني جانوران

-------

1

11

فصل 11جهان جانوران

-------

۱/۷۵

12

فصل12 دنياي گياهان

-------

2

13

فصل­14آدمي­وميكروب ها

-------

2

جمع بارم

15 نمره

15 نمره

بارم بندي كتاب علوم تجربي

سال دوم

رديف

شماره وعنوان فصل

نوبت اوّل

نوبت دوّم

1

فصل1  مواددرحال تغيير

3

25/1

2

فصل 2      نور

3

25/1

3

فصل 3    موج

5/2

1

4

فصل 4   گرما

5/3

25/1

5

فصل 5  ساختار زمين

75/.

25/.

6

فصل 6  موادسازنده

25/2

1

7

فصل 7  كاربردسنگهاو...

--------

75/.

8

فصل 8   هوازدگي

--------

25/1

9

فصل9 انسان­موجودي­زنده

--------

25/1

10

فصل 10  غذاو سلامتي

--------

75/1

11

فصل 11   گوارش

--------

1

12

فصل 12 خون و ايمني

--------

1

13

فصل13  گردش مواد

--------

1

14

فصل 14تبادل­بامحيط

--------

1

جمع بارم

15 نمره

15 نمره

بارم بندي كتاب علوم تجربي

 سال سوّم

رديف

شماره و عنوان فصل

نوبت

اوّل

نوبت دوّم

1

فصل1     درون اتم

2

75/.

2

فصل 2

 اتم هاوتركيب

2

1

3

فصل 3  سرگذشت زمين

2

1

4

فصل4زمين ساخت ورقه

5/1

5/.

5

فصل 5    فراتر از زمين

5/1

5/.

6

فصل 6   كار و انرژي

4

5/1

7

فصل 7        فشار

2

1

8

فصل 8     بار الكتريكي

--------

1

9

فصل 9  جريان الكتريكي

--------

5/1

10

فصل10   انسان و حركت

--------

5/1

11

فصل11 هما هنگي وارتباط

--------

25/1

12

فصل 12نوجواني و بلوغ

--------

75/.

13

فصل13    توليد مثل

--------

5/1

14

فصل 14  آدمي ومحيط.

--------

25/1

جمع بارم

15

نمره

15 نمره

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:16  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

خسته ام

خسته ام!!!

  خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:15  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

هنر برقراری ارتباط

 هنر برقراری ارتباط

جـمـع کـثـیری از مـدیران بـرجسـته بـا اتکا به برنامه ریزی و بـرخورداری از مهارت هـای اجـرایی از نـردبـان شـغـلی بـالا آمـده اند. اما برتری آنـهایی کـه هـمـیشه در صـدر هسـتند تـوانـایـی فـوق الـعـاده شـان در بـرقـراری ارتـبـاط با سایرین است.

در هنگام تاسیس یک شرکت موارد مختلفی در نظر گرفته میشود که یکی از آنها مهارتهای اجرایی است. موسسات و ارگان هـا بـرای ایــجاد این توانایی در میان کارمندان خود شعب مختلفی را بـصـورت غیر ضروری به این امر اختصاص مـی دهـنـد و در مـقـابـل هیـچ هــزینه ای را صرف ارتباطات عـمـومی نـمی کنند. البته این بدان معنا نیست که اقشار مـخـتــلف جامعه، رسانه های گروهی و سرمایه گذاریها بر روی ارتباطات امری بلا استفاده و بی مورد به شمار می رود بلکه برعکس اولین رکن اساسی برای دستیابی به موفقیت در هر شرکتی قابلیت انتقال عقاید و اهداف و خدمات آن به مراجعین می باشد و برای توسعه شرکت می بایست بالاجبار بر روی ارتباطات به طور گسترده حساب باز کرد.

همانطور که مشاهده می کنید، در این قسمت دو مولفه اصلی وجود دارد: ارتباطات و زمانبندی. در این مقاله نکاتی پیرامون بهبود مهارت های ارتباطی و روابط عمومی در سطوح مختلف توسعه یک موسسه و یا هر ارگان دیگر فراهم آمده است.

پیش از اینکه دست به اقدام هر گونه کاری بزنید اهداف اصلی خود را مشخص کنید. سپس آنها را به صورت تیتروار و کلاسه شده به دفتر سرپرست بخش ببرید و یا به نشانی آدرس الکترونیکی او بفرستید. لازم است که بدانید چه مطلبی را می خواهید انتقال دهید، اگر مطلبی برای خود شما واضح نباشد چطور می توانید از دیگران انتظار داشته باشید که متوجه آن بشوند.

این امر از اصول اولیه ارتباطات به شمار می رود. اما متاسفانه بسیاری از افراد توانایی رعایت آنرا در امور روزمره شغلی خود ندارند. مپرسید چرا؟ خوب، به ۲ دلیل:

۱- به طور ارادی، اغلب افراد خط پایان را در ذهن خود مجسم می کنند اما از تجسم راه رسیدن به آن عاجز هستند

به صورت ناخودآگاه انسانها به طور قطع تنها با تکیه بر عقاید شخصی خود از مسیر مستقیم منحرف خواهند شد. ما به اعتبار، مقام و منزلت خود اطمینان کامل داریم و تصور می کنیم به هر طریقی که پیام خود را انتقال دهیم، نتیجه مطلوب از آن ماست. چنین تصوری یکی از مخاطره آمیز ترین موانع در مسیر استیلا و ارتقا فرد به درجات بالاتر به شمار می رود. هنگامیکه بر طبق عقاید خود بر روی نتیجه حساب باز می کنید در حالیکه واقعیت چیز دیگری است به ناچار از فتح خط پایان در می مانید. بنابراین داشتن اجحاف کامل نسبت به مطلب مورد نظر امری ضروری در راه مقابله با موانع موجود می باشد.

مفهوم اصلی گفته های خود را بر روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید و آنرا به کناری بگذارید، روز بعد دوباره به آن مراجعه کنید و یکبار دیگر آنها را مرور کنید. هدف نهایی با توجه به خواستهای شما شکل می گیرد و مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن پدیدار می شود. پس لازم است که زمانی را به مرور نکات کلیدی اختصاص دهید تا با آمادگی کامل به سمت هدف حرکت کرده، با موانع روبرو شوید و آنها را از بین برده و تمام تمرکز خود را بر روی نتیجه نهایی معطوف کنید.

۲- اگرچه این کار مشکلی است اما متاسفانه بسیاری از صاحبان کالا و مشاغل توانایی تمیز دادن خودشان را از افکار و عقاید شخصی شان ندارند. بارها و بارها از خود سوال می کنند که چگونه می توانند بر روی دیگران ( چه اشخاص و چه شرکتها) تاثیر گذار واقع شده و خواست هایشان را بیان کنند.

به خاطر داشته باشید که هر چقد بیشتر بتوانید به داخل ذهن افراد نفوذ کنید، خیلی سریعتر می توانید آنها را در مورد پذیرش شرایط خود متقاعد کنید. البته منظور من این نیست که ذهن و افکار آنها را به بازی بگیرید، بلکه باید بدانید که نیازهای مراجعین چیست و یا به عبارت دیگر طرف مقابل خود را به خوبی بشناسید.

بیشتر افرادی که در یک شرکت و یا کارخانه کار می کنند، اهداف نسبتا مشابهی را دنبال می کنند و پایداری آنها در مواجهه با مشکلات مختلف تقریبا یکسان می باشد. به همین دلیل است که زمانیکه نظری مطرح می شود نتیجه کم وبیش یکسانی را در بر دارد.

قصد و نیت شما چیست؟

شما باید همیشه افکار خوب، زبان خوب و نیات خوب داشته باشید. تنها راه پیروزی و از بین بردن شک و تردید در طرف مقابل از این راه میسر خواهد شد. اهداف پر فضیلت را مد نظر خود قرار دهید و در راه رسیدن به آنها گام هایی از روی درستکاری بردارید. مردم هنگامی نیات شما را قبول دارند که به سخنان شما اعتماد داشته باشند و برای اینکه گفته های شما مورد قبول افراد شکاک قرار گیرد شما در وهله اول باید افکار درستی داشته باشید. بله، البته خیلی طبیعی است که میوه ممنوعه شما را اغوا کند و شما دچار وسوسه های شیطانی شوید، اما سعی کنید تا هیچ گاه مرتکب عملی نشوید که باعث شود صداقت شما زیر سوال رود. هنگامیکه توانایی رسیدن به اهداف را تنها با رعایت اصول اخلاقی پیدا کردید می توانید میوه ها و ثمره های ارزشمندتری را بدست آورید.

باید در زندگی خود پیروی از اصول اخلاقی را به صورت یک قانون در آورید. تنها راه موفقیت در کسب و کار و تجارت، توسعه منابع موجود بدون وجود وسوسه و فریب می باشد. گذشته از همه این ها اگر چنین مواردی را رعایت کنید روزی که نوبت به بررسی پرونده کاری شما می رسد و سرپرست بخش و یا کارفرما قصد تعیین حقوق و مزایای شما را داشته باشند با اعتماد به نفس کامل در جلسه مذکور حاضر خواهید شد. برای اینکه از درستی اعمال خود اطمینان کامل حاصل کنید در تمام مراحل زندگی خود با اتکا به نیروی ایمان و تقوی پیش روید تا در روز حساب در آرامش کامل به سر برید و هیچ گونه ترسی به دل راه ندهید.

شما باید همیشه نسبت به افراد دیگر نقطه نظر مثبت داشته باشید و برای آنها بهترین ها را آرزو کنید. تمام شکست ها و پیروزی ها ارتباط مستقیم با گفته ها و نیات درونی شما دارند. یک مدیر اجرایی اگر از مهارت های ارتباطی پایینی برخوردار باشد بدون شک در شغل خود موفق نخواهد بود، زیرا توانایی های او در انتقال مفاهیم کلیدی محدود است. مطمئن باشید که با زور و اجبار هیچ کاری از پیش نخواهد رفت- حال چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی

موقعیت شناس باشید

یکی دیگر از مولفه های حیاتی برای ایجاد موفقیت به هنگام برقراری ارتباط درک مناسب از فضا و محیطی است که در آن به سر می برید. شاید به کار گیری یک روش خاص ارتباطی در مراحل اولیه کار، موفقیت را برای شما به ارمغان آورد اما ممکن است به کار گیری همان روش در مراحل بعدی خسارت های جبران ناپذیری را به کل مجموعه وارد آورد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن مراحل رشد یک سازمان از اصول بنیادین موفقیت به شمار می رود.

مدیران اجرایی و مدیران روابط عمومی در ساختار یک شرکت منعکس کننده دو قطب مجزا هستند. شاید به عقیده بسیاری از افراد وظیفه مدیران اجرایی خطیرتر باشد، اما این نظر فاقد هر گونه استدلال علمی است. با رشد و توسعه شرکت، مدیریت در صورتی موفق خواهد شد که روابط عمومی قوی باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شرکت وارد بیراهه خواهد شد و متاسفانه در بسیاری از موارد ما شاهد چنین اشتباهاتی هستیم. مشکل زمانی محسوس می شود که شرکت مورد نظر به اندازه کافی بزرگ باشد، زیرا باید زمان و هزینه بیشتری صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امکان دارد که تا آن زمان کشتی به کلی به گل نشیند.

اگر می خواهید مدیر موفقی باشید – چه در راس یک بخش چه در یک سازمان بزرگ – باید نسبت به تمام نکات اجرایی آگاهی کامل داشته باشید اما در عین حال از مقوله روابط عمومی و ارتباطات نیز غافل نشوید. اگر به خوبی توجه کرده باشید، باید به این نتیجه رسیده باشید که تمام ابزار مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در دستان شما قرار دارد و آن چیزی نیست جز “ارتباطات”. لازم نیست که بر روی یک میز بلند بایستید و مرتب داد و فریاد راه بیندازید. کاری که باید انجام دهید این است که نسبت به همه چیز آکاهی داشته باشید. شما باید بدانید که در حال حاضر هر یک از کارکنانتان کجا هستند و مشغول انجام دادن چه کاری هستند. باید توانایی انتقال پیام خود را به دیگران داشته باشید. با توجه به شرایط محیط پیرامون شما ابزاو وتوانایی ها تغییر پیدا می کنند.

اگر احساس می کنید که شرکت با سرعت خیلی زیادی به جلو پیش می رود و متغیرهای ناپایدار بسیاری در اطراف شما به چشم می خورند بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید “دست نگه داشتن” است. حتی ترجیحا می توانید یک گام به سمت عقب نیز بردارید تا اتفاقات پیش روی خود با دید بازتری ببینید. دلیل موفقیت بسیاری از کارفرمایان بزرگ چیزی جز این نیست. آنها تیرهای خود را بیهوده به هدر نمی دهند. اول دامنه دید کامل را بدست می آورند، هدف گیری کرده و در آخر گلوله را شلیک می کنند. این کار زمان بیشتری را برای تفکر در اختیار آنها قرار می دهد.

از همین حالا برقراری ارتباطات را شروع کنید

شاید خیلی ها این توانایی را نداشته باشند که در آن واحد هم از عهده امور اجرایی برایند و هم ارتباطی. پس بهتر است که واقع گرا باشید. این مرحله درست زمانی است که هیئت نمایندگانتان به کمک شما خواهند شتافت. از پاره ای امور دست بکشید و وظیفه انجام آنها را به عهده دیگران بگذارید. این عمل خود نوعی برقراری ارتباط به شمار می رود. هنگامیکه مسئولیت ها کمتر شوند دید شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانایی تحلیل و بررسی دیدگاههای مختلف را بدست می آورید و تصاویر بزرگتری در ذهن شما نقش می بندند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:15  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

ثروتمند شوید یا توانگر

ثروتمند شويد يا توانگر؟

اين مقاله را با جمله اي از كريس ويدنر آغاز مي كنم كه مي گويد:

«هر احمقي مي تواند ثروتمند شود ولي فقط افراد باخرد هستند كه توانگر مي شوند.»

ثروتمند شدن آرزوي اصلي بسياري از افراد در سراسر دنياست. البته اين مايه تأسف است چون خيلي چيزها در اين دنيا ازانباشتن پول بيشتر مي ارزد. اشتباه نكنيد من نمي گويم مردم نبايد ثروتمند و پولدار باشند، حقيقت اين است كه پول و ثروت مي تواند قدرت زيادي داشته باشد اگر در اختيار فرد لايقي قرار گيرد. و البته اين فرد مي تواند از آن استفاده درست بكند يا نادرست. ابتدا اجازه دهيد كمي درباره افراد پولدار احمق توضيح دهم. آنها افرادي هستند كه مقدار زيادي ثروت دارند ولي شادي و آرامش خود را از دست داده اند. با بيماري هاي مختلف درگير هستند. و اگر گذشته آنها را مرور كنيد با افراد بسياري قطع رابطه كرده اند.

اين افراد ثروتمند هستند ولي نه توانگرند و نه در رفاه هستند. اين افراد هيچ مشكل مالي ندارند و هر چقدر كه بخواهند مي توانند خرج كنند. جاهاي مختلفي سرمايه گذاري كرده اند و وضعيت مالي خود را تثبيت كرده اند. اما در سطح عميق تر وقتي در زندگي آنها كنكاش مي كنيد متوجه مي شويد از نظر روحي و سلامت روابط و هيجانات و همينطور سلامت بدني با مشكل مواجه هستند.

من فكر مي كنم پولدار شدن آسان است. فقط به سادگي بايد يكسري قوانين را رعايت كنيد. افراد زيادي هستند كه از پول كم سود زيادي برده اند. با كمتر خرجي كردن و پس انداز و سرمايه گذاري. بلاخره بعد از يك دوره نسبتاً بلند پول را بدست خواهيد آورد.

اما توانگري چيزي كاملاً متفاوت است. در بيشتر مواقع شما بايد مقداري از توانگري خود را از دست بدهيد تا پول بدست آوريد. البته افراد ثروتمند بسياري وجود دارند كه در عين حال كه ثروتمند هستند در رفاه و توانگري هم هستند آنها افراد شادي هستند با ديگران و بخصوص دوست و فاميل رابطه خوبي دارند و در عين حال به ثروت خود مي افزايند.

يك حقيقت وجود دارد پولدار شدن فرايندي زمانبر است و هر لحظه اي از زمان كه بدنبال پول هستيد لحظه اي است كه مي توانستيد براي آسايش، رفاه، سلامتي، خبر گرفتن از دوستان و... استفاده كنيد.

حال از شما مي پرسم: آيا به شدت و سرعت انرژي خود را صرف بدست آوردن پول مي كنيد. يا اينكه براي رسيدن به رفاه به خود فرصت كافي مي دهيد.

آيا سرمايه گذاري شما بلند مدت، مطمئن و پايدار است؟ اميد دارم اين گونه باشد چون اين كار مطمئناً يك قسمت از رسيدن به توانگري است.

آيا روي افرادي كه به شما نزديك هستند سرمايه گذاري كرده ايد؟! اميدوارم اين گونه باشد چون زمانيكه انسان در بستر مرگ مي افتد هر چقدر هم پول داشته باشد به درد او نمي خورد ولي در آن لحظه نگاههايي كه با عشق به او مي نگرند و او را احاطه كرده اند از همه چيز باارزش تر است. در آن لحظه سرمايه شما خاطرات خوشي است كه بوجود آورده ايد.

آيا مراقب سلامتي خود هستيد؟ چون اگر اين گونه نباشد سرعت حركت شما كند خواهد شد و نمي توانيد به خواسته هاي خود برسيد. سلامت جسمي قسمتي از توانگري است!

آيا مراقب وضعيت روحاني خود هستيد؟ اميدوارم اين گونه باشد چون فكر نمي كنم چيزي مهمتر از اين سؤال وجود داشته باشد شما تمام عمر زحمت مي كشيد و سختي هاي مختلف را تحمل مي كنيد ولي در نهايت بايد اين دنيا را ترك كنيد تاكنون كسي هر قدر هم قدرتمند و ثروتمند نتوانسته زندگي ابدي داشته باشد. و اعتقادات مذهبي شما بهترين پاسخ را به اين سؤال مي دهد.

آيا مراقب سلامتي رواني خود هستيد؟ اميدوارم اين گونه باشد چون روحيه شما منبع انرژي براي زندگي طولاني و سالم و لذت بردن از داشته هاي خود است.

من تصميم گرفته ام در مقابل شهوت پولدار شدن بايستم من مي خواهم در رفاه باشم اما نه به قيمت از دست دادن سلامت جسمي و روحي و اعتقاداتم. ونه به قيمت از دست دادن دوستان و آشنايانم.

اما شما چطور؟ آيا ثروتمند هستيد يا توانگر؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:13  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

جدول بودجه بندی پیشنهادی تدریس علوم سه پایه

جدول بودجه بندی پیشنهادی کتاب علوم سال اول راهنمایی

 

ماه

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

مهر

مقدمه

از ص 2 تا ص 5

ااز ص 6 تا ص 10

از ص 11 تا ص 18

آبان

از ص 19 تا ص 23

از ص 24 تا ص 30

ااز ص 31 تا ص 35

از ص 36 تا ص 40

آذر

از ص 41 تا ص 46

از ص 47 تا ص 55

ااز ص 56 تا ص 62

از ص 63 تا ص 70

دی

از ص 71 تا ص 80

مرور درس ها و یادآوری

برگزاری امتحانات تـــرم اول

بهمن

از ص 81 تا ص 88

از ص 89 تا ص 96

ااز ص 97 تا ص 100

از ص 101 تا ص 108

اسفند

از ص 109 تا ص 113

از ص 114 تا ص 118

ااز ص 119 تا ص 125

مرور درس و رفع اشکال

فروردین

تعطیلات نــوروز

ااز ص 126 تا ص 132

از ص 133 تا ص 140

اردیبهشت

از ص 141 تا ص 144

از ص 145 تا ص 149

ااز ص 150 تا ص 158

مرور درس ها

 


جدول بودجه بندی پیشنهادی کتاب علوم سال دوم  راهنمایی

 

ماه

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

مهر

یادآوری و مقدمه

از ص 1 تا ص 7

از ص 8 تا ص 15

از ص 16 تا ص 20

آبان

از ص 22 تا ص 29

از ص 30 تا ص 38

از ص 39 تا ص 45

از ص 46 تا ص 51

آذر

از ص 52 تا ص 61

از ص 62 تا ص 72

از ص 73 تا ص 78

از ص 79 تا ص 82

دی

از ص 83 تا ص 90

مرور درس ها و یادآوری

برگزاری امتحانات تـــرم اول

بهمن

از ص 91 تا ص 96

از ص 97 تا ص 103

ازص 104 تاص 108

از ص 109 تا ص 118

اسفند

از ص 119 تا ص 125

از ص 126 تا ص 131

از ص132 تا ص 142

مرور درس و رفع اشکال

فروردین

تعطیلات نــوروز

از ص143 تا ص 148

از ص 149 تا ص 152

اردیبهشت

از ص153 تا ص 157

از ص 158 تا ص 164

از ص 165تا ص 170

مرور درس ها

 


 

جدول بودجه بندی پیشنهادی کتاب علوم سال سوم راهنمایی

 

ماه

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

مهر

یادآوری و مقدمه

از ص 2 تا ص 8

از ص 9 تا ص 13

از ص 14 تا ص 20

آبان

از ص 21 تا ص 24

از ص 26 تا ص33

از ص 34 تا ص 37

از ص 38 تا ص 44

آذر

از ص 45 تا ص 52

از ص 53 تا ص 59

از ص 60 تا ص 65

از ص 66 تا ص 72

دی

از ص 73 تا ص 76

مرور درس ها و یادآوری

برگزاری امتحانات تـــرم اول

بهمن

از ص 77 تا ص 82

از ص 83 تا ص 89

از ص 90 تا ص 97

از ص 98 تا ص 104

اسفند

از ص 105 تا ص 112

از ص 113 تا ص 119

از ص 120 تا ص 126

مرور درس و رفع اشکال

فروردین

تعطیلات نــوروز

از ص 127تا ص 133

از ص 134 تا ص 140

اردیبهشت

از ص 141 تا ص 148

از ص 149 تا ص 152

از ص 153 تا ص156

مرور درس ها

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 20:42  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

ویژگی مدارس کار آمد

ویژگی مدارس کار آمد

 امروزه درکشور های پیشرفته به اهمیت و جایگاه اصلی مدارس توجه ویژه ای می شود. چرا که مدرسه به عنوان یک محیط بنیادی در تعلیم و تربیت دانش آموزان و آماده ساختن آنها برای زندگی اجتماعی و تحویل آنها به جامعه بعنوان  شهروندانی با قابلیت های فراوان نقش به سزایی دارد. اما چون معلم به عنوان سازنده و فرم دهنده شخصیت دانش آموز نقش کلیدی دارد باید در درجه اول و پس از وی بقیه کارکنان مدرسه به درجه بالایی از بلوغ فکری رسیده باشند. امروزه ثابت شده است که سرمایه گذاری در مدارس ، سرمایه گذاری پایدار است که آینده جامعه و کشور را می سازد و نتایج آن متوجه کل جامعه خواهد شد و دنیا به نقش مدرسه به عنوان  مركز تعليم و تربيت وآماده سازي افراد براي زندگي اجتماعي و شكوفا سازي استعدادهاي نهفته و بالقوه  افراد و تبديل آنها به افراد  موفق و خبره در یک جامعه مدرن امروزی پی برده است، به همین سبب در کل دنیا در جهت تحول و تغییر در شیوه مدیریت و ساماندهی مدارس توسط صاحب نظران و متخصصین و دست اندر کاران آموزش و پرورش اقدامات شایسته ای انجام شده ، یا در حال انجام است ، لذا در کشور ما بر پایه ی همین اصل، به اهداف چهارگانه آموزش و پرورش جدید (‌یادگیری برای دانستن ، یادگیری برای انجام دادن ، یادگیری برای زیستن و یادگیری برای باهم زیست ) جهت نیل به آرمان های فوق تاکید فراوانی می شود.  اما جهت تحقق اهداف فوق، باید تحول را از مدارس شروع کرد وآن را کار آمد نمود چرا که ارتقاء مدرسه ، ارتقاء انسان است و توجه خاص به مدرسه توجه به انسان و کرامت اوست و بی توجهی به مدرسه ، بی مهری و عدم توجه به انسان و کرامت اوست . اگر مدرسه کار آمد و موفق باشد انسان های کار آمد و موفّق و حرفه ای تربیت خواهد کرد و انسان موفّق، جامعه ای موفّق را خواهد ساخت و اگر جامعه ای موفّق باشد دنیای انسان ها زیبا و همراه با پیشرفت خواهد بود . نیاز انسان امروزی با نیاز انسان های قرون گذشته تفاوت فاحشی دارد لذا مدارس ما نیز با تدوین برنامه ها ، راهبردها و سیاست های جدید برای مواجهه با نیاز های انسان در حال تغییر زمان حاضر باید با مدارس گذشته ما تفاوت چشم گيري داشته باشد . مدرسه کار آمد ، مدرسه ای است که تمام ابعاد مدرسه را در بر می گیرد ، مدرسه ای که از نظر علمی ، آموزشی ، فرهنگی ، تربیتی و حتی ساختمان و فضای مدرسه نیز کار آمد است .فضای مدرسه باید از نظر فیزیکی ، فضای دل باز ، جذاب ، نور گیر ، شاداب ، محیط امن برای دانش  آموزان  باشد و دانش آموزان احساس شادابی و راحتی و امنیت کنند و حضور در مدرسه احساس کسالت و افسردگی به آنها دست ندهد. با توجه به موقعیّت خود از امکانات لازم آموزشی و اداری برخوردار باشد . دارای صندلی های دانش آموزی مناسب و راحت ، تخته مناسب برای نوشتن ، اتاق تکنولوژی و آموزشی مناسب ، آزمایشگاه مناسب، كتابخانه وکلیه لوازمی و امكاناتي که در امر یادگیری دانش آموزان نقش بسزای دارند.در چنين مدرسه اي  توجّه ویژه ای به صنایع آموزشي مي شود و معلمان در صورت نبود وسايل آموزشي لازم در صورت ممكن  اقدام به توليد وسايل دست ساز آموزشي مي كنند  در چنين مدرسه اي دانش آموزان از طريق استفاده منطقي و عقلاني از توانايي هايشان به موفّقيّت دست مي يابند چون در اين مدرسه توجه  ويژه اي به توانايي ها ، استعداد ها ، رفتار و اخلاق دانش آموزان و شرايط محيطي و خانوادگي آنها صورت مي گيرد و به هر دانش آموز به عنوان يك شخص داراي استقلال و صاحب راي و نظر نگريسته مي شود. در مدرسه كار آمد دانش آموزان بخشي از كار مدرسه را از طريق تشكل هاي مختلف برعهده مي گيرند و احساس مسئوليت مي كنند  در چنين مدرسه امر و نهي جاي خود را به احساس مسئوليت مي دهد و همه مسئول مي شوند و اگر كار خودشان را بدرستي انجام ندهند احساس گناه و پشيماني مي كنند و به سرعت  جبران مافات مي كنند . مدرسه كارآمد داراي برنامه ريزي دقيق و منسجم است و هر شخص مي داند در هر لحظه چه وظيفه اي بر عهده اوست در چنين مدرسه اي تعامل خوبي بين مسئولين مدرسه و خانواده ها وجود دارد و خانواده ها مدرسه را مانند خانه خود مي دانند و از طريق مشاركت هاي مادي و معنوي در جهت رفع مشكلات مدرسه گام  برمي دارندو با مدرسه ارتباط تنگاتنگ دارند. در مدرسه كار آمد معلمان نقش اساسي دارند و از نظر فرهنگي ، علمي و معنوي از مدارج بالاتري برخوردارند و به علم روز آشنايي دارند و در آموزش خود از فناوري اطلاعات و ارتباطات به نحو احسن استفاده مي كنند و به جاي انديشه ها ، روش انديشيدن را به دانش آموزان ياد مي دهد . هميشه با طرح درس در كلاس حاضر مي شوند ، با دانش آموزان صادق هستند و هر آنچه را كه بلد نباشند صادقانه بيان مي كنند و با مطالعه و پيگيري هاي لازم جواب صحيح را به دانش آموزان ارائه مي دهند . در مدرسه كار آمد معلمان با يكديگر در تعامل هستند و در صورت وجود مشكل در مدرسه با نظارت مدير در جهت رفع آن بر مي آيند. به مشكلات جسمي و روحي دانش آموزان توجه ويژه اي مي كنند . با معاونت جهت برقراري نظم و انضباط  در مدرسه نهايت همكاري را دارند .ازروش هاي فعال تدريس استفاده مي كنند . انتقاد پذيرو انعطاف پذير هستند..روحيه پژوهندگي و مشاركت پذيري شان در حد بالاست و با دانش آموزان تعامل خوبي دارند  در جلسه هاي معلمان شركت فعال دارند و سعي مي كنند هميشه شنوده نباشند و با مطالعه كتب مفيد ، مطالب مهم آموزشي و تربيتي را جهت اطلاع همكاران در جلسات مطرح كند و به طور كل در مدرسه كار آمد معلم روانشانس ، مبتكر ، خلاق ، داراي تبحردر كار خود ، داراي حسن خلق ، صادق ، استاد ، توانمند در استفاده از فناوري ،الگوي مناسب و  ... است . در مدرسه كار آمد مربيان پرورشي از كارايي بالاتري برخوردارند . مشكلات دانش آموزان را مي شناسند ، با احساسات و عواطف دانش آموزان آشنايي دارند و سعي مي كنند پلي بين دانش آموزان و ساير مسئولان مدرسه و اولياي دانش آموز باشند ، در چنين مدرسه اي دبيران پرورشي فقط انتقال دهنده مطالب و نظاره گرنيستند بلكه محرم اسرار دانش آموزانند ودر بطن مشكلات  مدرسه قرار دارند و براي رفع  مشكلات مدرسه كه همان مشكل دانش آموزان است نهايت تلاش و همكاري را دارند . در هر مدرسه كار آمد يك مدير كار آمد نيز وجود دارد كه به منزله سر براي بدن مي باشد مدير كارآمد ، مديري است آشنا به امور مديريت و روش هاي صحيح اداره مدرسه ، فردي است پويا ، مدبر ، آشنا به امور مدرسه ، توانايي تصميم گيري در شرايط بحران ، آشنا به كار گروهي و تيمي و ... است ، مدير كار آمد در يك مدرسه كار آمد به تمام امور نظارت دارد  با استفاده از اهرم هاي مديريت موجود از جمله تشويق از بيشترين توان نيروي انساني در اختيار استفاده مي نمايد . فردي است مثبت نگر و هميشه نيمه پر ليوان را مي بيند. معلمان  را بخوبي مي شناسد و از مشكلات آنها تا حد ممكن آگاه است و نهايت همكاري را با آنها دارد .رفتارشان با كارمندان خوب است . پست مديريت را وسيله اي براي ترقي و پيشرفت خود نمي بيند بلكه توفيقي از جانب خدا  براي خدمت بيشتر به خلق خدا مي داند. مدير كار آمد حتماً توانايي اداره مدرسه كار آمد را دارد و اگر احساس عدم توانايي كند ،كار مديريت را به ديگري واگذار مي كند. مدير كار آمد نظارت ، اجرا و كنترل  بر برنامه هاي  مدرسه دارد . در مدرسه كار آمد از برنامه هايي كه كار آمد نيستند و ضامن اجرايي ندارند استفاده نمي شود و چون در نهايت از طريق اين برنامه ها، مدرسه بسوي پيشرفت  و ترقي گام بر مي دارد و نتيجه آن تربيت انسان ها براي زندگي آينده است ، برنامه هاي مدرسه پويا بوده و روح حاكم بر آن آينده پژوهانه است  و مهارت هايي را كه در آيند براي زندگي يك انسان لازم است ، به او ياد مي دهد . در چنين مدرسه اي جو مدرسه طوري است كه قوه تفكر ، تجزيه و تحليل دانش آموزان براي حل مسائل روزمره رشد مي كند و دانش آموزان را  به كاوشكران كنجكاو و اهل بحث تبديل مي كند به طوريكه هميشه به دنبال چرا و چگونه ي سوالات خود هستند . در مدرسه كار آمد از فناوري اطلاعات و ارتباطات كه در زندگي بشر امروزي نقش  اساسي دارد وافراد باآن در زندگي روزانه درگير هستند ، غفلت نمي شود و افراد مهارت هاي لازم رادر چنين مدارسي ياد مي گيرند. در چنين مدارسي دانش آموزان كتاب خوان تربيت مي شوندو مطالعه را امري واجب و لازم مي شمارند و اعتقاد دارند كه با مطالعه مي توان مشكلات زندگي را به راحت ترين صورت حل كرد و در نهايت در مدرسه كار آمد افراد براي زندگي آينده آماده مي شوند و قانون هاي زندگي اجتماعي را ياد مي گيرند  و احترام به آن و رعايت حقوق ديگران را امري مسلم و لازم براي زندگي اجتماعي مي دانند و سر تسليم در مقابل آن فرود مي آورند به اين ترتيب زندگي اجتماعي براي همه زيبا و دلپذير مي شود و همه در آرامش به سر مي برند و انحرافات به كمترين حد خود مي رسد و همه صادقانه به خلق خدا خدمت مي كنند و باران رحمت الهي بر چنين بندگاني نازل مي گردد كه باعث سعادت دنيوي و اخروي مي شود .

                                          (( ورحمه الله و بركاته))

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 20:39  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

الفبای کامیابی

الفبای کامیابی

الفباي موفقيت
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
‌ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 20:55  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

مهارتهای زندگی حول اين نه مجموعه می چرخد:

1.     فرد، بتواند از خودآگاهی کامل برخوردار باشد. (خودشناسی)

2.     فرد، بتواند ارتباط را برقرار کند. (ارتباط اجتماعی)

3.     فرد، همدلی خوبی داشته باشد. (همدلی)

4.     فرد، بتواند نه بگويد. (جرئت مندی )

5.     فرد، توانايي حل مساله و مشکل خود را داشته باشد. (مسئله گشايی)

6.     فرد، قادر به اخذ تصميم مناسب باشد. (تصميم گيری)

7.     فرد، دارای خلاقيت باشد. (خلاقيت)

8.     توانايي سازگاری با مشکلات اجتماعی را داشته باشد. (سازگاری)

9.     در صورت بروز مشکل، توانايي مديريت عواطف و هيجانات خود را داشته باشد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 20:42  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

علم چیست و معلم علوم کیست ؟

در مدارس معمولاً دانش آموزان به دنبال جوابهایی برای سئوالاتی هستند که عموماً با جمله « این چیست » شروع می شود . قبل از هر چیز باید دانست که علم مجموعه ای ا ز چیز هایی که قبلاً تصور می شد ، مانند یک سری موضوعات مختلف درباره یک سنگ گرانیتی ، یک لانه کهنه زنبور ، یک دانه ذرت و یا یک گل لاله نیست . علم عبارت از آموزش اسامی قطعات بدن یک ملخ ، یا اجزای یک گل نیست . علم این نیست که ما نام بیست نو درخت ، حشره ، گل یا چیزهایی دیگر را بیاموزیم و به خاطر بسپاریم .

پس علم چیست ؟ علم مطالعه مسائلی است که کودکان در اطراف خود می یابند و بهتر بگوییم ، علم مطالعه طبیعت است نه قسمتهایی از فیزیک ، شیمی ، زیست شناسی ، زمین شناسی و ... محتویات علم با این موضوعات وابستگی پیدا می کند اما خودش بالطبیعه مطالعه مسائلی است که روزمره در ذهن کنجکاو کودک ایجاد می شود . مثلاً : چه چیز سبب وزش باد می شود ؟ داخل ابر چیست ؟ سنگ از چه ساخته شده است؟ وقتی زنگی به صدا در می آید چه وضعی پیدا می کند ؟ چگونه یک دانه کوچک مبدل به درختی بزرگ می شود ؟ قوس قزح از کجا می آید ؟

هر کس که در دبستان ها با دختران و پسران کوچک کار کرده باشد به خوبی می داند که آنان همواره شخص را مواجه با چنان سوالاتی می کنند و مایلند که جواب آنها را بدانند . علم یعنی پیدا کردن جواب برای این قبیل سوالات . لازم نیست علم خیلی فنی باشد . تعریف کامل علم را یک کودک ده ساله نه احتیاج دارد ، و نه می تواند درک کند . علم پایه ای است در چهار چوب قوانین ساده ای از « چطور » « چه وقت » « کجا » « چرا » های پدیده هایی که هر روز در اطراف او ایجاد می شوند و اتفاق می افتند . علم او همین است . او احتیاج به قوانین فنی و تکنیکی ندارد و لازم نیست فرمولها و تشریح جزئیات را بداند . چنین مسائلی در سالهای بعد مورد مطالعه قرار         می گیرند . اما فعلاً باید آتش کنجکاوی کودکان را فرو نشاند . کودک محتاج است که کنجکاویش توسعه یابد و علائقش پرورش یابند . این است نوع علمی که برای او مناسب است و او قادر است آن را درک کند . در کجا؟ علم در کجا است ؟ علم در هر جایی است که کودکان هستند ، در هوایی که تنفس می کنند ، در آبی که می نوشند ، در غذایی که می خورند . اکسیژن چیست ؟ مواد معدنی چطور وارد آب می شوند ؟ ویتامین کدام است ؟ علم در چیزهایی است که او در راه مدرسه می بیند : الکتریسته چطور سبب حرکت یک اتومبیل می شود ؟ چرا سگ ها وقتی هوا گرم می شود زبانشان را بیرون می آورند ؟ چه چیز سبب آبی بودن رنگ آسمان است ؟ علم در خانه های آنان است : زنگ در خانه چطور کار می کند ؟ علت ترشی لیمو چیست ؟ بخاری چگونه باعث گرمی خانه می شود ؟ علم در مدرسه است : دستگاه خاموش کننده آتش چگونه کارمی کند ؟ منبع آب چرا زنگ می زند ؟ چرا همه باید واکسینه شوند ؟

 پس علم در اطراف دانش آموزانی است که ما به آنان درس می دهیم . آنان نمی توانند از علم جدا باشند . با کمکی بس نا چیز بیشتر آن را می توانند حس کنند . با کمی تشویق خیلی بیشتر می توان آنان را علاقه مند ساخت و اگر معلمی داشته باشند که این امکان استفاده را تشخیص دهد و مهارت خودش را در کمک به بچه ها و شناسایی محیط به کار برد ، علم آموزی بهتر صورت می گیرد . چگونه ؟ به طور کلی این مطلب صحیح است که یک آدم مطلع شخص جالبی است اطلاعاتی درباره ی محیط می تواند یک نفر را فرد مطلعی سازد . معنی این جمله این نیست که شما ذهن دانش آموزان را پر از حقایقی کنید تا آنان بتوانند هر جای خالی را در محاوره و صحبت پر کنند ، بلکه شما باید به آنان تعمیم و تفسیر مسائل موجود در محیط خود را بیاموزید . یک کودک 10 ساله ، بدون نیاز به حفظ کردن این که گل گیاهان تیره لاله دارای سه کاسبرگ ، سه گلبرگ همرنگ کاسبرگها ، شش پرچم و یک مادگی و غیره است ، می تواند زندگی کند ، اما تصور کنید که او پس از یک آزمایش در مورد چندین گیاه یاد بگیرد که گیاهان و جانوران را روی بعضی خصوصیات مشترک به دستجاتی تقسیم بندی می کنند و دانستن این خصوصیات وی را قادر می سازد که نمونه های یک گروه و تیره را تشخیص دهد . چنین تعمیمی می تواند او را در تشخیص گونه ها و   نمونه هایی که می بیند ، کمک کند ؛ عادات آنها را مطالعه کند و در مورد فواید و مضرات آنها و بسیاری چیزهای دیگر آگاه شود . او از مطالعه دقیق و مشاهده به این تعمیم رسیده است و از مجموعه واقعیت های بسیار ، اما کوچک به یک ایده بزرگ رسیده است . پس یک هدف در علم این است که به شاگردان در تفسیر مسائل روزمره ای که با آنها برخورد دارند تعمیم دادن را یاد دهد . هر چه ما به مطالعه مسائلی که در زندگی دانش آموزان ایجاد تنوع و تفاوت می کند نزدیکتر شویم ، به دارا بودن یک برنامه عملی نزدیکتر  شده ایم .

شما قطعاً نمی خواهید وقتی دانش آموزانتان  بزرگ شدند طرز تفکر غلطی داشته باشند ، بلکه مایلید ایشان دارای نوع تعمیمی تفکر که روشی مبتکرانه و تازه است بشوند . ممکن است این نوع تفکر را طریقه علمی یافتن جواب صحیح نام گذاری کنیم . این روش زیاد هم جدید نیست و شاید شما آن را در حساب و یا موضوعات دیگر به کار بسته اید . مثلاً ، شرح مسائل ، پیشنهاد نظریات مختلف ، جمع آوری شواهد ، پیدا کردن نتایج و کنترل آنها مراحل روش علمی است . منظور این نیست که  هر وقت مشکلی پیش آمد شما این قدمها را بردارید و شاگردان را وادار کنید این راهها را طی کنند . عملاً طریقه علمی حل مسائل ، احتیاج به طی چنین مراحل قانونی ندارد ، مثلاً شاگردان مایلند بدانند چرا عقربه قطب نما همواره به سمت شمال و جنوب می ایستد . شما مطمئن می شوید که دانش آموزان دقت لازم را در بررسی خود به کار می برند و می فهمند که واقعاً چه می خواهند ، سپس توضیح می دهند که علت ثابت بودن جهت عقربه چیست . بعضی توضیحات قانع کننده اند و بعضی دیگر نیستند . شما می پرسید ؛ چطور بفهمیم که چه کسی درست می گوید و شاگردان جواب می دهند « کتاب علوم را بخوانیم » ، « از معلم فیزیک بپرسیم » یا « آزمایش کنیم » پس شاگردان پیشنهاد می دهند ، جواب پیدا می کنند و آن را با دقت لازم کنترل می کنند . مسئله حل شده است . حالا می توانند از دانش خودشان و البته به طریق ساده استفاده کنند . این راه مسلماً اگر درست به کار رود ، برای شروع حل مشکلات آنان خوب است و نتایج خوبی به بار   می آورد .

اگر دانش آموزان راهنمای باهوشی داشته باشند می توانند قدمهای سریعی بردارند . البته اقدام از این طریق احتیاج به زمان دارد تا فرد را واقعاً دقیق بار آورد . در مورد       دانش آموزان نباید عجله به خرج داد . شما از دانش آموزان می خواهید که از روش علمی برای تفکر در ضمن کار پیروی کنند ، مثلاً می گویید هیچ پدیده ای خود به خود اتفاق نمی افتد ، بلکه علل متعددی برای آن وجود دارد ، پس دقیق باشند ، در برابر عقاید دیگران روشن فکر کنند و تعصب به خرج ندهند ، نتایج را تا به مرحله اعتماد نرسیده اند پیش خود نگهدارند ، دنبال شواهد قابل اعتماد بگردند ، مایل باشند در صورتی که به اشتباه خود پی بردند ، نحوه تفکر خود را عوض کنند ، هرگز در رسیدن به نتیجه عجول نباشند ، در مورد اشیا کنجکاو باشند و با توضیحات سطحی قانع نشوند . اینها ، چند نکته از نحوه تفکر به روش علمی است که یک معلم کار آزموده می  تواند در دانش آموزانش به وجود آورد . دوباره می گوییم : هر چه زودتر با این روش آشنا شوید بهتر است . سپس شما می خواهید علائق دانش آموزان را توسعه دهید . آنان طبیعتاً در مورد بسیاری از چیزها علاقه نشان می دهند . اما نصف دنیا پر از چیزهایی است که آنان هرگز درباره آنها چیزی نمی دانند و بالطبع نمی توانند در مورد آنها کنجکاو باشند . به نظر می آید مطالعه ای در مورد ستارگان ، برای عده ای راهی را به دنیای جدیدی باز کند و شاید این علاقه ای که در این میان نسبت به موضوع پدید    می آید ، همیشگی شود و ایشان را به این راه بکشاند . مطالعه درباره این که یک گیاه چگونه رشد می کند ممکن است علاقه ای نهانی را در شاگرد رشد دهد .

مطالعه در مورد نوع علائق دانش آموزان ، نشان می دهد که آنان تقریباً به تمام چیزهای محیط اطراف خود علاقه دارند و برخلاف آنکه قبلاً تصور می شد فقط جانوران و گیاهان را دوست ندارند . بسیاری از علائق که در تمام طول زندگی به همراه اشخاص مانده اند ریشه هایی در دوره کودکی دارند . بسیاری از دانشمندان می گویند که علاقه و توجه آنان به علم از وقتی شروع شده که هنوز خیلی جوان بوده اند . با آموزش بهتر علوم در مدارس ، چنان نتایجی ممکن است به بار آید . شما می خواهید که         دانش آموزانتان با حس احترام نسبت به چیزهای اطراف خود بار آیند ، اما چگونه کودکان  می توانند این حس را پیدا کنند ، ما مشغول بررسی راههای جدیدی هستیم که به دانش آموز در بروز و رشد این حس کمک کنیم . سخنرانی های کوتاه و بلند در مورد زیباییهای طبیعت دردی را دوا نمی کند . صحبت تنها درباره ی پروانه های زیبا ، زنبورها گلها هم زیاد مفید به نظر نمی رسد . بگذارید سعی کنیم تا به آنان یاد دهیم که ببینند ، از نزدیک نگاه کنند . به دقت امتحان کرده و خودشان کشف کنند که چه عجایبی در دنیای ما وجود دارد . در یک برگ سبز آنچنان فرایند سازندگی پیش می رود که هنوز بشر نتوانسته است یک مرحله آن را تقلید کند . آدمی دریافته است مواد اولیه ای که در این فرایند به کار می روند فقط آب و دی اکسید کربن است . ماده سبز رنگ برگ ، وجودش لازم است و هم این که بدون حضور نور طی این فرایند غیر ممکن است .او می تواند مراحل را تا آخرین مولکول تجزیه کند و نتیجه بگیرد ، اما نمی تواند آنها را تقلید کند و یا کاملاً بفهمد . به علاوه ، بدون گذراندن این فرایند زندگی غیر ممکن است . چون یک کودک می تواند این حقایق را بفهمد ، به او کمک می شود تا اهمیت آنها را درک کند و در نتیجه ، مخصوصاً اگر با معلمی باهوش ، کاردان و علاقه مند کار کند ، حس ستایش وی بر انگیخته خواهد شد . اینها نکاتی چند بودند که اگر معلمان علوم آگاه باشند که منظور چیست و راه کدام است ، مطالعه علم در مدارس ما می تواند برای کودکان انجام دهد . هدفهایی که در کتابهای راهنمای تدریس باقی می مانند و از لابه لای صفحات آنها خارج نمی شوند به درد دانش آموزان نمی خورند . هدفهایی مفیدند که درمغز و فکر معلم اند و به مغز دانش آموزان منتقل می شوند . چنین هدفهایی انتخاب موضوع ، روشهای آموزشی ، فعالیت های برگزیده شده ، روش  ارزش یابی و هر کار دیگر را که در کلاس درس انجام می دهند تحقق می بخشند . در اینجا یک نکته وجود دارد که بایستی تمام معلمان علوم به خاطر بسپارند : « معلوم کنید که از آموزش علوم چه منظوری دارید ، آن را در خاطر نگهدارید ، مواظب باشید که از راه خارج نشوید و ارزیابی کنید که تا چه حد به هدف نزدیک شده اید و بالاتر از همه ، سعی کنید این هدفها هر چه ممکن است به هدف های دانش آموزان نزدیکتر باشند و از دانش آموزان در به انجام رساندن این هدفها کمک بگیرید . »

به نظر می آید که برنامه علوم بدون تطابق داشتن با برنامه های عمومی مدرسه موثر نباشد . هدفهای عمومی برنامه از پیش تعیین شده اند . شاید مهمترین هدف این باشد که کودکان را در فهم مطالب  مسائل لازم زندگی برای این که فرد مفیدی شوند تربیت کنند . در اینجا لازم است به آنان خواندن و نوشتن و محاسبه کردن به عنوان ابزار اولیه آموخته شود . به علاوه ، باید تشخیص و فهم بعضی مسائل اجتماعی را نیز یاد بگیرند ، به این معنی که باید به آنان فرصت داد تا در این موارد راه حلهایی برای بعضی مسائل پیشنهاد و عمل کنند تا نیازهای افراد و دستجات را حس کنند. به آنان باید اصول همکاری و انتخاب راهنما ها و تصمیمات گروهی را آموخت و یاد داد که چگونه مواظب سلامت روح و جسم خود باشند و در این راه ورزیده شوند . و بالاخره ، چطور اوقات فراغت خود را صرف کنند . اینها تقریباً هدفهای عمومی برنامه یک مدرسه خوب هستند و هیچ برنامه علمی بدون در نظر گرفتن چنین هدفهایی موثر نیست . هدفهای آموزش مقدماتی علوم باید با این اصول کلی مطابقت داشته باشد . این که ، ما علم را چگونه کودکان را در طرح ریزی و استناج کمک می کنیم ، همه باید با این هدفها سازگاری داشته باشند .

به عنوان مثال ، چگونه علم را به کودکان یاد بدهیم تا فرد مفیدی برای جامعه خود شوند ؟ اگر معلم خودش تمام متون را برگزیند ، سازمان دهد ، نقشه بکشد که چطور بیاموزد و به طور کلی سایر تصمیمات را بگیرد ، دانش آموزان چطور می خواهند سازمان دادن را بیاموزند ، طرح بریزند و با هم کار کنند در حالی که همکاری را یکی از شرایط مفید بودن برای جامعه می دانیم . ما باید تسهیلاتی قائل شویم تا دانش آموزان با هم کار کنند . فرق بزرگی است میان رهبری کردن به عنوان یک معلم و دیکته کردن از پشت میز معلمی ...

معلم به عنوان راهنما می تواند در خلق علائق و پیشرفت آنها قدمهای اساسی بردارد ، راههای کار را باز کند و سپس در نقش یک راهنما باقی بماند . او به خاطر تجربه اش می تواند راهنما باشد ، اما افتخار بر معلمی که آموخته است چه موقع باید ساکت بماند ، دانش آموزان درس علوم را از همان سکوت نیز مانند فعالیتهای دیگر ،  درک خواهند کرد . اصل موضوع ، پرورش دادن این قدرت است . پس در آموزش علوم بگذارید این موقعیت را به دانش آموزان بدهیم که با هم نقشه بکشند . تصمیم  بگیرند ، اشتباه کنند ، راه تصحیح کردن را یاد بگیرند ، موقعیت هایشان را بشناسند ، رویه جدیدی به وجود آورند و نتایج را ارزیابی کنند

به شاگردان جواب هر سوالی را که می پرسند نگویید و همچنین نگویید « جوابهای را بخوانید » . ما از علم به وسیله تجربه کردن ، مشاهده کردن ، پرسش از کسانی که      می دانند ، خواندن ، دیدن فیلمها و راههای دیگر استفاده می کنیم ولی دانش آموزان چگونه یاد بگیرند چه وقت این راهها را بروند و چه متکی به خود باشند ؟ آنان با تمرین در تصمیم گرفتن و ارزیابی قادر به این کار می شوند .کودکان با تمرین این قدرت را به دست می آورند که از اشیای قابل دسترسی استفاده کنند و دانشی کسب کنند اما این کار در صورتی تحقق می یابد که ما آنان را کمک کنیم . هر قسمت به کمکی مخصوص احتیاج دارد ، اگر ما این فرصت را به آنان بدهیم !

معلم علوم

اگر منتظر شویم که تمام معلمان برای آموزش علوم کاملاً آمادگی کسب کنند ، هرگز کار را شروع نخواهیم کرد معلمان موفق علوم در مدارس گفته اند: « من به اهمیت وجود مقداری علوم در برنامه ام معتقدم و می دانم برنامه ام بدون آن کامل نخواهد بود . من از علم سر رشته زیاد ندارم ، اما می دانم دانش آموزان چگونه آن را یاد می گیرند . من سوالات گیج کننده نو آموزان هراسی ندارم ، چون می دانم چگونه در پیدا کردن جوابها کمکشان کنم . »

این معلمان مسائل و مشکلات زیادی دارند . باید از پیش زمینه علمی کسب کنند و یاد بگیرند که آن را چگونه بیاموزند . باید اسباب و وسایل لازم را تهیه کنند . اما آنان دارای دو صفت مهم هستند : اهمیت وجود علم رادر برنامه درک کرده اند و می دانند دانش آموزان چگونه علم می آموزند . بسیاری از آنان از راهنماییهای زیر سود برده اند :

1-    آموزش علوم را با اطمینان شروع کنید . آموزش علوم آنقدر هم که شما فکر می کنید خارق العاده نیست و از آموزش علوم اجتماعی ، زبان ، هنر و ریاضیات که اغلب معلمان آنها را به آسانی تدریس می کنند دشوارتر نیست . در واقع از آنها آسانتر هم هست ، زیرا با چیزهایی واقعی سروکار دارد که علاقه کودکان را بر می انگیزند .

2-    هرگز انتظار نداشته باشید که جواب همه سوالاتی را که دانش آموزان از شما   می پرسند بدانید . اگر چنین انتظاری دارید ، هرگز بدان توفیق نخواهید یافت . معلمان به هر صورت خیلی چیزها را به شاگردان خود می آموزند . اگر دانش آموزان را به خوبی بشناسید و بدانید چگونه در آموختن مطالب به آنان کمک کنید ، به نیمه راه پیروزی رسیده اید . شک نداشته باشید که هنگام یاد دادن شما نیز همراه شاگردان خود چیز یاد می گیرید .  بگذارید دانش آموزان شخصاً اشکالات موجود را حل کنند و شما راهنمای آنان باشید . البته شما باید اطلاعات علمی داشته باشید ، ولی احتیاجی نیست که یک عالم متخصص باشید . چند موضوعی که بعداً به اطلاع شما می رسند شما را در کسب بعضی نکات اصلی علم یاری خواهند داد .

3-    پس از آن که یک موضوع علمی را انتخاب کردید ، چند کتاب یا مقاله مربوط به آن را که در سطح معلومات دانش آموزان شما نوشته شده ، بخوانید . سپس چند کتاب خوب علمی ( در سطح دبیرستان ) فراهم کنید و بخوانید . بدین ترتیب اطلاعات و نکات علمی لازم برای تدریس به نوآموزان را کسب خواهید کرد .

4-    چند آزمایش از نمونه آزمایشهایی که در این کتاب ها به عنوان شده اند انجام دهید ، تا با کاربرد مواد لازم برای آزمایش آشنا شوید پیچیدگی این آزمایش آشنا شوید . پیچیدگی این آزمایش های مقدماتی کمتر از آن است که شما تصور     می کنید .

5-    توصیه های این کتاب را درباره ی گردشهای علمی ، مشاهدات ، آزمایشها و فراهم کردن کلکسیونها به کار بندید . دیدن یعنی حس کردن و باور کردن . اگر خودتان دستگاه تصفیه آب شهر رادیده باشید و خوشتان آمده باشد ، به سادگی خواهید توانست توجه و علاقه دانش آموزان را به آن جلب کنید  .

6-    با یک معلم علوم دبیرستانی که در نزدیکی شماست تماس بگیرید و با او مشورت کنید .این معلمان معمولاً می توانند در انجام آزمایشها و تهیه وسایل  آزمایش و کتاب ، کمکهای شایان بکنند ، زیرا علم رشته ی اختصاصی آنان است و معمولاً دارای نظریات مفید فروانند .

به خاطر داشته باشید که عدم آشنایی شما با علم موجب ترس شما می شود . پس تا می توانید به کمک وسایل علمی خود را با علم آشنا کنید . اگر پیشنهادات بالا را عمل کنید ، اعتماد کافی برای شروع یک بحث تازه علمی به دست خواهید آورد .

7-    هرگز از فقدان وسایل کار احساس عجز نکنید . دانش آموزان آنچه را که شما لازم دارید می توانند از خانه هایشان بیاورند اگر چیزی کسر دارید می توانید از ابزار فروشی بخرید ، از آزمایشگاه دبیرستان قرض بگیرید ، از حیاط مدرسه به دست آورید ، از مستخدم مدرسه بخواهید ، یا به دست نو آموزان آن را بسازید . وسایل پیچیده و گران قیمت در کلاس آموزش علوم مقدماتی نه تنها بی فایده اند ، بلکه ممکن است نوآموزان را به اشتباه بیندازند و توجه آنان را از مسئله مطالعه منحرف سازند .

8-    بگذارید خود دانش آموزان آزمایش کنند . این ، نوع آموختن است که نو آموزان را به آن علاقه مندند . دانش آموزان قویتر کلاس را به فراهم آوردن وسایل کار بگمارید .

تدریس علم را با موضوعی که برای شما از همه ساده تر است شروع کنید . این کار با نظر بعضی که معتقدند مسائل را باید خود دانش آموزان عنوان کنند ، مغایرت دارد، ولی این نظر مورد بحث است اگر در دوره تحصیل در دانشسراها ، یا درحین سرگرم کردن خود در ساعات فراغت ، یا به سبب علاقه مند شدن به موضوعی ، نکات    ویژه ای از علم را فرا گرفته اید ، می توانید آن را برای آغاز کار انتخاب کنید . سپس  آسان می توانید به تمایل دانش آموزان توجه کنید . دانش آموزان همیشه می توانند در سازمان دادن به کار آزمایش شرکت کنند ، اگر چه فکر اولیه از شما باشد .

9-    از کتاب راهنمای معلم که همراه کتابهای درسی علوم است فروان استفاده کنید . این راهنما ها پر از توصیه هایی است که اثر آنها به اثبات رسیده است . حتی اگر کتاب درسی مربوطه به آنها را هم تدریس نکنید ، مطالعه آنها برای شما مفید است .

10-    از مواد لازم برای انجام آزمایش علمی و از مشاهدات آموزشی و طرحهای خود یادداشت بردارید ، این یادداشتها در آینده به کار شما می آیند ، یا دیگران آنها را از شما قرض می گیرند . تدریس موضوعی در بار دوم ساده تر می شود . به خصوص اگر وسایل ، استفاده شده آن را  داشته باشید

11-     با معلمان دیگر مشورت کنید تا از راههای توفیق آنها در کار آگاه شویدودر گفتن حاصل تجارب خود به ایشان درنگ نکنید . این گونه مبادلات بسیار سودمندند

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 20:40  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  | 

اهداف تدریس علوم تجربی

 اهداف کلی طرح جدید آموزش درس علوم

 به طور كلی هدف آموزش علوم در دوره ی آموزش عمومی آن است كه دانش آموزان را برای یادگیری مادام العمر آماده كند؛
به عبارت دیگر، هدف كلی آموزش علوم ایجاد مهارت و توانایی كسب سواد علمی- فناورانه در دانش آموزان است.
بر این اساس، هدف های آموزش علوم را می توان در سه حیطه ی اصلی و اساسی، در نظر گرفت:
دانستنی های ضروری
مهارت های ضروری
نگرش های ضروری
یادگیری درباره ی هر مفهوم و موضوع جدید دانش بشری، مستلزم داشتن اطلاعاتی درباره ی اصول و قوانین چهار زمینه ی اصلی علوم تجربی است .
علوم فیزیكی: شامل فیزیك و شیمی است، بیش تر به بحث درباره ی ماده، انرژی، تغییرات مواد و برهم كنش های ماده و انرژی می پردازد.
علوم زیستی، محیط زنده را مورد بحث قرار می دهد.
علوم زمین، محیط غیرزنده را بررسی می كند.
علم بهداشت، به بدن آدمی و بهداشت آن می پردازد.
دانستی ها
دانش آموزان باید در دوره ی آموزش عمومی مجموعه ای كافی از اصول و قوانین فیزیك، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی و بهداشت را بیاموزند تا بتوانند بر پایه ی این اصول و قوانین دانستنی های مورد نیاز خود را فرا گیرند. برای مثال اگر دانش آموزی با مفاهیم اساسی «الكتریسیته و مغناطیس» آشنا نباشد، هرگز نمی تواند اصول كار یك دستگاه برقی را دریابد و از آن به صورت صحیح استفاده كند؛
آنچه كه در تدوین كتاب ها مورد نظر بوده،
باید تا حد امكان موضوعات انتزاعی را كاهش داد و مطالب را متناسب با سن دانش آموزان تنظیم كرد.
الزاما" نباید به ساختار دانش مقید بوده و در صورت ضرورت و مفید بودن، می توان تقدم و تأخر مطالب را بر هم زد.
مطالب باید تا حد امكان به صورت تلفیقی بیان شوند.
عكس ها و تصویرها تا حد امكان ایرانی باشند.
در پایان هر فصل، زمینه های شغلی مربوط به مطالب آن فصل آورده شود.
كسب دانش پایه، شرط لازم، اما نه كافی، برای یادگیری های بعدی است.
مهارتهای ضروری
توانایی ها يي كه در زمینه ی علم آموزی می توانند مفید واقع شوند؛ به عبارت دیگر، پرورش مهارت ها در دانش آموزان، به منزله ی آموختن «راه یادگیری»
لزوم پرورش چند نوع مهارت یا توانایی در دانش آموزان
به اعتقاد متخصصان، ایجاد و پرورش مهارت ها، دانش آموزان را در پیمودن مراحل روش علمی تواناتر می سازد و به آنها امكان می دهد تا یادگیری های جدید را از طریق به كارگیری مهارت ها به راحتی انجام دهند.
مشاهده
مشاهده يعني چه؟
به معنی به كارگیری حواس و به منظور جمع آوری اطلاعات درباره ی پدیده ها یا اشیاست.
مشاهده، اساسی ترین و بنیادی ترین مهارت یادگیری است. موفقیت در زندگی و به دست آوردن شغل در آینده، به مهارت دانش آموزان در مشاهده بستگی دارد.
مشاهده فقط دیدن نیست بلكه معلم باید به دانش آموزان بیاموزد كه تا حد امكان، از همه ی حواسشان در مشاهده استفاده كنند در مشاهده، علاوه بر حس بینایی، حسهای شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هم اهمیت ودخالت دارند.
یكی از نكات اساسی مشاهده ی صحیح، دقت در مشاهده است. معلم باید دانش آموزان را به دقت در مشاهده ترغیب كند تا به جزئیات توجه خاصی نشان دهند.
ابزارهای كمك حسی- مانند ذره بین، میكروسكوپ و....- دقت دانش آموزان را درمشاهده بالا می برند.
معرفی و كاربرد ابزارهای كمك حسی، فعالیت كلاسی را جذاب و فرصت های جدیدی برای یادگیری فراهم می كند.
مشاهده به قصد جمع آوری اطلاعات، مقایسه و طبقه بندی انجام می گیرد.
دانش آموزان برای مقایسه ی دو چیز باید به شباهت ها و تفاوت های آنها توجه كنند.
در بین اعضای یك مجموعه، معمولاً یافتن شباهت ها از یافتن تفاوت ها مشكل تر است؛ زیرا دانش آموزان باید خصوصیات مشترك را در تمام اعضای مجموعه جست و جو كنند.
دانش آموزان باید بتوانند طبقه بندی را به روش های متنوع و براساس یك یا چند ویژگی مشترك (رنگ، اندازه، شكل و ...) انجام دهند.
معلم نیز باید دانش آموزان را به طبقه بندی بر اساس ملاك های ابتكاری و خلاقانه تشویق كنند.
گردش ها و بازدیدهای علمی، یكی از راه های تقویت مهارت مشاهده است.
در پایان مشاهده ی فردی، باید به دانش آموزان فرصت داد تا از طریق مشاهده، در یادگیری مشاركت كنند.
معلم نیز باید دانش آموزان را به طبقه بندی بر اساس ملاك های ابتكاری و خلاقانه تشویق كنند.
گردش ها و بازدیدهای علمی، یكی از راه های تقویت مهارت مشاهده است.
در پایان مشاهده ی فردی، باید به دانش آموزان فرصت داد تا از طریق مشاهده، در یادگیری مشاركت كنند.
جمع آوری اطلاعات
مهارت جمع آوری اطلاعات و مهارت در كسب و جمع آوری اطلاعات لازم در مورد یك پدیده از منابع یا مراجع مناسب از طریق مطالعه ی منایع، استفاده از رسانه ها، گفت وگو و مصاحبه باافراد متخصص و بهره گیری از تمام شبكه های اطلاع رسانی است.
در عصر انفجار اطلاعات، این مهارت در مقایسه با گذشته اهمیت بیشتری یافته است.
دانش آموزان باید دریابند كه علاوه بر معلم و كتاب درسی، منابع اطلاعاتی دیگری نیز در اطرافشان وجود دارد.
معلم نیز باید ضمن ایجاد انگیزه در دانش آموزان، آنها را به سمت جمع آوری اطلاعات هدف دار هدایت كند.
یكی از روش های ایجاد رغبت در دانش آموزان، علاقه و توجه نشان دادن به نتایج اطلاعاتی است كه آنها جمع آوری كرده اند.
در ضمن، معلم باید علاوه بر فراهم آوردن زمینه برای دانش آموزان جهت جمع آوری اطلاعات به صورت انفرادی، فرصت هایی را هم برای جمع آوری اطلاعات به صورت گروهی برای آنان فراهم سازد و دانش آموزان را به انجام دادن فعالیت های گروهی وا دار كند
مثال جمع آوری اطلاعات به صورت گروهي
هر بخش از يك فعالیت را به یك دانش آموز سپرد و در نهایت، شرایطی فراهم آورد كه با جمع بندی یافته ها، همه ی دانش آموزان به نتیجه ی واحدی برسند.
در پایان، دانش آموزان باید اطلاعات جمع آوری شده را به گونه ای منسجم و قابل یادگیری تنظیم كنند.
دعوت از افراد مطلع و كارشناسان به كلاس
بردن دانش آموزان نزد متخصصان، در واقع، به معنی معرفی منابع اطلاعاتی جدید به دانش آموزان است و علاوه بر آموزنده بودن، به متنوع شدن فضای كلاس كمك می كند.
استفاده از كتاب و كتابخانه به عنوان یكی از منابع اطلاعاتی مهم برای مدرسه، كتابخانه ها را به محیطی شاد و زنده تبدیل می كند. برقراری ارتباط
به معنی مهارت پیداكردن در انتقال و دریافت اطلاعات و یافته ها از راه های گوناگون مانند: صحبت كردن، نوشتن، گزارش كردن، رسم منحنی، نقاشی كردن، تهیه ی جدول و چارت، روزنامه ی دیواری، نمایش دادن و .... است.
مهارت برقراری ارتباط، دانش آموزان را قادر می سازد تا آن چه را آموخته اند یا فكر می كنند به گونه ای مناسب، جذاب و پركشش به دیگران انتقال دهد.
در واقع، برقراری ارتباط به معنی انتقال مؤثر اندیشه های خود به دیگران است.
هدف برقراری ارتباط
برقراری ارتباط به روش های گوناگون از قبیل گزارش شفاهی، گزارش كتبی، استفاده از نقاشی، نمایش، رسم انواع نمودار و... ، امكان پذیر است.
در تمام این موارد، دانش آموزان باید كم كم یاد بگیرند كه در نوشتار و گفتار خود از واژگان علمی استفاده كنند.
توجه به پرورش مهارت برقراری ارتباط، فرصت های گران بهایی را برای ایجاد ارتباط عاطفی عمیق بین معلم و دانش آموزان و هم چنین، دانش آموزان با یك دیگر فراهم می آورد.
در مهارت برقراری ارتباط، تشویق كردن دانش آموزان به استفاده از روش های ابتكاری در ارائه ی گزارش ها، در نهایت به ایجاد و پرورش خلاقیت در آنها منجر می شود.
هم چنین باید اهمیت یادداشت برداری در حین فعالیت را برای دانش آموزان روشن كنیم. متأسفانه فرهنگ مكتوب در كشور ما، از فرهنگ شفاهی كم رنگ تر است.
برخورد صحیح و عاطفی معلمان با دانش آموزانی كه برخی ناتوانی های جسمی و ذهنی هستند، در نهایت به تقویت حس اعتماد به نفس و خودباوری در آنها می انجامد.
با سازمان دهی مناسب یك محیط آموزی می توان از تمامی امكانات مدرسه، دیوارها، درخت ها و ... برای انتقال پیام های آموزشی، بهداشتی، اجتماعی و ... استفاده كرد.
در كلاس ها ممكن است بعضی از دانش آموزان در برقراری ارتباط مشكلاتی داشته باشند. معلم باید مراقب باشد تا دانش آموزان از گردونه ی برقراری ارتباط خارج نشوند.
اندازه گیری
به معنی مقایسه ی یك خاصیت یا كمیت با واحد آن كمیت است.
اندازه گیری در یادگیری علوم نقش اساسی دارد. در بسیاری از مشاغل، داشتن مهارت اندازه گیری برای انجام دادن مطلوب وظایف ضرورت دارد؛ بنابراین، لازم است دانش آموزان این مهارت را كسب كنند.
اندازه گیری باید دقیق باشد و دانش آموزان باید چگونگی استفاده از واحد مناسب برای اندازه گیری هر كمیت را بیاموزند.
ساختن وسایل اندازه گیری، علاوه بر جلب علاقه ی دانش آموزان، سبب پرورش مهارت كاربرد ابزار در آنان می شود.
استفاده از جدول و نمودار برای ثبت اطلاعات حاصل از اندازه گیری و نشان دادن این اطلاعات ضروری است
در اندازه گیری و ثبت نتایج، به كارگیری یكاها و واحدهای مناسب ضرورت دارد. واحدها گاهی خودساخته و گاهی استاندارد هستند.
كاربرد ابزار
به معنی مهارت یافتن در استفاده از ابزارها و وسایل است.
مهارت در كاربرد ابزار یك توانایی پایه ای مورد نیاز برای زندگی عادی، زندگی شغلی و زندگی علمی هر شهروند است.
كار با اشیای واقعی و ابزارها سبب رشد ذهنی و عقلی دانش آموزان و ایجاد هماهنگی بین اعضای بدن آنها می شود و به كارگیری دقیق حواس گوناگون را ممكن می سازد.
استفاده از ابزار در كلاس علوم، به منظور مشاهده ی دقیق تر و بهتر، مقایسه ی دقیق تر، اندازه گیری دقیق تر و انجام آزمایش های گوناگون صورت می پذیرد.
در فعالیت های مربوط به ساخت ابزار، باید سن دانش آموزان و سطح توانایی آنها را در نظر گرفت.
ساختن ابزارهای مناسب در خانه تكلیفی مثبت و سازنده برای دانش آموزان است.
فعالیت های كاربرد ابزار، زمینه را برای به وجود آمدن یك تعامل عاطفی عمیق بین معلم و دانش آموزان فراهم می آورد.
آموزش نكات ایمنی در حین انجام فعالیت ها ضروری است.
از موانع كاربرد ابزار در كلاس های كنونی، نامناسب بودن نیمكت ها (شیب دار بودن یا ثابت بودن آنها) و ونیز نامناسب بودن محیط آزمایشگاه برای تدریس است .
در صورت وجود این موانع، می توان از سایر فضاهای موجود مانند حیاط مدرسه، نمازخانه و غیره استفاده كرد.
از جمله نكاتی كه باید مورد توجه مدیران قرار گیرد، این است كه در كنار وسایل ساده ای كه خود دانش آموزان می سازند، مدرسه نیز باید وسایلی را به عنوان وسایل مورد نیاز درس علوم تهیه كند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد؛ مانند نیروسنج، دماسنج، میكروسكوپ و ... .
پیش بینی و فرضیه سازی
پیش بینی به معنای بیان یك واقعیت یا رویداد، قبل از رخ دادن آن است و فرضیه سازی به معنای كوشش در جهت ارائه ی یك یا چند راه حل برای یك مسئله است.
معمولا˝پیش بینی بر اساس یك فرضیه ی ذهنی و رابطه ی علت و معلولی از پیش كشف شده انجام می پذیرد.
هر پیش بینی خوب باید به طور منطقی، بر اصول و قواعد علمی از پیش آموخته استوار باشد و همواره با استدلال بیان شود.
فرضیه ها و پیش بینی های دانش آموزان باید قابل آزمایش باشند تا آزمایش، درستی یا نادرستی آنها را روشن كند.
فرضیه سازی و پیش بینی دو مهارت زمینه ساز تحقیق هستند.
پیش بینی و فرضیه سازی
معلم باید دانش آموزانی را كه فرضیه ها و راه حل های ابتكاری و خلاقانه ارائه می دهند، تشویق كند.
گاهی فرضیه سازی به معنای ارائه ی توضیحی احتمالی در مورد یك پدیده است. معلم باید حتی فرضیه های غلط را هم به اندازه ی فرضیه های درست مورد توجه قرار دهد و مهم تلقی كند.
هنگام ارائه ی فرضیه ها و پیش بینی ها، اتكا به نفس و قدرت دفاع از نظریات خود، در دانش آموزان و پرورش می یابد.
نكته ی آخر این كه گاهی پیش بینی ها بر پایه ی الگوهای غلط قبلی ارائه می شود. دراین هنگام، معلم باید با برخورد مثبت با این نظریات و انجام دادن فعالیت ها و آزمایش های مناسب، راه را برای دست یابی به نتایج صحیح و علمی هموار سازد.
تفسیر یافته ها و نتیجه گیری
نتیجه گیری و تفسیر یافته ها به معنای ارائه ی یك توضیح كلی در مورد مجموعه ی اطلاعاتی است كه دانش آموز از راه های گوناگون در مورد یك موضوع جمع آوری كرده است.
تفسیر یافته ها یعنی كشف الگوها، روابط، قاعده ها، قانون ها و مفاهیم كلی .
فرایند یادگیری گاهی با یك مشاهده، مقایسه، طبقه بندی، جمع آوری اطلاعات و حتی اندازه گیری یك موضوع آغاز می شود و با تفسیر یافته ها و نتیجه گیری از آنها پایان می پذیرد. پس تفسیر یافته ها در واقع نقطه ی نهایی فرایند یادگیری و تشكیل مفهوم در ذهن دانش آموزان است.
در بسیاری از فعالیت ها، كشف رابطه ی موجود بین یك متغیر با متغیرهای دیگر سبب پرورش مهارت تفسیر یافته ها در دانش آموزان می شود.
دانش آموزان باید بیاموزند كه در نتیجه گیری ها و تصمیم گیری های خود از عجله كردن بپرهیزند و همواره نتیجه ی آزمایش خود را با آزمایش های جدید تأیید كنند.
اصولا˝ در تفسیر یافته ها و نتیجه گیری، باید نتایج به دست آمده را با احتیاط تعمیم دهیم و این با احتیاط عمل كردن را به دانش آموزان نیز بیاموزیم.
نتیجه گیری
نقش معلم در دست یابی دانش آموزان به یك نتیجه گیری مناسب، بسیار مهم است.
معلم نباید طرز تفكر خود را به دانش آموزان القا كند بلكه باید اجازه دهد تا ذهن دانش آموزان در تفسیر یافته ها فعال شود. در واقع، دانش آموزان نباید فقط آن طور كه معلم می خواهد، فكر كنند.
معلم هم چنین در مواجهه با تفسیر یافته های غلط، نباید فورا" نتایج غلط را رد كند و خود مستقیما˝ پاسخ صحیح را ارائه دهد بلكه باید با طرح پرسش های مناسب، دانش آموزان را به سمت نتایج صحیح هدایت كند
معلم باید در تفسیر یافته هایی كه دانش آموزان ارائه می دهند، به اختلاف سطح آنها در كلاس و نیز اختلاف آنها در پایه های تحصیلی توجه كند.
طراحی تحقیق
به معنی درگیرشدن در مراحل یك مسئله به منظور یافتن پاسخ پرسش است.
مهارت طراحی تحقیق مستلزم به كارگیری همه ی مهارت های دیگر است.
گاهی یافتن مسئله از حل آن مهم تر است. پس دانش آموزان باید نسبت به محیط اطراف خود و مسائل آن حساس باشند.
مراحل پنج گانه ی طراحی تحقیق عبارت اند از:
1-فهم دقیق مسئله؛
2-جمع آوری اطلاعات درباره ی موضوع؛
3-پیش بینی یك یا چند راه حل؛
4-آزمودن راه حل یا راه حل ها؛
5-نتیجه گیری و تفسیر نتایج.
طراحي تحقيق
توجه جدی به كنترل متغیرها یكی از ملاك های اعتبار یا عدم اعتبار نتایج یك تحقیق است.
كنترل متغیرها یعنی توجه به این كه در یك تحقیق، چه عواملی را باید ثابت نگه داریم و چه عواملی را باید تغییر دهیم. در هر بار انجام آزمایش، تنها باید یكی از عوامل مؤثر در مسئله را تغییر داد و به نتیجه ی آن توجه كرد.
معلم در ترغیب دانش آموزان و ایجاد انگیزه در آنان برای مواجهه با مسائل اطراف و حل آنها نقش مهمی دارد. نكته ی آخر این كه در ارائه ی مسائل به دانش آموزان، باید به سن و سطح توانایی های جسم و ذهنی آنها توجه داشت.
نگرش های ضروری
ارزش ها در آموزش و پرورش اهمیت بسیار زیادی دارند. در واقع، آموزش را باید وسیله ای برای نیل به ارزش ها دانست.
اگر ما بتوانیم تمامی سواد علمی مورد نیاز هر فرد را در اختیار او بگذاریم اما شخصیت و نگرش هایش را در مسیر درست قرار ندهیم، هیچ مشكلی از مشكلات جهان امروز حل نخواهد شد؛ بنابراین، باید در كنار دانش پایه و مهارت ها، به هدف های نگرشی نیز توجه كامل داشته باشیم. البته بیش تر هدف های نگرشی جنبه ی عمومی دارند و خاص درس علوم تجربی نیستند.
بسیاری از هدف های نگرشی در زمره ی هدف های مشترك آموزش علوم در همه ی كشورها قرار می گیرند. شاید بتوان گفت كه شعار «جهانی فكر كنید و منطقه ای عمل كنید»، حتی در عرصه ی تدوین هدف های آموزشی نیز معنا یافته است.
هدف هایی مانند توجه به قانونمندی و نظم موجود در پدیده های طبیعت و پی بردن به وجود خالق آنها، قدردانی از مواهب طبیعی به عنوان نعمت های الهی، تمایل به همكاری گروهی، صبر و حوصله، مسئولیت پذیری، درستكاری و راست گویی، تصمیم گیری مسئولانه، احترام گذاشتن به عقاید دیگران، اعتماد به نفس، انعطاف پذیری در اندیشیدن، دوری از تعصب نابجا، تمایل به یادگیری ، كنجكاوی، علاقه مندی به كار و تلاش، حساسیت نسبت به حفظ بهداشت جسم و حفظ محیط زیست، میل به صرفه جویی در عصر ماده و انرژی و دارابودن تفكر نقاد و خلاق، هدف های مهم نگرشی اند.
نگرش به معنای تمایل به اقدام در مسیری معین است. نگرش های ما باورهای عمیقی هستند كه در اندیشه ی ما جای گرفته اند.
ما باید كودكان را برای زندگی فردا كه قطعا˝ با زندگی امروز تفاوت دارد، آماده كنیم. اطلاعات بی شمار امروز شاید به كار نسل فردا نیاید اما چیزی كه اساس ذهن، فكر و رفتار انسان را می سازد، نگرش اوست. در گذشته های دور و تا چند دهه پیش، هدف آموزش علوم، تنها دانایی بود اما پس از مدتی به توانایی هم توجه شد و امروزه، علاوه بر دانستنی ها و مهارت ها، به نگرش ها نیز به عنوان جزئی مكمل و ضروری پرداخته می شود.
پس از پایان دوران تحصیل، احتمال دارد بسیاری از مطالب درسی فراموش شوند اما نگرش ها،- چون در اعماق وجود ما جای دارند- تا پایان عمر باقی می مانند.
اهمیت نگرش ها از دانستنی ها و مهارت ها بیش تر است. ما درصدد ایجاد و تقویت نگرش های خاص در دانش آموزان هستیم.
نگرش ها، نوع نگاه و عملكرد ما را نسبت به افراد و محیط پیرامونمان تعیین می كنند. همچنین دانش آموزان را وامی دارند تا در شرایط پیش بینی نشده، به طرز خاصی عمل كنند، به گونه ی معینی سخن بگویند، از برخی چیزها به وجد آیند و از بعضی چیزها ناراحت و حتی متنفر شوند.
برخي از نگرش ها
تصمیم گیری مسئولانه، احترام گذاشتن به عقاید دیگران، اعتماد به نفس، انعطاف پذیری در اندیشه و عمل، و دوری از تنگ نظری و تعصب، از نگرش های پایه هستند كه در كلیه ی درس ها وجود دارند. گروهی از نگرش ها به شخصیت انسان ها مربوط می شوند؛ هم چون: كنجكاوی، خلاقیت و علاقه به یادگیری. این نگرش ها كه تا پایان عمر هم در انسان باقی می مانند، باعث می شوند كه انسان همواره یادگیرنده باقی بماند.
تمایل به یادگیری و كنجكاوی نسبت به مسائل محیطی و زیست محیطی و رعایت نكات ایمنی از جمله نگرش های عمومی هستند و باید در همه ی درس ها گنجانده شوند.
نگرش ها را می توان در همه ی نقاط مدرسه آموزش داد. برای ایجاد یك نگرش در دانش آموزان، معلم خود باید به آن نگرش رسیده باشد.
دانش آموز باید نقش خود و نقش مدرسه را بشناسد؛ یعنی بداند و معتقد شود كه خود می تواند یاد بگیرد و از این راه خود را پربار كند. او همچنین باید مدرسه را جایی بداند كه می تواند در آن یادگیری بهتری داشته باشد.
دانش آموز باید بداند كه از خود چه انتظاری دارد و خود را چگونه فردی می بیند و مدرسه را چگونه جایی می داند. آیا مدرسه را محیطی برای یادگیری، رشد و تبدیل شدن به فردی داناتر و تواناتر می داند یا محلی برای حفظ كردن و به خاطر سپردن و طبیعتا˝ از خاطربردن بسیاری از محفوظات؟
می داند یا محلی برای حفظ كردن و به خاطر سپردن و طبیعتا˝ از خاطربردن بسیاری از محفوظات؟
در درس علوم تجربی یك سلسله نگرش های خاص هم وجود دارد كه در هر موضوع درسی به خصوص باید گنجانده شوند. نگرش دیگری كه به علوم تجربی اختصاص دارد، نگاه دانش آموز به علم است؛ طرز نگرش او نسبت به اهمیت علم و اثرگذاری آن بر زندگی! آیا نگرش مثبتی به علم دارد یا به علم بدیین است و فكر می كند كه علم نمی تواند مشكلات زندگی را حل كند؟
در درس علوم تجربی یك سلسله نگرش های خاص هم وجود دارد كه در هر موضوع درسی به خصوص باید گنجانده شوند. نگرش دیگری كه به علوم تجربی اختصاص دارد، نگاه دانش آموز به علم است؛ طرز نگرش او نسبت به اهمیت علم و اثرگذاری آن بر زندگی! آیا نگرش مثبتی به علم دارد یا به علم بدیین است و فكر می كند كه علم نمی تواند مشكلات زندگی را حل كند؟
نگرش مهم دیگر نگرش ها به نحوه ی تفكر و اندیشیدن دانش آموزان مربوط می شوند؛ مثلا˝ تفكر نقاد، تفكر منطقی، ارج گذاری به شواهد و یافته ها و … دانش آموزان باید یاد بگیرند كه رد هر مطلب یا اثبات ان به دلیل احتیاج دارد.
ما باید پایه ی درست استدلال را در كودكان پی ریزی كنیم. آنها باید محتاطانه، دقیق و مستدل نتیجه گیری كنند و تا زمانی كه بررسی های لازم را انجام نداده اند، در مورد هیچ موضوعی حكمی صادر نكنند. تفكر نقاد نیز یكی از مهم ترین نگرش های مثبت است. با ایجاد تفكر نقاد باید دانش آموزان را وادار كرد تا هنگام نتیجه گیری، دلایل پدیده ی مورد مطالعه را به طور مستدل و با دقت توضیح دهند و نظریات خود را برای قبول یا رد موضوع، با دقت كافی بیان كنند.
نگرش مهم دیگر، ایجاد آمادگی برای پذیرش عدم قطعیت است.
در علوم تجربی درباره ی هیچ عقیده ای تعصب خاصی نداریم و همواره برای پذیرش تكامل، تحول و بهبود در علوم تجربی آماده ایم. با توجه به مطالب گفته شده، نقش معلم در ایجاد و پرورش نگرش های مثبت چیست؟
نگرش ها باورهای انسان ها هستند و این باورها را نمی توان به آنها تحمیل كرد.
همانا باید شرایطی ایجاد كنند تا دانش آموزان، خود به این باورها برسند. در محیط سرشار از امرونهی، نگرشی ایجاد نمی شود؛
نگرش ها هنگام آزادی عمل و انتخاب شكل می گیرند. هم چنین، نگرش ها صرفا˝ در مدرسه آموزش داده نمی شوند بلكه جامعه، خانواده، گروه دوستان، فامیل، كوچه و خیابان و همه ی رسانه های كشور در ایجاد نگرش ها اثر گذارند و چه بسا، نسبت به مدرسه اثرگذاری بیشتری دارند.
هر چند برای آموزش مستقیم نگرش ها راهی وجود ندارد و نگرش ها در لحظه لحظه ی زندگی پرورش می یابند اما برای ایجاد و پرورش همین نگرش های مناسب می توان در فرصت های مناسب توجه دانش آموزان را به آثار مثبت علم و دانش در زندگی انسان جلب كرد.
كلام آخر
مراكز عمومی ترویج علم در جامع، مانند: فرهنگ سراها، خانه های فرهنگ، موزه های علوم و خانه های علم، در افزایش استقبال عمومی از علم آموزی اثر
چشم گیری دارند.
آنها علاوه بر این، شهروندان را به یادگیرندگان مادام العمر تبدیل می كنند و سواد علمی- فناورانه ی جامعه را بالا می برند.
این كه مراكز عمومی ترویج علم در جامع، مانند: فرهنگ سراها، خانه های فرهنگ، موزه های علوم و خانه های علم، در افزایش استقبال عمومی از علم آموزی اثر چشم گیری دارند. آنها علاوه بر این، شهروندان را به یادگیرندگان مادام العمر تبدیل می كنند و سواد علمی- فناورانه ی جامعه را بالا می برند.
1)كدام مورد در اندازه گيري از اهميت كمتري برخوردار است؟
الف) اندازه گيری بايد دقيق باشد

 ب) ثبت نتايج، ضرورت دارد.
ج) بايد واحدها استاندارد باشند

 د) سبب پرورش مهارت كاربرد ابزارمي شود
2) تفسير يافته ها يعنی ...........................
الف)كشف الگوها، روابط، قانون ها و مفاهيم كلی

 ب)نقطه ی شروع و نهايی فرايند يادگيری
ج)درگيرشدن در مراحل يك مسئله

 د) كنترل متغيرها

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 16:59  توسط گروه آموزشی علوم تجربی  |